تخم گذاری مرغ ها در گنج گور دختر
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

تخم گذاری مرغ ها در گنج گور دختر

سازه هخامنشی گوردختر در جنوب ایران و مرز استان فارس و بوشهر واقع شده، آرامگاهی مشابه پاسارگاد اما در ابعادی کوچکتر. محلی‌ها این بنا را به نام گور دختر می‌شناسند و آن را به خواهر بزرگ یا مادر کوروش انتساب می‌دهند. اما دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد...

گور دختر یکی از بناهای ارزشمند دوره هخامنشی محسوب می‌شود که در بدترین شرایط حفاظتی قرار دارد. دسترسی مستقیم به اثر، تعرض به حریم، حفاری غیرمجاز در اطراف بنا، تبدیل شدن به آغل گوسفندان و محلی مناسب برای نگهداری مرغان ازجمله اتفاقاتی است که طی سال‌های اخیر در بنای 2500 ساله گوردختر رخ داده است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  با توجه به‌ اهمیت بنای هخامنشی گوردختر، هنوز مشخص نیست چرا باوجود انتقادات دوستداران میراث‌فرهنگی و اطلاع‌رسانی گسترده رسانه‌ها این اثر همچنان مورد بی‌مهری مسئولان میراث‌فرهنگی قرار گرفته است. این بی‌توجهی‌ها تا جایی پیش رفته که حال این بنای 2500 ساله پس از تعرض‌های گسترده تبدیل به دانه‌خوری مرغان شده است!
 
یادگاری نویسی در بنای 2500 ساله گور دختر!
به‌گزارش CHN، سازه هخامنشی گوردختر در جنوب ایران و مرز استان فارس و بوشهر واقع شده، آرامگاهی مشابه پاسارگاد اما در ابعادی کوچکتر. محلی‌ها این بنا را به نام گور دختر می‌شناسند و آن را به خواهر بزرگ یا مادر کوروش انتساب می‌دهند. اما دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد.
کف آرامگاه محل پروش مرغ و خروس!!!
با این حال «سیاوش آریا» یکی از فعالان میراث‌فرهنگی استان فارس درتازه‌ترین بازدیدی که ازآرام‌گاه گوردختر درشهرستان دشتستان بوشهر،بخش تنگه ارم داشت متوجه ابعاد گسترده‌تری از تخریب‌ها شد.
 
سقف بنای گوردختر!!!
چنانچه به‌گفته این فعال، بنای 2500 ساله هخامنشی نه‌تنها بدون نگهبان و تعیین حریم رها شده بلکه فاقد تابلوی معرفی توسط میراث‌فرهنگی است.
جاده منتهی به گور دختر که وضعیت بسیار نامناسبی دارد
گفته می‌شود یادگاری نویسی روی بنا و ساخت و ساز خانه‌های روستایی در حریم درجه یک وضعیت و شکل اسفباری به این محوطه تاریخی داده است. آریا معتقد است، چند سال پیش نخستین دست‌اندازی توسط اداره برق منطقه‌ای استان با نصب تیرک چراغ برق صورت گرفت و پس از آن بود که ساخت و سازها در منطقه افزایش پیدا کرد.
 
اطراف بنای 2500 ساله هخامنشی انبوهی بوته روییده که نشان از عدم رسیدگی به این محوطه تاریخی دارد
به‌گفته آریا، آرامگاه کوروش جوان دراوایل دهه 80 ازسوی یک تیم بهسازی(مرمت) و به سرپرستی حسن راهسازبه صورتی ویژه بهسازی واحیا شد که بنا به گفته کارشناسان، پروژه گور دختر ازجمله کارهای موفق این گروه مرمت‌گر بوده است. مرمت‌گران برای بهسازی واحیای آرامگاه 24 قطعه سنگ بنا را پیاده کرده وبرخی قطعات آن را که دچاررانش وجابه جایی شده بود اصلاح ویا با قطعات جدید سنگ جایگزین کردند.

 

ساخت و سازهای اطراف گوردختر
 آرام گاه کورش جوان درشهرستان دشتستان بوشهرودرجاده برازجان به کازرون فارس قراردارد.این آرامگاه دارای سقفی شیروانی شکل ومشابه آرام گاه کورش بزرگ است.
 




ارسال توسط گنج بزرگ

نابودی دفینه و گنجینه قلعه امام مریوان

قلعه مریوان که روی کوه امام قرار دارد، در استان کردستان، جنوب شهرستان مریوان واقع شده است. بر اساس برخی از مستندات تاریخی این قلعه به‌مدت 3 قرن یکی از مکان‌های حکومتی امیران بابان و اردلان بوده است. نام کوه امام از نام «شیخ احمد بن انبار نعیمی الحسنی» گرفته شده که در سده 8ه. از طرف امیر حمزه بابان به عنوان پیش نماز و امام جماعت مسجد سرخ منسوب شده که همزمان با ساخت قلعه از طرف امیر حمزه بابان فرمان ساخت مسجد هم داده شده بود....

پیشروی فعالیت‌های معدن سنگ، در حریم قلعه امام مریوان مقدمات تخریب بقایای تاریخی آن را فراهم کرد. این درحالی است که بخش عمده‌ای از قبور تاریخی قلعه در طول زمان ویران شده است. قلعه امام از جمله بناهای ثبت شده میراث‌فرهنگی و مورد احترام مردم مریوان به شمار می‌رود.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ بیش از 10 سال است معدن سنگ زیر پای قلعه امام مشغول فعالیت است. فعالیت‌ها تا جایی پیش رفته که احتمال ریزش و تخریب کامل بقایای قلعه امام نزدیک است. این درحالی است که نزدیک معدن سنگ و زیر قسمت شاه‌نشین قلعه، دانشگاه آزاد مریوان واقع شده که باستان‌شناسان و کارشناسان میراث‌فرهنگی ساخت و سازهای دانشگاه را بسیار نگران کننده توصیف می‌کنند.
 به‌گزارش CHN، قلعه مریوان که روی کوه امام قرار دارد، در استان کردستان، جنوب شهرستان مریوان واقع شده است. بر اساس برخی از مستندات تاریخی این قلعه به‌مدت 3 قرن یکی از مکان‌های حکومتی امیران بابان و اردلان بوده است. نام کوه امام از نام «شیخ احمد بن انبار نعیمی الحسنی» گرفته شده که در سده 8ه. از طرف امیر حمزه بابان به عنوان پیش نماز و امام جماعت مسجد سرخ منسوب شده که همزمان با ساخت قلعه از طرف امیر حمزه بابان فرمان ساخت مسجد هم داده شده بود.
نمایی دور از  محل قرار گیری قلعه امام روی کوه‌ها
یکی از باستان‌شناسان شهرستان مریوان  با اعلام این خبر به CHN می‌گوید: «بیش از 10 سال است که  معدن سنگ زیر قسمت شاه‌نشین قلعه دوم مشغول به فعالیت است به‌طوری که پیشروی فعالیت‌هایش به حریم قلعه کاملا محسوس است.»
 این باستان‌شناس که ادامه می‌دهد: «به‌دلیل نبود اطلاع رسانی و رسیدگی متولیان میراث‌فرهنگی بسیای از قبور قهرمانانان قلعه در اثر گذر زمان تخریب و بخشی از آن‌ها شکسته‌اند.»
 این درحالی‌است که سید عبدالصمد تواری در کتاب «نورالانوار» می نویسد: «امیر حمزه بابان جنگی را بر پا کرد و در آن شهر های دیار بکر و حلب فتح کرده و ترکان و اعراب با نیروی بسیاربه مقابله با او برخواستند ولی بی‏نتیجه بود که در نتیجه به فکر مکر و حیله ای افتادند و حمدون بگ سر لشکر سپاه بابان را با پول و پاره ای خریده و سرانجام خود و سپاهش را تسلیم می‌کند امیر حمزه که تنها می ماند به ناچار میدان کارزار را ترک کرده و با عده ای از یارانش که به او وفادار مانده بودند فرار را بر قرار ترجیح می دهند و در ناحیه مریوان بر روی کوه سه قله که امروزه به امام مشهور ا‌ست سکنی گزیدند بعد از استقرار در قله ی امام به جمع آوری نیرو و ترمیم سپاه خود پرداخت وهمچنین بر روی این کوه قلعه و دژهای محکمی را به وجود آورد که در میان قلعه ها مسجدی ساخت که شیخ احمد انباری نعیمی را به عنوان امام و پیش نماز آن تعیین کرد.»
 
فعالیت‌های معدن سنگ در پای قلعه
هرچند که قلعه مریوان بار دیگر در زمان سهراب بگ اردلان رونق میگیرد و به عنوان مرکز حکومتی مورد استفاده قرار می گیرد. آیت الله مردوخی در کتاب «میژوی کوردستان» در این باره می نویسد: «سهراب بگ پسر مامون بگ اول در سال 945ه. ناحیه تحت فرمانروایی مامون بگ دوم که برادرزاده ی خود او بوده را به تصرف در می‎آورد و در ناحیه مریوان روی کوه بلند قلعه‏ای محکم را برای روزهای جنگ و ناامنی ساخت (مردوخی:145:1375) که امروزه آثار قلعه روی کوه پیداست.»
 
گورستان قلعه در قله اول
کوه امام که جنلگی متراکم آن را در بر گرفته 3 قله بلند دارد به همین دلیل سید عبدالصمد تواری از آن به عنوان سه قله یاد می‌کند. در قله اول گورستانی رو باز، سنگ و چوب دیوارهای مسجد سرخ، درختی کهن که در جلو مسجد سرخ دیده می‌شود مکانی برای استراحت و گرد هم آمدن مردم روستا در زمان غروب بوده، آثار ویرانه‎های خانه‎ها که دست زمانه و جبر ظالمان آن را ویران کرده هنوز دیده می‌شود. همانطور که گفته شد مسجد سرخ از طرف امیر حمزه بابان در سده 8ه بنا شده دیوار بیرونی مسجد به وسیله‎ای آجرهای چهارگوش پخته شده قرمز ساخته که این باعث شده که به مسجد سرخ مشهور شود این مسجد حجره‌هایش بعدها رونق یافت و به عنوان یکی از دارالعلم‌های کردستان خود را مطرح کرد و دانشمندان بسیاری را در آن پرورش داده‏است.
 
بخشی که احتمالا تراس شاه نشین در قله دوم است
قلعه دوم به نام قلعه شاه‌نشین شناخته شده تا چند سال پیش اطراف قلعه، خرابه و دیوارهایی با  آجر قرمز در آن دوران ساخته شده که امروز نیز این خرابه‎ها هر چند اندک در میان درختان دیده می‎شود.
 در بلند ترین قسمت قلعه‌ دوم تخته سنگ بزرگی تراشیده شده و تراس بزرگ و زیبایی از آن تراشیده‌اند که منظره زیبایی از دشت مریوان و دریاچه زریبار از آن نمایان است. پهنای ایوان 18 تا 20 متر است رو کار این ایوان از ملاطی که از آهک و گچ و ماسه درست شده که ساروج گفته می‎شود و ساروج کاری شده، سختی و سفتی ملاط ساروج باسیمان و بتن برابری می‌کند.
 
محلی که احتمالا آب انبار قلعه امام
درست در قسمت پایین شاهنشین مکانی دیده می‌شود که مردم دور و بر به آن آب انبار می‌گویند. این آب انبار که منبعی بوده برای مهار و ذخیره آب، آب مورد نیاز مردم قلعه را تامین می‌کرده است. قسمتی از آب انبار که پس از سالیان دراز هنوز پا برجا و باقی است در دل کوه کنده و تراشیده شده است و قسمت‌های دیگر این آب انبار مثال سقف (بام) و قسمتی از دیوار شمالی و شرقی آن ویران شده است.
 قلعه سوم که بلند ترین قلعه شناخته می‌شود مشهور به قلعه زندان است، کارشناسان معتقدند این قله به‌دلیل مرتفع و دور از دسترس بودن به عنوان زندان استفاده می‌شده تا هیچ زندانی نتواند از آنجافرار کند. بلندی قلعه زندان به‌گونه‎ای است که همه کوه امام زیر پای آن قرار دارد و امکان دارد که مکانی مهم برای نگهبانی از قلعه باشد.
سنگ قبر شکسته هه لوغان
درحال‌حاضر با توجه به اتفاقالی که در قلعه امام رخ داده مردم مریوان  و روستاهای اطراف هر ساله در جلو مسجد سرخ و گورستان قلعه ویران می‌شوند و به یاد قهرمان‌ها و شکوه و جلال آن‌‌ها به شادمانی می‌پردازند.
 با این حال هنوز هیچ تلاشی برای حفظ این قلعه صورت نگرفته حتی دیوارهای قلعه از بیخ کنده شده و تنها آثاری که از قلعه امام و قله‌های سه گانه آن به‌جا مانده خاطرات شفاهی مردم است.



ارسال توسط گنج بزرگ

 سنگ نگاره نیشابور گنج های تاریخی

اين تخته سنگ كه نزد اهالي « سنگ طلسم » ناميده مي شود ، نقش چند بزكوهي كشيده شده است . ضمن اين كه در مركز آن و در داخل كادري مستطيلي خطوطي وجود دارد كه به نظر مي رسد حروفي از خط پهلوي باشد . اين نكته را آقاي مهندس مؤمن نژاد كه از اين سنگ نگاره در نوروز 91 نخستين بار بازديد كرده بودند يادآور شدند . البته كمي بالاتر از اين خطوط و تقريبا در گوشه ي چپ سنگ نيز نشانه هايي ديده مي شود كه درمورد آن نظري ندارم . گرچه بي شباهت به نوشته نيست ....

در شهريورماه سال جاري ، فرصتي دست داد تا با آقاي مهندس مؤمن نژاد ، كه از علاقمندان به فرهنگ و تاريخ اين سرزمين هستند ، بازديدي از سنگ نگاره هايي كه در نيشابور ، پيشتر از اين ايشان شناسايي كرده بودند ، داشته باشيم .آن چه در ادامه مي آيد گزارش گونه اي است از اين بازديد .

در كيلومتر 35 جاده ي نيشابور- كاشمر ، پس از روستاي رئيسي ، سمت چپ ، جاده اي خاكي وجود دارد كه با طي حدود 7 كيلومتر در آن به روستاي كلاته حسن آباد مي رسيم . اگر از داخل اين روستا تقريبا ۴كيلومتر در جهت جنوب شرق حركت كنيم ، به منطقه اي مي رسيم كه نزد اهالي به « كمرِ بشكلي » معروف است . در دامنه ي اين كمر ، تخته سنگي نسبتا بزرگ به ارتفاع تقريبا3 متر از كوه جداشده كه با توجه به جنس سنگ كمربشكلي و ديگر قطعه سنگ هاي اطراف ، به نظر مي رسد اين جداشدن طبيعي بوده باشد .

 

                            نمایی از کمر بشکلی - سنگ طلسم با دایره قرمز نشان داده شده است

بر روي اين تخته سنگ كه نزد اهالي « سنگ طلسم » ناميده مي شود ، نقش چند بزكوهي كشيده شده است . ضمن اين كه در مركز آن و در داخل كادري مستطيلي خطوطي وجود دارد كه به نظر مي رسد حروفي از خط پهلوي باشد . اين نكته را آقاي مهندس مؤمن نژاد كه از اين سنگ نگاره در نوروز 91 نخستين بار بازديد كرده بودند يادآور شدند . البته كمي بالاتر از اين خطوط و تقريبا در گوشه ي چپ سنگ نيز نشانه هايي ديده مي شود كه درمورد آن نظري ندارم . گرچه بي شباهت به نوشته نيست .

                                   

       سنگ طلسم

اين تخته سنگ بر روي قطعه سنگ نسبتا مسطح كوچكي قرارگرفته است . با سوراخ كردن سطح سنگ زيرين ، چاهي حفرشده كه اين چاه پس از سوراخ كردن سنگ به لايه هاي زيرين نيز رسيده است . درحال حاضر ژرفاي اين چاه حدود3 متراست .

به گمان بنده با توجه به شيارهايي كه در لبه هاي سنگ زيرين ( دهانه ي چاه ) به وجودآمده ، از آن جهت جمع آوري آب باران استفاده مي شده است و در واقع يك مخزن آب به شمار مي آمده است . گرچه برخي از محلي ها مي گويند كه اين چاه بعدا و به منظور يافتن دفينه و گنج حفر شده است .

در اطراف اين تخته سنگ ، آن گونه كه نگارنده و آقاي مهندس مؤمن نژاد بررسي نموديم ، پنج تخته سنگ ديگر كه بر رويشان نقوشي ايجاد شده نيز وجود دارد .

            

                                              تخته سنگ دیگری در همان محل

اين نقش ها كه همگي بزكوهي هستند ، البته به جز برخي نقوش كه خيلي واضح نيستند و قابل تشخيص نمي باشند ، با تكنيك هاي مختلفي رسم و اجرا شده اند . برخي بسيار اوليّه و شايد ناشيانه و تعدادي هم بسيار دقيق و واقعگرايانه ( ناتورال ) . كه اين موضوع شايد بيانگر اين نكته باشد كه نقش ها مربوط به دوره هاي مختلف مي باشند .

درحال حاضر سنگ بزرگ تر ، كه داراي نقوش بيشتري است ، داراي ترك هايي جدي است و احتمال متلاشي شدن آن وجود دارد و نياز به مراقبتي كارشناسانه دارد . موضوع ديگر يادگاري نويسي است كه ظاهرا بلايي است كه به جان همه ي آثار تاريخي و فرهنگي اين سرزمين افتاده است و سنگ طلسم نیز از این بی مهری مستثنی نیست .




ارسال توسط گنج بزرگ

گنجی بزرگ در حال نابودی

کوشک اردشیر در حال‌حاضر دارای مشکلات عدیده‌ای است چنانچه نداشتن تعیین حریم مهمترین معضل به‌شمار می‌رود. در حال‌حاضر در فاصله 6 متری از کوشک کشاورزی صورت گرفته و زمین مرتب شخم می‌خورد.
این درحالی است که «محسن عباسپور» فعال میراث‌فرهنگی در اینباره به CHN اینطور می‌گوید: « بنای کوشک اردشیر نه تنها توسط متولیان میراث فرهنگی محصور نشده برای حفاظت های اولیه هم در آن دیده نمی شود. فضولات حیوانی در این مکان نشان از حضور طولانی مدت دام دارد...

چرای گوسفندان در کوشک ساسانی!

کوشک اردشیر متعلق به دوره ساسانی تنها 500 متر با گور دخترهخامنشی فاصله دارد. بناهایی که در فاصله نزدیک به‌هم جان می‌دهند و ناقوس مرگ آن‌ها در میان گله‌ای از گوسفندان و هی هی چوپانان گم می‌شود. بارها در خبرها شنیده‌ایم که هر دوی این بناها آغل گوسفندان شده است!

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ یک یا دوفصل مرمت و سه یا چهار مقاله تنها سهم مطالعات و پژوهش‌ها از کوشک اردشیرساسانی تا گوردختر هخامنشی است. هر دوی این بناها ثبت ملی شده‌اند اما بدون آنکه تعیین حریم شوند در بدترین شرایط حفاظتی قرار گرفته‌اند. حالا دیگر شعارهای تمام قد از فرهنگ و حفاظت از میراث‌فرهنگی پشت کوشکی پنهانی شده که تبدیل به آغل گوسفند و بنای 2500 ساله هخامنشی که مرغ‌ها در آن دانه می‌خورند شده است.
 به‌گزارش CHN، درحالی کوشک اردشیر ساسانی در منطقه "پشت پر" واقع در شمالی‌ترین منطقه استان بوشهر یعنی در شمال منطقه دشتستان و جنوب شرقی شهرستان کازرون واقع شده که گور دختر هم در شهرستان دشتستان در استان بوشهر و در جاده برازجان به کازرون، البته در فاصله 500 متری کوشک اردشیر قرار دارد.
 
زمین کشاورزی در حریم بنای ساسانی کوشک اردشیر
کوشک اردشیر در حال‌حاضر دارای مشکلات عدیده‌ای است چنانچه نداشتن تعیین حریم مهمترین معضل به‌شمار می‌رود. در حال‌حاضر در فاصله 6 متری از کوشک کشاورزی صورت گرفته و زمین مرتب شخم می‌خورد.
این درحالی است که «محسن عباسپور» فعال میراث‌فرهنگی در اینباره به CHN اینطور می‌گوید: « بنای کوشک اردشیر نه تنها توسط متولیان میراث فرهنگی محصور نشده برای حفاظت های اولیه هم در آن دیده نمی شود. فضولات حیوانی در این مکان نشان از حضور طولانی مدت دام دارد.
 
ساخت و ساز در حریم کوشک اردشیر
این درحالی است که سیاوش آریا نیز با ارائه عکس هایی از بنای کوشک اردشیر به تخریب هایی اشاره می کند که در نزدیکی این محوطه رخ داده است.
 عباسپور معتقد است، علاوه بر کشت زمین های کشاورزی در حریم درجه یک کوشک و استفاده از ابزارآلات کشاورزی در اطراف بنا شاهد حفاری غیر مجاز در  محفظه های داخلی این اثر تاریخی هستیم.
 
موتور و پمپ آب در نزدیکی کوشک
وی با تاکید براینکه بنای کوشک اردشیر در فاصله 500 متری آرامگاه گور دختر قرار دارد اما جز یکی دو فصل مرمت هیچ کاوش و مطالعات جدی در این منطقه صورت نگرفته است.  
 کوشک اردشتیر که بنایی متعلق به دوره ساسانی است در فاصله 500 متری گوردختر هخامنشی واقع شده است. وجود این دو بنا در نزدیکی یکدیگر نشان از حرف های ناگفته بسیاری دارد. درحال حاضر حفاظت از منطقه نخستین نیاز و ضرورت به شمار می رود و در مرحله بعد ورود باستان شناسان فعالیت های پژوهشکده باستانی را می طلبد.



ارسال توسط گنج بزرگ

سنگ نگاره گنج ماندگار

یکی از مواردی که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود سنگ نگاره هستند که در مناطق مختلف ایران وجود دارد و علاوه بر بیان فرهنگ ایران زمین ، بیانگر گوشه ای از تاریخ این مرز و بوم است  این سنگ نگاره ها به عنوان گنج و گنجینه محسوب شده و باید در حفظ و نگهداری آن کوشا باشیم.

جمعه ی گذشته که برای بررسی دوباره ی سنگ نگاره های جنوب نیشابور به اتفاق دوستم آقای مجید رضایی به مکان سنگ نگاره ها رفته بودیم دو تخته سنگ دیگر که دارای نقوشی بودند مشاهده کردیم که تصویر آن ها را در صفحه قرار داده ام .

گزارش کامل تر در همین وبلاگ با عنوان معرفی سنگ نگاره ای در نیشابور آمده است.

بخشی از سر نقش بز کوهی در اثر شکستگی سنگ از بین رفته است.

 

 در لبه ی پایینی سنگ گوشه های چپ و راست دو نقش محو شده و نسبتا نا مشخص دیده می شود.




ارسال توسط گنج بزرگ

نابودی گنج سقاخانه صفوی

حمله بلدوزرهای شهرداری در حریم مسجد جامع اصفهان ادامه دارد؛ این تخریب‌ها که با هدف ایجاد بازار امام علی انجام می‌شود چندی پیش حمام قاجاری را هم از هستی ساقط کرد. حالا نوبت به سقاخانه صفوی رسیده است، هرچند که سپر این اثر تاریخی در برابر بلدوزرها کاملا بی‌دفاع است.

 
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ شهرداری اصفهان پروژه بازار امام علی را تا سقاخانه صفوی که در حریم مسجد جامع اصفهان قرار دارد پیش برده است. کارشناسان معتقدند این سقاخانه سد راه بازاری است که قرار است در حریم اثر جهانی مسجد جامع ساخته شود.
 به‌گزارش CHN، درست در آستانه برگزاری مراسم پاسداشت ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان، سقاخانه صفوی مورد تهدید قرار گرفت. این سقاخانه در حریم جنوبی مسجد جامع و دقیقا در مکانی قرار دارد که شهرداری ادامه حفاری‌ و شمع‌کوبی را منوط به حذف این اثر تاریخی می‌داند.
 پیش از این با تخریب حمام کرسی و خانه‌ تاریخی که در مجاورت آن قرار داشت، صدماتی به سقاخانه صفوی وارد شد. در این میان سازمان میراث‌فرهنگی بارها نسبت به حفظ این اثر هشدار داده بود اما عاقبت شهرداری این سازمان را متقاعد کرد تا سقاخانه‌‌ای که سد راه حفاری‌ها بود را برچیده و با ایجاد بازار ،مجددا آن را بدون جابه جایی احیا کند.
 مطابق با آنچه که ناظر سازمان میراث فرهنگی در عملیات میدان عتیق می‎گوید، پلان سقاخانه مزبور جهت احیاء مجدد نقشه برداری شده و پنجره گره‌چینی و ازاره‌های سنگی سقاخانه به محل مطبوع سازمان میراث فرهنگی منتقل شده‌اند .
 پیش از این متولیان میراث‌فرهنگی پیشنهاد سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری مبنی برجابجایی سقاخانه را رد کرده بود.
 
از سوی دیگر سرای اقدسیه نیز از جمله بناهای گذر هارونیه محسوب می‌شود که شهرداری برای ادامه ساخت و ساز بازار قصد تخریب آن را داشته اما تاکنون نتوانسته موافقت سازمان میراث فرهنگی را جلب کند. سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی، سقاخانه صفوی را به شرط احیا برچیده و گفته است سرای اقدسیه را مرمت می‌کند.
 این درحالی است که سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری در تیرماه سال جاری برای ساخت بازاری به نام «امام علی » که بازار هارونیه را به بازار ریسمان متصل می‌کند، بخش‌هایی از گذر تاریخی هارونیه مشتمل بر "حمام کرسی" و یک خانه تاریخی در مجاورت این سقاخانه تاریخی را تخریب کرد.
 براساس اطلاعات واصله، در مقابل واکنش‌های انتقادی رسانه‎ها به تخریب‏های صورت گرفته در گذر هارونیه، حسین جعفری، رییس سازمان نوسازی و بهسازی اعلام کرد که حمام کرسی و سقاخانه بازسازی می‌شوند.
 گذر تاریخی هارونیه در بخش جنوبی حریم مسجد جامع عتیق قرار دارد که قسمت‌هایی از آن در طرح میدان امام علی واقع شده‎است. میدانی که بدنه آن را بازارهای صفوی و قاجاری و پاساژهای نوساز تشکیل می‌دهد و گفته می‌شود مسئولان شهری سعی بر احیاء میدان سلجوقی دارند.



ارسال توسط گنج بزرگ
ارسال توسط گنج بزرگ

گنج پارسی در هندوستان

کتیبه ای که به زبان فارسی در این دژ پیدا شده است در گوشه ای از ویرانه های به جا مانده از گلکنده رها شده است و بر اساس اطلاعاتی که از متن نوشته شده روی آن به دست می آید مربوط به ساخت یک انبار خانه بوده و در زمان پادشاهی سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است....

و اما اصل خبر:

یک کتیبه به زبان فارسی بازمانده از زمان سلطنت قطب شاهیان در دژ گلکنده در حیدرآباد کشور هندوستان پیدا شد. این کتیبه فارسی در زمان سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است و هم اکنون در گوشه ای از این دژ به حال خود رها شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث ـ دژ گلکنده (Golconda) در یازده کیلومتری باختر شهر حیدرآباد در جنوب هند و در ایالت آندراپرادش قرار دارد. بر اساس اسناد تاریخی این دژ به وسیله پادشاهی هندو مذهب کاکاتیا که بین سالهای 1083 تا 1323 میلادی در ایالت آندرا پرادش هند حکمروایی داشتند بنا شد. این سلسله در گسترش معماری و ادبیات در جنوب هند بسیار نقش داشتند.
 اولین باری که سلسله‌ای با نیای فارسی به این قسمت از هندوستان رفتند در قرن هفتم هجری قمری برابر با قرن 13 میلادی بود، در این تاریخ پس از آنکه نواحی شمال هند ابتدا توسط سلطان محمود غزنوی و سپس به وسیله سلطان معزالدین محمد غوری به تصرف مسلمانان درآمد و قطب الدین آیبک با شکست «پریتوی» آخرین "ماهاراجه" دهلی، سلسله سلاطین مسلمان دهلی را در پایتخت سرزمین افسانه ای هند مستقر کرد.
 این حکومت ها همگی پیوندهای خونی و یا فکری و فرهنگی با جامعه ایرانی، اسلامی و شیعی داشتند و بیشتر آنها در منطقه دکن متمرکز بودند. در گذشته به بخش جنوبی شبه جزیره هند «دکن» گفته می شد و این بخش یک سرزمین مستقل به شمار می رفت. منطقه دکن شامل سرزمین های "ماهاراشترا"، "کارناتاکا"، "تلنگانا" و "آندرا" می شد که با توجه به تقسیمات ایالتی فعلی تقریبا 3 ایالت جنوب هند را شامل می شده است.
 خاندان «بهمنی» ها یکی از مهمترین سلسله های حاکم در دکن بودند که از اعقاب علاء الدین حسن بهمنی افغان به شمار می رفتند و نسب خود را به بهمن پسر اسفندیار از سلسله کیانیان ایران می‌رساندند و حدود 190سال از 748 تا 934 قمری بر اکثر نواحی دکن فرمانروایی می کردند. خاندان بهمنی با علاقه فراوانی که به فرهنگ فارسی و عرفای ایرانی داشتند بسیار کوشیدند که به حضور شاه نعمت اله ولی و خواجه شمس الدین حافظ شیرازی در دربار خود مفتخر شوند، اما توفیق نیافتند. این سلسله جشن ها و اعیاد ایرانی از جمله نوروز را با شکوه فراوان برگزار می کردند.
 یکی دیگر از حکومت های محلی که پیش از انقراض بهمنی ها در اوایل قرن دهم هجری قمری در سرزمین فعلی دکن (که اینک ایالت آندراپرادش را شامل می شود) شکل گرفت و حدود 200 سال دوام آورد، سلسله « قطب شاهیان» بود که مرکز آن در قلعه گلکنده قرار داشت و موسس آن سلطان قلی همدانی بود که از همدان ایران و از ترک های بهارلو و از اعقاب قرایوسف و اسکندر، از پادشاهان قراقویونلو به شمار می رفت.
 وی همراه عمویش الله قلی به هند مهاجرت کرد و از سرداران بزرگ محمد شاه سوم بهمنی محسوب می شد و در سال 842 شمسی موفق به دفع شورش منطقه تلنگانا در دکن شد و به همین جهت چندی بعد در سال 897 شمسی همزمان با پادشاهی شاه اسماعیل اول صفوی با لقب قطب الملکی استقلال خود را در گلکنده اعلام و سلسله قطب شاهیان را تاسیس کرد. در سال 1066 هجری شمسی این شهر جدید توسط لشکر اورنگ زیب امپراطور گورکانی هند فتح شد و حکومت قطب شاهیان به پایان رسید.
نمایی از قلعه گلکنده در شهر حیدرآباد هندوستان
یکی از دلایل گسترش دژ گلکنده پدافند در برابر یورشهای مغول‌ها از سوی شمال هند بود. دژ گلکنده از کوهی از سنگ گرانیت ساخته شده و تا سال 1590 میلادی پایتخت سلسله قطب شاهی بود.
 دژ گلکنده به مدت 9 ماه در برابر یورش اورنگ زیب مقاومت کرد و پس از آن همه ذخیره ها و ثروتش به دست اورنگ زیب افتاد. دژ گلکنده دارای اتاقهایی است که محل نگهداری دو الماس برجسته ی کوه نور ، الماس امید و ...بوده. دژ گلکنده به عنوان مرکزی برای تجارت الماس شهرت داشته. گلکنده دارای چهار دژ جداگانه با دیواری خارجی به درازای 10 کیلومتر و دارای 87 عدد از استحکامات نیم دایره ای است.

 هشت دروازه ی ورودی دارد،خانه های اربابی،نیایشگاهها،مزگتها،اصطبلها و...دیگر بخشهای این دژ را شکل می دهند.یکی از دروازه های این دژ دروازه ی فاتح نام دارد،زیرا به هنگام چیرگی نیروهای اورنگ زیب بر این دژ او و نیروهایش از این دروازه وارد دژ شدند.فاتح دروازه ویژگی بازتاب دهنده ی صوتی دارد، به گونه ای که اگر زیر گنبد ورودی آن کف بزنیم صدایی که تولید می شود به روشنی از عمارت بالا حصار قابل شنیدن است. 

کتیبه ای که به زبان فارسی در این دژ پیدا شده است در گوشه ای از ویرانه های به جا مانده از گلکنده رها شده است و بر اساس اطلاعاتی که از متن نوشته شده روی آن به دست می آید مربوط به ساخت یک انبار خانه بوده و در زمان پادشاهی سلطان عبدالله قطب شاه نوشته شده است.

تمامی مجموعه 11 کیلومتر را در بر می گیرد زیبایی معماری،گنبدها و دروازه های ورودی و دیگر بخشهای این دژ هنوز چشمها را نوازش می کند. باغهای دلپذیر دژ پس از گذشت 400 سال هنوز زیبایی خود را نگه داشته اند.بالا حصار که مهمترین ورودی دژ هست در بخش خاوری قرار دارد،تاق ورودی آن با ردیفهایی از نقشهای طوماری تزیین شده و دو طاووس و شیر به شکل قرینه در رو و زیر تاق به نمایش درآمده اند.
 نمایش شیر و طاووس،آمیختگی معماری ایرانی-هندی را به خوبی نشان می دهد.آرامگاه های شاهان قطب شاهی هم در حدود یک کیلومتری دژ است که چشم انداز زیبای آن با وجود باغهای زیبای کنارش گردشگران را به سوی خود جلب می کند.



ارسال توسط گنج بزرگ

گنج شوشتر، بقعه عبدالله بانو

همه اهل شوشتر «عبدالله ‌بانو» را می‌شناسند. هرچند سال‌هاست به زیارت‌اش نرفته‌اند اما هنوز در دل مردم جای دارد و حرمت و احترام‌اش حفظ می‌شود. با این حال گنبد بقعه درحال ریزش و بدنه آن به‌شدت آسیب‌پذیر شده است. فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند این بقعه در حوزه اختیارات پایگاه‌ سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر قرار دارد...

چهل‌پیر نگران است، نگران عبدالله‌بانو. بقعه‌ای که نه ''اوقاف'' تاکنون دستی به سرش کشیده نه میراث گوشه چشمی به آن انداخته‌است؛ مردم شوشتر سال‌هاست به زیارت عبدالله بانو نرفته‌اند، چراکه چندسالی است در آن بسته مانده‌است. اما حالا بعد از گذشت این همه سال نه حریمی برای عبدالله بانو مانده نه مسئولان، حرمت‌ آن را حفظ کرده‌اند.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  شوشتر به‌واسطه تعداد بالای بقاع متبرکه به شهر چهل‌پیر معروف است. اما در میان این امامزاده‌ها بقعه‌ای وجود دارد با نام «عبدالله‌بانو». این بقعه که در هسته مرکزی شهر و در کنار سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر واقع شده در اثر بی‌توجهی سازمان میراث‌فرهنگی و اوقاف تخریب و سقف آن در مرحله ریزش قرار گرفته است. مردم محلی می‌گویند: عبدالله بانو نه حریم دارد نه برای مسئولان حرمت!
 به‌گزارش CHN، همه اهل شوشتر «عبدالله ‌بانو» را می‌شناسند. هرچند سال‌هاست به زیارت‌اش نرفته‌اند اما هنوز در دل مردم جای دارد و حرمت و احترام‌اش حفظ می‌شود. با این حال گنبد بقعه درحال ریزش و بدنه آن به‌شدت آسیب‌پذیر شده است. فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند این بقعه در حوزه اختیارات پایگاه‌ سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر قرار دارد.
 «مجتبی‌گهستونی»، فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا در خوزستان در این رابطه به CHN می‌گوید: «شوشتر به دلیل وجود امامزاده‌ها و بقاع متبرکه به چهل‌پیر معروف است اما یکی از مهمترین بقاع آن به‌نام عبدالله بانو در شرایط مناسبی به‌سر نمی‌برد.»
 
وضعیت بقعه عبدالله بانو در هسته مرکزی شهرستان شوشتر
وی می‌افزاید: «سال‌هاست که دَرِ بقعه عبدالله‌بانو بسته است و اداره اوقاف هیچ نظارتی بر آن ندارد. این درحالی است که عبدالله‌بانو به شماره 2388 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. با این حال حتی از سوی اداره میراث‌فرهنگی هم برای حفظ و مرمت اثر اقدامی صورت نگرفته است.  
 هم‌اکنون بقعه «عبدالله‌بانو» بدون آنکه بهره‌ای از همسایه جهانی‌اش بگیرد در محدوده سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر در بدترین شرایط ممکن قرار دارد. گفته می‌شود عبدالله‌بانو یکی از فرزندان امام حسین (ع) و شهربانو است و قدمت آن به قرن دهم هجری قمری می‌رسد.
 
در بقعه عبدالله بانو سال‌هاست که به روی عموم بسته است
گهستونی ادامه می‌دهد: «از آنجایی‌که قرار است نخستین هتل سنتی شوشتر در مجاورت بنای عبدالله بانو راه‌اندازی و از سوی دیگر بخشی از خیابان به محور توریستی تبدیل شود؛ لازم است این بنا بیش از پیش مورد حفاظت و مرمت قرار گیرد. بهتراست برای اجرای هر طرحی، نخست ضوابط حفظ بقعه عبدالله بانو رعایت شود.»



ارسال توسط گنج بزرگ

گنج های افغانستان

گنج های افغانستان بسیار زیاد است. تجربه موفق کشور افغانستان برای بازپس گرفتن اشیای تاریخی به سرقت رفته خود می تواند الگوی خوبی برای سازمان میراث فرهنگی کشور مان باشد. چرا که به گفته کارشناسان از همان اولین روزهایی که علم باستان شناسی و کاوش آثار تاریخی به ایران آمد سرقت آثار تاریخی نیز در کشور ما باب شد.

چندی پیش خبرگزاری های بین المللی از بازگشت صدها اثر باستانی سرقت شده در طول جنگ های داخلی افغانستان از بریتانیا به این کشور خبر دادند، این اشیا برای نگهداری و نمایش به موزه ملی افغانستان تحویل داده شد. این اتفاق در حالی رخ می دهد که در طول ده ها سال گذشته هزاران اثر تاریخی ایرانی نیز به سرقت رفته و در موزه های عمومی و شخصی در کشورهای مختلف دنیا ضبط می شود و برای بازگشت دادن آنها به کشور باید اقدامات جدی تری انجام شود.

 

 
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث:  موزه ملی افغانستان پس از بازگشت این اشیا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد این آثار تاریخی، از جمله یک تبر سه هزار ساله، یک تندیس فیل از جنس عاج مربوط به قرن اول میلادی و یک تندیس سنگی از بودا را شامل می شود.  وزارت امور خارجه افغانستان نیز یادآور شد که قدمت 843 اثر باستانی که به این کشور تحویل شده، متفاوت است و از عصر برنز تا دوران اسلامی را دربر می گیرد.
 گفته شده است که بعضی از این اشیاء از قاچاقچیان و بعضی دیگر از خانه های افراد کشف و ضبط شده و پس از گردآوری توسط موزه بریتانیا به افغانستان تحویل داده شده است.  البته این اولین بار نبود که موزه ملی بریتانیا بخشی از آثار تاریخی به سرقت رفته ار خاک افغانستان را به این کشور تحویل می دهد، موزه بریتانیا، سال 2009 نیز یکهزار و پانصد قطعه آثار باستانی افغانستان را به این کشور بازگردانده بود.
 این تجربه موفق کشور افغانستان برای بازپس گرفتن اشیای تاریخی به سرقت رفته خود می تواند الگوی خوبی برای سازمان میراث فرهنگی کشور مان باشد. چرا که به گفته کارشناسان از همان اولین روزهایی که علم باستان شناسی و کاوش آثار تاریخی به ایران آمد سرقت آثار تاریخی نیز در کشور ما باب شد.
 در این مدت هزاران قطعه کوچک و بزرگ از آثار تاریخی کشور مربوط به دوره ها و تمدن های مختلف  سرزمین ایران به سرقت رفته است، به گونه ای که در همه موزه های بزرگ و معتبر در گوشه و کنار دنیا از ژاپن و  چین گرفته تا انگلستان ، روسیه ، فرانسه و آمریکا بخشی را به نمایش آثار تاریخی ایران اختصاص داده اند.
 در همین رابطه  شهرام رجبی کارشناس میراث فرهنگی به خبرگزاری میراث می گوید: " به نظر من پیش از تلاش برای استرداد اشیا تاریخی ،باید زمینه های جلوگیری از خروج اشیا فراهم شود چرا که در جریان بازگرداندن اشیا تاریخی قاچاق شده، دولت ایران هزینه های بسیاری را متحمل می شود که در بسیاری از مواقع هم به نتیجه نمی رسد، حفاری های غیر مجازی که در همه محوطه های تاریخی کشور در حال انجام است نشانی از تلاش ها برای سرقت اشای تاریخی ایران است."  
 وی می افزاید: " هزینه های سنگینی که قرار است در دادگاه های بین المللی برای بازگشت آثار تاریخی صرف شود اگر همینجا در کشور برای جلوگیری از حفاری غیر مجاز و سرقت آثار تاریخی شود قطعأ نتایج بهتری خواهد داشت.  البته این به معنای آن نیست که ما از پیگیری پرونده های بازگشت آثار تاریخی کشورمان در دیگر کشورها دست بکشیم و کوتاه بیاییم."
 در طول همه این سال ها در سال های 83 و 84 بود که بخشی از آثار تاریخی قاچاق شده از ایران از کشورهای انگلستان، امارات، آذربایجان و فرانسه به کشور بازگردانده شد. این کار نیز با پیگیری های حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انجام شد.
 تا همین سال ها حدود 40 پرونده برای بازپس گیری آثار تاریخی متعلق به ایران در مراجع حقوقی سایر کشورها در دست بررسی بود و گفته می شدبه موجب شکایت دولت ایران مراتب استرداد این اشیا به کشور فراهم و مقرر شده پس از طی مراحل حقوقی و اداری لازم این اشیا به کشور بازگردانده شوند. این پرونده ها در مراجع حقوقی کشورهایی چون ترکیه، آمریکا، فرانسه، بلژیک، انگلستان و افغانستان مطرح بود.
 علاوه بر این در سال 89 نیز نهایتأ پیگیری‌های ایران برای جلوگیری از حراج اشیای تاریخی جیرفت در یک گالری مشهور فروش اشیای عتیقه به نام "برکت" در انگلستان سرانجام با رای قاضی انگلیسی نتیجه داد و 18 شیء تاریخی مشتمل بر 2عدد کوزه، 5 جام، 3عدد وزنه، یک ظرف باستانی، یک کاسه باارزش و 6 گلدان به کشور بازگشت. موفقیت هایی از این دست می تواند الگوی مناسبی برای طرح و پیگیری جدی تر پرونده هایی برای بازگشت دادن تعداد بیشتری از آثار تاریخی کشور باشد.
 بر اساس قانون در جریان پیگیری‌های حقوقی و سیاسی استرداد هر شی تاریخی، دولت مدعی موظف است با ارایه مدارک و اسناد لازم، مالکیت خود را در مجامع حقوقی کشور طرف به اثبات رساند. از این رو ایران برای مهیا ساختن زمینه‌های استرداد این اشیا تاریخی نیز در مرحله نخست باید مدارک و مستندات لازم را به منظور اثبات تعلق اثر به ایران تهیه و به مراجع قانونی ارایه کند.
 جام پادشاه ایلامی، جنگ شعری به خط عبدالمجید درویش طالقانی، سنگ نگاره پارسه، جام سیمین عیلامی، تزیینات تخت جمشید، لوح سنگی معروف به قانون حمورابی، نقش برجسته سرباز هخامنشی، الواح هخامنشی در آمریکا، کاسه و نیم تنه مرد ریش دار نقره‌ای  هخامنشی ، سر گاو نر با نام مفرغ لرستان این لیست تنها بخشی از آثار تاریخی ارزشمند ایرانی است که در گوشه کنار دنیا یا در حراج ها به فروش رسیده یا توسط موزه ها و موسسه هایی به صورت غیر قانونی ضبط شده است و برای بازگشت آنها به کشور یا تلاشی نمی شود یا تلاش ها تا کنون بی نتیجه بوده است.



ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی در جنگل و آبشار

ابشار یکی از مکانهای مهم برای پنهان کردن دفین است.

معمولا اموال مخفی شده بیرون آبشار قرار داده میشود. براساس تجربه ها نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 30 الی 150 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شود

اگر به صورت محموله ی بر روی صخره دفن شده باشد باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویر سازی شده باشد..

 

جنگل ها یکی از جاهایی هستند که اکثر دفینه ها در آن دفن شده اند.

در دفینه های جنگل به جای درختان رایج آنجا , تنها درختانی بالغ که احیانا در کنار مسیر قرار دارند ترجیح داده می شود.

در جنگلها مناطق پیچ و یا جاهایی که موقع نگاه کردن شبیه یک روستا هستند اهمیت دارند. جستجوگران گنج باید از جای جنگل های قدیمی نیز اطلاعات کافی و خوبی داشته باشند

 

آبشارها:

ابشار یکی از مکانهای مهم برای پنهان کردن دفین است.

معمولا اموال مخفی شده بیرون آبشار قرار داده میشود. براساس تجربه ها نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 30 الی 150 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شود

اگر به صورت محموله ی بر روی صخره دفن شده باشد باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویر سازی شده باشد

در چنین مکانهایی علامت گذاری ماهی بیشتر حائز اهمیت است زیرا ماهی اولین نمادی است که با آب ارتباط دارد.ماهی ترسیم شده ونشانه های مکمل اطراف آن باید بطور صحیحی مورد بررسی قرار گیرند

 

آبشار بخاطر جو سرسبز و جنگلی ملی مساعد برای اختفاء بوده است




ارسال توسط گنج بزرگ

علامت سنگ نگاره بز کوهی در گنج یابی و باستان شناسی

در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟...

بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .

نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست1. آب نیز خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و ... 2

پس نقوش بز مسلما به آب و سرچشمه های آن و باروری مرتبط بوده اند. با کمی مطالعه ی سنگ نگاره ها می توان به این امر رسید که عموما سنگ نگاره های اولیه و قدیمی تر تنها به نقش بز محدود می شده اند و در مناطقی که بعدا و در دوره های متاخر تر طرح هایی بر روی سنگ نگاره ها اضافه شده ( به مانند تیمره ی خمین ) نقوش دیگر مانند انسان و شتر و حتی نوشته هایی به زبان عربی نیز می توان پیدا کرد.3 با توجه به حروف شبه عیلامی که در بسیاری مناطق بر روی سنگ نگاره دیده میشود قدمت نگاره ها به دوران قبل از آریایی شدن ایران باز میگردد.بسیار پیش تر از زمانی که اسطوره ی آفرینش کیومرث توسط اورمزد بیان شود. ناگفته پیداست که اسطوره های آفرینش توسط اورمزد بیشتر در دوره ی ساسانیان بسط داده شده و رواج یافته ( هرچند که بسیار قدیمی تر می نمایند ) و در دوره های قبل تر از جمله هخامنشیان نشانی از اسطوره هایی که به گونه ای به دین زرتشت منتهی شوند یافت نمی شود. ( به عنوان مثال در هیچ نوشته ی هخامنشی نامی از زرتشت نیامده است ) در قبل از ساسانیان به راحتی می توان نشان میترایسم را پیدا کرد. هرچند با فرض این که کسانی که نگاره ها را خلق کرده اند از اسطوره ی کیومرث و ماجرای مشیه و مشیانه هم آگاهی داشته باشند ، چرا بایستی نقش بز را به عنوان نماد سرچشمه های آب در همه جا رسم کنند ؟ شاید رسم کردن نقش گاوی که به همراه کیومرث بوده محتمل تر بوده است!4

نکته ی جالب تر نقش زایندگی آب است ، آب همواره نشان زایندگی بوده است.سرچشمه ی زایندگی نیز مادینه است ، مادینه ای مقدس ، همواره در بسیاری از دین ها و اسطوره ها سرچشمه ی زندگی و باروری به صورت موجودی مادینه تصور می شده است.5 به ویژه در جوامع کشاورزی و مادر سالار که ارتباط بسیار نزدیک به طبیعت داشته اند. ( و عموما نوعی از ادیان طبیعت پرستی داشته اند = پگانیسم 6 ) به عنوان مثال آناهید که تحت عنوان خدای آب های نیرومند بی آلایش از او یاد می شود.

اما در سنگ نگاره ها عموما ما با طرح " بز کوهی نر" و" کل" و " اندرمیش "مواجهیم. چگونه بز نر می تواند نماد باوری و رویش باشد؟ بزی هایی با شاخ هایی بلند و سرکش ، از روی نگاره ها میتوان دریافت که انگار برای کسانی که این نقوش را می آفریده اند بلندتر بودن شاخ بزها به نوعی برتری داشته و میل بیشتری بوده تا بزهایی با شاخ های بلند تر نقش شوند. آیا مشیه و مشیانه از شیر بز کوهی نر می نوشیده اند؟

ربط این بز ها به داستان مشیه و مشیانه بسیار غیر محتمل می نماید.اما به هر حال بزها در کنار سرچشمه های آب قرار دارند و این واقعیتی است عینی. پس به واقع چرا این سنگ نگاره ها حک شده اند؟

جواب به این سوال مسلما دقیق و واضح نخواهد بود.هر چه گفته شود مجموعه ای از احتمالات است ، که مسلما هر چه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر و دقیق تر باشد جواب نیز به واقعیت نزدیک تر است.

ابتدا از مشاهده ی نوع حکاکی ها شروع میکنیم.مسلما بایستی سنگ نگاره ها در دوره های گوناگونی حک شده باشند.اما با کمی مشاهده می توان قدیمی تر بودن بعضی را تشخیص داد.اختلاف رنگ ها ، و میزان هوازدگی با کمی دقت مشخص میشوند 7. و در مناطقی که سنگ نگاره ها عموما بکرتر هستند و کمتر نقوش جدید در کنار آن ها حک شده است می توان به راحتی به آنچه میخواهیم برسیم.

ولین چیزی که به ذهن خطور میکند شبیه بودن بز های رسم به شده به هم دیگر است.در مناطقی که فاصله ی بسیار از هم دارند بز ها همواره شبیه به هم رسم شده اند. و حتی نوع حکاکی ها نیز غالبا شبیه به یکدیگر می باشد8. و از همه مهم تر مناطقی که حکاکی ها انجام گرفته نیز یکسان می باشد ؛ همواره در سرچشمه ی رودها ؛ چیزی به ذهن آدم می رسد که آیا کسانی که این حکاکی ها را انجام داده اند آموزش دیده بودند؟ منظورم از آموزش دیدن ، گروهی آموزش دیده و اعزامی از طرف یک دولت برای انجام حکاکی ها نیست ، بیشتر منظورم نوعی از آموزش آیینی و مذهبی است.آموزشی مذهبی که مردم عادی دیده باشند و کار حکاکی ها آنقدر عمومی باشد که مردم به مانند فریضه ای عادی به آن پرداخته باشند. اما چرا در کنار سرچشمه های آب؟

ایران همواره سرزمین کم آبی بوده است ، و به علت کوهستانی بودن و شیب زیاد آبرفت رودخانه ها بسیار کم ته نشین میشده ، به همین خاطر زمین ها حاصلخیز نبوده است ، بر خلاف منطقه ی بین النهرین که زمین هایی هموار دارد و به همین خاطر آبرفت هایی بسیار حاصلخیز از ته نشین شدن گل و لای رودخانه ها در آنجا تشکیل شده است 9. پس وجود بز ها در ایران عموما به خاطر تشکر از آب نبوده است! و همین طور تشکر از بزی که به اجدادمان شیر داده است. بزها به خاطر ترس از خشکسالی و بی آبی آنجا قرار داشتند. به جای آناهید خدای مادینه ی زیبای آب های نیرومند ، بایستی به دنبال خدای خشکسالی رفت! در اینجا تیشتر قدعلم میکند. ماجرای تیشتریه و دیو خشمگین خشکسالی! اپوشه دیو خشکسالی است که عامل تباه کنندگی زمین است و تیشتر ( همان درخشان ترین ستاره ی آسمان10 ) به نبرد با اپوشه می رود. آن دو در هم می آمیزند و تشیتر شکست میخورد. تیشتر به نزد هورمزد می رود و علت ناکامی اش را کامل نبودن نیایش مردم و کافی نبودن قربانی ها بیان می کند! اهوره مزادا خود شخصا برای تیشتر قربانی میکند.و از آن پس همه ی مردم برای این که تیشتر بتواند بر خشکسالی فایق آید برای او قربانی میکردند. و پس از قربانی کردن برای تیشتر است که آب میتواند بی مانع در میان مزارع و رودها جاری شود. بسیار محتمل می نماید که بزهای نری که در کنار سرچشمه ی آب های جاری نقش شده اند ، نشانی از قربانیان انسان ها برای تیشتر باشند.قربانیانی که از ترس از خشکسالی به تیشتر اهدا شده اند و سنگ نگاره ها نشانی از آن ها برای یادآوری کردن به تیشتر است که ما برایت قربانی کرده ایم ، تو نیز آب ها را در رودها جاری کن.11

احتمال دیگری نیز بسیار واضح به چشم میخورد : ما ایرانی ها معتقدیم که همه ی اسطوره ها و داستان ها دنیا از ما شروع می شود ؛ هرچند که زیاد هم بیراه نیست ، به عنوان مثال تمامی ادیان امروزی جهان حتی ادیان سامی کاملا وابسته و شکل گرفته از میتراییسم هستند12 ؛ اما در دنیایی که به راحتی اسطوره های ما به همه جا میرفته است بعید نیست که اسطوره های دیگران نیز به نزد ما آمده باشد." کوروکوپیا " 13 شاخ وفور نعمت بود ، بزی که با شکستن شاخ هایش به زیوس غذا می داد ، شاخ های او مملو از میوه های جادویی بود ، داستانی شبیه به داستان مشیه و مشیانه با این تفاوت که شاخ های بلند بزهای نقش شده در این داستان توجیه پذیر ترند.




ارسال توسط گنج بزرگ
ارسال توسط گنج بزرگ
ارسال توسط گنج بزرگ

نماد و نشانه چکمه در دفینه

از لزومات زندگی انسان اعم از خوراکی و ابزارآلات و پوشاک و... نیز به عنوان نماد و نشانه گنج و دفینه در کاوش و حفاری گنج استفده می شود که در گنج یابی باید به آن توجه کرد. یکی از نمادهای مهم در حفاری ، نشانه یا علامت چکمه است که بیشتر به عنوان مسیریاب یا جهت نمای گنج برای گنج یاب عمل می کند

این نماد در اکثر حفاری ها به چشم میخورد و جایی که این نماد دیده میشود به شما مسیر را نشان میدهد و  باید از مسیری که به سمت پایین میرفتیم را دست نگه داشته و به سمت نوک چکمه به جلو پیش برویم و معمولا اندازه ای که چکمه یا پای سنگی به ما میدهد بیشتر از 3 متر نمیباشد و شما را به هدف نزدیک میکند . در اکثر مواقع آثار دومی که بعد از چکمه به چشم میخورد چراغ پیسوز است.




ارسال توسط گنج بزرگ

نشانه بز در خط میخی

حیوانات اعم از اهلی و وحشی در نسخه های گنج یا گنج نامه ها به عنوان نشانه و علامت دفینه و گنج همواره مورد استفاده قرار می گرفتند و نماد و نشانه چیزی بودند برخی به عنوان نماد و نشانه جهت نمایی و مشخص کننده مسیر حرکت به سوی گنج بودند و برخی دیگر بیانگر میران مسافت و اندازه و یا مکان گنج و... بودند . یکی از این نمادها نشانه بز است که البته خاص و علامت گنج نیست بلکه کاربرد دیگری دارد .

این علامت نشان قدرت و بزرگی شخص است و در قدیم همچون شیر و ببر روی جام ها ,ریتون ها و ظروف برجسته سازی میشد و در آثار ها هم از آن استفاده میشد این آثار به صورت حکاکی و یا برجسته و حتی به صورت مجسمه نشان قبر سرداری است که دارای اموالی همچون شمشیر - زره - کلاه خود - کمربند - بازوبند و در روی ناف یک سنگ قیمتی و 60 الی 80 سانت زیر سر سفید خانه نیم در نیم یا خم اشرفی میگذاشتند . و بزهایی که روی سنگ حجاری میشده نشان بار نیستند و فقط جنبه نمایش شکار و محل اسکان چوپان را در گذشته دارد




ارسال توسط گنج بزرگ

کلید خط میخی جهت گنج یابی

درباره خط میخی و اهمیت آن در ارسال های قبلی مطالبی نوشتم و متذکر شدم که از خطوط باستانی و بسیار مهم تارلیخ بشری است این خط به دلیل اهمیت فراگیریش برای باستان شناسان حائز اهمیت است . آشنایی گنج یابان و کاوشگران دفینه با کلید و خطوط میخی در حفاری زو کاوش دفینه اهمیت خاصی دارد.


خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید.  




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی در تنورها

شاید در نگاه اول عجیب باشد که برای یافتن گنج و دفینه در داخل تنورها و کوره ها سرک کشید ولی سابقه گنج یابان متعدد نشان داده که در داخل تنورها نیز گنج و دفینه مخفی کرده اند . در اینجا قصد داریم تا شیوه گنج یابی در تنور و همچنین طریقه استخراج دفینه را شرح بدهیم:

این سری راجب تنورها میخوام صحبت کنم تنورها در قدیم کاربرد زیادی داشتند و شما آنهارو میتونید در مکان های بلند و زمینی مسطح به صورت گنبد که سر آن از خاک بیرون آمده یا در بعضی نقاط که آب و هوای کویری دارد به صورت تل شناسایی کنید چون به علت گرد و غبار خاک و گذشت زمان با انباشته شدن خاک در روی آن به صورت تل درآمدن .

دفینه ای را که داخل تنور میگذاشتند معمولا  قسمت کف در  متراژ ۷۰ سانتی جاسازی میکردند و علائمی که در تنوره هایی که شامل دفینه هستند در داخل دیواره تنوره به صورت شعمدان یا گل نگاره مشخص میکردند و در اکثر تنوره ها از داخل تنوره به تنور دیگه در بقل آن راه داره که ازبالا آثاری نداره و فقط آثار یک تنور مشخص است ولی وقتی به داخل میروید متوجه میشوید که تنوری دیگر به صورت مخفی در کنار آن موجوده که اگر به این صورت باشه دفینه در آتاق دوم در کف است .




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و دفینه مخفی درختان گز

درخت بوته گز یکی از درختان معروفی است که در اکثر مکانهایی که قرار بود دفینه  در آن جا

مخفی بشه از این درخت برای علامت گذاری استفاده می شد . و معمولا هر کجا که این

درخت را میکاشتن  ۱۵ قدم از خود درخت به سمت طلوع خورشید قدم میزدند و دفینه را در

آنجا مدفون میکردند و در اکثر....

در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد در گذشته درختانی كه عمر طولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی كه اموال گذاشته می شد درختی هم كاشته می شد كه بعدها پیدا كردن جا راحت باشد. درختانی كه بیشتر برای اینكار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد:

بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر میكند

درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد

درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست

درخت آزاد كه دو هزار سال عمر میكند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود

درخت چنار كه حدود هفتصد سال عمر میكند و پس از آن هر سال یك بار خود كشی میكند و

خود را میسوزاند تا از بین برود كه این خود سوزی هم چندین سال طول میكشد. مانند درخت

چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.

درخت نارون حدود پانصد سال عمر میكند

درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میكند

درخت بوته گز یکی از درختان معروفی است که در اکثر مکانهایی که قرار بود دفینه  در آن جا

مخفی بشه از این درخت برای علامت گذاری استفاده می شد . و معمولا هر کجا که این

درخت را میکاشتن  ۱۵ قدم از خود درخت به سمت طلوع خورشید قدم میزدند و دفینه را در

آنجا مدفون میکردند و در اکثر مکانهایی که توانسته اند دفینه ی آن را بدست بیارند در متراژ

تقریبی ۵ الی ۷ متر بوده است




ارسال توسط گنج بزرگ

علامت پلنگ در گنج یابی

حیوانات اعم از لاک پشت، گاو ، ماهی، شیر ، عقاب و... به عنوان نماد و نشانه های گنج و دفینه در گنج نامه و نسخ قدیمی استفاده شدند و حتی در حجاریهای داخل غار و اماکن تاریخی استفاده می شدند . یکی از این نمادها نشانه و علامت پلنگ است . در تحلیل نشانه شناسی پلنگ برای دسترسی به گنج باید به رفتار پلنگ و شیوه زندگی دقت کنید یعنی رفتار پلنگ در کاربرد علامتش در گنج یابی دخیل است.

پلنگ حیوانی درنده و خطرناکی است همانطور که میدونید این حیوان بعد از شکار حیوان آن را 

یا به بالای درخت میکشاند تا از گزند حیوانات دیگر در امان باشد . یا به درون مخفی گاه خود 

میبرد که مخفی گاه این حیوان در غارهای دور افتاده و پرت است .

 

اگر شما در جایی سنگ نگاره پلنگ را مشاهده کردید که در دهان پلنگ طعمه بود و به حالت 

نشسته بود , باید روبری آن درختی کهنسال باشد که شما باید دقیقا زیر درخت را حفاری کنید .

ولی اگر پلنگ در حال حرکت بود و به طعمه نگاه میکرد آنگاه شما باید زیر طعمه را حفاری کنید .

و باز اگر پلنگ طعمه را شکار کرده بود و این بار در حال حرکت به سمت جلو بود شما باید در 

روبروی آن دنبال غاری مهرو موم شده بگردید .




ارسال توسط گنج بزرگ

تل خاکی و قلعه خاکی در گنج یابی

گاهی برخی از نمادها و نشانه های گنج در ظاهر و یا افواه مردم یکی بوده و یا مانند هم تصور کنند در حالی که فرقی اساسی با هم دارند . یکی از موارد تل خاکی است که از نظر شکل و کاربرد با قلعه های خاکی تفاوت دارند و نباید این دو را با هم شبیه دانست. برای نمونه تل خاکی از نظر اندازه کوچک تر و قلعه خاکی بزرگتر و وسیع تر می باشد . این دو از نظر گنج یابی و کاوش دفینه نیز با توجه به شکل، با هم تفاوت دارند.

همانطور که از اسم آنها پیداست  فرقی بین تل خاکی و قلعه خاکی وجود دارد. هر دوی آنها به صورت تپه هستند که از جنس خاک میباشند ولی تفاوت بین آنها در این است که تل های خاکی در ابعاد کوچک هستند و قلعه ها در ابعاد وسیع تر معمولا در کنار هر دوی آنها جوی آب و یا چشمه ای وجود دارد ولی ساختار آنها کاملا با هم متفاوت است ابعاد تل ها از ارتفاع 5 الی 7 متر و عرض 10 متر تجاوز نمیکند ولی قلعه ها به صورت تپه ای بزرگ و کشیده ای هستند که معمولا دو تایی یا تکی در اراضی وسیع قرار دارند . درب قلعه ها از بالای خود تپه در قسمت مرکزی آن است ولی تل ها از قسمت آفتاب درآمدگی یا غروب خورشید است که به صورت سنگی یکپارچه در عمق 1 متری در زیر خاک مدفون است . درب قلعه ها را معمولا با نماد سنگ آسیاب و یا چاه های عمیق در روی مرکز قلعه نمایان میکنند و چند راه خروجی دیگر که اکثر آنها راهی است که به تله ختم میشود وجود دارد . یک سری دیگر از قلعه ها راهشان از پایین قلعه در کنار نهر آب است که به صورت فرورفتگی نمایان میشود که بعد از باز شدن درب به تونلی بزرگ راه دارد که در جلوتر به دو را ه یا سه راه و اتاقک های ساروجی امتداد دارد که اکثر آنها با خاک سرند پر شده اند که برای دست یافتن به مرکز آن و یا همان اتاق سفید خانه باید به علائمی که در مسیر راه وجود دارد دقت کرد




ارسال توسط گنج بزرگ

نشانه ماهی در گنج یابی

نشانه های گنج و دفینه در هر منطقه با توجه به وجود علائم و یا نمادهای آن سرزمین متصور می شود . مثلا در ایران نمی توانید نشانه یا علامت موز یا نارگیل را به عنوان علائم و نشانه گنج ببینید و یا در نسخه های دفینه و گنج نامه ها مشاهده کنید چون این محصول قاره آمریکاست. در ایران نمادها با توه به محیط اقلیمی باید توجه و تحلیل کرد . با این بحث نشانه ماهی را باید در نزدیک چشمه ها، رودخانه و نهرها و دریا و اقیانوس جستجو کرد .

این نماد معنی پول و ثروت را می دهد و بیشتر در کنار نهر آب و چشمه ها و باتلاق ها بکار می رود در قسمت دم ماهی باید دنبال قبر باشید در قسمت دهان ماهی باید دنبال آثار دوم باشید اگر ماهی دارای پولک بود و شکم آن بزرگ در داخل یا زیر ماهی باید دنبال سنگ قیمتی بود که معمولا در قسمت تخمدان ماهی قسمتی از آن ساروجی است که دقیقا با ضربه کوچک به آن قسمت بزنید سنگ قیمتی نمایان میشود البته این در صورتی است که ماهی شکمش پر باشد


 در صورتی که بالای سر یا زیر دم ماهی یک کاسه هم بود باید در اطراف ماهی دنبال سنگ بزرگ باشید که زیر سنگ بزرگ سردابه یا اتاقک موجود است که  دفینه در آن مدفون است . ولی اگر دو ماهی بر روی سنگی در روبروی هم قرار گرفته باشند باید زیر سنگ را بکاوید که منتهی میشود به پله و اتاق که دفینه ارزشمندی در آن جای داده شده . اگر ماهی مانند عکس بالا باشد که به تل اشاره دارد .




ارسال توسط گنج بزرگ

علائم و نشانه ها در حفاری گنج

سنگ بیضی نصف شده معنی درب  را میدهد یعنی به محل درب ورود نزدیک شده اید که وقتی به این سنگ برخورد کردید 2 متر زیرش راه مشخص میشود البته معنی دیگر آن راه رو هم میشود .

 

کوزه برعکس به این معنی است که باید به سمت زیر آن بروید مسیر در قسمت زیر آن درست است...

1- علامت خشت یا همان آجر در حفاری در خاک و یا چاه ها این علامت اگر به صورت درسته باشد و در وسط به صورت تک قرار گرفته باشد  یعنی زیر آن کامل راه میدهد مثال اگر در چاه دیده شود یعنی زیر چاه کامل راه میدهد.

 

2- خشت نیمه یا شکسته در حفاری علامت این است که نصف راه به سمت پایین راه میدهد اگر در چاه دیده شود یعنی نیم دایره چاه را به سمتی که خشت وجود دارد را باید پایین بروید البته باز هم اگر به صورت تک دیده شود.

 

سنگ دایره در حفاری به این معنی است که فضای زیر آن بعد یک الی 2 متر به صورت گنبدی میشود البته باید به صورت تک وسط در وسط قرار گرفته باشد .

 

سنگ بیضی نصف شده معنی درب  را میدهد یعنی به محل درب ورود نزدیک شده اید که وقتی به این سنگ برخورد کردید 2 متر زیرش راه مشخص میشود البته معنی دیگر آن راه رو هم میشود .

 

کوزه برعکس به این معنی است که باید به سمت زیر آن بروید مسیر در قسمت زیر آن درست است.

 

علامت ضربدر به معنی حفره , اتاقک و سرداب را میدهد که زیر همان علامت پنهان است .

 

پیسوز : این علامت مسیر به سمت جلو را نشان میدهد نوک پیسوز را دنبال کنید .




ارسال توسط گنج بزرگ

رابطه بین تدفین و گنج یابی و کاوش زیرخاکی

مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌دان است....

" فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف "

انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
در این میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجا دفن
 کنند.
در کهن‌ترین شکل تدفین ، جنازه را در حالت جنینی دفن می‌کردند

پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین ، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.
تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند. احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.
مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.
در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادی می‌طلبید.
در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها را غول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.
در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌ها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.
در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنان جداگانه دفن شده است.
در کنعان و ایران ، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند

در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند. در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگار مانده است.
داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
پس از تصلیب مسیح ، جنازه‌ی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عید مسیحی‌ست.

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خوار در پرواز بودند

مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌دان است.
استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردند مرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد و برای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.
اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردند روح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست که حوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.
در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.
پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید، از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌ی آنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.
تدفین در آب

در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را به رود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراه اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم او آزاد می‌شود.

در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.

در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از جنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و با این فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌ها منسوخ شد.

در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس از محاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهید روح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیم بگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

تدفین در زمانه‌ی ما

مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیت می‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.

اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا می‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمی‌گذارند.

اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی ، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظر معماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا ، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.

سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن ، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌ی آنان را بسوزانند.

در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

در آلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را در کفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.




ارسال توسط گنج بزرگ

گاز طلا خطر گنج و دفینه

گنج یابی و کاوش و حفاری زیرخاکی خالی از خطر و به قول گنج یابان حرفه ای دور از بلا نیست یکی از خطرات یا بلاهای مهم گاز طلا است گاز در حین حفاری به دو شکل است یکی گاز محبوس در فضایی بسته که ممکن است با برخورد با کوچکترین شعله و یا جرقه موجب انفجار شود و گاز دیگر که با ریه و شش گنج یاب سروکار دارد و ممکن است موجب خفگی و حتی مرگ وی شود با این مقدمه کوتاه درباره درباره گاز، به بحث گاز طلا و خطرات آن در گنج یابی می پردازم:

یکی از خطرناکترین گازهای شناخته شده است که شخص مواجه شده با این گاز اگر اقدامات لازم برای مداوا انجام ندهد منجرب به مرگ شخص خواهد شد در ظرف کمتر از ۷ الی ۱۵ روز . به تمام افرادی در حین حفاری توصیه می کنم که دقت عمل به خرج بدهند تا از این گاز سمی در امان باشند . راه بسیار ساده وجود داره که در این پست به اون اشاره می کنم . البته افراد فوق حرفه ای و باستان شناسان اغلب از لوازم مخصوص حفاری استفاده می کنند که تهیه برخی از این لوازم برای افراد معمولی مقدور نسیت یکی از این لوازم لباس مخصوص حفاری برای جلوگیری از ورود گاز و تماس با شخص کاوشگر. مهمترین تاثیری که این گاز می تونه داشته باشه اینه که از راه تنفس وارد شش های شما بشه و تاثیر خودشو بزاره . شما باید در حین حفاری یک دستمال یا پارچه و یک بطری سرکه به همراه داشته باشید که وقتی احساس کردید با گاز طلا یا بوی عجیب و غریب مواجه شده اید سرکه رو به دستمال آغشته کنید و به جلوی بینی خود بگیرید . این روش تا مدتی می تونه کار ساز بشه و شما به کارتون ادامه بدید . سعی کنید اگر با بار یا کوزه یا صندوقچه ی گنج رو به رو شدید در فضای آزاد و باز درشو باز کنید تا به کسی آسیب نرسونه




ارسال توسط گنج بزرگ

علم نشانه شناسی در گنج یابی

یکی از علوم مهم در گنج یابی ، شناخت درست و دقیق از نشانه ها و تفاوت قائل شدن بین علائم همسان است . چه بسا که گنج یابان نشانه گنجی را با علامت دیگری اشتباه بگیرند و یا در درک مفهوم علائم گنج و دفینه دچار اشتباه شوند لذا به اعتقاد کارشناسان برجسته گنج یابی، شناخت درست و صحیح علائم و نشانه های گنج و زیرخاکی بسیار حائز اهمیت است و از گمراه شدن گنج یابان جلوگیری می کند.

در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشوید که در اکثر مکان ها مشترک است و امکان داره با آثاری هم مواجه بشوید که تا حالا نمونه اش را از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . معمولا این آثار برای مکانها و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کند .

اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته باشد. مثلا تخته سنگی که بتواند نظرها را به خود جلب نماید، باید با بقیه سنگهای اطراف فرق داشته باشد و به راحتی نتوان آن را جابجا نمود و یا اینکه نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشد و یا ...

توجه داشته باشید وجود تخته سنگ، درخت کهنسال، چشمه آب، تپه و تل خاکی، دلیل وجود حتمی و صددرصدی گنج و دفینه نیست!

بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه گنج است، در صورتی که از نشانه های وجود گنج در یک تپه این است که اولا خاک آن دستی بوده و نباید بکر یا طبیعی و دارای رگه های سنگی باشد. ثانیا تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشد و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهنسال و چشمه آب و ... وجود داشته باشد. توجه داشته باشید که با دیدن درست آثار و علائم موجود و گمانه زنی درست و اصولی، می تواند شما را از حفاریهای بیهوده و مایوس کننده، تا حدود زیادی نجات دهد!

 

پس از شروع حفاری نیز توجه داشته باشید که ابتدا باید از خاک سطح عبور کنید و بسته به منطقه مورد نظر (کوهستانی، جنگلی، کشاورزی و ...) حداکثر تا عمق ۷۰ سانتیمتر، آثاری همچون ذغال، خشت یا تکه آجر، سنگ رودخانه ای و ... تا این عمق، دلیلی محسوب نمیشوند و حدودا از عمق یک متری به بعد است که باید آثار را کم کم مشاهده نمایید، مثل سنگ چین، خاک قبر یا جسد انسان، کوزه سفالی، ذغال چوب یکدست (حداقل ۷ سانتیمتر) و یا گلهای صابونی(روغنی) که در گذشته جهت عایق و جلوگیری از عبور آب و رطوبت و محافظت از اموال مورد استفاده قرار می گرفته و ...

اما وجود ذغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود صددرصد گنج و دفینه نیست، چرا که در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده باشد و یا سقف چوبی و دیوار سنگی ساختمان و عمارتی بر اثر جنگ یا آتش سوزی فرو ریخته باشد. آن مکان وقتی تائید میشود که نشانه های دیگر هم وجود داشته باشند و به هیچ عنوان خاک بهم خورده و دارای لکه های مختلف نباشد.

از دیگر نشانه ها، سنگ چین با ملات یا وجود تخته سنگ یا سنگ های تراش خورده بزرگ در عمق حدودی یک و نیم متر به بعد است.

آجر و خشت های خام که بصورت مربع بوده و پلکانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشند بطوریکه مسکونی بودن مکان را تائید نکند، نیز می تواند از نشانه ها باشد و ...

موارد ذکر شده بالا بخش بسیار کوچکی از مبحث چگونگی شناخت آثار و علائم و نیز چگونگی حفاری صحیح و موفقیت آمیز می باشد که برای شروع، به تمامی علاقمندان تقدیم می گردد.

 




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی با مار

مار یکی از نمادهای شناخته شده در گنج یابی و کاوش دفینه است و در امر حفاری هم مورد توجه گنج یابان و باستان شناسان می باشد . اما در اینجا قصد دارم تا یکی از باورهای قدیمی که معتقد است با سرمه مار می توان گنج و دفینه را پیدا کرد شرح دهم . راست و دروغش گردن راوی . منتهی خیلی ها در گنج یابی معتقد به این هستند:

برای اینکه بدانید محل دفینه کجاست یک مار بگیرید و او را بکشید چشم و سر و دم مار را سوزانیده
و به صورت سرمه در بیاورید و به چشم خود بکشید به هر جا که گمان دارید در آنجا دفینه است بروید
خواهید دید که از آنجا دود بلند می شود.اون چبزی که از محل دفینه خار ج می شود دود نیست. فلزاتی که زیر زمین هستند مانند طلا به دلیل خاصیت مولکولی که دارند در طول روز گرمایی خورشید را نگه می دارند و این باعث می شود که محل دفینه گرمتر از جاهای دیگر باشد اون چیزی هم که از ان جا خار ج می شود یون ها یا همان گرمای ذخیره شده هست به همین دلیل اگر برف اندکی هم در محل ببارد و بعد افتاب به محل بزند شما خواهید دید که در طول زمین یه قسمت هایی به شکل دایره برفش زودتر از بقیه جاها آب شده هست.




تاریخ: یک شنبه 29 فروردين 1395برچسب:گنج یابی+مار+نشانه مار+ دفینه+ زیرخاکی,
ارسال توسط گنج بزرگ

نشانه صلیب در گنج یابی

علامت صلیب یا به اضافه + در گنج یابی بسیار پرکاربرد و در برخی نسخ قدیمی و گنج نامه ها آمده است . این علامت از نظر گنج یابان  می تواند نشانه سنگ قبر باشد و از طرفی نشانه و نوعی جهت نما در مسیر گنج باشد لذا باید به نوع و زمان استفاده آن نگاه کرد مثلا در قبرستان مسیحیان مفهوم و معنای خاص و رایج خود را دارد .

بیشتر ما این علامت را درقبرستان مسیحیان میبینیم .میگویندکه در دوران مسیحیت این علامت استفاده شده حدود2000 سال پیش اما گاهاجاهایی را ما میبینیم که تا 3000 سال قدمت دارند و علامتی بشکل+ مشاهدهمیشود واین یعنی ...

اما در مکانهای پربار هم این علامت به کار برده شده.در تفسیر این علامت خیلی باید دقت کرد < چون مهم این است تشخیص دهیم این علامت به مال تعلق دارد یا نشان سنگ مزاراست>گاهی به معنی اشاره به جای دیگر است: یعنی هر 4 ساق صلیب را اندازه بگیر هر کدام که بزرگتر بود به آن طرف برو.گاهی آن ساق که کوچکتر است مسیر را نشان میدهد.اگر هر 4 ساق هم اندازه بود به همانجا اشاره دارد.خیلی باید دقت کرد .باید یک کارشناس حتما در کنارتان باشد.صلیبها به شکلهای خیلی متنوعی طراحی شده اند.در آذربایجان این صلیبها از دوران بیزانس به یادگار مانده اند.صلیبها گاهی درکنارشان علامت دومی هم دارند مثل یک+ یا oکه به مامقیاس میدهند.به سر خاچ باید دقت کنید که بسته باشد.اگه خاچ ما تکی بود درست است 1-3-5-7-11
بهدنبال مزار باشید.




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی و سنگ های قیمتی

یکی از مشکلات مهم در گنج یابی و کاوش زیرخاکی شناخت درست از سنگ های قیمتی است موضوعی که بسیار اتفاق افتاد و موجب کلاهبرداری از گنج یابان به ویژه آماتورها شده است . سنگهای قیمتی همان طور که از اسمشان پیداست قیمتی و ارزشمند هستند و عده ای کلاهبردار با ترفندهای مختلف اقدام به فریب گنج یابان می کنند لذا لازم ئاست که در گنج یابی شناخت مختصری از سنگهای قیمتی داشته باشید .

سنگهای قیمتی انواع مختلف دارند.


گاهی اوقات بعضی از سنگهای بسیار با ارزش در طبیعت معادل کم ارزش هم دارند و وقتی افراد نا آگاه که در شناخت سنگ تبحری ندارند به آنها نگاه میکنند به اشتباه سنگ کم ارزش را با سنگ قیمتی اشتباه میگیرند.

شیادان و افرادی سود جو از همین مسئله استفاده میکنند و با آن مردم را گول میزنند.

رشته جواهر شناسی شاخه ای مجزا از باستان شناسی میباشد و علم مربوط به خودش را دارد و بنده نیز اطلاعات کاملی از آن ندارم و ممکن است اشتباه کنم.

به هر حال اگه اشتباهی بود یا کم و کاستی داشت به بزرگی خودتون و بی سوادی من ببخشید.

این مطلب را نوشتم تا بتونید سنگهای نزذیک به سنگهای قیمتی را بشناسید و بدونید که چه سنگهائی نزذیک به رنگ و شکل سنگهای قیمتی هست.




ارسال توسط گنج بزرگ

درختان نماد گنج و دفینه

همه گنج یابان و کاوشگران دفینه و زیرخاکی به خوبی می دانند که یکی از نمادها و نشانه های پرکاربرد در گنج و نسخه های گنج نامه ، درختان هستند و درخت به ویژه درختان خاص مانند درخت کهنسال و قدیمی، یا تک درخت ویژه در مکانی خاص، یا درخت با شکل خاص ، یا جنس درخت و... به عنوان نماد و نشانه استفاده می شود علاوه بر اینها درخت به دلیل ثابت بودن و عدم تغییذ مکان هم به عنوان نشانه کاربرد داشته است لذا شناخت انواع درختان ایران در آموزش گنج یابی مهم است.

در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد.

در گذشته درختانی كه عمر طولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی كه اموال گذاشته می شد درختی هم كاشته می شد كه بعدها پیدا كردن جا راحت باشد.

درختانی كه بیشتر برای اینكار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد.

بوته گز كه در حدود شش هزار سال عمر میكند.

درخت سرو كه در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.

درخت داغداغان كه در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.

درخت آزاد كه دو هزار سال عمر میكند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود.

درخت چنار كه حدود هفتصد سال عمر میكند و پس از آن هر سال یك بار خود كشی میكند و خود را میسوزاند تا از بین برود كه این خود سوزی هم چندین سال طول میكشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح كه حدود نهصد سال قدمت دارد.

درخت نارون حدود پانصد سال عمر میكند.

درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میكند.

درختهایی با عمر طولانی اكثرا نشانه بار است و بار هر كدام از آنها با دیگری متفاوت است به فرض اموالی كه در نزدكی بوته گز یافت میشود با اموالی كه در كنار سرو یافت میشود همیشه متفاوت بوده است.

اینم یك مطلب در مورد درختان

ممكنه درختانی از قلم افتاده باشند ، ذهنم اینقدر یاری كرد ، به بزرگی خودتون ببخشید.




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی در قبور حفره‌ای ساده

در مطلب قبلی گنج یابی و کاوش دفینه و زیرخاکی همین وبلاگ، درباره انواع قبور در عصر آن و اهمیت آنها از نظر گنج یابی و باستان شناسی مطالبی نوشتم . در ادامه باید بگویم که یکی از قبور مهم در گنج یابی ، قبور حفره ای ساده است که ساختار آن خواهد آمد.

این نوع قبور به طرز خیلی ساده در داخل خاک کنده شده، دفن شده که دارای هیچگونه بافت معماری خاصی نیستند و فقط با خاکبرداری از زمین به شکل قبر در آمده اند . در این نوع قبور نخست حفره‌ای را که کمی یش از طول و عرض بدن انسان بوده می‌کندند و مرده را داخل حفرهٔ کنده شده قرار می‌دادند و روی آن را با تیرهای چوبی، شاخ و برگ درختان پوشانیده و سپس روی آن را خاک می ریختند . معمولاً خاک دستی ( خاک نوبت دوم ) را خاک رس بسیار نرم که با خاک زمین‌های اطراف قبر تفاوتی اساسی دارد، تشکیل می‌دهد . دربارهٔ جنسیت افراد به خاک سپرده شده در این قبور می‌توان اظهار داشت که در این قبور جنسیت‌های مختلف اعم از زن، مرد و کودک دفن شده اند . مردگان را در این قبور گاهی به پهلوی راست و گاهی به پهلوی چپ و گاهی به صورت چمباتمه خوابانیده اند . درتپه حصار III مردگان را در یک یا چند لباس پیچانیده اند که این از بقایای پارچه‌ها در قبرستان این تپه مشهود است . وجود قبرهای زیاد در تپه شمالی حصار نشان می‌دهد که بیشتر مردم برای دفن اجساد، مرده‌ها را در محلی خاص دفن می‌کردند .




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی در قبور سه گانه

یکی از دوره های مهم تاریخی عصر آهن است که از لحاظ کاوش و حفاری باستان شناسی بسیار مهم است آثار باقی مانده از قبور این دوران از نظر گنج یابی و باستان شناسی بسیار ارزشمند است . لذا ساختار و معماری قبور و شناخت آن راهگشا است. باستان شناس‌ها معتقدند که در عصر اهن تغییرات عمده‌ای در شیوهٔ تدفین بوجود آمده و بر خلاف سابق که مردگان در درون منازل دفن می‌شوند، در این عصر به محوطه‌هایی به نام قبرستان منتقل شده اند . تغییر وضعیت در تدفین با ورود اقوام مهاجر و نفوذ فرهنگ مهاجمین در فرهنگ اقوام بومی تأثیر عمیقی داشته است . تجوه تدفین مردگان در اکثر نقاط فلات ایران به سه نوع است :

 

  • قبور حفره ای
  • قبور خمره ای
  • قبور حفره‌ای با پوشش سنگی



ارسال توسط گنج بزرگ

اصل مهم گنج یابی و حفاری در قبور

در حفاری قبور حتما باید از یک دستکش خوب استفاده بشه برای اینکه میکروبهای بیماریهایی همچون وبا و طاعون تا سه هزار سال از بین نمیرن یعنی اگه جسد بر اثر یکی از این بیماریها مرده باشه به شما هم سرایت میکنه در ضمن یک نوع باکتری در اطراف جسد تکثیر میشه که از راه ناخن وارد بدن میشه و فرد اب بدنشو ظرف هشت دقیقه از دست میده و میمیره و هنوز که هنوزه این باکتری برای دانشمندان ناشناخته هست پس جدی بگیرید {هادی املی}




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و سکه شناسی

دوره اشکانیان کاملترین مجموعه مسکوکات موجود است که بطور دقیق حکاکی شده‌اند. در این دوره با انواع آرایش مو و لباس و انواع کلاهخود به عنوان تاج مواجه می‌شوید. این بخش از تاریخ به سه دوره یونانی، ایرانی یونانی،‌ ایرانی تقسیم گردیده و به همان سبک و سیاق سکه‌های دوره اسکندر با خط و زبان یونانی است، اما از زمان بلاش اول برای اولین بار نوشته به خط آرامی و زبان پهلوی اشکانی در کنار خط یونانی بر روی سکه دیده می‌شود...

لیدی و جزایر یونانیدر مورد پیدایش مسکوک و قدیمی‌ترین مملکتی که برای اولین بار بضرب آن اقدام نمود،می توان از جزایر یونانی نشین آسیای صغیر نام برد.جزایری چون اژین، کنید، افز، میله، ساموس، کیوس،‌ ایونی ازنقش مظاهر خدایان یونانی در مسکوکات خود استفاده می کردند مسکوکات لیدی بنام کرزئید منتسب به کرزوس آخرین حاکم آن سرزمین است که دارای نقش تقابل شیر و گاومیش می‌باشد. مسکوکات لیدی اولین سکه استاندارد است که مورد توجه قرار گرفته.


دوران هخامنشیدر سال 546 ق.م کورش کشور لیدی را تسخیر کرد و بسیاری از نواحی یونانی نشین ،آسیای صغیر نیز تحت سلطه وی درآمد و متوجه ضرب سکه گردید ولی بعلت مرگ وی فرصت ضرب سکه بدست نیامد و در زمان داریوش اول(522-486ق.م) به همراه برقراری نظم در کشور پهناور ایران ضرب مسکوکات آغاز گردید.
مسکوکات هخامنشی به سه نوع متفاوت تقسیم گردیده:
1-مسکوکات ایران مرکزی:
سیمین به نام سیکل یا شکل و زرین به نام دریک یا زریک که دارای تصویر کماندار پارسی با تیردان و کمان و گاهی اوقات نیزه و یا دشنه بصورت زانو بر زمین زده.


2-مسکوکات ساتراپها:مانند داتام (فرمانروای کیلیکیه)- فرناباذ (فرمانروای فریگیه) ابرو کوماس (فرمانروای سینوپ) و... که تصویر فرمانروا بر روی مسکوکات و تصویر خدایان یونانی در پشت مسکوک قرار دارد.


-مسکوکات امرای تابع هخامنشی:مانند فینیقیه و قبرس و کاری و لیسی که جالبترین آنها متعلق به صیدا است که نقش کشتی جنگی در یک طرف و تصویر اردشیر سوم سوار بر گردونه‌یی در طرف دیگر.


اسکندر و جانشینانشاین مسکوکات از لحاظ هنری بسیار با ارزش و برخی کاملاً ممتاز می‌باشند و موزه بانک‌سپه دارای ردیف منظمی از بهترین مسکوکات این دوره است که عموماً نقش شاه بر روی آن و نقش خدایان یونانی به همراه نام شاه به خط یونانی در پشت آن قرار دارد از مسکوکات بطالسه- پنت- بی‌تینی و شاهان باختر نیز در این مجموعه دیده می‌شود.


اشکانیان (پارت)دوره اشکانیان کاملترین مجموعه مسکوکات موجود است که بطور دقیق حکاکی شده‌اند. در این دوره با انواع آرایش مو و لباس و انواع کلاهخود به عنوان تاج مواجه می‌شوید. این بخش از تاریخ به سه دوره یونانی، ایرانی یونانی،‌ ایرانی تقسیم گردیده و به همان سبک و سیاق سکه‌های دوره اسکندر با خط و زبان یونانی است، اما از زمان بلاش اول برای اولین بار نوشته به خط آرامی و زبان پهلوی اشکانی در کنار خط یونانی بر روی سکه دیده می‌شود.


حکام محلی (الیمایی- خرسن-شاهزادگان پارس)مسکوکات این مجموعه عموماً مس و برنز است که دارای نقوش متنوعی است و به عنوان قدیمی‌ترین و کمیاب‌‌ترین مسکوکات معرفی می‌شوند حکام محلی همزمان با دوره هخامنشی و اسکندر و اشکانیان بطور مستقل حکومت می‌کردند اما از زمان مهرداد دوم اشکانی به حکومتهای نیمه مستقل تبدیل گشته‌اند.

الیمایی

                     (خرسن)

شاهزادگان پارسی

ساسانیانضرب مسکوکات ساسانی از سال تاجگذاری اردشیر اول (224 میلادی) آغاز گردیده و در سال 652 میلادی که دوره سقوط سلسله ساسانی است پایان یافته است. در ضرب مسکوکات ساسانی بخصوص در اوایل آن دوران نسبت به تهیه سر سکه توجه خاصی مبذول گردید.
چنانکه در مجموعه موزه بانک بهترین و عالی‌ترین و نادرترین مسکوکات ساسانی موجود است. در این دوره پادشاهان هر یک دارای چندین نوع مسکوک بودند که گویای مذهب و تشریفات و آداب و سنن دوران بودند.

اسپهبدان طبرستان، حکام عرب طبرستان،‌حکام عرب ساسانیپس از سقوط سلسله ساسانی بر اثر هجوم و غلبه تازیان بر ایران و کشته شدن یزدگرد سوم در سال 652 میلادی ضرب مسکوکات متوقف نگردید. بدین ترتیب:

1-مسکوکاتاسپهبدان طبرستانبا نقش مسکوکات ساسانی در قطعی کوچکتر، مانند دات برزمهر و فرخان و خورشید که نام آنها به خط پهلوی نقش شده است.

2-مسکوکات حکامعرب طبرستانبه سبک و سیاق مسکوکات اسپهبدان، فقط به جای خط پهلوی خط کوفی قرار گرفته.

مسکوکات دورهعرب ساسانیمانند مسکوکات یزدگرد سوم است فقط با کلمات بسم‌الله- ربی- ربی‌الله در کنار مسکوک.

امویانمجموعه موزه بانک‌سپه دارای مسکوکات درهم از این دوره است که در یک طرف جمله شهادتین و در حاشیه محل ضرب و تاریخ است و در طرف دیگر سوره اخلاص و در حاشیه آیه 33 سوره توبه می‌باشد.

عباسیاناز دوره خلفای عباسی موزه دارای مسکوکات درهم و دینار است که در یک طرف شهادتین و در دو حاشیه تاریخ و محل ضرب و آیه 3 و 4 از سوره الروم و در وجه دیگر محمد رسول الله به همراه آیه 33 سوره توبه قرار دارد که شاخصترین آنان متعلق به مسکوکات حضرت رضا علیه‌السلام است

ال بویهمسکوکات این دوره به لحاظ قدرتشان جهت تعویض خلفای عباسی و احترام مذهبی به آنان جزء مجموعه نمونه می‌باشد.

سامانیاندر سرزمینی از مرزهای هند در سوی خاور تا مرکز فلات باختر حکومت مستقل داشته‌اند و دارای 47 باب ضرابخانه بودند مسکوکات زرین و سیمین آنان همانند مسکوکات عباسی است.

غزنویانمسکوکات دوره غزنوی مشخص کننده پشتوانه مالی و گستردگی قلمرو آنان است و هر یک از مسکوکات دارای ویژگیهای خاص منطقه‌ای است و عناوینی چون یمین‌الدوله، امین‌المله، ولی‌امیرالمومنین و... برای محمود بکار برده می‌شود.
     
سلجوقیانسلجوقیان به چندین شاخه کرمان-عراق و کردستان-روم و جانشینانشان به عنوان اتابکان موصل و شام و سنجار و ارتقیه دیاربکر و آذربایجان و فارس می‌باشند و مسکوکات این دوره ویژگی خاصی ندارند بجز کاربرد نام پادشاه و تاریخ و محل ضرب و نقش نمادین ماههای سال.
     
خوارزمشاهیان و ایلخانانشاخص‌ترین مسکوک دوره خوارزمشاهی متعلق به آخرین سلطان یعنی جلال‌الدین منکبرتی است.
مسکوکات ایلخانان دارای نوشته‌هایی بخط ایغوری و نسخ و کوفی هستند و از نظر زیبایی و همگونی و استاندارد وزن و عیار از بهترین مسکوکات ایرانی محسوب می‌شوند.
     
تیموریان (آق قویونلو- قراقویونلو)تیموریان از نوادگان چنگیزند که بسیار وحشی‌تر از سایر مغولانی که در ایران به نام ایلخانان حکومت می‌کردند بودند. اولین مسکوکات این دوره متعلق به تیمور کورکانی و آخرین آن مربوط به حسین بایقرا است و از جانشینان این دوره امرای قراقویونلو و آق قریونلو به عنوان طوایف ترکمن در آذربایجان هستند که نمونه‌های جالبی در مجموعه موزه می‌باشد.
     

صفویهبا استقرار صفویان،‌ سیستم ملوک الطوایفی برانداخته شد و دستگاه دولتی نه تنها متمرکز گردید بلکه در زمینه‌های اقتصادی و تجاری،‌ فرهنگی و سیاسی ایران به ثبات و پیشرفت رسید.
در مجموعه موزه بانک‌سپه ردیف کامل و جامعی از انواع مسکوکات این دوره موجود می‌باشد که ضرب شهرهای مختلف است.


افشاریه - زندیهاولین مسکوکات نادرشاه افشار به عنوان ماده تاریخی جلوس سلطنت وی با نوشته (الخیر فی ما وقع) به خط طغری است.
مسکوکات دوره زندیه نوعی خاص است که معمولاً نوشته (شد آفتاب و ماه زر و سیم در جهان/ از سکه امام به حق صاحب‌الزمان) به همراه کلمه یاکریم- یاعلی- یاالله با محل ضرابخانه و تاریخ بر پشت و روی آنها دیده می‌شود.

قاجاریهدر این دوره مسکوکات متعددی وجود دارد و به دو بخش عمده مسکوکات چکشی و ماشینی تقسیم گردیده است که در اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه مسکوکات فقط ماشینی می‌شوند و ضرابخانه‌های شهرهای مختلف از بین می‌روند و ضرابخانه تهران به حیات خود ادامه می‌دهد.

پهلویدر دوران پهلوی به تاریخ 27 اسفند 1308 خورشیدی ریال به جای قران رسماً واحد پول تعیین می‌گردد. موزه سکه بانک‌سپه از دوران رضاخان و محمدرضا مسکوکات و مدالهای متنوعی را دارا می‌باشد.




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی در رامهرمز

رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامهرمز با انتقاد از عملکرد سازمان میراث فرهنگی خوزستان اعلام کرده بود که تعداد حفاری‌های غیرمجاز طی 4 سال گذشته در این شهرستان بی‌سابقه بوده و هنوز هم متوقف نشده‎است. این درحالی است که گفته می‌شود بارها نسبت به این قبیل تخریب‌ها به مسئولان میراث فرهنگی تذکر داده شده‎است...

شهری که رکوردار حفاری‌های غیرمجاز شده است

حفر تونلی به عمق 12 متر در رامهرمز

در نزدیکی امامزاده هفت تن و آرامگاه سید بزرگ، تونلی به عمق 12 متر در رامهرمز حفر شد. این درحالی است که چندی پیش در تل برمی با هدف دستیابی به گنج و زیورآلات تونلی به ابعاد چهارمتر عمودی و بیست متر افقی حفاریشده بود

______________________________________________________________________________________________________________________

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ رامهرمز خوزستان که حالا دیگر رکورددار حفاری غیرمجاز شده اینبار شاهد حفر تونلی به عمق12 متر در نزدیکی امامزاده هفت تن و آرامگاه سید بزرگ بود.

مجتبی گهستونی فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا خوزستان در این‏باره به CHN گفت: «در نزدیکی امامزاده هفت تن و آرامگاه سید بزرگ رامهرمز حفاری به عمق 12 متر انجام شد. چند روز پیش که یکی از همسایگان متوجه سروصداهای مشکوک از زیر زمین شد به ماموران نیروی انتظامی تماس می‌گیرد هرچند که اثری از سارقان میراث‌فرهنگی یافت نشد اما حفاری به عمق 12 متر به سمت آرامگاه سید بزرگ نشان از حفاری غیر مجاز دارد.

 

به‌گفته گهستونی، در اطراف این تونل تعدادی سفال، استخوان که مربوط به دوره سلجوقی و صفوی یافت شده است. این درحالی است که پیش از این 3 هزار سکه توسط حفاران غیرمجاز کشف و ضبط شد. به گزارش انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامهرمز، طی 4 سال گذشته میزان حفاری قاچاق در این شهرستان باستانی بی‌سابقه بوده است. اکثر محوطه‌های باستانی رامهرمز مورد تعرض قاچاقچیان اشیاء باستانی قرار گرفته و هنوز هم این تخریب‌ها ادامه دارد. تا کنون بیش از 25 محوطه غارت شده‏اند.

 

پیش از این رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامهرمز با انتقاد از عملکرد سازمان میراث فرهنگی خوزستان اعلام کرده بود که تعداد حفاری‌های غیرمجاز طی 4 سال گذشته در این شهرستان بی‌سابقه بوده و هنوز هم متوقف نشده‎است. این درحالی است که گفته می‌شود بارها نسبت به این قبیل تخریب‌ها به مسئولان میراث فرهنگی تذکر داده شده‎است.

 

در حال حاضر بیشتر تپه‌ها نه تنها به صورت عمودی که افقی‌ هم مورد حفاری غیرمجاز قرار گرفته‌اند. یعنی بخشی از تپه‌ها از زیر مورد تخریب شدید واقع شده‌اند. گفته می‌شود تا کنون محوطه‌های باستانی تل ملاسوزی، تل قصیل، تل قراول، تل مش‌تانه، تپه گسر، تپه بغدک، دو تپه مولوچه، تپه گور پی‌وزی، تل چهارطاقی، تل کایَت، تل سرچشمه، تل ماوا، سر تلی، تپه عباس، تپه بایمان، تپه مربچه، تپه سوبیتی، محوطه باستانی جوبجی، تل برمی، محوطه مختارک، قلعه داودختر، تپه حوری نعمت، چهارطاقی زیره‌زیر،‌ امامزاده شاه‌چراغ، سرتلی و ... تخریب و غارت شده‎اند.




ارسال توسط گنج بزرگ

آموزش کلیات به گنج یابان و کاوشگران زیرخاکی

دفینه ها شامل مومیایی و بارهای سنگین در عمق بالای 12 متر تا 28 متری داخل اتاقک ساروجی هستند.وبهترین وسیله برای بدست آوردن آنها کار با بیل مکانیکی و پیکور است...

گاز طلای بارهای سنگین با قدمت بالای  هزار سال بیشتر به رنگ آبی روشن است.

-کسانی که سرمایه حداقل 5  میلیون تومان ندارند دنبال  کارها گنجیابی و حفاری نروند چونکه پول,پول میاره -جیب خالی فقر ورنج.

-هرجایی تو زمین جنس طلای سبک نوشته دار داشت بدونید اون نشانه سربار جنسه

-بعضی قبرها جنسشون زیر قبر میفته

-داخل قبرستان بچه ها بعضی قبر ها دو طبقه و دارای جنس خوب هستند

- نماد کاسه و ستاره نشانه قبرستان یهودی با 12 عدد قبر پربار است

-در صورت باز کردن اتاقکهای ساروجی داخل آنها نشوید چون امکان پودر شدن بدنتان خیلی زیاد است به علت وجود اورانیوم و سیانید. قبل از ورود یک گوسفند یا بز یا سگ را داخل اتاقک بفرستید برای خنثی کردن تله آن

-هرجایی نماد و نشانه داشت اونجا دنبال جنس بگردید نه توی زمین کشاورزی

-دفینه ها شامل مومیایی و بارهای سنگین در عمق بالای 12 متر تا 28 متری داخل اتاقک ساروجی هستند.وبهترین وسیله برای بدست آوردن آنها کار با بیل مکانیکی و پیکور است.

-هنگام کار کردن در یک منطقه در عمق بالای هدف هیچگاه از آب استفاده نکنید چون همیشه نیم متر بالاتر از اتاق ساروجی لایه ای از موادی پودری به رنگ سیمان وجود دارد که در صورت رسیدن آب به آن لایه ای ساروجی دیگر  برای جلوگیری از نفوذ آب به اتاقک تشکیل میدهد

-هنگام کار کردن و رسیدن به آثار و علائم نزدیک جنس برای محفوظ بودن در برابر گاز های سمی میتوان از خمیری که با استفاده از پودر ذغال چوب و سرکه بدست می اید را درون چند لایه پارچه بگذارید و پارچه رو جلوی بینی و دهانتان ببندید

-در مواقع حفاری قبر و بارهای سنگین حتما  آب و سرکه و شیر و آمپول دیمرکاپرول همراه داشته باشید

-پول خود را به سیستم های آشغالیاب شرکت kxs یوسفی در دبی و ایران ندهید چونکه تحت نظر کامل میراث فرهنگی و وزارت اطلاعات میباشند نه از نظر ردیابی بوسیله Gps بلکه از نظر دستکاری سیستمها و معیوب کردن آی سی های کمیاب عمق زنی آنها , اگر گفته های مرا نمیپذیرید خودتون سیستم هاشون رو امتحان کنید.کبری جی پی ار400 نود میلیونیشون دو و نیم  متر بیشتر واسمون عمق نمیزنه.سیستم 6 متری دیپ مسترشون واسه عمق 70 سانت خوبه البته واسه استیل نه طلا.سیستم های تصویریشون فقط آهک پیدا میکنه.سیستمهای ایمیجر سونیشون جعلیه مدارش ساخت ایرانه مانیتورش سونیه.سیستم های المانی okm این شرکت فقط حفره یاب هستند.محصولات خود kxs امارات ساخت اصفهان وکرج است با مارک شرکتهای معتبر کره و اکراین. دو سه تا سیستم این شرکت بزرگ اصفهانی رو باز کنید تا متوجه بشید من چی میگم به خدا قسم

هدف هوشیار کردن مردم ایران علیه دروغ و دغل بازی و کلاهبرداری برخی شرکتهای اصفهانی و تهرانیست نه به نفع خودم یا شرکتهای دیگر . و اگر قصد خرید سیستم فلزیاب دارید حتی المقدور از داخل ایران تهیه نکنید ودر دبی نیز از شرکت ایرانی kxs  سیستم تهیه نفرمایید.




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و دفینه شهرهای باستانی

در روستاي گوشه واقع در شمال غرب ياسوج ، بقعه ساده اي وجود دارد كه به اعتقاد مردم مدفن امام زاده قاسم است كه در 15 كيلومتري ياسوج به بابا ميدان و در كنار رودخانه در زير درخت بلوطي از نظر ناپديد شده است . نقطه اي را كه امام زاده قاسم در آن ناپديد شده  بلي هوشا  مينامند. بلي به معناي بلوط و هوشا به معني حصار بلوط است. مردم بومي سنگي كه گويا امام زاده قاسم بر روي آن خوابيده ، مقدس مي شمارند و به آن زيارت و رازو نياز می کنند...

 

تاريخچه شهر ياسوج

در دهانه انبری صخره های زاگرس بزرگ و بر دامنه دنای هميشه سفيد پر برف, در لابلای جنگلهای تنومند و سرسبز بلوط و بن و کيکم شهر ياسوج قرار گرفته است. اين شهر که نامِ  محلی آن ياسيج و مرکز استان کهگيلويه و بوير احمد است. در سال 1344 احداث گرديده و قبل از ايجاد شهر ياسوج در حدود شش کيلومتری جنوب شرقی آن شهرک قديمیِ تل خسرو, قرار داشته که زمانی مرکز طوايف باستانیِ بازرنگان بوده است و سابقه تاريخی آن متجاوز از دو هزار سال می باشد.  اين شهرک قديمی در سال 1309 دوباره بازسازی و در سال 1323 مجدداً متروکه گرديد که به جز تپه ای خاک از آن اثر ديگری باقی نمانده است. شهر نوپای ياسوج درکنار رودخانه بشار در آغوش تپه های متعدد در ارتفاع 1870 متری از سطح دريا قرار گرفته, اين شهر که در سال 1344 فقط دارای يک خيابان اصلی بود, امروزه از گسترش و توسعه زيادی برخودار می باشد.  در فصل زمستان برف زيادی در اين شهر مي بارد و اکثر نقاط و ارتفاعات اطراف آن برای مدتی طولانی پوشيده از برف باقی می ماند. که اين فرصت بسيار خوبی برای دوستداران ورزشهای کوهستانی بخصوص اسکی می باشد تا بخوبی از آن استفاده کنند.  شهر ياسوج تاکنون بالغ بر 18 کيلومتر وسعت يافته است, يکی از مهمترين دلايل اين توسعه مرکزيت اداری و سياسی اين شهر می باشد که از سال 1342 مرکز فرمانداری کل کهگيلويه و بوير احمد بوده و سپس در سال 1355 به مرکزيت کل استان ارتقاء يافته است.  

 

مراکز تاريخي و باستاني

تل خسروي

در نوشته هايي از  جغرافيای قديمی، از محل فعلي شهر ياسوج، با عنوان «تل خسروي» ياد شده است. اين تل كه امروزه «تل خسرو» ناميده ميشود، تپه اي در جنوب شهر ياسوج است كه به فاصله اي كمتر از چند كيلومتري آن قرار دارد. به جز اين تل، تمامي آثار برجاي مانده در ياسوج كنوني، با گذشت زمان از بين رفته است. بر اساس روايتهاي محلي، كيخسرو كاخي بر سر اين تل يا تپه بنا نهاده بود كه «پرفسور گاوبه»، آثار آن را به صورت عمارتي با آجرهاي زرد چهارگوش و آجرهاي سرخ از نوع آجرهاي پل عليايي بهبهان (ارجان قديم) مشاهده كرده و اين مكان را به پيش از دوره هخامنشيان مربوط دانسته است. اين تل كه به هزاره سوم از ميلاد و سده نهم و دهم هجري قمري تعلق دارد، در 4 كيلومتري جنوب شهر ياسوج، در نزديكي روستاي تل خسرو واقع شده است. اين اثر با تل شهدا، قبرستان پاي چال، تپه دوم چنار، تل مهره اي و تپه ملاكانيه قابل مقايسه ميباشد. اين تپه از آثار پيش ازتاريخ ايران است كه در سده هاي نهم و دهم هجري،  مردم اين مناطق به صورت  روستايي زندگی می کردند .

 

تل مهره ای 

تل مهره ای  يكي از تپه هاي ماقبل تاريخ در استان است كه به هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد تعلق دارد. از نظر تاريخي، اين تل با ديگر تپه هاي تاريخي منطقه، به ويژه دم چنار، قابل مقايسه ميباشد. اين تل در يك كيلومتري شرق روستاي سقاوه ياسوج قرار گرفته است.

 

 تپه دم چنار

محل قرار گرفتن اين تپه كه يكي از تپه هاي پيش از تاريخ است، در نزديكي روستاي دم چنار ياسوج است. اين تپه تاريخي به هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد تعلق دارد و از نظر تاريخي با ديگر تپه هاي منطقه، به ويژه تل مهره اي و تل خسرو توانايي برابری دارد .

 

جاذبه هاي طبيعي

كوه آب نهر

كوه آب نهر در فاصله 9 كيلومتري شمال شرقي ياسوج و در جنوب روستاي چشمه چنار با ارتفاع 3220 متر قرار گرفته است. اين كوه نيمه جنگلي از جنوب شرقي به كوه كاچيان متصل است. راه اتومبيل رو اردكان به ياسوج از دامنه شمالي اين كوه عبور می کند .

 

كوه بندگرد

كوه بندگرد به صورت نيمه جنگلي در فاصله 80 كيلومتري شمال غربي ياسوج قرار گرفته است. اين كوه با ارتفاع 2800 متر سرچشمه رودخانه مور زرد و رودخانه شهنيز ميباشد. اين كوه از شرق به كوه ماري و از غرب به كوه دالون چسبيده  است.

 

چال كلاغ

اين کوه که به كوه چال كلاغ نام گرفته است در فاصله 14 كيلومتري شمال شرقي ياسوج واقع شده  است. طول ارتفاع اين كوه 3531 متر و سرچشمه رودخانه ماربر و رودخانه مهريان و جوب خاله است . اين كوه در دماغه جنوب شرقي كوهستان دينار ( دنا )  قرار گرفته اشت .

 

رودخانه مارون

رودخانه مارون بيشترين مقدار آب استان را خارج مي‌كند . حوزه آبريز آن، قسمت غربي مناطق  بويراحمد سفلي و قسمت اعظم طيبي و دشمن زياري را در بر مي‌گيرد. اين رود پس از عبور از دم لوداب،  وارد مناطق  دشمن زياري و طيبي مي‌شود و در مسير خود شعبه ‌هاي مهمي را دريافت مي‌كند و پس از عبور از ميان سوق و لنده از آخرين نقطه كهگيلويه به نام تنگ ‌تكاب مي‌گذرد و به سمت بهبهان و اهواز در استان خوزستان جريان مي‌يابد و به نام رود جراحي به خليج فارس مي‌ريزد.  سرچشمه ‌هاي اين رود بويژه در دامنه كوه‌ ها برای گشت و گذار و تفريح بسيار جذاب و دلپذير می باشد .

 

رودخانه خرسان

اين رودخانه که به  خرسان شهرت گرفته است, بزرگترين ريزابه رود كارون است و ازكوه هاي تنگ سرخ و كنه دوده سه در 43 كيلومتري جنوب شرقي ياسوج و 15 كيلومتري شمال غربي شهر اردكان فارس سرچشمه ميگيرد و به نام رودخانه بشار به سوي شمال غربي امتداد  مييابد. اين رودخانه ضمن عبور از دره غربي كوه تنگ سرخ، روستاهاي بردزرد، تنگ مشكان و تنگ خشك را سيراب ميسازد. در يك كيلومتري غرب روستاي تنگ سرخ با رود تنگ سرخ يا محمود بيگي درهم مي آميزد و به دره ميان كوه هاي توپ عبدالله  ( در قسمت  شرق ) و پازنان ( در قسمت  غرب) وارد ميشود. در مدخل دره مزبور روستاي ده تولي را مشروب ميكند و پس از آميختن با يك ريزابه شرقي با آب دره دلي صفدر و سپس با رود وزگ مخلوط ميگردد و از طريق دره شرقي كوه خركلون به سوي روستاي كلگه جاري ميشود . پس از عبور از روستاي سرتنگ، در 3 كيلومتري روستاي ده شيخ با آب دره آبزا در هم مي آميزد و بعد از عبور از روستاهاي ده كهنه و سرسور به روستاي دو راه ميرسد. در شرق روستاي اخير با رودخانه گرداب , كه از تنگ آبدوهي ميگذرد, مخلوط ميشود و به نام رودخانه گرم و گاه به نام رود خرسان به ناحيه لردگان در چهار محال و بختياري وارد ميشود. طول رودخانه خرسان 230 كيلومتر و طول ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2900 متر می باشد. سراسر اين رودخانه يكي از مناسب ترين مکانها براي انجام دادن  ورزشهاي آبي می باشد.

 

هفت چشمه

در دهکده  مارگون ، منطقه ای  وجود دارد به نام هفت چشمه كه از آب آن ، آبشارهاي زيبا و ديدني به وجود آمده است . اين چشمه كه تقريبا در مركز اين دهکده  واقع گرديده است ،  موقعيت مناسبي براي ايجاد تفرجگاه دارد. اين چشمه در روزهاي تعطيل و به ويژه تابستان ، پذيراي تعداد زيادي از اهالي شهرستانهاي ياسوج ، لنده ، ميمند ، سي سخت و همچنين مسافراني از استانهاي فارس ، اصفهان و چهارمحال و بختياري می باشد.

 

آبشار بهرام بيگي(همراه عکس)

آبشار بهرام بيگی يکی ديگر از آبشارهای ناحيه جنوبي رشته كوه دنا و در حد فاصل پاتاوه و لوداب ، بهرام بيگي قرار گرفته است  و  با ارتفاع  تقريبي حدود 30 متر جلوه اي از طراوت و زيبايي را به نمايش ميگذارد . اين آبشار در دل دشت هاي سرسبز و جنگل بلوط ناحيه لوداب بويراحمد مستقر می باشد .

 

غار نول

غار نول در كوه گل واقع در 20 كيلومتري منطقه سي سخت واقع گرديده است . غار نول با طول 80 متر  داراي چند تالار  پلكاني و انشعاب های  مختلف و از لحاظ بررسي هاي زمين شناسي حايز اهميت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است كه در برخي نقاط درون غار تا 20 متر تغيير ميكند. سقف و بدنه غار از سنگهاي آهكي اسماري و قنديلهاي زيبايي پوشيده شده و قطعات آب از اين قنديلها و سقف غار, چكه ميكند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد كه آب زلال و خنكي از آنها جاري است. دخالت هاي انساني پيرامون چشمه سارها و قنات هاي اطراف اين غار بيانگر استفاده از غار در دوره هاي گذشته و اخير است . به نظر ميرسد اين غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتي مورد استفاده قرار گرفته است .

 

غار مس

غار مس در محل خونگاه آب سياه بويراحمد واقع گرديده است و دهانه هاي بسيار  متعددي دارد. بررسي ها نشان ميدهند كه در روزگار ساسانيان ، از اين , غار مس و كبالت استخراج ميكردند و اكنون نيز در دست بررسي اداره معادن و فلزات می باشد .

 

اماکن زيارتي و مذهبي

بقعه امام زاده حسن

بقعه اين امام زاده  در شمال شهر ياسوج بعد از روستاي مريواني قرار دارد و بنايي ساده است كه در كنار يك درخت سايه گستر و در ميانه قبرستاني ساخته شده است. در كنار اين اطاقك گلين، درخت سبز و پرشاخ و برگي سايه گسترده است كه آن را چش ميزه مينامند . ظاهراً درخت را نبريده اند و اين خود دليلي بر تقديس آن درخت و اعجاز امام زاده حسن مي باشد. چشمه اي نيز در كنار بقعه امام زاده كه معمولاً در زمستان يخ ميبندد، وجود دارد. يخهاي اين چشمه شصت روز پس از نوروز آب ميشود. مردم بومي زمان آب شدن يخ هاي چشمه را از روزگاران قديم مبداء كارهاي كشاورزي، باغداري و شباني و تقويم بومي براي زراعت و گله داري و حركت و كار و كوشش كشاورزي به حساب می آورند.

 

بقعه امام زاده قاسم

در روستاي گوشه واقع در شمال غرب ياسوج ، بقعه ساده اي وجود دارد كه به اعتقاد مردم مدفن امام زاده قاسم است كه در 15 كيلومتري ياسوج به بابا ميدان و در كنار رودخانه در زير درخت بلوطي از نظر ناپديد شده است . نقطه اي را كه امام زاده قاسم در آن ناپديد شده  بلي هوشا  مينامند. بلي به معناي بلوط و هوشا به معني حصار بلوط است. مردم بومي سنگي كه گويا امام زاده قاسم بر روي آن خوابيده ، مقدس مي شمارند و به آن زيارت و رازو نياز می کنند.

 

تاريخچه‌ شهر ايذه

ايذه يك شهر تاريخي است و آ‌ثاري از زمان‌هاي بسيار قديم در آن به جا مانده است. اين شهر در روزگار عيلاميان اهميت و عظمت بسيار داشته و مركز آن آنزان يا آشتيان بوده و در عهد ساسانيان نيز نام و اعتبار داشته است. در كتابهاي تاريخي و جغرافي دوران بعد از اسلام نيز نام اين شهر ذكر شده است. مقدسي و ابن‌خرداد و ياقوت حموي از ايذه نام برده‌اند. آتشكده‌اي هم در آن شهر بود كه تا زمان هارون‌الرشيد فروزان بوده است. «استرنج» مي‌نويسد: ايزج به پل سنگي بزرگي كه در آن شهر روي كارون بسته بودند معروف بود. پل مزبور را ياقوت از عجايب جهان شمرده است. اين پل كه خرابه‌هاي آن هنوز ديده مي‌شود، بنام مادر اردشير بابكان (خزهزاد) ناميده مي‌شود. كلمه ايذه در زمان اتابكان لر كمتر بكار رفت و به جاي آن مالمير (مال امير) ناميده شد. كلمه ايذه در قرن‌هاي گذشته به كلي متروك شده بود تا در دوره پهلوي مجددا مورد استفاده قرار گرفت.

 

مراکز تاريخي و باستاني

مجسمه سوسن

قطعه سنگ نامنظم خاكستري رنگي است كه بر روي آن نقش‌زني ايستاده حجاري شده است. با وجود خرابي و آسيب‌هاي وارده به اين مجسمه،‌ وضع و حالت و لباس‌هاي مجسمه ظاهراً  دال بر زن بودن اين مجسمه زيبا دارد. اين مجسمه در مسير ايذه به طرف مسجد سليمان پس از پشت سرگذاشتن آبادي پيون و تنگ ليموچي در سوسن واقع شده است.

 

قلعه تل

اين قلعه توسط محمدتقي‌خان بختياري در سرتلي در ناحيه ايذه بنا شده است. اين قلعه مركز خان‌هاي ايل بختياري بوده و چندين قلعه در آن وجود داشته است. مردم قلعه تل به هنگام كندن پي خانه‌شان دو سنگ بزرگ كه به زمان عيلاميان مربوط مي‌شوند، از زمين بيرون آورده‌اند. يكي از سنگ‌ها پايه ستون و ديگري سنگي منقوش است كه چهار نقش دارد و دو نفر در مقابل دو نفر ايستاده‌اند.

 

قلعه ديزه وراز

اين قلعه در شمال كوه دلا قرار دارد. پله‌هاي زيادي از پايين تا قلعه وجود دارد. اين قلعه در بلندترين قله كوه دلا ساخته شده است. ساختمان اين قلعه به زمان فرامرز اشکانی می رسد.

 

قلعه اَرك يا اَرخ

اين قلعه روي كوهي مشرف به شلاه ساخته شده و پايين كوه روبروي آسياب‌هاي آبي قلعه ديگري وجود دارد كه جوي آبي به صورت دايره درون حياط آن كشيده شده است. اين كاخ – قلعه در بين دو رودخانه قرار دارد كه روي يكي از آنها پلي وجود داشته و بر اثر زمان خراب شده و فقط يكي از ستون‌هاي آن باقي‌مانده است. اين كاخ قلعه مقر حكومت قوم عيلام بوده است.

 

روستاي شمي

اين روستا در دهستان شمي شهرستان ايذه واقع شده است. در فاصله نه كيلومتري اين روستا آثار باستاني بسيار زيبا و مشهوري نظير مجسمه‌هاي بزرگ برنزي، سنگ‌هاي مرمري، گورهاي باستاني از دوره‌ پارت‌ها كشف شده است، برخي از اين مجسمه‌ها و اشياء به‌دست آمده جزء شاهكارهاي مسلم ريخته‌گري و فلزگدازي است. گورستان شمي نيز به دوره ساسانيان مربوط است.

 

نقش حونگ اژدل يا اژدر

در پانزده كيلومتري شمال ايذه در شرق خونگ‌ اژدر قطعه سنگي بسيار عظيم قرار دارد كه بر روي آن نقش مهرداد اول يا دوم اشكاني حجاري شده كه بر اسبي سوار است و كبوتري حلقه قدرت را همراه نامه‌اي به او تقديم مي‌كند و افرادي (روحي) به حضورش بار يافته‌اند.

 

بردنبشته ايذه

در راه ايذه به پيون پس از طي يك كيلومتر، در كف دره برد نبشته، قطعه سنگ نامنظمي به وسيله حجاران زبردستي حجاري شده است و نقش‌هاي بسيار زيبا و زنده و پرتحركي بر سطوح آنها حك شده است. نقش‌هاي اين سنگ‌نبشته عبارت از مرد بلند قدي با گيسوان گشاده و انبوه با كلاه‌گرد بي‌كنگره با شمشيري  به دست است. در سمت راست اين نقش سواري حجاري شده است. در سمت چپ نيز نقش چند انسان حجاري شده به چشم مي‌خورد.

 

نقوش كول فره

كتيبه كول فره در انتهاي دشت ايذه قرار دارد. در اين اثر نقوش بديع و حيرت‌انگيزي از صورتهاي شاه، فرمانروا، زن، مرد،‌ اسرا و جانوراني چون گاو،‌ گاوميش و گوسفند حجاري شده‌اند. نقوش اين كتيبه در حال نيايش و احترام و حمل هدايا و تقديس رب‌النوع يا امير ديده مي‌شوند.  اين اثر به دوران حكومت عيلام (قبل از ميلاد) مربوط است و از آثار بسيار مهم باستاني استان  خوزستان به شمار مي‌رود.

 

نقوش كوباد ايذه

از كوه فره ايذه به طرف جاده دز و در جهت شرق آن گورستاني وجود دارد كه در نزديك آن قطعه سنگي به چشم مي‌خورد. روي اين صخره يك مربع مستطيل به طول و عرض تقريبي يك و نيم  سه  متر حجاري شده است. در اين لوح از سمت چپ پنج انسان ايستاده با لباس بلند و دو دست روي سينه حجاري شده‌اند. در جلو اين پنج نفر نقش مردي يا زني بر سكو يا تختي نشسته است كه به سوي آن پنج نقش توجه دارد. لباس اين نقش هم چون ديگر نقش‌ها دامني بلند است. مردم ناحيه به اين نقش نام مكتب‌خانه يا مدرسه داده‌اند.

 

كتيبه هاني

در كناره شمال شرقي كوه‌هايي كه جلگه مال امير به آنها محدود مي‌شود، (شهرستان ايذه) نقوش برجسته كتيبه‌هايي به خط عيلامي ديده مي‌شود كه اكثر آنها به نام پادشاهاني به نام «هاني» پسر «تاهي‌هي» موسوم مي‌باشد. هاني حاكم محلي ايذه بود كه در زمان عيلاميان به نام «آيامپير» يا «آياتم» مشهور شده است.

 

جاذبه هاي طبيعي

 

تاراز

كوه نيمه‌جنگلي تاراز در دهستان سوسن و در شصت و هفت كيلومتري شمال غربي ايذه واقع شده و حدود دوهزار هفتصد و چهل و سه متر ارتفاع دارد. آب چلو از اين كوهستان سرچشمه مي‌گيرد. كوه تاراز از شمال غربي به كوه للر و از جنوب به كوه تخت سرشط متصل است و دامنه‌هاي شرقي آن به آب بازيافت منتهي مي‌شود.

 

تلگه

كوه نيمه جنگلي تلگه در دهستان سوسن، در بيست و هشت كيلومتري شمال شرقي ايذه واقع شده و حدود سه هزار و پنجاه متر ارتفاع دارد. اين كوه از جنوب به كوه دزسفيد، از جنوب شرقي به كوه تاوارا، از شمال به كوه چور و از شمال غربي به كوه گم‌زرد متصل است.

 

تورك

كوه تورك جزء دهستان سوسن شهرستان ايذه است. اين كوه در فاصله نود و يك كيلومتري شمال غربي ايذه با ارتفاع سه هزار و سيصد و نوزده متر واقع شده است. اين كوه سرچشمه رودخانه‌هاي آب بازافت و لب است. تورك از شمال غربي به كوه لم‌لي متصل است و جزء كوهستان زاگرس به‌شمار مي‌رود.

 

دوتو

كوه جنگلي دوتو در دهستان هپرو، در پنجاه و هشت كيلومتري جنوب شرقي ايذه واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود سه هزار و صد و هفتاد متر است. اين كوه از جنوب به كوه كله متصل است و از شمال به كوه ليراب مي‌پيوندد. دامنه‌هاي شرقي اين كوه به دره رودخانه سيراب و دامنه‌هاي غربي آن به دروه رودخانه صيدون متصل مي‌شود. در دامنه غربي اين كوه درياچه كوچي در ميان دو كوه كله و دوتو قرار دارد و آب از زمين و اطراف آن مي‌جوشد. دامنه‌هاي اين كوه از جنگل پوشيده شده و جزء كوهستان مونگشت از كوهستان بزرگ زاگرس به‌شمار مي‌رود.

 

كله

كوه كله در دهستان هپرو در پنجاه و نه كيلومتري جنوب شرقي ايذه واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود سه هزار و ده متر است. اين كوه از شمال به كوه دوتو متصل است. رودخانه صيدون از غرب، رودخانه اعلاء از جنوب و رودخانه‌هاي ليراب و سمه از شرق آن عبور مي‌كنند. در دامنه غربي اين كوه چشمه‌اي است كه آب آن در يك درياچه كوچك جمع مي‌گردد. اين درياچه كه «دوتو» نام دارد در ارتفاع حدود هزار و ششصد و هشتاد متري قرار دارد. كوه كله جزء كوهستان مونگشت از كوهستان بزرگ زاگرس به‌شمار مي‌رود و دامنه‌هاي آن از جنگل پوشيده شده است.

 

مونگشت (منگشت)

كوهستان مونگشت در شهرستان‌هاي لردگان و ايذه، مركب از كوه‌هاي تنوش، ناشليل، زردحلقه، نشا، سه‌پران، سرچاه، قوچه، بدرنگان، برآفتاب، كله، كلمه و دوزرد قرار دارد. بلندترين قله اين كوهستان سه هزار و ششصد و سيزده متر ارتفاع دارد كه در 55 كيلومتري جنوب شرقي ايذه و در پنجاه و دو كيلومتري گرمان و در سيزده كيلومتري شمال غربي روستاي ليراب واقع شده است. رودخانه‌هاي هلايجان، آب زردك، صيدون از دامنه‌هاي غربي، ليراب و سمه از دامنه جنوبي، خرسان و كارون از دامنه‌هاي شرقي اين كوهستان سرچشمه مي‌گيرند. بخش عظيمي از اين كوهستان را جنگل‌هاي نسبتاً انبوه پوشانيده و در انتهاي آن درياچه‌اي به نام «بوندان» ايجاد شده است.

 

اشكفت سلمان

غار سلمان در فاصله سه كيلومتري جنوب غربي شهر ايذه كنوني، در انتهاي دره‌اي واقع شده است. اشكفت سلمان محوطه‌اي وسيع است كه در درون صخره طبيعي كوه به صورت سرپناهي با آثار آبرفتي و يك چشمه آب شيرين گوارا (كه از درون غاري كوچك و باريك بيرون مي‌آيد) تشكيل مي‌شود. روبه‌روي مجموعه اشكفت سليمان در سمت راست و در منتهي‌اليه كوهي كه روبه‌روي آن است، دو نقش نيم‌رخ برجسته كه در درون دو چهار گوش مقعر حجاري شده‌اند، وجود دارد. نقش اول مركب از تصوير سه شخص است كه پشت سر هم در يك رديف ايستاده‌اند. آتشداني فروزان در جلوي آنهاست كه بلندي آن تا زانوان آنها مي‌رسد. در لوحه دوم كه با فاصله چند متر از لوحه اول و بر سطح قلعه سنگي ديگر حجاري شده، دو نقش وجود دارد كه يكي از آنها نقش مردي و ديگري نقش‌زني است. اما در شرق اين دو لوحه اشكفت بزرگ يعني سايه‌بان خميده كوه قرار دارد كه در زير آن بر روي بدنه كوه يك كتيبه مستطيل شكل ميخي و چند نقش حجاري شده و در زير اين كتيبه كه در ارتفاع قرار دارد، محل نشستن و تختگاه و يا انجام مراسمي ديده مي‌شود.

تاريخچه كرمانشاه

كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته مي‌شود توسط طهمورث ديو بند پادشاه افسانه‌اي پيشداديان ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت مي‌دهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است. در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلر با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد. صفويه براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين اين شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شيخ عليخان زنگنه صدر‌اعظم صفوي، به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثماني‌ها قرار گرفت. اما نادر شاه، عثماني‌ها را عقب راند ولي در اواخر زندگي نادر شاه، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثماني‌ها مواجه شد و دستخوش آشوب فراواني گرديد.  

 

در سال 1267 هجري قمري امام‌قلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدات كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خسارات زيادي ديد. 

 

مراکز تاريخي و باستاني

مقبره مولانا

  اين مقبره به مولانا عبدالله ابن الجاج محمد توني بشروي از علماي بزرگ شيعه عصر صفويه، تعلق دارد. مولانا در سال 1071 هجري قمري هنگام بازگشت از زيارت عتبات مقدسه، در كرمانشاه وفات نموده است. مقبره اين عالم رباني پس از تقريباً 300 سال توسط يكي از محققين كشف هم اكنون مورد توجه اهالي و علاقمندان قرار دارد. 

 

شهر باستاني كامبادنه

در كنار بقاياي حصار خشتي و باروي شهر كامبادنه سكه‌هايي از عصر ساساني يافت شده است. ويرانه‌هاي اين شهر تاريخي بين طاق بستان و شهر كرمانشاه قرار دارد. 

 

كاروانسراي ماهيدشت

اين كاروانسرا در شمال شرقي ماهيدشت واقع شده است. شكل كاروانسرا مربع و به شكل چهار ايواني است. طرفين ورودي بنا با 10 طاق نما تزئين شده است. اپن بنا از سنگ‌هاي حجاري شده عصر ساساني و بقيه ساختمان از آجر و گچ مي‌باشد. اين كاروانسرا كه احتمالاً در زمان شاه عباس دوم بنا شده، در سال 1275 هجري قمري هنگام سلطنت ناصرالدين‌شاه تعمير شده است.   

 

نقوش طاق بستان(همراه عکس)

طاق بستان يا (طاق وستان) در سمت راست ورودي شهر كرمانشاه، در شمال شرقي اين شهر، مجموعه‌اي از سنگ نگاره‌ها و سنگ نبشته‌هاي دوره ساساني است كه با فضاي مركبي از كوه، چشمه و آب، به گردشگاهي مصفا و چشم اندازي دل انگيز بدل شده است. طبيعت اطراف طاق بستان در زمان ساسانيان بيشه‌زاري مناسب براي شكار سلاطين بوده است. بقاياي ديوارهايي كه در انتهاي بيشه،‌ راه بر شكار از كوه رانده شده مي‌بسته، هنوز باقي است. پس از ورود به مدخل طاق بستان، اولين سنگ نگاره به اردشير دوم مربوط است. اردشير بين اهورا مزدا و ميترا قرار گرفته، روي خود را به سوي اهورا مزدا گرفته و با دست چپ حلقه مودت را از وي دريافت مي‌كند. زير پاي شاه و اهورا مزدا دشمن يا ( اهريمن) بر زمين افكنده شده است. بعد از اين نقش، طاق كوچكي قرار دارد كه پيكره شاهپور دوم و پسرش شاپور سوم بر آن ديده مي‌شود. بالاي هر كدام از اين سنگ نگاره‌ها در سطرهايي به خط پهلوي ساساني صاحب نقش معرفي شده است. در سومين بخش از اين مجموعه، مدخل طاق از بالا تا پايين سنگ نگاره زيبايي از نقش فرشتگان بالدار، درخت زندگي، مجالس شكار گراز در بيشه زار و شكار مرغان و ماهيان در مرداب و نقوش فيل، اسب و قايق و .... وجود دارد كه همراه نوازندگان، مجلس شادماني را حكايت مي‌كند. در پايين اين نقش، سواري بر اسب، زره پوش و مسلح ديده مي‌شود كه برخي آن را نقش ر(پيروزساساني) و برخي ديگر نقش خسرو پرويز مي‌دانند. 

 

 

جاذبه هاي طبيعي

ارتفاعات پررو( پراو)(همراه عکس)  

كوهستان پررو در مجاورت كرمانشاه واقع شده است و حدود 1020 كيلومتر مربع وسعت دارد. اين كوهستان از كوه‌هاي متعددي چون قرال، دو قرال ، راق چرمي،.... تشكيل شده و بلندترين قله آن با ارتفاع 3357 متر به نام شيخ علي خان معروف است. مهم ترين و ژرف ترين غار خاورميانه به عمق 572 متر به نام پررو ( پراو ) در دامنه جنوبي قله قته چرمي واقع شده است. 

 

چال آباد(همراه عکس)  

كوه چال آباد در 50 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه واقع شده است. ارتفاع كوه چال آباد 2444 متر است. اين كوه همراه با كوه‌هاي ولاني، هشلان، شاه كوه، هول هول و كوه خاقانه كوهستان كوچكي به وسعت 320 كيلومتر مربع را پديد ‎آورده‌اند.  رودخانه قايونه و همچنين راه اتومبيل رو كرمانشاه به سنندج از دامنه‌هاي شرقي اين كوهستان مي‌گذرد و در واقع مرز ميان كوهستان پررو و كوهستان چال آباد به شمار مي‌روند.    

 

هوجير

كوه هوجير در 43 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه واقع شده و ارتفاع آن در حدود 2583 متر است. اين كوه از غرب به كوه قلعه هجير متصل است و با يكديگر كوهستان كوچكي را كه به وسيله دره رود دينور از سوي غرب از كوهستان پررو جدا مي‌شود، تشكيل مي‌دهند.  

 

سرآب نيلوفر(همراه عکس)  

سر آب نيلوفر در 30 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه كوزان واقع شده است. اين سرآب استخر وسيعي را تشكيل مي‌دهد كه مملو از گل‌هاي نيلوفر است و ظرفيت تفريحي فراوان دارد. اين سراب براي پرورش ماهي نيز مناسب است.  

 

غار پراو

اين غار در كوه پراو از سلسله جبال زاگرس در شمال شهرستان كرمانشاه واقع شده است. اين ناحيه به علت بافت آهكي و بارندگي شديد جايگاه غارهاي ناشناخته فراوان دارد. غار پراو بزرگترين غار آهكي دنيا مي‌باشد و ساختمان آن مطلقاً آهكي است. نتايج بررسي‌هاي انجام گرفته نشان مي‌دهد كه اين غار به دوران سوم زمين‌شناسي مربوط است.  اين غار يكي از سخت‌ترين غارهاي جهان است كه 26 حلقه چاه به عمق‌هاي مختلف 5 تا 42 متر دارد. دهانه غار به صورت سوراخي نسبتاً كوچك است كه با شيب تقريباً 30 درجه شروع مي‌شود و به فضاهاي بزرگ و كوچك و شعب متعدد و سنگ‌هاي عظيم كه در بين هر كدام از آن‌ها حفره‌ها و پرتگاه‌هايي به وجود آمده، منتهي مي‌شود. در آذر ماه ابتداي غار به وسيله (چكيده) و (چكنده) هاي يخي پوشيده مي‌شود و زيبايي خاصي به آن مي‌بخشد.   

 

غار آسنگران

اين غار در شمال غربي كوه‌هاي ( پررو ) در تنگه‌اي به نام ( تنگ كوه ) در 22 كيلومتري جاده بين كرمانشاه و سنندج واقع شده است. غار آسنگران چهارچاه به عمق‌هاي متفاوت 6 ، 8 ، 16 ، 36 متري دارد كه چاه‌هاي سوم و چهارم آن به هم راه دارند. در پايان غار، فضاي استخر مانندي وجود دارد. غار آسنگران يكي از غارهاي زيباي ايران است.

 

غار تايله نو

اين غار، در ناحيه ( بدره ) كرمانشاه واقع شده و چندين دهانه در طبقات مختلف زمين ساخته است. در اين غار، سفالهاي مربوط به دوران پيش از تاريخ به دست آمده است. غار تايله نو در ارتفاع 1600 متري در كوه ( برزرد ) قرار دارد و داراي استالا كتيت‌ها و ستون‌هاي 22 متري و 16 متري زيباست و گاز نيز از آن متصاعد مي‌شود. 

 

غار رتيل

اين غار در مسير كرمانشاه به كرند و ريجاب در جهت زيارتگاه باباديار واقع شده است. طول اين غار 366 متر است. براي ورود به اين غار، بايد وسايل كوهنوردي در اختيار داشت. 

 

اماکن زيارتي و مذهبي

 

مسجد جامع كرمانشاه(همراه عکس)  

اين مسجد در كنار خيابان مدرس، نرسيده به خيابان نواب واقع شده و از آثار قابل توجه اواخردوره زنديه است كه در سال 1196 هجري قمري توسط حاج‌علي‌خان‌زنگنه، از نوادگان شيخ‌علي‌خان معروف و حاكم كرمانشاه، ظاهراً به جاي مسجد قديمي تري بنا شده است. آنچه از بناي قديمي مسجد باقي مانده، بخشي از شبستان مذكور در گذشته به چهل ستون معروف بوده كه بخشي از آن در خيابان كشي‌ها از بين رفته است. 

 

مسجد حاج شهبازخان

اين مسجد در چهارراه مدرس، كوچه شهيد داود شهلايي شهر كرمانشاه واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است. بناي مسجد در سال 1235 هجري قمري توسط حاج شهبازخان و شش برادر او كه موسس طايفه معروف به حاجي‌زادگان بودند، در بيرون از شهر كرمانشاه آن روزگار بنا شده است.  

 

مسجد دولتشاه

اين مسجد در ميدان جوانشير شهر كرمانشاه واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است كه توسط محمد علي‌ميرزاي دولتشاه بنا شده است. بناي مسجد دولتشاه در دوره اخير تعمير و مرمت شده و داراي سر در، صحن و شبستان زنانه و مردانه است. اين مسجد به مسجد حاج ابوتراب آل آقا نيز معروف است كه بر كتيبه كاشي سردر مسجد خوانده مي‌شود. 

 

مسجد شاهزاده

اين مسجد در محله تيمچه شهر كرمانشاه نرسيده به ميدان جوانشير واقع شده و به دوره قاجاريه مربوط است كه در حدود سال 1237 هجري قمري توسط محمدعلي‌ميرزاي‌دولتشاد بنا شده است. صحن مسجد، مستطيل شكل و مفروش به سنگ تيشه‌اي و نوساز است كه در ضلع شمالي آن، حسينيه‌اي نوساز و در اضلاع غربي و شرقي آن، كلاس‌ها و كانون‌هاي فرهنگي قرار دارد.  از ويژگي‌هاي اين بنا، آب انباري است كه در ميانه صحن ساخته شده و ورودي آن از داخل كوچه مجاور تعبيه شده است.  

 

مسجد عماد الدوله

اين مسجد از آثار دوره قاجاريه است. ساختمان اوليه مسجد عمادالدوله در 1285 هجري‌قمري توسط امام‌قلي‌ميرزا‌عمادالدوله ( والي غرب سرحدات عراقين ) احداث شده است.  مسجد عمادالدوله به صورت چهار ايواني بنا شده و مشتمل بر سردر، صحن، ايوان، شبستان ستوندار و حجره‌هاي متعدد است. بر كاشي‌كاري ايوان مسجد، كتيبه‌اي مشتمل بر قصيده‌اي در ذكر نام پادشاه وقت (ناصرالدين‌شاه) نام باني و تاريخ 1285 هجري‌قمري نوشته شده است. بر اساس روايت‌هاي موجود، در چوبي ورودي مسجد، از حرم حضرت علي (ع) به اينجا منتقل شده و بدين جهت به (بقاياي شاه نجف) مشهور شده و ظاهراً از آثار دوره صفويه است. 

تاريخچه شهر ايلام

ايلام در زمان باستان به اريوجان شهرت داشته است  ولی ايلام کنونی در ناحيه ای به نام حسين آباد در سال 1308 شمسی  از نو بنا نهاده شد. شهر ايلام در حصاری از کوهها و ارتفاعات جنگلی  قرار دارد و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی می باشد. حکومت خود مختار واليان در ايلام و پشتکوه از سه قرن پيش برقرار بوده و مرکز حکمفرمايی واليان تحت تأثير حيات اجتماعی منطقه مکان ثابتی نداشت. بنابراين قشلاق عشاير در زمستان در باغشاهی عراق و در حسينيه بين النهرين واقع بود و تابستانها برای ييلاق در هليلان و حسين آباد (ايلام کنونی) به سر می بردند. آخرين والی منطقه در سال 1309 شمسی توسط رضاشاه  سرکوب شد. ازآن پس حسين آباد با نام جديد ايلام در تقسيمات کشوری جای گرفت. در حال حاضر شهر ايلام به عنوان مرکز سياسی، اداری استان ايلام از شهرهای توسعه يافته غرب کشور است و به لحاظ دارا بودن تفرجگاههای جنگلی و آثار باستانی از زيباترين شهرهای استان محسوب ميشود.

 

مراکز تاريخي و باستاني

کاخ فلاحتی

کاخ فلاحتی در خيابان آيت الله حيدری شهر ايلام بنا نهاده شده  است. اين کاخ، با باغ زيبا با سردرهای منقوش، آجرکاری و با سرستونهای زيبا  متعلق به دوران قاجار می باشد.

 

مجموعه کاخ قلعه والی

 قلعه والی بر روی تپه "چقاميرگ" در شهر ايلام قرار دارد.  وسعت کل اين قلعه 2500 متر، مساحت زير بنای آن 1500 متر مربع و حياط آن 700 متر است، که شامل اطاقها و تالارها با مصالح آجر و گچ و سنگ مرمر می باشد. در داخل حياط نيز سنگ نوشته ای بلند وجود داشت که در زمان محمد علی شاه قاجار و غلامرضا خان ابوقداره والی لرستان حک شده بود.

 

قلعه قيران

اين قلعه در شهر ايلام، بر بالای کوه قلاقيران که مشرف بر ناحيه جنگلی بسيار زيبايي که به نام  ششدار يا ششدان معروف می باشد، بنا نهاده شده است. ساختمان قلعه قيران و قله کوه قلاقيران بر فراز آن، زيبايي و جذابيت خاصی را برای شهر ايلام ايجادکرده است.

 

تپه ورده کبود

اين تپه در فاصله 20 کيلومتری شمال غربی ايلام و در نزديکی رود کشکان واقع شده است. باستان شناسان در گودال قائمی که به طول  26 متر و عرض 11 متر در اين تپه ايجاد کرده اند،  تعداد زيادی گور يافته اند. اين گورها شامل قلوه سنگهايی هستند که به خاطر استحکام سقف گورها به کار برده شده اند. اجساد داخل گورها به حالت خميده و همراه با اشيای قيمتی (از جنس مفرغ) و همچنين سلاح متوفی (از جنس آهن) تدفين شده اند. پيشينه آثار کشف شده در گورستان ورکبود متعلق به  اواخر سده هشتم ق.م و آغاز سده هفتم ق.م است.

 

سنگ نوشته آشوری (گل گل)

سنگ نوشته آشوری (گل گل) ملکشاهی بر ديواره کوهی در جوار روستای گل گل در فاصله 25 کيلومتری شهر ايلام حکاکی شده  است. اين سنگ نوشته به زمان حکمرانی آشور بانی پال متعلق می باشد که حدود سه هزار سال پيشينه تاريخی دارد. بر روی آن سنگ، نقش برجسته پيکره يک سرباز آشوری با کلاه خود، همراه با  ماه و ستاره در بالای سر آن و در حاليکه پيکانی در دست دارد حک شده است . در قسمت پايين سنگ نوشته آشوری ، چند جمله به خط ميخی به چشم می خورد که ترجمه گرديده است .

 

سنگ نوشته تنگه قوچعلی

سنگ نوشته تنگه قوچعلی در ضلع شرقی مسير تونل آزادی ايلام بر ديواره سنگی کوه انار سنگ واقع شده است که اين نوشته تاريخی به ابعاد 50 در 70 سانتی متر در دوران قاجار و حکومت واليان پشتکوه حک گرديده است. خط اين سنگ نوشته خط نستعليق می باشد.

 

سنگ نوشته تخت خان

اين سنگ نوشته بر روی سنگی عظيم به ابعاد 1 در 2  متر در مکانی به نام تخت خان (34 کيلومتری جاده ايلام_مهران) حک شده و اطلاعات آن در رابطه با تاريخ ايلام و حکمرانان آن می باشد.

 

سنگ نوشته قلعه والی

اين سنگ نوشته در قلعه والی قرار دارد و مضمون اين سنگ نوشته در ارتباط با زمان ساخت قلعه والی در سال 1326 هجری شمسی می باشد و متن آن چنين است: "به معماريت عاليجاه خير الحاج حاجی درويشعلی کرمانشاهی و به نظارت معتمد السلطان مکرم عم عالی مقام صيد جواد خان سرتيپ والی زاده".

 

جاذبه هاي طبيعي

کوه اهوران

در فاصله83 کيلومتری شمال شرقی ايلام کوهی به نام کوه اهوران واقع شده است، که ارتفاع اين کوه 2120 متر می باشد و کوه اهوران از دره جزمان رود در غرب آغاز شده و به طول 24 کيلومتر  به سمت جنوب شرقی می رود. درآن مکان به کوههای کوليته و کازه تر متصل می شود.

 

کوه بانکول

اين کوه در شمال ايلام واقع شده و ارتفاعش 2304 متر است. رودخانه های مورت، گنگير و آب زنگاون از اين کوه سرچشمه می گيرند. اين کوه دارای جنگل می باشد و از سوی جنوب شرقی به کوه مانشت می پيوندد. جاده کرمانشاه به ايلام از مغرب کوه بانکول می گذرد.

 

کوه شره زول

کوه شره زول در 23 کيلومتری شمال غربی ايلام در ناحيه ای به نام چوار  قرار دارد و ارتفاعش  در حدود 2050 متر می باشد. اين کوه رشته کوه نسبتا طويلی است که از شمال غربی به جنوب شرقی کشيده شده است . دهستانهای چوار و سهراب در دامنه اين کوه بنا نهاده شده اند. بخشی از اين کوه را جنگلهای بلوط پوشانده است .سرچشمه  رودخانه های گنگير ، کلال رود ، کزاب و مورت از اين کوه می باشد.

 

دره ييلاقی هفتا  و ميشخاض «هفت آب»

اين دره در 30 کيلومتری ايلام در روستای جعفر آباد آغاز می شود و تا ارتفاعات طولاب که در آن جنگل و باغ بهم پيوسته اند، ادامه می يابد. درختان گردو، انواع ميوه ها، چندين روستا در مسير ييلاقی دره و نزديک بودن اين دره ييلاقی به تفرجگاه جنگلی گاوز و مزارع متنوع باعث زيبايی محل گرديده است. همچنين در حوالی  اين دره ييلاقی جنگل مله پنجاور، چشم نوازی می کند.

 

اماکن زيارتي و مذهبي

گورستان کان گنبد

اين گورستان در فاصله 30 کيلومتری جنوب شرقی ايلام در دامنه يکی از پشته های کوه شاه نخجير قرار گرفته است. اين پشته، ترکيبی از صخره و خاک است و قبرها عموما در بالا و دامنه اين تپه به چشم می خورند. تحقيقات باستان شناسان نشان می دهد که آثار اين گورستان به دوره های  تاريخی 2600 تا 2500 قبل از ميلاد و يا 4500 تا 4600 قبل ازميلاد مسيح تعلق دارد.

 

گورستان چنار

اين گورستان باستاني در منطقه چنار باش ايلام قرار گرفته است و پيشينه آن به هزار سال قبل از ميلاد برميگردد. هيئت مشترک باستان شناسي ايران و بلژيک در اين منطقه چندين گور در کنار رودخانه اي کشف کرده اند که بنا به رسم آنزمان اموات را همراه با اشياء و لوازم آن فرد، درون کوزه هاي کوچک و بزرگ دفن کرده بودند. 

از مراجعه به منابع موجود تاريخي چنين بر مي آيد كه كلمه ” اسپاران “ بطلميوس, ” سپاهان “ پهلوي و”اصفهان“ عرب و ” اصفهان “ امروز لفظي قديمي است و به احتمال قريب به يقين كلمه اي پهلوي است و ريشه قديمي تر از پهلوي آن مكشوف نيست . در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت يكي از ايالت هاي وسيعي بود كه تحت فرمان ملوك اشكاني قرار داشت . در دوره ساسانيان, اصفهان محل سكونت و قلمرو و نفوذ ”اسپوهران“ يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني كه مشاغل عمده و مناسب سلطنتي در اختيار داشتند, بود. بعد از اسلام, اصفهان مانند ديگر شهرهاي ايران تا اوايل قرن چهارم تحت سلطه اعراب بود و در زمان منصور خليفه عباسي, مورد توجه قرار گرفت و به حاكم اين شهر دستور داده شد در عمران و آباداني آن كوشا باشد. در سال 319 هـ. ق. مرداويج زياري اصفهان را متصرف شد و آن را به پايتختي برگزيد و جشن سده را هرچه باشكوه تر در اين شهر برپا كرد. در سال 327 هـ .ق. اصفهان به تصرف ركن الدوله ديلمي در آمد و آن را به پايتختي انتخاب كرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت. در سال 443 هـ . ق. اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقي فتح شد. در سال 639 هـ. ق. تحت سلطه مغولها قرار گرفت. پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجدداُ رونق يافت. سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفويه كه پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان, انجام گرفت . با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوي نيز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد. در دوران زنديه و قاجاريه پايتخت كشور به شيراز و تهران انتقال يافت در زمان قاجار پسر ناصرالدين شاه, ظل السطان زمين و مصالح و آثار تاريخي شهر را به مردم مي فروخت و مي خواست به هرترتيبي كه شده مخارج قشون خود را كه از واحدهاي بسيار قوي و منظم كشور بود, تاْمين كند .از ويژگي هاي اقتصادي شهر اصفهان در دوره قاجار, درآمد ناچيز زمين و عدم امنيت ملاكين بود. در دوره پهلوي با توجه به شرايط تاريخي و جغرافيايي,  شهر اصفهان موردتوجه قرار گرفت, دربازسازي آثار تاريخي آن كوشش هايي به عمل آمد و توسعه صنعتي شهر و منطقه آغاز شد. اصفهان يكي از شهرهاي بزرگ و سياحتي ايران است.

 

بنا و يادمانهاي تاريخي

آرامگاه پير بكران  

در 30 كيلومتري جنوب غربي اصفهان در روستاي پيربكران ، يك اثر مذهبي, تاريخي وهنري وجود دارد كه از نمونه هاي عالي آثار قرن هشتم ايران به شمار مي رود. بناي مزبور شامل 3 قسمت است. اول رواق بقعه، دوم صحن بقعه, سوم آرامگاه پيربكران كه در ضلع شمالي بقعه و متصل به اتاقي محفوظ كه ظاهراُ محل تدريس و رياضت محمد بكران بوده است. كتيبه اي در آرامگاه وجود دارد كه شامل سوره (فاتحه) و آياتي از سوره (سين) است و در ذيل آن ها, كتيبه تاريخي سنگ آرامگاه به تاريخ سال 703 هـ .ق وجود دارد.

آرامگاه بابا ركن الدين

درضلع جنوبي زاينده رود و مجاور جاده قديم شيراز، در قبرستان قديمي اصفهان ـ تخت پولاد ـ آرامگاه يكي از عرفاي مشهور قرن هشتم هجري به نام باباركن الدين مسعود بن عبدالله بيضاوي واقع شده است كه در تاريخ يكشنبه 26 ربيع الاول سال 769 هـ . ق وفات يافته و در اين مكان دفن شده است .

آرامگاه بابا قاسم  

اين بنا در طرف غرب خيابان هاتف اصفهان و در حدود پانصد متري مسجد جامع عتيق در كوچه باباقاسم قرار دارد. بر اساس اسناد موجود مي توان گفت محمد ـ معروف به باباقاسم ـ از عرفا و صلحاي رباني و علماي قرن هشتم هجري قمري بوده است.

آرامگاه ميرفندرسكي

آرامگاه ميرفندرسكي از عرفا و حكماي معروف عهد صفويه در ” تكيه مير “ تخت فولاد اصفهان واقع شده است

آرامگاه شاهزادگان

درمجاورت يكي از زيارتگاه هاي اصفهان به نام ” بستي فاطمه “ بقعه شاهزادگان واقع شده است. مدفونين اين بقعه, نوادگان دختري شاه عباس اول و فرزندان ” عيسي خان “‌ قورچي باشي هستند كه به دستور شاه صفي به قتل رسيده اند. نام مقتولين بر سنگ مزار آن ها منقور است .

آرامگاه واله

” آقا محمد كاظم واله “ از شعرا و اعاظم اصفهان در دوره سلطنت فتحعلي شاه قاجار بوده است كه در سال 1229 هجري قمري در گذشته و بر مزار او بقعه اي بنا شده است. آرامگاه واله در حاشيه خيابان فيض واقع است .

آرامگاه صائب تبريزي  

صائب تبريزي , شاعر بلند پايه سبك هندي در سال 1006 متولد و درسال 1081 هـ .ق در اصفهان در گذشت و در باغ شخصي خود , به نام باغ تكيه مشرف به شهر نياسر , به خاك سپرده شد .

آرامگاه هماي شيرازي

آرامگاه هماي شيرازي از شاعران و نويسندگان و عارفان ايراني در قرن 13 هجري در پايين يكي از جرزهاي شرقي ايوان شمالي بقعه امام زاده احمد قرار دارد .

آرامگاه مجلسي

اين آرامگاه , در گوشه شمال غربي مسجد جامع اصفهان واقع شده و مدفن چند تن از علماي بزرگ شيعه از جمله آخوند ملا محمدتقي مجلسي و فرزندش آخوند ملا باقر مجلسي ـ صاحب بحارالانوار ـ است .

آرامگاه ميرعماد

اين آرامگاه در مسجد مقصود بيك اصفهان واقع شده است . مير محمد بن حسين حسني سيفي قزويني , ملقب به عمادالملك و مشهور به مير , خطاط معروف ايراني ( 961 – 1024 هـ .ق ) و يكي از بزرگترين نويسندگان خط نستعليق زمان خود بوده است .

گردشگاه و باغ هاي تاريخي چهارباغ    ر

اصفهان در سال 1006 هجري رسماُ به پايتختي شاه عباس اول انتخاب شد و بنا به دستور شاه عباس از محل دروازه دولت تا دامنه كوه صفه, خيابان طويل و عريض مشجري تحت عنوان چهارباغ احداث شد تا به عنوان گردشگاه خانواده سلطنتي ودرباريان استفاده شود. باغ هاي مشهور چهارباغ عبارت بودند از : باغ تخت , باغ طاووس خانه , باغ كاج , باغ پهلوان , باغ بابا امير , باغ توپخانه , باغ نسترن , باغ چهل ستون , باغ بلبل يا بهشت

كاخ چهل ستون

باغ چهل ستون كه بالغ بر 67000 متر مربع مساحت دارد , در دوره شاه عباس اول احداث شده است و در وسط اين باغ , عمارت چهل ستون قرار دارد . در زمان شاه عباس دوم در اين بنا تغرات كلي پديد آمد و تالار آينه و تالار هجده ستون و دو اتاق شمالي و جنوبي تالار آينه و ايوان هاي طرفين سرسراي پادشاهي و حوض بزرگ مقابل تالار با كليه تزئينات نقاشي و آينه كاري و كاشي كاري ديوارها و سقف ها به آن افزوده  شده است. قسمت هاي جالب وديدني كاخ چهل ستون به شرح زير است :

 

ـ سقف باشكوه نقاشي شده تالار هجده ستون و سقف آينه كاري تالار آينه و مدخل آينه كاري تالار جلوس شاه عباس دوم

ـ ستون هاي عظيم تالارهاي هجده ستون و تالار آينه

ـ شيرهاي سنگي چهارگوشه حوض مركزي تالار و ازاره هاي مرمري منقش اطراف كه معرف صنعت حجاري دوره صفويه است .

ـ تزئينات عالي طلاكاري سرسراي پادشاهي و اتاق هاي طرفين تالار آينه و تابلوهاي بزرگ نقاشي تالار پادشاهي كه تصوير شاهان صفوي را نشان ميدهد.

ـ تصويري از شاه عباس اول باتاج مخصوص و مينياتورهاي ديگري در اتاق گنجينه كه در مرمت سال هاي 1334 و 1335 خورشيدي از زير گچ خارج شده است .

ـ آثار پراكنده اي از دوران صفويه مانند سردر ” مسجد قطبيه “‌و سردرهاي ” زاويه دركوشك “ و آثاري از ”مسجد درب جوباره “ يا ” پير پينه دوز ”  و ”مسجد آقاسي “ كه بر ديوارهاي ضلع غربي و جنوب غربي باغ نصب شده است .  كاخ چهل ستون به موجب اشعاري كه در جبهه تالار از زير گچ خارج شده به ” مبارك ترين پتجمين سال سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است . شير ها و مجسمه هاي سنگي اطراف حوض و داخل باغچه ها تنها آثاري است كه از دو قصر با شكوه ديگر دوره صفوي يعني آينه خانه و عمارت سرپوشيده باقي مانده و بعد ها به اين محل آورده شده است .اگرچه انعكاس ستون هاي بيست گانه تالارهاي چهل ستون در حوض مقابل عمارت مفهوم چهل ستون را القا ميكند ولي در حقيقت واژه چهل در نام اين عمارت نشانه كثرت است و وجه تسميه عمارت مزبور به علت تعدد ستون هاي آن است .

 

كاخ هشت بهشت

عمارت تاريخي هشت بهشت نمونه اي از كاخ هاي محل سكونت آخرين سلاطين دوره صفوي است كه در دوره ” شاه سليمان “ ( 1080 هـ . ق ) بنا شده است. ازباغ وسيع ( هشت بهشت ) وسعت زيادي باقي نمانده, ولي قصر تاريخي آن هنوز اثري ارزنده و جالب توجه است .

از آثار قابل توجه اين قصر كه نماهاي خارجي را تزيين كرده است كاشي كاري هايي است كه انواع حيوانات و پرنده و درنده و خزنده را نشان ميدهد .

در دهه اخير پارك مجلل و زيبايي به همت شهرداري اصفهان در اطراف اين كاخ تاريخي طراحي و ساخته شده است كه در حال حاضر از گردشگاههاي مشهور شهر اصفهان است .

 

عمارت عالي قاپو  

اين قصر كه درعهد صفويه ( قصر دولتخانه يا دولتخانه مبارك نقش جهان ) نام داشت نمونه منحصر به فردي از معماري كاخ هاي عهدصفوي است كه در اوايل قرن يازدهم هجري به امر شاه عباس اول ساخته شده است. شاه صفوي, سفيران و شخصيت هاي عاليقدر را در اين‌كاخ به‌حضور مي پذيرفت .

عالي قاپو داراي پنج طبقه ساختمان است و هر طبقه تزئينات ويژه اي دارد . با آنكه بعد از دوره صفويه به تزئينات بناها خرابي ها و لطمات جبران ناپذيري وارد آمده است ولي هنوز شاهكارهايي از گچبريها و نقاشيهاي عهد صفويه را در بر دارد و تماشاكنندگان را به تحسين وا ميدارد .

مينياتورهاي هنرمندانه رضا عباسي, نقاش معروف عهد شاه عباس ( كه آسيب فراوان ديده اند ) نقاشي هاي گل و بوته , شاخ و برگ , اشكال وحوش و طيور و گچ بري هاي زيباي آن به شكل انواع جام و صراحي در تاق ها و ديوارها تعبيه شده است وشاه صفوي و مهمانان او , از تالار همين عمارت مناظر بازي چوگان , چراغاني , آتش بازي ها و نمايش هاي ميداني را تماشا مي كردند.

 

تالار اشرف 

ساخت و احداث اين عمارت كه در اندرون كاخ سلطنتي صفوي جاي داشت به شاه عباس دوم نسبت داده مي شود و انتساب آن به اشرف هيچ ارتباطي با اشرف افغان ندارد. اين بنا تقريباُ با چوب بست ساخته شده است بام آن مسطح و برپايه هاي بلند ضخيم پوشيده از طلا نهاده شده است ، سقف آن با قطعات چوب متصل به هم تزئين شده و در بخش هاي مختلف آن نظير بقيه قسمتها , برق طلا مي درخشد . گفته مي شود , تالار اشرف در اواخر سلطنت شاه سليمان و يا در عهد سلطنت شاه سلطان حسين  ساخته شده است.

 

مدرسه شمس آباد

اين مدرسه از مدارس طلبه نشين دوره ” شاه سلطان حسين “ صفوي است كه درمحله ” شمس آباد “ اصفهان واقع شده است و به وسيله يكی از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمدمهدي “ تاجر عباس آبادي , درسال 1125 هجري قمري بنا شده است .

مدرسه كاسه گران

اين مدرسه طلبه نشين نيز از بناهاي دوره شاه سليمان صفوي است كه در بازار ” ريسمان “ اصفهان واقع شده است. اين مدرسه تزئينات گچ بري و كاشي كاري هاي زيبايي دارد و به وسيله يكي از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمد مهدي “ ملقب به ”‌ حكيم الملك “ در سال 1105 هجري قمري بنا شده است . كتيبه هاي داخلي مدرسه سال 1013 هجري قمري را نشان مي دهد .

منار جنبان

اين بنا به صورت يك بقعه و دو مناره است كه بر روي قبر ( عمو عبدالله ) از زاهدان و صلحاي معروف قرن هشتم هجري بنا شده است و سنگ قبر آن تاريخ 716 هـ .ق مقارن با اواخر سلطنت (اوليجاتيو) ايلخان مغول را نشان مي دهد .ايوان منار جنبان يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است كه از آن دوره كاشي كاري هايي نيز به يادگار دارد . مناره ها بعداُ و احتمالاُ در اواخر عصر صفويه به ايوان مزبور اضافه شده است و با حركت دادن يكي از آنها ديگري نيز حركت ميكند .نكته جالب در اين بنا قديمي آن است كه وقتي يكي از مناره هابه حركت در آيد  نه تنها مناره ديگر به حركت در مي آيد بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي شود . در حال حاضر, از اين اثر تاريخي بشدت مراقبت مي شود.

مناره دارالضياء

دو مناره معروف به مناره هاي ” دارالضيافه “ كه ” دارالضياء “ نيز گفته شده است ، در محله ” جوباره “ اصفهان واقع شده اند و از بناهاي قرن هشتم هجري اند. كتيبه مناره ها فرو ريخته است و نمي توان سال قطعي ساختمان آن ها را دريافت. اين دو مناره تزئينات كاشي كاري نيز دارند و چنان كه از نام آن ها پيداست, سردر مهمان سراي مشهوري بوده اند كه به امير يا حكمران يا پادشاهي در قرن هشتم تعلق داشته است .

مناره باغ قوشخانه

اين مناره را (طوقجي) و به واسطه مجاورت آن با ” آرامگاه علي بن سهل “ مناره علي بن سهل نيز گويند . اين مناره در منتهي اليه شمالي محله  جوبار واقع شده واز بناهاي قرن هشتم هجري است. اين مناره داراي تزئينات كاشي كاري است و قسمتي از تارك مناره و تزئينات كاشي كاري آن فروريخته است. وجه تسميه آن به قوشخانه , به مناسبت  مجاورت آن با يكي از باغ هاي سلطنتي دوره شاه عباس اول صفوي است كه گويا بازهاي شكاري پادشاهان صفوي در اين باغ نگهداري مي شده اند .

مناره چهل دختر
يكي از آثار جالب دوره سلجوقي در اصفهان مناره چهل دختر است كه با تزئينات آجري و كتيبه هاي كوفي آراسته شده است ، اين مناره را ” ابوالفتح نهوجي “ در سال 501 هجري بنا كرده است. نهوج از توابع اردستان و سال 501 مقارن با سومين سال پادشاهي سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقي است كه در آن زمان اصفهان پايتخت سلسله سلجوقي بوده است .

مناره ساربان

اين مناره در شمال محله ( جوباره ) و در قسمت يهودي نشين اصفهان واقع شده است و از زيباترين مناره هاي عهد سلجوقي است كه در قرن ششم هجري بنا شده است و تزئينات آجري و كاشي كاري دارد . اين مناره حدوداُ 54 متر ارتفاع دارد .

مناره زيار

اين مناره در دهكده ( زيار ) در 30 كيلومتري شرق اصفهان و در ساحل جنوبي زاينده رود واقع شده و تزئينات آجري زيبايي دارد. زمان ساخت آن را قرن ششم هجري مي دانند. نام زيار كه به محل استقرار اين مناره اطلاق مي شود, به احتمال قوي , با دوره حكمراني مرداويج زياري ارتباط دارد كه در آغاز قرن چهارم , شهر اصفهان پايتخت وي بوده است و در ساحل زاينده رود قصرهايي براي سكونت و مراكز اداري حكومت وي بنا شده بود .

مناره راهروان

اين مناره كه در خارج از شهر اصفهان قرار دارد, يكي از آثار قرن ششم هجري است كه تاريخ بناي آن را بعد از مناره هاي ”مسجد علي“ و ”ساربان“ حدس زده اند. اين مناره از مناره هاي زيباي عهد سلاجقه است .

قلعه فارفا آن

اين قلعه در قريه ”فارفا آن“ رويدشت اصفهان واقع شده است و دژي است كه در عهد ساسانيان بنا گرديده است.   ” فارفاآن “ در قديم يكي ازشهرهاي حاكم نشين اصفهان به شمار مي آمد.

كاروان سراي مهيار

اين كاروان سرا كه در 52 كيلومتري جنوب اصفهان و در دهكده اي به همين نام قرار گرفته است , به صورت چهار ايواني و به شكل مستطيل بنا شده است . اين كاروانسرا به احتمال زياد , در زمان شاه اسماعيل بنا گرديده است . اهميت ديگر آن در بناهاي متعدد آن مانند آسياب , نانوايي , قهوه خانه وبازار است كه در مجموع يك شهرك كوچك رادر اين جاده تشكيل مي داده است.

پل الله وردي خان ( سي وسه پل )

اين پل كه در نوع خود شاهكار بي نظيري از آثار دوره شاه عباس اول صفوي است, به هزينه و نظارت سردار معروف او ” الله وردي خان “‌ بنا شده است. اين پل به نام هاي ”سي و سه چشمه“, ”چهار باغ“ , ” جلفا “ و بالاخره ” زاينده رود “ معروف است . تاريخ بناي اين پل را شيخ علي نقي كمره اي شاعر زمان شاه عباس در يك قطعه شعر به ماه تاريخ , سال 1005  هجري ذكر كرده است. اين سال مقارن ايامي است كه خيابان چهارباغ نيز احداث شده است . اين پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طولاني ترين پل بر روي زاينده رود است . در دوره صفويه مراسم جشن آبريزان يا آبپاشان در كنار اين پل صورت مي گرفت . در سفر نامه هاي سياحان اروپايي آن دوران  به برگزاري اين جشن اشاره شده است . ارامنه جلفا هم مراسم  خاج شويان خود را در محدوده همين پل برگزار مي كرده اند . اين پل يكي از شاهكارهاي معماري و پل سازي ايران محسوب ميشود و از زيبايي و عظمت منحصر بفردي برخودار است .

پل خواجو

پل خواجو يا ” پل شاهي “ كه از اواخر دوره تيموري شالوده هايي داشته است, به امر شاه عباس دوم درسال 1060 هجري به صورت امروزي آن ساخته شد. غرفه هاي آن با تزئينات كاشي كاري و نقاشي پوشيده شده است. پل خواجو به هنگام طغيان آب زاينده رود, منظره اي ديدني مي يابد. براي اقامت موقتي شاه صفوي و خانواده او در وسط پل ساختمان مخصوصي كه به نام ” بيگلر بيگي “ شهرت دارد, بنا شده است. اين ساختمان هم اكنون نيز وجود دارد. اتاق هاي آن داراي تزئينات نقاشي است. نام اصلي اين پل در مآخذ دوران صفوي, پل شاهي آمده است. و خواجو نامي است كه طي دو قرن اخير به مناسبت مجاورت با محله خواجو به آن اطلاق شد .

نام اين پل هيچ ارتباطي به نام شاعر قرن هشتم هجري يعني خواجوي كرماني ندارد . اين پل در سالهاي نه چندان دور به نامهاي ” پل شيراز “ و “ پل بابا ركن الدين “  معروف بوده است .

 

پل شهرستان

اين پل در ناحيه ”جي“ قديم و 4 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و قديمي ترين پلي است كه بر زاينده رود احداث شده است. پل شهرستان از نظر معماري فوق العاده جالب توجه است و به عقيده باستان شناسان اساس و بنياد آن به دوره ساسانيان مربوط است؛ ولي ساختمانهاي روي پل از نحوه معماري دوره اسلامي متاْثر گرديده اند .

 

پل مارنان

نام اين پل كه در اصل ”ماربين“ نام داشته , از كلمه ” مهربين “ اوستايي اخذ شده است. قرن ها قبل از ظهور زرتشت , معبد مهرپرستان بر فراز كوه سنگي قرار داشت. نام اين بلوك در دوره ساسانيان مهربين بود و در طول مدت 14 قرن دوره اسلامي به ” ماربين “ معروف شد. پل مارنان واسطه اتصال دو ساحل شمالي و جنوبي رودخانه در غربي ترين سمت شهر اصفهان بود .

 

جاذبه هاي طبيعي

آبشار شالورا

اين آبشار در 65 كيلومتري غرب اصفهان و در نزديكي روستاي جو ميهن قرار دارد .

آبشار كرد عليا

اين آبشار كه در 90 كيلومتري غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانكوه قرار دارد, از آب شدن برف هاي دالانكوه به وجود آمده است و در بهار منظره بسيار زيبايي ايجاد مي كند.

چشمه آب معدني ورتون

در 43 كيلومتري جاده اصفهان به يزد جاده اي فرعي وجود دارد كه پس از طي 18 كيلومتر به ناحيه ورتون مي رسد. بعد از ورتون در فاصله 12 كيلومتري, چشمه هاي معدني ورتون قرار گرفته اند. در اين منطقه حمام هايي به سبك دوره صفويه است كه اكثراُ مخروبه اند و برخي از آنها كه سالم است مورد استفاده مردم قرار مي گيرد. آب گرم ورتون از دسته آب هاي كلروره بي كربناته و سولفاته گرم است. خواص درماني استحمام در اين آب عبارت است از : تسكين دهندگي دردهاي عصبي و رماتيسمي . اين آب در صورت نوشيدن باعث ازدياد ترشح معده مي گردد. به سبب وجود سولفات سديم در تركيب آن , اين آب خاصيت ملين دارد و سرانجام وجود آهن در تركيب آن , در درمان كم خوني موْثر است .

 

اماکن زيارتي و مذهبي

مسجد جامع عباسي (مسجد شاه)  

ساختمان مسجد جامع عباسي , درضلع جنوبي ميدان تاريخي اصفهان در سال 1020 هجري قمري به فرمان شاه عباس اول در بيست و چهارمين سال سلطنت وي شروع شد . كتيبه سردر مسجد به خط ثلث ” عليرضا عباسي“ در سال 1025 نگاشته شده و حاكي از آن است كه شاه عباس اين مسجد جامع را از مال خالص خود بنا كرده وثواب آن را به روح جد اعظم خود ” شاه طهماسب “‌ اهدا نموده است, در ذيل اين كتيبه, كتيبه ديگري است كه از استاد علي اكبر اصفهاني ( مهندسي معمار مسجد ) تجليل شده است .

مسجد شيخ لطف الله

اين مسجد بي نظير شاهكار ديگري از هنر معماري و كاشي كاري قرن يازدهم هجري قمري است كه به فرمان شاه عباس اول در مدت 18 سال ساخته شده است . ساخت سردر معرق آن در سال 1011 هـ . ق اتمام يافت و ساختمان تزئينات آن در سال 1028 هجري قمري به اتمام رسيده است . كتيبه سردر آن به خط ثلث عليرضا عباسي و به تاريخ سال 1012 هجري قمري است معمار و بناي مسجد ” استاد محمدرضا اصفهاني “ است كه نام او در داخل محراب زيباي مسجد در لوحه كوچكي ذكر شده است . باستان شناسان خارجي در مورد عظمت معماري اين مسجد گفته اند : ” به سختي مي توان اين بنا را محصول دست بشر دانست . “ شيخ لطف الله از علماي بزرگ شيعه واز مردم ” ميس “‌ از قراء ” جبل عامل “‌ در لبنان امروزي بود كه به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزيد. اين مسجد به منظور تجليل از او احداث گرديد.

 

مسجد و مناره برسيان

اين مسجد در 42 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و يك اثر خالص سلجوقي است. مناره آن را در سال 491 و محراب آن را در سال 498 هجري قمري ساخته شده است. تزئينات آجري داخل مسجد شبيه به گنبد تاج الملك در مسجد جمعه اصفهان است و به احتمال قوي معمار هردو بنا يكي بوده است .

مسجد گار

اين مسجد كه از دوره سلاجقه است در دهكده ” گار “ كه امروزه آن را ” جار “ تلفظ مي كنند و در جنوب بستر زاينده رود واقع شده است قرار دارد. از اين مسجد جز ويرانه هايي باقي نمانده است ولي مناره آن وضع خوبي دارد و به موجب كتيبه كوفي موجود در آن , در سال 515 هـ .ق به وسيله شخصي به نام ” سيد الرْوسا ء ابوالقاسم“ بنا شده است .

مسجد سرخي

اين مسجد كوچك كه نماز خانه آن در سالهاي اخير بازسازي شده است در سال 1014 هـ .ق توسط خلف نامي كه سفره چي شاه عباس اول بود بنا گرديده است . در گذشته اين مسجد را مسجد سفره چي مي ناميدند . ولي كلمه سفره چي در طول زمان به سرخي تبديل شده است . سردر اين مسجد حاوي كتيبه اي است به خط ثلث كه با كاشي معرق سفيد به زمينه اي به رنگ آبي نوشته شده است .

مسجد لبنان

اين مسجد در حاشيه غربي اصفهان و در محله لبنان از محلات قديمي شهر اصفهان واقع شده است . از آثار تاريخي آن جز چند قطعه گچبري از قرن  هشتم و چند قطعه كاشي كاري از دوره شاه سليمان به خط ( امامي ) و لوح سنگي سردر , چيز ديگري باقي نمانده است . منبر قديمي اين مسجد از نمونه هاي جالب توجه عهد صفويه است . گنبد و مناره كاشي كاري شده اين مسجد از الحاقات نيم قرن اخير است .

 

مسجد ركن الملك

اين مسجد به وسيله ( مير سليمان خان شيرازي ) ملقب به ” ركن الملك “ در ابتداي تخت فولاد اصفهان بنا شده و يكي از بناهاي مشهور دوره قاجاريه است . سردر , گنبد و داخل آن با تزئينات كاشي كاري آراسته شده و آرامگاه  ”ركن الملك “ در يكي از اتاق هاي سرسراي ورودي صحن آن قرار دارد . كتيبه هاي اين مسجد و مدرسه كوچك متصل به آن كه تاريخ سال هاي 1319 تا 1325 هجري قمري را دارد , داراي اشعار فارسي است كه در اطراف صحن مسجد با كاشي كاري زيبا بسته اند .

مسجد اريزان

مسجد اريزان كه سال ها به دست فراموشي سپرده شده بود , بسيار زيباتر از دوبناي مساجد كاخ و دشتي است و داخل آن با تزئينات گچ بري نيز آراسته شده است . طي سال هاي اخير ، تعميراتي در اين مسجد به عمل آمده است.

مسجد قطبيه

اين مسجد , در دوره ”شاه طهماسب اول“‌ به وسيله ” قطب الدين علي باب الدشتي “‌ بنا شده است . سردر زيباي اين مسجد را براي محافظت به باغ چهل ستون انتقال داده اند. در كتيبه آن , سال 950 هـ .ق ثبت شده است .

مسجد سين

اين مسجد در 24 كيلومتري شمال اصفهان واقع شده و از آثار دوره  سلاجقه است. به موجب يك كتيبه خط كوفي موجود, مسجد را ”ابوغالب يحيي“ در سال 529 هجري قمري بنا كرده است. مناره مسجد ”سين“ در سال 529 هـ. ق. بنا گرديده است. مناره مسجد ” سين “ در سال 526 هـ .ق به وسيله ” ابو اسماعيل محمد “ بنا شده است .

مسجد اشترجان ( اشترگان )

اين مسجد در دهكده ” اشترگان “ لنجان كه امروزه اشترجان تلفظ مي شود و تا شهر اصفهان 38 كيلومتر فاصله دارد واقع شده است. سردر مسجد آن 13 متر ارتفاع دارد و با كاشي هاي سبك اوايل قرن هشتم هجري قمري و تزئينات گچبري به شيوه همان دوره , آراسته شده است . مناره هاي اين مسجد مانند منارجنبان متحرك است. تاريخ ساختمان سال 715 هـ .ق و باني آن ” فخرالدين محمدبن محمد اشترجاني “ است .

مسجد جارچي

اين مسجد در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است و داخل آن تزئينات كاشي كاري معرق دارد . كتيبهْ سردر آن نام (شاه عباس اول ) و ( ملك سلطان جارچي باشي ) را كه باني ساختمان مسجد بود دربردارد وسال 1019 هـ .ق در آن ذكر شده است . جارچي باشي كسي بود كه فرمان هاي شاهان صفوي را در ميدان هاي شهر به اطلاع مردم مي رساند .

مسجد ايلچي

اين مسجد در محله ( احمدآباد ) اصفهان واقع شده است اين بنا در دوره سلطنت شاه سليمان صفوي بنا گرديده است و سردر و قسمت هايي از داخل آن كاشي كاري شده است .

امامزاده اسماعيل

در حاشيه شرقي خيابان هاتف كه قديميترين قسمت شهر اصفهان است, مجموعه جالب توجهي وجود دارد مشتمل بريك مسجد بسيار قديمي به نام شعيا و مقبره امام زاده اسماعيل كه رواق و سردر صحن و گنبد زيبا و آجري بزرگ آن كه از نوع گنبدهاي چهارسوي اصفهان است, جلب توجه مي كند . اين مجموعه نفيس نمونه اي از معماري و تزئينات عهد سلجوقي و صفوي است .

امامزاده جعفر

بقعه ” جعفريه “ كه از بناهاي قرن هشتم , با تاريخ 725 هجري قمري است در حاشيه خيابان هاتف روبه روي امام زاده اسماعيل قرار گرفته است. اين بنا همانند يك برج آجري است كه نماي خارجي گنبد و اطراف آن با كاشي كاري و كتيبه هاي زيبايي تزئين يافته است.

 

امامزاده ابراهيم

بناي امام زاده ابراهيم در24 كيلومتري شرق اصفهان در روستاي زمان آباد برخوار واقع شده است . اين امام زاده صحني وسيع با اتاق هايي در اطراف دارد . اين امام زاده به حضرت موسي بن جعفر (ع) منسوب است .

 

بقعه هارون ولايت

بقعه هارون ولايت در دوره شاه اسماعيل اول صفوي و درسال 918 هـ ق به دستور يكي از امراي مشهور او به نام ”دورميش خان “ و با نظارت وزير او ” ميرزا شاه حسين اصفهاني “ بنا شده است. نام ” دورميش خان “ سردار مشهور شاه اسماعيل و ” حسين “ كه اشاره اي به نام ميرزا شاه حسين وزير است . ” هارون ولايت “ از دوره صفويه به بعد همواره از زيارتگاه هاي مورد علاقه مردم اصفهان مخصوصاُ مردم روستاها بوده است. صاحب مدفن را از اولاد حضرت امام علي النقي (ع) ذكر كرده اند .

بقعه ستي فاطمه

 يكي از اماكن مقدس اصفهان به نام ستي فاطمه, در مجاورت بقعه شاه زادگان قرار دارد. بقعه ستي فاطمه, مقبره و ضريح دارد ومعروف است كه شخص مدفون در اين آرامگاه , فاطمه صغري بنت حضرت امام موسي بن جعفر (ع) است. ساختمان صحن و بقعه آن از دوره صفويه به يادگار مانده است .

بقعه شاه سيد علي اكبر

اين بقعه كه در 18 كيلومتري شمال شرقي شهرضا واقع شده , از آثار دوره صفويه است و كتيبه زيباي كاشي كاري شده اي دارد . ضريح آن در گوشه اي از بقعه , متصل به ديوار جنوبي آن , نصب شده و تزئينات آن منبت كاري ساده و با مشبك هاي برنجي است كه در سال 1251 هجري قمري ساخته شده است .

بقعه شاه رضا

زيارتگاه شاه رضا در مسير اصفهان به شيراز , در 84 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده است . تزئينات كاشي كاري گنبد آن ابتدا در زمان صفويه صورت گرفته است سپس در قرن سيزدهم هجري قمري تعمير و تجديد بنا شده است و داخل آن نيز با تزئينات آينه كاري آراسته شده است . اين امام زاده , زيارتگاه عمومي مردم ” شهرضا “ و دهات اطراف آن است .

كليساي بيت اللحم

اين كليسا در ميدان جلفا , به فاصله كمي از كليساي مريم قرار دارد . ساختمان آن را يكي از ارامنه نيكوكار آن دوره به نام ” خواجه پطرس ولي جانيان “‌  احداث كرده است . تصوير او در ديوار كليسا جاي داده شده است .

 

كليساي وانك

اين كليسا بزرگ ترين و زيباترين كليساي جلفاي اصفهان است كه از نظر تزئينات و نقاشي هاي فضاي داخلي بسيار جالب توجه است. تاق كليساي وانك كه در زبان ارمني كليساي اعظم معني مي دهد از نظر طلاكاري سقف و سطح داخلي گنبد و نقاشي هاي تاريخي يكي از زيباترين كليساهاي جلفاي اصفهان است و درنوع خود بي نظير است. اين كليسا به نامهاي ” سن سو“ و ” دوآمناپركيج “‌ نيز

بناي شهرهمدان را به ديا آكو پادشاه ماد نسبت مي دهند. شهر همدان به نامهاي اكباتان - هگمتانه -آنادانا يا همدانا معروف است. شهرهمدان در زمان فرمانروايي بخت النصر ويران شد و بعدها داريوش بزرگ آن را مرمت كرد.

 

در زمان اشكانيان كه تيسفون پايتخت كشور بود همدان پايتخت و اقامتگاه تابستاني شاهان اشكاني شد. بعد از اشكانيان ساسانيان نيز قصرهاي تابستاني خود را در اين شهر بنا كردند. خرابه هاي باروي قلعه اشكاني بر فراز تپه مصلي و مجسمه شير سنگي يکي از دروازه هاي همدان از آثار اين دوره است.

 

درسال 23 هجري براثر جنگ نهاوند همدان به تصرف اعراب درآمد. همدان در زمان ديلميان (319 هجري قمري) لطمات فراواني ديد. در قرن ششم هجري سلجوقيان مركز خود را از بغداد به اين شهر منتقل كردند و مدت پنجاه سال اين شهر پايتخت سلجوقيان بود. پس از حمله مغول اين شهر به ويرانه اي مبدل شد. در زمان صفويه اين شهر از نعمت آباداني بهره مند شد. پس از انقراض صفويه اين شهر به تصرف عثماني در آمد كه پس از شش سال توسط نادر شاه باز پس گرفته شد.

 

شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسير راه هاي اصلي منطقه غرب ايران درقرن هاي اخير همواره از نظر بازرگاني مورد توجه بوده است . همچنين اين شهر در مسير جاده ابريشم قرارداشته است .

مراکز تاريخي و باستاني

كاخ هگمتانه

اين كاخ در شهرهمدان فعلي و هگمتانه  قديمي قرار دارد و بنا به روايت هاي تاريخي درقرن هشتم قبل از ميلاد ساخته شده است.اين كاخ در دوران اقتدار نظام نظام سياسي مادها ,پس از تشكيل دولت مركزي و تسخير آشور , درسال 614 قبل از ميلاد توسط كياكسار مادي و باهمدستي “نابو پولاسار“ بابلي ساخته شد.

 

آرامگاه ابوعلي سينا

آرمگاه شيخ الرئيس ابوعلي سينا فيلسوف ودانشمند و طبيب مشهور ايران (428-370هق) در ميداني به نام بوعلي سينا درشهر همدان واقع شده است .

آرامگاه بوعلي سينا درزميني به مساحت 3090 متر مربع احداث گرديده و زير بناي اصلي آن حدود 1792 متر مربع است . نماي آرامگاه از سنگ خارا است .

 

آرامگاه بابا طاهر

يكي از ديدني هاي شهر همدان, ‌آرامگاه بابا طاهر است. باباطاهر كه حدودا“ در اواخر قرن چهارم  و اوايل قرن پنجم مي زيست, از شعرا و عرفاي بزرگ روزگار خويش بوده است. مساحت كل زير بناي آرامگاه و باغ آن حدود 8965 متر مربع  برآورد شده است .

 

مقبره استر و مرد خاي

اين بنا كه از سنگ و آجر و به سبك بناهاي اسلامي ساخته شده است درمركز شهر همدان قراردارد.

 

بنا به روايات مشهور, اين محل آرامگاه استر ملكه شوش وبانوي پادشاه ايران خشايار شاه و مردخاي عموي ملكه است. احتمال دارد بناي مقبره استر و مرد خاي نخستين بار در حدود 11 قرن پيش به دست كليميان و به ياد اين دو شخصيت ساخته شده باشد.

 

گنبد علويان

يكي از مهم ترين بناهاي تاريخي همدان بنايي چهار ضلعي به نام گنبد علويان است كه محل آرامگاه دو نفر از اعضاي خاندان علويان است و در زمان مغول تزيين و مرمت شده است . اين بنا به اواخر دوران سلجوقي مربوط است.

 

قبر اسكندر

اين مقبره در شهر همدان و در خيابان نظر بيك نزديك تپه هگمتانه واقع شده است. در مورد صاحب قبر نظراتي ابراز شده است. گروهي او را پير و مرشد و گروهي ديگر اسكندر مقدوني مي دانند. برخي نيز قبر را متعلق به سردار اسكندر مقدوني (هفايستون ) ميدانند كه در همدان كشته شد.

 

قلعه دختر (قيز قلعه سي)

اين قلعه با آنكه تخريب شده است, ولي هنوز پي, بنا و ديوارهاي آن باقي مانده است. اين قلعه كه اهميت نظامي داشته, ‌بر تمام شهر همدان و اطراف آن و گردونه معروف همدان, تويسركان تسلط كامل دارد و ظاهرا“ در دوران مقاومت ايرانيان در برابر حمله اعرب احداث شده اند.

 

برج قربان

اين بناي تاريخي درشهر همدان و در محله زندي ها, نزديك دبيرستان ابن سينا قرار گرفته است. از قرارمعلوم مدفن شيخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلا و جمعي از  امراي سلجوقي است كه در قرن هفتم و هشتم هجري به طرز ساده و بي پيرايه ساخته شده است.

بنا از يك برج دوازده ضلعي آجري با گنبد هرمي شكل دوازده ترك آجري تشكيل شده است. در وجه تسميه اين بنا از شخصي به نام قربان نام برده اند كه اين محل را در حمله افاغنه سنگرگاه خود قرار داد و از اهل محل خود دفاع كرد.

 

تپه هگمتانه

 تپه باستاني هگمتانه كه در ورودي شهر همدان واقع شده است, يكي از با ارزش ترين آثار باستاني ايران است. تا كنون حفاري هاي متعددي بر روي اين تپه صورت گرفته است كه آثار خشتي زيادي از دوران هخامنشيان در آنجا آشكار شده است.

اين آثار نشان مي دهند كه تپه هگمتانه احتمالا” محل خزانه پادشاهان هخامنشي بوده است.

 

تپه پيسا

اين تپه درفاصله 2/5 كيلومتري شمال تپه معروف هگمتانه قرار دارد و به وسيله رودخانه به دو بخش تقسيم شده است . سفال هاي بدست آمده از سطح تپه نشانگر آن است كه قدمت تاريخي اين تپه به دوره هخامنشي مي رسد و به احتمال زياد با تپه هگمتانه ارتباط داشنه است.

 

كتيبه گنجنامه

كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند در فاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده است .

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوش داشته اند كه آنها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده است.

جاذبه هاي طبيعي

پيست اسكي

در سطح استان همدان فقط يك پيست اسكي وجود دارد. اين پيست در 15 كيلومتري جنوب  شهر همدان و درارتفاعات دامنه كوه الوند درمنطقه اي به نام تاريك دره واقع شده است. راه دسترسي به آن از محل تاريخي گنج نامه مي گذرد. طول پيست اسكي 4 كيلومتر و شيب آن در حدود 25 درصد است. و درماه هاي دي- بهمن- اسفند - فروردين و ارديبهشت قابل استفاده است .

 

آبشار گنجنامه

مهم ترين آبشار استان همدان آبشار گنجنامه است كه در نزديكي شهر همدان و در تفرجكاه گنجنامه قرار دارد. كتيبه هاي معروفي از دوره هخامنشي در نزديكي اين آبشار به جاي مانده است .

 

دره زينا

دره زينا مشتمل بر دو دره حيدره و كيوارستان است كه اولي به دامنه هاي كوه ميدان ميشان منتهي ميشود و روستاي حيدره را مانند نگيني درخود جاي مي دهد و دومي همراه رودخانه هاي پشت كوه هاي الوند و كلاغ لان به دامنه آن كوه ها ختم مي شود.

 

دوزخ دره

از دره هاي صخره اي و ريزشي است و به امامزاده كوه  منتهي ميشود. آبشار اين دره كه حدود 15 متر ارتفاع دارد معروف است . وجود بيشهزار و رودخانه درعمق دره هاي سلسله جبال الوند زيبايي هاي گردشگاهي آن را دو چندان كرده است.

 

درياچه پشت سد اكباتان

تنها درياچه استان درياچه سد اكباتان است كه در 9 كيلومتري جنوب شرقي شهر همدان واقع شده است. وسعت اين درياچه حدود 60 هكتار و حداكثر و حداقل عمق آن به ترتيب 32و 18 متر گزارش شده است .

 كرمان

تاريخچه كرمان

در مدارك تاريخي و جغرافيايي اسلامي، اين منطقه كرمان، كارمانيا، ژرمانيا، كرمانيا، كريمان، كارماني و كرماني ذكر شده است. اگر كارمان را در كلمه در نظر بگيريم (كار)‌ به معني جنگ و (مان) به مفهوم محل است كه در مجموع معني (جايگاه دلاوري و نبرد) دارد.

 

برخي از جغرافيا‌دانان، نام قديم اين شهر را گواشير (بردشير) خوانده‌اند. گفته مي‌شود؛ گواشير همان (كوره‌اردشير) يا شهر اردشير بوده است كه به تدريج به ( گواشير) تبديل شده است. به استناد منابع تاريخي عرب و يهود، كرمان منسوب به كرمان بن هيتال بن ارفحشه بن سام بن نوح است و نام آن در كتيبه بيستون به صـورت(يـوتـيـه) ذكر شده است.  در دوره سـاسـانـيـان فـرمـانـرواي كــرمـان، عـنـوان شـاه داشـت، چـنـانـکـه بـهـرام چهار(388-389 ميلادي) به مناسبت اينكه در زمان پدرش والي كرمان بود به كرمانشاه (شاه كرمان) معروف بود. در اين دوره سيرجان مهم ترين ناحيه كرمان محسوب مي‌شد.

 

در دوره اسلامي و مقارن با 21 تا 24 هجري قمري و سالهاي بعد از آن، كرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت تا سرانجام در سال 253 هجري قمري به تصرف يعقوب ليث، موسس سلسه صفاريان درآمد. پس از آن اين سرزمين در زير سلطه حكومت‌هاي قدرتمند زمان مانند سامانيان، ديلميان، آل بويه و سلاجغه قرار گرفت. در سال 619 هجري قمري مقارن با رسيدن چنگيزخان به خراسان، براق حاجب از امراي خوارزمشاهيان بر كرمان استيلا يافت و  رسماً سلسله قراختائيان را بنيان گذاشت. اين سلسله از 619 تا 703 هجري قمري در كرمان سلطنت كردند. در زمان حكومت قراختائيان بود كه ماركوپولو سياح معروف ونيزي از كرمان ديدن كرد.

 

در سال 714 هجري‌قمري امير مبارزالدين محمد مؤسس سلسله آل مظفر، كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض اين سلسله كرمان ضميمه متصرفات امير تيمور گوركاني شد و پس از تيموريان سلسله‌هاي قراقويونلو و آق‌قويونلو به ترتيب كرمان را تصرف كردند.

 

محمود افغان در دوبار لشگر كشي به كرمان به قصد تصرف اصفهان سرانجام توانست در سال 1132 هجري‌قمري، كرمان و سپس اصفهان را به زير سلطه خود در آورد. پس از دفع اشرف افغان توسط نادر و خلع شاه طهماسب دوم از سلطنت، كرمان مانند ساير مناطق ايران به تصرف نادر، مؤسس سلسله افشاريه در آمد. بعد از كشته شدن او كرمان دستخوش هرج و مرج گرديد و به وسيله افغان‌ها و بلوچ‌ها تاراج شد. كريم خان زند( 1163- 1193 هجري قمري) پس از سركوبي مخالفان خود، خدامراد زند را با سپاهي به كرمان فرستاد و اين سردار بدون هيچ گونه مانعي كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض سلسله زنديه به وسيله آغا محمدخان‌قاجار و تصرف كرمان، فرمان قتل عام اهالي بي‌گناه كرمان صادر شد و به دستور وي 20 هزار نفر از نعمت بينايي محروم شدند و از سرهاي عده‌اي از ساكنان بي‌گناه كرمان، كله مناره‌ها بر پا گرديد.

 

شهر امروزي كرمان به بركت توسعه صنعتي، كشاورزي و فرهنگي، يكي از آبادترين شهرهاي ايران به حساب مي‌آيد.

 

مراکز تاريخي و باستاني

 

آب انبار علي مردان خان

اين آب انبار در مجموعه گنجعلي خان كرمان واقع شده است. ميزان بارندگي كم و فقدان آب انبار تاريخي عليمردان (پسر گنجعلي خان) كه داخل بازار مسگري غربي واقع شده، داراي ويژگي‌هاي معماري جالبي است كه توجه بينندگان را به خود جلب مي‌كند. تاريخ كتيبه موجود بناي مذكور 1209 هجري قمري است. سر در آب انبار كاشي كاري شده و سنگ‌هايي دارد كه حكاكي شده‌اند.

 

مدرسه گنجعلي‌خان

اين بنا در ضلع شرقي ميدان گنجعلي خان واقع شده و روزگاري مدرسه‌اي پر رونق بود كه بعدها به كاروانسرا تبديل گرديده است. بر كاشي‌هاي كتيبه سر در آن تاريخ 1007 هجري قمري مطابق با 1598 ميلادي نقش بسته و معمار آن محمد سلطاني يزدي بوده و مساحت آن 724 متر مربع مي‌باشد. حجره‌هاي متعدد آن در دو طبقه با شيوه معماري زيبايي طراحي شده‌اند.

اين بناي تاريخي در حال حاضر محل سازمان ميراث فرهنگي كرمان و دفتر مطالعات فني جهاد دانشگاهي است. نماي داخلي و خارجي اين مدرسه، كاشي‌كاري معرق مي‌باشد كه از عهد صفوي به يادگار مانده است. مدرسه گنجعلي‌خان و كليه آثار آن در هجوم آغا محمد خان صدمات فراواني ديد و فقط از كتابخانه آن در حدود 5000 نسخه خطي نفيس به غارت رفت.

 

مدرسه حياتي

مدرسه حياتي سومين مدرسه داخل بازار است. سر در آن كاشي‌كاري است و دو صحن و حجره‌هاي آن يادآور معماري عصر قاجاريه است و از مدارس بزرگ و تاريخي كرمان به شمار مي‌رود.در جوار اين مدرسه محوطه‌اي بازتر از بازار وجود دارد كه مشابه چهار سوق است و بدون سقف مي‌باشد كه در اصطلاح محلي به آن قيصريه مي‌گويند.

 

مدرسه شفيعيه

اين مدرسه كه در سمت راست بازار اختياري واقع شده، به همت ميرزا محمد شفيع از نوادگان گنجعلي‌خان احداث شده است.

 

مدرسه ابراهيم‌خان

اين مدرسه به فرقه شيخيه تعلق دارد. پلان آن به شكل مستطيل و دو طبقه است كه حجره‌هايي در اضلاع دروني آن تعبيه شده است. عناصر كاركرد فضايي مدرسه عبارت است از حجره، محل تدريس، كتابخانه، مسجد، اتاق‌هاي‌خادم، چراغدار، آبكش و سرويس‌هاي بهداشتي.

اين ساختمان از شاه نشين و محراب، ايوانچه‌ها و غرفه‌هاي اطراف آن تشكيل شده است. تزئينات نماي داخلي بنا، كاشي هفت‌رنگ با نقش گل و بوته، گلدان و باغ، مقرنس‌كاري وگچبري مي‌باشد. تاريخ كاشي‌كاري اين مدرسه1230 هجري قمري است. رفيع‌ترين و زيبا‌ترين بادگير كرمان در اين مدرسه تعبيه شده است. همچنين ايوان شرقي و برج ساعت اين مدرسه كاشي‌كاري و چشم‌اندازي زيبا دارد.

 

مقبره خواجه اتابك

مقبره خواجه اتابك كه در محله جنوب شرقي نزديك مسجد بازار قرار دارد، از بناهاي ارزنده دوره سلجوقي در قرن ششم هجري است. نماي داخلي و خارجي بنا به وسيله گچبري و آجركاري منظم تزئين شده است. مقدار زيادي از گچبري‌ها به مرور از بين رفته، حتي سقف مقبره حدود چهل سال قبل فرو ريخته و پوشش مجدد آن به وسيله اداره باستان‌شناسي انجام شده است.

از آثار با ارزش بناي مقبره خطوط كوفي و ثلث آن مي‌باشد كه با گچ و آجر در نماي داخلي آن به كار رفته است.

 

گنبد جبليه

در شرق كرمان و در امتداد خيابان زرسيف، به طرف مسجد صاحب الزمان، گنبد سنگي بزرگي پا بر جاست كه به (گنبد گبري) نيز شهرت دارد. پلان گنبد هشت ضلعي است و طاقنماهاي متعددي دارد. مصالح آن سنگ و گچ است و گنبد آن كه الحاقي به نظر مي‌رسد از آجر ساخته شده است. شيوه سبك معماري آن گوياي تعلق آن به اواخر عصر ساساني است كه يا احتمالاً اوايل اسلام تعمير و مرمت شده و يا با الهام از معماري ساساني بنا گرديده است.

 

گنبد سبز

گنبد سبز از بناهاي قرن هفتم هجري شهر كرمان است كه به قپه سبز نيز شهرت دارد. اين اثر از بقاياي مدرسه و آرامگاه قراختائيان كرمان به يادگار مانده كه در اثر زلزله 1314 هجري قمري قسمت اعظم آن ويران شد. در حال حاضر فقط سر در ورودي مدرسه باقي مانده است. بقاياي ديوارهاي آن و همچنين آرامگاه، زير ساختمانهاي مسكوني مدفون شده است. سقف ايوان آن بر اثر زلزله فروريخته و در دوران بعد بازسازي شده است. زيباترين قسمت ايوان كاشي‌كاري معرق آن است كه در نوع خود بي‌نظير است.

 

گنبد مشتاقيه

گنبد مشتاقيه در فلكه مشتاقيه كرمان قرار دارد و در دوره قاجاريه احداث شده است. سه گنبد بر روي سه مقبره به نام مشتاق عليشاه، شيخ اسماعيل و كوثر عليشاه بنا گرديده است. مشتاق عليشاه از گروه متصوفان قرن سيزدهم هجري است كه در اواخر زمستان سال 1206 هجري قمري سنگسار شده است. جرم مشتاق اين بود كه قرآن را با نواي سه‌تار مي‌خواند. گنبدي كه بر روي مزار مشتاق قرار دارد، در 1260 هجري قمري بنا گرديده است. از جمله آثار هنري مقبره فوق كاشي‌كاري و تزئينات داخل آن است.

 

باغ شاهزاده ماهان

اين باغ در 6 كيلومتري ماهان قرار دارد، به دستور حاكم كرمان در اواخر دوره قاجاريه احداث شد. عمارت زيباي اين باغ داراي قسمت‌هاي مختلف از جمله عمارت سردر، عمارت شاه نشين و حمام است. از قسمت‌هاي ارزشمند اين باغ نحوه آبرساني و حوض‌هاي آب آن است كه به صورت پلكاني است.

 

چهارسوق گنجعلي‌خان

محل تقاتع دو راسته بازار را ( چهار سوق ) مي‌گويند. در گذشته اين مكان مهم‌ترين نقطه شهر محسوب مي‌شد و نقش چهارراه اصلي شهر را ايفا مي‌كرده است. چهارسوق مذكور جزئي از مجموعه گنجعلي‌خان است.

نماي داخلي گنبد اين چهار سوق با گچبري‌هاي جالب و نقاشي‌هاي زيباي عصر صفوي ( 1024-1005هجري‌قمري) همراه با چهره شهروندان مهم آن دوره به تصوير در آمده است. گنبد چهار سوق در زمان ساخت مرتفع ترين گنبد شهر به شمار مي‌آمده است. نورگيرهايي كه در اطراف گنبد تعبيه شده، روشنايي لازم را تامين مي‌كند.

 

ميدان گنجعلي‌خان

ميدان گنجعلي‌خان، نظير ميدان نقش جهان اصفهان و ميدان ميرچخماغ يزد است، پيرامون خود بعضي از عناصر شهري را به وجود آورده است. به طوري كه در سه ضلع آن بازار قرار دارد و در ضلع چهارم مدرسه گنجعلي‌خان بنا شده است. طول ميدان 100 متر و عرض آن 54 متر است و 5346 متر مربع مساحت دارد. از نقطه نظر نماي ظاهري معماري، وجود طاقنماهاي آجري، كاشي‌كاري، فضاي سبز، حوض آب و ...  بر زيبايي آن افزوده است.

 

يخدان مؤيدي

در گذشته‌هاي دور، بناي يخدان مؤيدي خارج از شهر كرمان قرار داشت كه بر اثر توسعه شهري، اكنون داخل شهر جاي گرفته و اطراف آن فضاي سبز جالبي احداث شده است.

پلان يخدان دايره‌اي و پوشش آن از خشت و ملاط رس است و به صورت گبدي بزرگ نمايان است.

 

حمام گنجعلي‌خان

حمام گنجعلي‌خان براي تمامي جهانگردان و افرادي كه از كرمان بازديد مي‌كنند به ياد ماندني است. اين حمام مجموعه‌اي از تلفيق هنر معماري و كاربرد مصالح گوناگون با فضايي متناسب است. بناي حمام با كاشي كاري، نقاشي، گچبري، مقرنس كاري و كاربندي‌هاي زيبا بسيار ظريف است. سر در ورودي اين حمام نيز با نقاشي‌هاي زيباي عصر صفوي تزئين شده است. معمار اين مجموعه و حمام، استاد محمد سلطاني يزدي بوده است. اين حمام داراي دو بخش رختكن و گرمخانه است. در غرفه‌هاي رختكن با ايجاد قرينه سازي در ايوان‌ها، ايوانچه‌ها و ستونهاي سنگي، فضاي مناسب و زيبايي را به وجود آورده‌اند. بخش گرمخانه شامل يك حوض آب سرد است با طاقي شبيه خيمه كه هشت ستون حمام بر زيبايي آن مي‌افزايد. سيستم كانال كشي آب و فواره‌ها چنان دقيق طراحي و اجرا شده است كه از عجايب معماري حمام محسوب مي‌شود. يكي ديگر از عجايب حمام ( سنگ ساعت زمان ) آن است.

 

حمام يا چايخانه سنتي وكيل

اولين بخش از مجموعه وكيل، بناي حمام قديمي يا چايخانه امروزي وكيل است كه در سال 1280 به شكل با شكوه و با تاثير پذيري از سبك معماري عصر زنديه- قاجاريه احداث شده است. اين بنا يكي از حمام‌هاي تاريخي، سنتي و باستاني كرمان بوده و به تقليد از حمام گنجعلي‌خان ساخته شده است. از كف تا ديوار آن كاشي‌كاري و سراميك  كاري شده و به دو بخش رختكن و گرمخانه تقسيم مي‌شود. در سال‌هاي اخير اين حمام به چايخانه سنتي تبديل شده و توسط اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اداره مي‌شود.

 

حمام ابراهيم‌خان

اين حمام يكي از حمام‌هاي جالب توجه قديمي و سنتي كرمان است كه در وسط بازار ابراهيم خان واقع شده و بر دو بخش رختكن و گرمخانه تقسيم مي‌شود. اين حمام از سال 1321 هجري‌قمري تا كنون داير است. استحمام در اين حمام خاطره و ياد حمام‌هاي قديمي را زنده مي‌كند.

 

كاروانسراي چهارسوق

اين كاروانسرا در انتهاي بازار سراجي قبل از چهار سوق گنجعلي خان واقع شده است. كاروانسرا داراي دو در ورودي مي‌باشد كه يكي به بازار سراجي و ديگري به بازار قلعه باز مي‌شود. درهاي حجره‌هاي آن چهار لنگه و چوبي بوده‌اند كه با گذشت زمان به درهاي فلزي تبديل شده‌اند. اين كاروانسرا دو طبقه است. دو راسته كوچك نيز در ضلع جنوبي و شرقي آن وجود دارد كه سقفي بلند دارند.

 

كاروانسراي وكيل

اين كاروانسرا در سمت چپ بازار وكيل واقع شده است و بزرگترين كاروانسراي كرمان و همچنين يكي از كاروانسراهاي بزرگ ايران به شمار مي‌آيد. بناي آن به فرمان محمد اسماعيل خان وكيل‌الملك والي كرمان شروع شد و در زمان مرتضي‌قليخان در سال 1287 به اتمام رسيد.

سردر ورودي كاروانسرا از طرف بازار با كاشي كاري و گچبري تزئين شده است.

 

كاروانسراي ميرزاعلينقي

داخل بازار وكيل، كاروانسراي كوچكي به نام ميرزاعلينقي نيز وجود دارد كه دو طبقه است و 35 باب حجره دارد كه بيشتر به صورت انبار در آمده‌اند و قدمت چنداني هم ندارند. در ادامه بازار وكيل، قيصريه ديگري نيز وجود دارد.

 

كاروانسراي لحاف دوزها

اين كاروانسرا كه در سمت بازار واقع شده به نام ديماري نيز خوانده مي‌شود. 12 باب حجره دارد كه كلاً در آن‌ها لحاف‌دوزي مي‌كنند. حدود قدمت آن 100 سال است و با كاروانسراهاي ديگر از نظر سبك معماري متفاوت است و جديدتر به نظر مي‌آيد.

 

كاروانسراي حاج مهدي

اين كاروانسرا روبروي كاروان سراي هندوها و در جوار كاروانسراي چهار سوق واقع شده و بيشتر از يك قرن قدمت دارد. اين كاروانسرا در ابتدا به دست زرتشتي‌ها تاسيس و اداره مي‌شد و هنوز هم تعدادي از تجار يهودي و زرتشتي حجره‌هايي در آن دارند.

 

كاروانسراي هندوها

بين سال‌هاي 1850 تا 1925 ميلادي به مدت 75 سال دوران نفوذ انگليس در كرمان بود، با تشويق آنها امر تجارت بين پارسي‌ها و هندوها رونق گرفت. در آن زمان قالي، شال و كتيرا از كرمان به هندوستان صادر مي‌شد و به جاي آن از هند چاي، شكر، پارچه، شمع و ادويه وارد مي‌كردند، لذا يك كاروانسرا در كرمان به نام كاروانسراي هندوها معروف گرديد. اين كاروانسرا به دست مرحوم حاج سيد جواد امام جمعه ( 1150 هجري شمسي ) ساخته شده و دو طبقه دارد. وجه تسميه آن از هندي اخذ شده است. هنوز هم در ضلع شمالي اين كاروانسرا، معبد هندوها با سبك معماري ويژه‌اي باقي مانده است. كاروانسراي مذكور از دو بخش تشكيل شده است.

به بازار موازي ضلع شمالي كاروانسراي هند و ( بازار هندو ) نيز مي‌گويند.

 

كاروانسراي حاج آقا علي

اين كاروانسرا روبروي مسجد چهلستون و نبش خيابان شريعتي قرار دارد. تعداد حجره‌هاي آن 38 باب است كه در اثر تخريب شديد نياز فراوان به بازسازي دارد.

 

كاروانسراي ميرزا حسن

يكي از كاروانسراهاي طولي كرمان، كاروانسراي دو طبقه ميرزا حسن است كه داراي 55 باب حجره است كه به مرمت نياز دارند. يكي از درهاي ورودي آن به بازار زرگري، دومي به بازار كفاش‌ها، سومي به بازار كلاه مالي مرتبط است.

 

تيمچه حاج آقا عبدالله

اين تيمچه در سمت چپ بازار واقع شده و هجره‌هاي آن نقش انبار و كارگاه‌هاي عطاري بازار را دارند و از دو بخش تشكيل شده كه بخش جلويي آن دو طبقه است و بخش دوم آن هم خانه‌اي است كه به آن الحاق شده است. اين تيمچه بيش از 150 سال قدمت دارد و مجموعاً 27 حجره را در خود جاي داده است.

 

تيمچه كوزه‌گرها

اين تيمچه كه بزرگتر از تيمچه عطارها است و در جوار آن قرار گرفته، دو طبقه دارد. اين تيمچه در گذشته مركز تجاري يزدي بوده و در حال حاضر رونق سابق را ندارد و به انبار ريس( نخ قالي بافي)، پشم و پنبه تبديل شده است. در ورودي اين تيمچه بزرگ و چوبي است و طرح جالبي دارد.

 

جاذبه هاي طبيعي

 

ييلاقات ماهان

شهر ماهان در 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان در مسير راه كرمان به بم واقع شده است. اين شهر زيبا كه در دامنه ارتفاعات قرار گرفته از چشمه‌ها و آب‌هاي فراوان برخوردار است. در 6 كيلومتري جنوب ماهان باغي زيبا و بزرگ با ساختماني جالب وجود دارد. اين ساختمان زيبا و ييلاقي در دوره قاجاريه بنا گرديد.

 

ييلاقات جوپار

شهر ييلاقي جوپار با مناظري زيبا در جنوب كرمان قرار دارد كه با جاده‌اي آسفالته به كرمان و ماهان مرتبط مي‌شود. اين ناحيه پاركي زيبا و باغ‌هايي جالب و ديدني دارد. مقبره مطهر امامزاده حسين كه گفته مي‌شود فرزند موسي‌بن‌جعفر( ع ) است، در آنجا قرار دارد و زائرين زيادي جهت زيارت به آنجا مي‌روند. جوپار ييلاق با صفايي است و شهركي نسبتاً آباد به شمار مي‌روند. انگور جوپار بسيار مرغوب و معروف است.

 

ييلاقات راين

راين يكي از ييلاقات شهرستان كرمان مي‌باشد كه فاصله آن تا كرمان 110 كيلومتر و تا بم 120 كيلومتر است و از نقاط خوش آب و هواي استان به شمار مي‌رود. راين در دامنه قله كوه هزار قرار دارد كه بلندترين قله استان و سومين قله ايران با ارتفاع 4450 متر است. اين كوه در اكثر ماه‌هاي سال پوشيده از برف است و آبشاري زيبا در آن واقع شده است. در راين درختان چنار كهنسال و ستبري وجود دارد كه بسيار ديدني هستند.

 

چشمه حسين آباد ( راين )

اين چشمه در 33 كيلومتري شمال‌غربي راين كرمان واقع شده و آب آن از دسته آب‌هاي بي‌كربناته سديك است و تقريباً با آب‌هاي معدني ويشي فرانسه مشابه است. اين نوع آب‌ها در دستگاه گوارش باعث قليايي شدن محيط معده و سپس تحريك ترشحات آن مي‌گردند و در سيستم كبدي و لوزالمعده به سبب تحريك لوزالمعده و بزاق ، اثر بهبود بخشي دارند.

 

چشمه قلعه عسگر

چشمه قلعه عسگر در 11 كيلومتري روستاي سلطان آباد، در جنوب كرمان واقع شده است. آب اين چشمه از دسته آبهاي كلروره سديك سنگين و مشابه آب معدني اورياژ ايزر فرانسه است. اين دسته آبها بيشتر مصارف خارجي دارند و در رفع بيماري‌هاي لنفاتيسم، راشيتيسم، برخي بيماري‌هاي پوستي، رماتيسم و بيماري‌هاي زنانه مؤثر است.

 

چشمه معدني ته خاتون

اين چشمه  در شرق كرمان به فاصله 13 كيلومتري جوشان واقع شده است. از آب اين چشمه براي استحمام استفاده مي‌شود. آب اين چشمه گرم از دسته آب‌هاي كلروره سديك و بي‌كربناته كلسيك گازدار است و آرام بخش دردهاي مفصلي و عصبي است.

 

چشمه معدني غرغره ( باباترش )

چشمه معدني غرغره در فاصله 40 كيلومتري راين كرمان واقع شده است. اين منطقه پوشيده از رسوبات كويري و حاوي املاح نمكي فراوان مي‌باشد. آب چشمه غرغره از دسته آب‌هاي كلروره سديك بي‌كربنات كلسيك سنگين و شبيه آب معدني اورياژايزر فرانسه است. اين نوع آب در درمان خارجي بيماري‌هاي لنفاتيسم، راشيتيسم و بيماري‌هاي پوستي، رماتيسمي و همچنين بيماري‌هاي زنانه مصرف دارد.

 

چشمه آب معدني ابارق

چشمه معدني ابارق در جنوب شرقي كرمان در فاصله 11 كيلومتري شمال دهكده ابارق واقع شده است. آب اين چشمه از گروه آب‌هاي كلوره سديك و سولفات كلسيك نيمه گرم است كه شبيه آب چشمه نيدربرون له‌بن فرانسه مي‌باشد و براي دستگاه هاضمه بدن مفيد است. مصرف اين دسته آب‌ها در درمان بيماري‌هاي مفصلي نيز توصيه مي‌شود از آب چشمه براي استحمام استفاده مي‌كنند.

 

چشمه آب معدني بوجان

چشمه معدني بوجان در جنوب غربي كرمان به فاصله 45 كيلومتري سيرجان قرار دارد. آب اين چشمه نيز از دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفاته كلسيك نيم گرم است.

 

چشمه معدني رضاآباد

اين چشمه به فاصله 6 كيلومتري شمال روستاي گزك در شمال كرمان واقع شده است. آب چشمه رضاآباداز دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفاته كلسيك نيم گرم مي‌باشد و عمدتاً مورد استفاده استحمام قرار مي‌گيرد. اين منطقه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم پوشانده‌اند.

 

چشمه معدني پاچنار

اين چشمه در 6 كيلومتري شمال آبادي جرك و 67 كيلومتري شمال كرمان واقع شده است. محل استقرار و نوع آب اين چشمه نيز مانند چشمه معدني رضا آباد مي‌باشد.

 

چشمه آب معدني بيشه

اين چشمه معدني در فاصله 24 كيلومتري شمال شرقي كرمان و در شمال شهداد واقع شده است. آب چشمه از دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفات كلسيك گرم است.

 

چشمه‌هاي آب معدني اختيارآباد

چشمه‌هاي آب معدني جوقن، بي‌بي، شهراء، جيوه و مرتضي علي در مجاورت دهكده اختيارآباد به فاصله 14 كيلومتري غرب كرمان از زمين خارج مي‌شوند. آب اين چشمه‌ها از دسته آب‌هاي كلروره سديك، سولفاته كلسيك هستند كه مشابه ‎آب چشمه نيدر برون لدبن فرانسه مي‌باشد.

 

چشمه آب معدني حوض نو

چشمه حوض نو در شمال‌شرقي كرمان واقع شده است. اطراف چشمه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم زمين‌شناسي فرا گرفته است. آب چشمه حوض‌نو از دسته آب‌هاي سولفاته سديك و كلروره كلسيك است.

 

چشمه آب معدني بغرا

اين چشمه در فاصله تقريبي 13 كيلومتري شمال بخش جوشقان در شمال شرقي كرمان قرار دارد. آب آن از گروه آب‌هاي سولفاته كلسيك و بي‌كربنات سديك گرم است. مصرف درماني اين دسته آب‌ها بيشتر خارجي است و براي بيماري‌هاي مفصلي نقرس استفاده ميشود.

 

چشمه معدني حوض آباد

چشمه حوض‌آباد در 13 كيلومتري بخش جوشان در شمال شرقي كرمان قرار دارد. اين آب نيز از دسته آب‌هاي سولفاته بيكربنات سديك مي‌باشد كه شبيه آب معدني وتيل فرانسه مي‌باشد.

 

 

اماکن زيارتي و مذهبي

 

مسجد گنجعلي‌خان

اين بنا در گوشه شمال شرقي ميدان گنجعلي‌خان و همجوار با مدرسه گنجعلي‌خان واقع شده و در واقع موزه كوچكي است از هنرهاي تزئيني اسلامي نظير كاشي‌كاري، گچبري و خطاطي كه به سبك زيبايي آراسته شده‌اند. تاريخ بناي مسجد به 1007 هجري قمري مربوط است و چهارده باب مغازه از مجموعه ياد شده موقوفه اين مسجد شده‌اند.

 

مسجد وكيل

اين مسجد جزئي از مجموعه وكيل است كه به سبك معماري عصر قاجاريه با آجر و گچ تزئين شده است.

 

مسجد جامع كرمان

اين مسجد جزئي از مجموعه مظفري است كه امير مبارزالدين‌محمد مظفرميبدي‌يزدي در سال 750 هجري قمري آن را به اتمام رسانده است. سر در رو به مشرق آن از شليك توپ‌هاي آغا محمدخان قاجار خراب شد ولي بعدها مرمت و بازسازي شد. ساختمان مسجد بر طبق اصول قرينه سازي، دو ايوان بزرگ تابستاني و زمستاني دارد.

 

مسجد ملك

مسجد ملك از نوع مساجد چهار ايواني و يكي از بزرگترين مساجد كرمان است. قدمت اين مسجد به قرن پنجم هجري يعني زمان سلجوقيان مي‌رسد. قسمت‌هاي مختلف مسجد مخصوصاً صفه اصلي در زمان وكيل الملك(1285 هجري‌قمري) و ايوان شرقي در قرن اخير به وسيله مرحوم ديلمقاني بازسازي گرديده است. آنچه از قسمتهاي اصلي دوره سلجوقيان به جاي مانده، برج آجري ضلع شمال شرقي و سه محراب گچبري‌شده است كه يكي از محراب‌ها بر اثر تغييراتي كه در بنا صورت گرفته در حال حاضر در پشت‌بام شبستان امام‌حسن(ع) قرار دارد. برج آجري مذكور نيز فرو ريخته و فقط قسمتي از آن باقي مانده كه حفاظت و مرمت گرديده است.

 

مسجد چهل ستون

اين مسجد به فرقه شيخيه تعلق دارد و در نبش خيابان شريعتي قرار گرفته است. مسجد به همت حاج‌آقاعلي‌رفسنجاني در سال 1286 هجري قمري به اتمام رسيده است. مسجد چهل‌ستون به تقليد از مسجد وكيل شيراز متشكل از چهل ستون سنگي يكپارچه و بخش‌هاي الحاقي است كه بر وسعت و زير بناي آن افزوده است.

 

آرامگاه شاهزاده حسين جوبار

شاهزاده جوبار يكي از بقاع متبركه بخش جوبار از توابع كرمان است. بناي اين زيارتكاه به دوره صفويه مربوط است كه در دوره قاجاريه تعمير و تكميل شد.

بناي شاهزاده حسين متشكل از حياط، حرم، گنبد و رواق مي‌باشد. از تزئينات جالب توجه دوره صفويه آن كاربندي رواق اطراف حرم را مي‌توان نام برد.

وضعيت جفرافيايي :

شهر تهران در دامنه جنوبي كوههاي البرز و حاشيه شمالي كوير مركزي ايران و در دشتي نسبتا هموار واقع شده است كه شيب آن از شمال سمت جنوب ميباشد . و به وسيله دو رود اصلي كرج در غرب و جاجرود در شرق بهمراه رود هاي فصلي جعفر آباد يا همان دربند – دارآباد – دركه – كن كه همگي از شمال به جنوب جريان دارند مشروب ميشود. شهر تهران از نظر جغرافيايي در 51  درجه و 33 دقيقه طول غربي و 35 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 44 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته و ارتفاع آن در جنوب  1100  - در نواحي مركزي 1200 – در شمال 1700 متر از سطح دريا ميباشد .

 

تهران داراي آب هواي گرم و خشك است و فقط نواحي شمالي آن كه در دامنه هاي كوهستاني البرز واقع شده است اندكي معتدل و مرطوب است. هواي تهران در تابستان گرم و خشك و در زمستان معتدل و گاه سرد است. حداكثر دماي ثبت شده حدود 44 و حداقل 20- و متوسط ساليانه 17 درجه سانتيگراد مي باشد . و ميزان بارندگي سالانه آن 200 تا 400 ميلي متر است  و از نظر زمين لرزه جزو مناطق پر زيان محسوب ميشود .

 

نام تهران براي نخستين بار در يكي از نوشته هاي تئودوسيوس  يوناني در حدود اواخر سده دوم پيش از ميلاد به عنوان يكي از توابع ري ذكر گرديده، قديمي ترين سند فارسي موجود درباره نام تهران نشان ميدهد كه تهران قبل از سده سوم هجري قمري وجود داشته است، زيرا نويسنده اي بنام ابو سعد سمعاني در كتاب خود از شخصي بنام ابوعبدلله محمد ابن حامد تهراني رازي نام ميبرد كه اهل تهران ري بوده و در سال 261 هجري قمري برابر 874 ميلادي در كذشته است.

 

ابوالقاسم محمد ابن حوقل به سال 331 هجري قمري در توصيف شهر تهران نوشته است كه : «تهران در شمال شهر ري واقع شده است و داراي باغهاي فراواني است و ميوه آن بسيار متنوع است.»

 

ابواسحاق استخري در كتاب المسالك و الممالك  به سال 340 هجري قمري درباره تهران به تفصيل سخن گفته است و ابن بلخي در كتاب خودش به نام فارسنامه كه حدود سال هاي500 هجري قمري نوشته است از آثار تهران سخن به ميان آورده است .

 

نجم الدين ابوبكر محمد ابن علي ابن سليمان راوندي در كتاب معروف خويش به نام راحةالصدور به سال 599 هجري قمري روايت كرده است كه مادر سلطان ارسلان سلجوقي كه در سال 561 هجري قمري از ري قصد عزيمت به نخجوان را داشت در نزديكي تهران فرود آمد و درهمان ايام خود سلطان نيز در دولاب كه ناحيه اي در جنوب خاوري تهران است اقامت داشت.

 

در زمان پادشاهان صفوي كم كم تهران شهرتي پيدا كرد و آبادي و رونق اين شهر به ويژه در دوره سلطنت شاه طهماسب اول آغاز گرديد. چون جد اعلاي صفويه به نام امامزاده حمزه مجاور بقعه حضرت عبدالعظيم در شهر ري مدفون بود از اين رو سلاطين مزبور هرچند گاه براي زيارت قبر جدشان به تهران مي آمدند.

 

شاه طهماسب اول گذشته از اين ، به علت وجود آبهاي گوارا و باغهاي فراوان و شكارگاههاي مناسب اطراف شهر تهران را دوست ميداشت  و به مرور در اين محل به سكونت هاي تقريبا طولاني مي پرداخت ، به حدي كه دستور داد دور شهر را برج و باروي مقاومي و بناهاي تازه و كاروانسراها در داخل آن بنا كنند ، به همين مناسبت در سال 961 هجري قمري حصاري به دور شهر بنا نهادند كه از چهار دروازه و 114 برج به تعداد سوره هاي قرآن تشكيل مي يافت و مصالح آن را از معادني تامين كردند كه بعدها به چاله ميدان و چاله حصار موسوم گرديد. حدود بارويي كه به فرمان شاه طهماسب اول به دور شهر كشيده شد تقريبا 6 هزار قدم و بشرح زير بود:

 

از سمت جنوب خيابان مولوي فعلي

از سمت شرق خيابان ري فعلي

از سمت غرب خيابان شاهپور 

از سمت شمال خيابان هاي امير كبير و سپه

 

و محوطه ارگ با داشتن حصار مخصوص و خندق جداگانه در وسط شمالي شهر قرار داشت .

 

از چگونگي محلات و موقعيت آنها چنين بر مي آيد كه قسمت مغرب و شمال غربي شهر داخل باروي عهد شاه طهماسب غالبا باغستان بوده و خانه هاي مسكوني بيشتر در عودجالان و چاله ميدان قرار داشته است و قسمت بازار محل كسب و كار بازرگانان و پيشه وران آن زمان بوده است. شاه عباس اول نيز تا چندي به پيروي از شاه طهماسب همين رويه را تعقيب كرد و به آباداني تهران همت گماشت و دستور داد باغ بزرگي به نام چهار باغ در تهران احداث كنند و ساختماني براي سكونت موقتي خاندان سلطنتي بنا نهند.

 

در سال 1200 هجري قمري تهران براي اولين بار توسط آغا محمد خان قاجار به عنوان پايتخت انتخاب گرديد. در زمان آقا محمدخان قاجار تنها به ساختن عمارت تخت مرمر اكتفا گرديد ولي در زمان فتحعلي شاه محلات جديد و ساختمانهاي تازه چندي در تهران ايجاد گشت كه از آن جمله بناي مسجد شاه – مسجد سيد عزيز الله – مدرسه مروي – قصر قاجار – نگارستان و لاله زار را ميتوان نام برد.

 

در زمان محمد شاه محله اي بنام عباس آباد در جنوب بازار و يك باغ و ساختمان بزرگتر نيز به نام عباس آباد در شمال تهران (عباس آباد كنوني) و محله ديگري به نام محمديه كه سابقا ميدان پاتقاتوق ناميده ميشد بر محلات ديگر افزوده شد و آب رودخانه كرج را بوسيله نهري بنام نهر كرج به تهران منتقل ساخت. و همچنين احداث باغ داوديه (محله فعلي داوديه) و بخشي از بناي  مسجد جمعه و بازار بين الحرمين از جمله آثار زمان محمد شاه ميباشد.  در زمان سلطنت ناصرالدين شاه به همت امير كبير تاسيساتي چون مدرسه دارالفنون، بازار امير، بازار كفاشها، سراي امير پديد آمد.

 

در سال 1275هجري قمري براي اولين بار براي تهران نقشه تهيه گرديد. در سال 1284 هجري قمري نقشه جديد تري از تهران با همكاري مهندسين فرانسوي تهيه شد. و اراضي جديدي را داخل محدوده شهر نمودند و شهر را بوسيله خندقها و بارو هاي جديد به شكل هشت ضلعي محدود ساختند و ارتباط شهر با خارج را بوسيله دوازده دروازه به نام هاي دروازه هاي  شميران، دولت، يوسف آباد، دوشان تپه، دولاب، خراسان، باغشاه، قزوين، گمرك، حضرت عبدالعظيم، غار و خاني آباد تامين نمودند .

 

علاوه بر دروازه هاي دوازده گانه بالا كه تا سال 1309 شمسي همچنان پا برجا بود، پاره اي بنا ها و باغها. محلات ديگر در زمان سلطنت ناصر الدين شاه ايجاد گرديد كه بعضي از  آنها هنوز پابرجاست و از بقيه جز نامي باقي نمانده است. كه ميتوان به شرح زير نام برد :

 

باغ و كاخ گلستان، باغ و كاخ صاحب قرانيه، باغ و قصر سلطنت آباد، باغ و عمارت بهارستان (واقع در ميدان بهارستان فعلي)، مدرسه و مسجد سپهسالار، پارك ميرزا علي خان امين الدوله، باغ و عمارت مسعوديه (محل سكونت مسعود ميرزا فرزند ناصرالدين شاه)، باغ و عمارت علي قلي خان مخبرالدوله (ميدان مخبرالدوله فعلي) ، پارك اتابك (محل سکونت ميرزا علي اصغر خان اتابك صدر اعظم و  محل فعلي سفارت روسيه )، باغ حسن آباد (از آثار ميرزا حسن خان مستوفي الممالك و ميدان حسن آباد فعلي) ، باغ و عمارت اميريه (متعلق به امير كبير كامران ميرزا فرزند ناصرالدين شاه و محل فعلي خيابان اميريه)، باغ و عمارت منيريه (محل سكونت منير السلطنه مادر كامران ميرزا و محله منيريه فعلي)، باغ فرمانفرما (فرمانيه فعلي)، باغ و عمارت كامران ميرزا (محله كامرانيه فعلي)، بقعه معروف به سر قبر آقا (مدفن سيد زين العابدين امام جمعه داماد ناصرالدين شاه)، ميدان امين السلطان (هنوز هم به همين نام برقرار است )، باغ فردوس (محله كنوني باغ فردوس تجريش كه به وسيله معير الممالك ساخته شد)، بناي شمس العماره ، بازارآهنگرها،  مسگرها، بازارچه هاي مروي و نايب السلطنه و محله سنگلچ، خاني آباد، قنات آباد، پاچنار، گود زنبوركخانه و بازار بزرگ.

 

اهواز مركز استان خوزستان است. باني و تاريخ بناي شهر اهواز بدرستي معلوم نيست، عيلاميان شهري در حدود اهواز بنام «اكسين» بنا كرده بودند. پس از ويراني آن، شهر اهواز در دوران اشكانيان، تجديد بنا گرديد و پس از اشكانيان، اردشير ساساني به بناي مجدد اهواز همت گماشت و در دوران پس از ساسانيان نيز شهر اهواز دستخوش ويراني شد كه باز به عمران آن پرداختند. ابن منشاد مي‌نويسد: اهواز شهر بزرگي است، مردمش زرتشتي و مسلمان و انبار كالاها و فرآورده‌هاي خوزستان شكر، بافته‌هاي پشمي، جامه‌هاي ديبا، پارچه‌هاي كنفي و ديگر محصولات را از همه شهرهاي ايران به اهواز مي‌آورند و از اين شهر و به وسيله كشتي از راه خليج فارس به هندوستان و چين و از راه بصره و عراق و اصفهان به ساير كشورهاي جهان حمل مي‌كنند. بازرگانان و سوداگران و بيگانگان در اين شهر سود بسيار مي‌برند. نام اهواز با كالاهاي شكر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگي موصوف بود و به همين جهت عرب‌ها اين شهر را «سوق‌الاهواز» ناميده‌اند. از قرن ششم هجري قمري به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنين جنگل‌ها و اغتشاشات داخلي و بروز بيماري‌هاي وبا و طاعون، اهواز رو به خرابي رفت تا آن كه در سال هزار و سيصد هجري قمري همزمان با حفر كانال سوئز و توجه اروپائيان رونق تازه‌اي گرفت. ناصرالدين شاه قاجار هم از اين فرصت براي گسترش كشتيراني بر روي رود كارون استفاده كرد و توسط والي خوزستان در كنار اهواز قديم بندرگاهي به نام «بندر ناصري» احداث كرد. در پي احداث اين بندر نام اهواز به «ناصريه» تبديل شد ولي در دوره پهلوي به نام قديمي «اهواز» خوانده شد.

 

جاذبه هاي طبيعي

 

رودخانه كارون

 رود كارون پرآب‌ترين و طويل‌ترين رودخانه ايران است. اين رود از چشمه‌سارهاي دامنه كوه‌هاي ونك و زردكوه بختياري سرچشمه گرفته و به نام آب كوهرنگ از دره غربي زردكوه به سوي جنوب غربي روان مي‌شود. پس از ورود به درياچه سد كوهرنگ قسمتي از آب آن توسط تونلي كه در شكم كوه كاركنان حفر شده، به سرچشمه زاينده‌ رود مي‌ريزد و قسمت ديگر آن از سد عبور كرده و پس از طي مسير طولاني و پرپيچ و خم با رودخانه خرسان مخلوط شده و به استان خوزستان وارد مي‌شود. در خوزستان با آب دره بردنخش و آب سوسن در هم مي‌آميزد و سپس با آب سرحوض و با رودخانه مرغاب  مخلوط مي‌شود و پس از عبور از دهستان انديكا به دهستان دشت لالي وارد مي‌شود. در دهستان مزبور با رودخانه شور آب كيارس مخلوط شده و پس از عبور از دهستان عقيلي شوشتر به دهستان گتوند داخل مي‌شود. در هشت كيلومتري شمال غربي شوشتر با رودخانه شور مخلوط مي‌گردد و سپس به رودخانه هورام در بند قير متصل شده و در همانجا با رودخانه دز كه بزرگترين و مهمترين ريزآب كارون به شمار مي‌آيد، در هم مي‌آميزد. از آنجا به دهستان عناقچه و سپس با پيمودن پيچ و خم‌هاي فراوان به سوي شهر اهواز و سپس به شهرستان خرمشهر داخل مي‌شود. در شرق شهر خرمشهر به دو شاخه تقسيم مي‌گردد. شاخه غربي به نام بهمنشير رود به جنوب غربي جريان يافته و از طريق خور موسي به خليج فارس راه مي‌يابد و شاخه شرقي از جنوب خرمشهر مي‌گذرد و به رودخانه اروندرود مي‌ريزد.

 

تاريخچه شهر كرد

 

در متون تاريخي از مكاني به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتي نام برده شده كه خرابه‌هاي ديوار قلعه آن امروز  به  جاي  مانده است.  شهر كرد  گويا  مكاني پاسگاهي بوده است معروف به دهكرد و از حدود سال 1300 با تعيين نماينده مركزي و استقرار دوائر دولتي آغاز به رشد كرده است. پيش از آن و در دوران‌هاي گذشته، منطقه دستخوش جنگ‌هاي خوانين، كشمكش‌هاي ميان حكومت مركزي و قدرت‌هاي محلي بوده است. نوسانات سياسي داخلي منطقه از يك سو و تغييرات حكومت‌هاي مركزي از سوي ديگر مجال و فرصت رشد و تكامل را به روستاها و شهرهاي منطقه نداده است. در كنار اين عامل تاريخي، دور بودن از شبكه راه‌هاي اصلي و مراكز شهري ايران علت ديگري در عقب ماندگي نسبي شهر نشيني و صنعتي منطقه محسوب مي‌شود.

 

پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياري (معروف به شهر چهار محال) از طريق مركز اصفهان اداره مي‌شد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداري كل چهار محال و  بختياري و سپس به مركز استاني با همين نام تبديل شد و در حال حاضر شهري رو به آباداني و توسعه است.

 

بناهاي تاريخي

مدرسه علميه( اماميه)

اين شهر از بناهاي جالبي است كه به همت مرحوم ميرسيدمحمد، امام جمعه وقت شهركرد به جاي خرابه‌هاي تيمچه آرمناي كدخدا ساخته شد.

اين بنا داراي حجره‌هاي گوناگون و صحن نسبتاً بزرگي است كه تا به حال عده زيادي از طلاب علوم ديني در آن به تحصيل پرداخته‌اند. اين مدرسه و متعلقات آن در سال 1312 به توليت و نظارت امام جمعه وقت به ثبت رسيد.

 

 

آرامگاه دهقان سامان

ابوالفتح دهقان ساماني ( سيف‌الشعرا) مردي صوفي مسلك و عارف بود كه در ميان ايلات بختياري مي‌زيست و درسال 1326 هجري قمري در گذشت. وي كه جهان را در منشور اشراق و ارفان مي‌ديد، زندگي پر رمز و رازي داشت. مقبره اين عارف ايلياتي در حدود 28 كيلومتري شمال شهركرد قرار دارد و مانند زندگي‌اش به شكل عجيب و پر رمز و رازي بنا گرديده است. اين آرامگاه بر روي پل زمانخان قرار دارد كه بر روي رودخانه سامان ايجاد شده است.بناي آرامگاه دهقان ساماني از لحاظ شيوه ساخت و نوع معماري بسيار در خور توجه مي‌باشد. 

.

قلعه شلمزار

اين قلعه در شلمزار واقع شده و در كنار باقي مانده اين بنا، آثاري از دوره قاجاريه وجود دارد كه توسط خوانين بختياري احداث و مورد استفاده قرار مي‌گرفته است.

 

اين قلعه عمارتي است به مساحت يك هزار متر مربع كه در تاريخ 1307 هجري قمري به دستور مرتضي قلي‌خان صمصام ساخته شده است. اين بنا به شكل مربع مستطيل و به صورت دو طبقه است. طبقه اول داراي چندين اطاق به صورت طاق و چشمه و با خشت‌خام ساخته شده كه بسيار محكم و سالم باقي مانده است. جلو اين اطاقها را ايواني با ستونهاي سنگي در بر گرفته كه به صورت زيبايي حجاري و تزيين شده است. طبقه دوم خرابشده و آثاري از آن باقي نمانده است. 

 

 

قلعه جونقان

جونقان يا جونقون شهر كوچكي است در 38 كيلومتري شهركرد كه مقر سكونت خوانين بختياري بود. علي قلي خان سردار اسعد در سال 1318 هجري‌قمري، قلعه كاياني در اين محل براي سكونت خود ساخت كه 14 هزارمترمربع مساحت و نمادهاي بيروني متفاوتي داشت. ستون‌هاي سنگي آن هر كدام چند قطعه در اشكال مختلف بنا شده، به طوري كه در قسمت بالا، اين ستون‌هاي چهارگوش است.در چند سال اخير بخش اعظم تزيينات بنا از بين رفته است و به جز قسمت محدودي از قلعه كه اختصاص به كتابخانه عمومي دارد، بقيه رو به نابودي است

 

حمام درب امامزاده

اين بنا روبروي مسجد اتابكان شهر كرد قرار دارد و يكي از بناهاي باستاني استان است. شالوده اوليه بنا در زمان اتابكان لرستان گذاشته شد. در دوره‌هاي صفوي، زنديه و قاجاريه مرمت و تعمير شد. اين حمام داراي يك فضاي وسيع بيروني به نام رختكن است كه زير سقف دارد و از كف زمين 70 سانتي متر ارتفاع دارد و به وسيله يك دهليز منحني، به تطهير خانه و گرمخانه متصل مي‌شود. صحن وسيع گرمخانه بر چهار ستون سنگي استوار است و روشنايي آن به وسيله شيشه‌هاي كوچك محدب تامين مي‌شود. در طرفين شمال و جنوب صحن گرمخانه دو حوض مستطيل شكل واقع شده است. در طرفين خزينه بزرگي كه بوسيله چهار پله سنگي بالا مي‌رود، دو خلوتگاه زيبا و مربع شكل وجود دارد كه جايگاه اعيان و اشراف در فصل تابستان بود.

 

سنگ نوشته‌هاي مشروطيت ( پير غار)

پير غار از تفريحگاه‌هاي منطقه چهارمحال است كه در بخش ديزج قرار دارد. در اين محل، چشمه‌هاي آب از داخل سنگها در جريان است. برروي قسمتي از تپه سنگي اين منطقه، سه سنگ نوشته به زبان فارسي كه بر روي آن شرح لشكر كشي بختياري‌ها به فرماندهي سردار اسعد به تهران و نقش آن‌ها در انقلاب مشروطه ثبت شده است، ديده مي‌شود. غاري نيز در اين محل وجود دارد كه به علت فرو ريختگي سقف، ورود به آن ممكن نيست.

تاريخچه شهر نيشابور

اين شهر درسال 31 هجري و در زمان خلافت عثمان فتح شد و در دوره اسلامي، يكي از چهار شهر بزرگ خراسان بوده است. وسعت و عظمت اين شهر در حدي بوده است كه آن را ”ام البلاد“ مي خوانده اند. در اوايل دوره اسلامي، وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه شهرتي جهاني يافت. به همين سبب نيز برروي سكه هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي شد، نام اين شهر نيز ديده مي شود. نيشابور در زمان غزنويان و سلجوقيان از شهرهاي مهم و معتبر خراسان محسوب مي شد. اين شهر كه يكي از مراكز تمدن و هنر ايران و خراسان است و شاعران و انديشمندان بسياري را درخود پرورانده است، در مسير جاده ابريشم قرار داشته و اكتشافات باستان شناختي قابل توجهي در آن صورت گرفته است. نيشابور هم اكنون شهري بزرگ و آباد است و آثار ديدني بسياري دارد.

 

مراکز تاريخي و باستاني

آرامگاه نظام الملك بكروي

اين آرامگاه در كدكن نيشابور واقع است. اين شهر، چندين مسجد دارد كه قديمي ترين آن ها روي تپه اي در محله بالاي شهر ساخته شده است . اين بنا از آثار معماري قبل از دوره ایلخاني مي باشد.

 

آرامگاه حكيم عمر خيام

يكي از ديدني ترين باغ هاي ايراني، باغي است كه بناي آرامگاه حكيم عمر خيام، در ميان آن قرار گرفته است. اين باغ به خود وي تعلق داشته است. حكيم ابوالفتح عمربن ابراهيم، مشهور به خيام نيشابوري، فيلسوف، رياضي دان، منجم و شاعر ايراني، در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هـ .ق مي زيسته است؛ و احتمالاً بين سالهاي 530- 506 هـ .ق وفات يافته است. آرامگاه اين فيلسوف، در شرق آرامگاه امام زاده محمد محروف و ابراهيم قرار دارد.

 

آرامگاه شيخ عطار نيشابوري

فريدالدين ابوحامد محمدبن ابوبكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري، شاعر و عارف نامي ايران در حدود سال 540 متولد شد. در 618 هـ .ق  جهان را بدرود گفت. مقبره عطار نيشابوري در فاصله 6 كيلومتري شرق نيشابور، در نزديكي امامزاده محروق و آرامگاه خيام واقع گرديده است. ساختمان قديمي مقبره، از آثار امير علي شير نوابي و دوره سلطان حسين بايقرا است كه در كتاب تذكره دولت شاه، ذكري از آن رفته است. اكنون از بناي اميرعلي شير نوابي كه دولت شاه بدان اشاره كرده است، جز سنگ ميله بالا سر قبر كه تاريخ بنايش ظاهراً 891 هـ .ق بوده چيزي باقي نمانده است.

 

آرامگاه فضل بن شاذان

اين بنا در آبادي فضل در حومه نيشابور قرار دارد و تمامي آن از آجر ساخته شده و در نماي خارجي آن هيچ گونه تزئيني به كار نرفته است. گنبد فراز بقعه داراي پوششي از كاشي است. بناي آرامگاه به طور مكرر مرمت شده است و نشاني از آثار قديمي در آن ديده نمي شود. ابومحمد فضل بن شاذان، از مشايخ بزرگ علم حديث در نيمه اول قرن سوم و فقيه متكلم شيعي است.

 

آرامگاه كمال الملك

در باغ شيخ عطار نيشابوري، مقبره محمد غفاري ميرزا بزرگ كاشاني ملقب به كمال الملك از مفاخر نقاشي ايران قرار گرفته است. اين بنا با سبك جديد و به صورت مشبك با شش ايوان 1341 برروي مقبره كمال الملك ساخته شده است. اين مقبره در شهر نيشابور واقع شده است.

 

آتشكده نيشابور

در شهرستان نيشابور آتشكده اي قديمي قرار دارد كه به دوره پيش از اسلام مربوط است.

 

جاذبه هاي طبيعي

چشمه گرماب طاقانكوه

چشمه معدني گرماب طاقانكوه، در فاصله 8 كيلومتري جنوب جاده سبزوار به نيشابور، و 44 كيلومتري نيشابور واقع شده است. اطراف چشمه از رسوبات آبرفتي دوره چهارم پوشيده شده است. آب چشمه فوق از دسته آب هاي كلروره سولفاته سديك مي باشد.

 

چشمه خم تركان

چشمه خم تركان واقع در قدمگاه نيشابور به فاصله 131 كيلومتري مشهد از زمين مي جوشد. اطراف مظهر چشمه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم پوشانده است.

 

اماکن زيارتي و مذهبي

امامزاده محمد محروق

اين امامزاده با گنبد كاشي كاري و ايوان هاي بلند در وسط باغ مشجري قرار گرفته است و از ابنيه زيباي قرن دهم به شمار مي رود. درزير گنبد، قبر امامزاده محمد محروق واقع شده است. كتيبه كاشي معرق ايوان و صندوق منبت و در ورودي حرم از زمان شاه طهماسب اول (قرن دهم هجري) است. در اين بقعه، يكي از اولادان حضرت موسي بن جعفر (ع) نيز مدفون است.

 

بقعه قدمگاه

اين بقعه، بناي زيبايي است كه از قرن يازدهم هجري قمري به يادگار مانده است. اين بقعه كه به صورت هشت گوش با ايوان هاي بلند و طاق نماهاي دوطبقه، مزين به كاشي هاي خشت هفت رنگ و قطار گچ بري است، در وسط باغ بزرگي در روستاي قدمگاه قرار گرفته است. از كتيبه تاريخ آن چنين استنباط مي شود كه بنا، به امر شاه سليمان، و در سال 1091 هـ .ق ساخته شده است .

آبادان

تاريخچه‌ شهر آبادان

آبادان نام بندر و جزيره دلتا مانندي است كه در گذشته «عبادان» نام داشته است. ياقوت حموي جزيره بزرگ را كه بين دو رود يعني اروندرود و كارون واقع شده «ميان رود» نام داده است. ناصر خسرو قبادياني نيز در سال چهارصد و سي و هشت ه‍-ق آبادان را ديده و آن را توصيف كرده است. در اواخر قرن سيزدهم هجري قمري آبادان به واسطه وجود صنعت نفت رونق و گسترش يافت. در سال 1909 ميلادي شركت نفت به دنبال عمليات استخراج نفت در خوزستان پالايشگاه و تصفيه‌خانه‌هاي عظيمي در آبادان ايجاد كرد. پس از ايجاد پالايشگاه اهميت اقتصادي، سياسي و بين‌المللي اين جزيره افزايش يافت. در زمان سلطنت رضاشاه پهلوي نام عبادان به آبادان تغيير يافت. شهر آبادان قبل از حمله‌ عراق به ايران در سال هزار و سيصد و پنجاه و نه خورشيدي از شهرهاي بسيار باشكوه و آباد ايران بشمار مي‌رفت. در حال حاضر كار بازسازي و نوسازي اين شهر به اتمام رسيده است.

تاريخچه شهر شوشتر

شوشتر از شهرستانهای استان خوزستان و از طرف مشرق به مسجد سلیمان و از طرف مغرب به دزفول و شوش واز طرف جنوب به اهواز و ازطرف شمال به دزفول و کوههای بختیاری محدوداست.این شهرازقرن ششم هجری که اهواز رو به انحطاط رفت مرکزخوزستان شد و تا اواخر دورهٔ قاجاریه مرکزیت خود را حفظ کرد. دژ سلاسل که در شوشتر واقع بود، در آن زمان مرکز والی خوزستان بود

 



معنای کلمه شوشتر

به گفته برخی کلمهٔ «شوشتر» صفت تفصیلی از«شوش» یعنی «شوش» به علاوه«تر» می‌باشد و شوش به معنی خوب و شوشتر به معنی خوبتر است.

[ویرایش] شوشتر پیش از اسلام

پس از طوفان نوح مردم شوشتر در کپرها که از چوب و نی ساخته شده بود زندگی می‌کردند و بعضی درغارها و جنگلها مسکن می‌نمودند.آنها در رنج و تعصببه سر می‌بردند و«هوشنگ پیشدادی» فرمان داد که مردم خانه بسازند و خانه‌ها را نزدیک به هم بسازند. حصاری به دورخانه‌ها بکشند و چون مردم درمساکن خودقرارگرفتند و از زحمت گرما و سرما و باد و باران اسوده دل گشتند از اسیب سباع و حیوانات وحشی رهایی پیدانمودند این وضع ایشان را بسیارخوش امد و آن شهررا شوش گفتند که به لغت قدیمییعنی «خوب».بعد از ان در محل شوشتر فعلی وضع برای زندگی خوبتر و مناسبتر بود و درآنجا شهر دیگری ساختند چون این محل ازشوش خوبتر وبهتر بود انجا را شوشتر نامیدند به زبان تازی شوشتر را «تستر» گویند. باروی شوشتر باروی اول شهری است که بعد ازطوفان نوح بناشده‌است و بعضی تستر را نام شخصی دانسته‌اند که شوشتر را فتح نمود.البته این موضوع صحت چندانی ندارد.انچه را که از«تذکره شوشتر» نقل کردیم چه صحیح بدانیم و چه غلط، خود دلیلی است برقدمت شهر شوشتر.

[ویرایش] شوشتر پس از اسلام

گذشته از اینکه شوشتر پیش از اسلام یکی از شهرهای مهم و حتی در اکثر موارد به‌عنوان مرکز ایالت خوزستان و حتی پایتخت ایران بوده‌است، پس از ورود اسلام به ایران و فتح این شهر توسط مسلمین نیز اهمیت خود را حفظ کرد و در ردیف مهم‌ترین شهرهای ایران قرار گرفت و از آن پس بیش از سیزده قرن مرکزیت خود را حفظ نمود تا اینکه در ابتدای حکومت پهلوی مرکزیت خوزستان از شوشتر به اهواز انتقال یافت. ذکر این نکته نیز لازم است که اگرچه مراکز ایالات همواره از اهمیت خاصی برخوردارند و به لحاظ این جایگاه توجه بیشتری جهت آبادانی آنها صورت می‌پذیرد اما در این خصوص مرکزیت شوشتر همواره از این مزیت بی بهره بوده و نتیجه معکوس داشته‌است و به این خاطر است که مرکز استان خوزستان، یکی از استراتژیک ترین استان‌های کشور بوده و بنادر متعددی نیز داشته از جمله خود شوشتر که شهر بندری بوده و تا یکصد سال پیش در رود کارون تا شوشتر کشتیرانی رواج داشته‌است. همچنین محل ارتباط بین ایران و اعراب بوده که این خصوصیت‌ها باعث می‌شده تا همیشه شوشتر در کشمکش بین حکومت‌ها، گروه‌ها و قبائل مختلف باشد و هر چند ساله یکبار به این شهر هجوم آورند.

[ویرایش] شوشتر از دیدگاه تاریخ‌نویسان

حمدالله مستوفی دربارهٔ شهر شوشتر چنین گفته‌است: «اول ان را هوشنگ پیشدادی ساخت وخراب شد. اردشیر بابکان تجدید عمارات کردوشکلش برمثال اسب ساخت.»درزمان شاپور ساسانی|شاپور]] اسیران رومی روی رود کارون سدی بستند و جوی «دشتاباد» که مدارولایت تستربران است به سبب ان بندجاری شد.دوران شهرپانصدگام است وچهاردروازه داردوهوایش به غایت گرم است. زمینش برای کشاورزی بسیارمناسب است وغله وپنبه ونیشکردرانجابه خوبی به عمل می‌ایدومردم انجانیکواعتقادوسلیم طبع وبه خود مشغول ودرایشان هیچ فتنه وفضولی نبود.دیبای شوشترمعروف بودوان رابه همهٔ نواحی دنیامی بردند.حتی پرده کعبه وبیت الحرام ازدیبای شوشترتهیه می‌شدوگویاپردههای قصرخلفای عباسی نیزازشوشتربرده می‌شد.«مقدسی» می‌گوید «بافندگان ماهرپنبه ودیبادران بسیارند.ازهمه شهرهابرتراست.اضدادرادرخودجمع ونزدجهانیان شهرت دارد.باغهایش پرازاترج وانارخوب وانگوروگلابی عالی وخرمامی باشد. بهشت خوزستان است.دیبای ان به مصروشام می‌برند.مردمش باخوشی می‌گذرانند.ازمیوه ودیگرخیراتش که مپرس.مراخوش امدوان راپسندید م.درتابستان ابی سردداردکه درکاریزدرزیرزمین روان است.پلی درازدرسمت جندیشاپورباقایقهاساخته اندوجزان راه ندارد.برسرپل گردشگاهی هست وگازران در آنجایند» در«تقویم البلدان» به نقل از«اللباب»و«العزیزی»امده است"تسترشهری است ازکورهٔ اهوازازخوزستان. تستردروسط بلاداست ودرهمهٔ بلاداهواز حدود و ثغوری جز در تستر نیست.چنانکه قبایل را در هر یک جای معینی است.هیچ شهری قدیمی تر از تستر نیست.

 

 


سلطنت یزدگرد سوم مقارن با آغاز خلافت ابوبکر، نخستین خلیفة اسلام بود. در زمان او اعراب که قومی بادیه نشین بودند، در زیر رایت اسلام متحد شدند و به فرمان ابوبکر نخستین خلیفة راشدین به ایران هجوم آورده و ایرانیان را به دین اسلام فرا خواندند. چون دولت ایران از پذیرفتن دین اسلام سر باز زد، اعراب مسلمان به طرف ایران سرازیر شدند و جنگهای ایران و عرب از سال ۶۳۳تا۶۴۳ میلادی بطول انجامید که مهم‌ترین آنها: جنگ قادسیه، جلولاء و نهاوند است.

جنگ قادسیه در رمضان ۱۴هجری مطابق با ۶۳۶ میلادی در محلی به نام قادسیه در پانزده فرسنگی شهر کوفه روی داد. سردار ایران رستم فرخزاد بود که ایران سپهبد یعنی فرمانده کل قوای ایران لقب داشت. سردار لشکر عرب سعدبن ابی وقاض از اصحاب رسول الله بود.

جنگ مدت چهار روز به طول انجامید. رستم فرخزاد بر اثر حادثه‌ای مجروح شد و به دست عربی به نام هلال بن علقمه به قتل رسید و درفش معروف کاویان که نشانة فتح و پیروزی ایران در جنگها بود به دست عربها افتاد. اعراب بر اثر این فتح سراسر خاک عراق فعلی رابه تصرف در آورند و در سال ۱۵ هجری تیسفون پایتخت امپراتوری ساسانی را بدون هیچ مقاومتی تسخیر کردند وبه غارت آن شهر تاریخی پرداختند.

یزد گرد پس از فرار از پایتخت به حلوان در محل قزل رباط کنونی که محل استواری در کوههای زاگرس بود، عقب نشست وقریب صد هزار لشکر فراهم آورد. مدت هشتاد روز سپاه ایران به سرداری مهران در برابر اعراب ایستادگی کرد. سرانجام مهران نیز کشته شد و لشکر عرب در این جنگ هم پیروز گردید. این نبرد که به جنگ جلولاء معروف شد، در سال ۱۶ مقارن با ۶۳۸ میلادی روی داد و پس از این شکست بود که یزدگرد به ری گریخت.

جنگ نهاوند، آخرین جنگ مهمی بود که در سال ۲۱ هجری مقارن با ۶۴۲ میلادی در حوالی شهر نهاوند با اعراب روی داد. در این جنگ نیز ایرانیان شکست خوردند و نتیجه آن برای اعراب بقدری درخشان بود که این جنگ را فتح الفتوح نامیدند

در زمان ایلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشته است اوکسین احتمالا تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است . در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده می شود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام برده است . خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلام شکرستان در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده است .
 در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید . اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دوشهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف . در زمان ساسانیان بوی در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خدا آفرین هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد .
 کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری مزارع و نخلستانها و در نهایت سر سبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارونجدا می شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می کرد و آن را به دو بخش تقسیم می کرد : بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان( گرگر ) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود .
حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می گفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود ( حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و 30 متری و باغ معین و خیابان24 متری ) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد .
 در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمربن الخطاب در سال 17 هجری قمری فتح شد .
 در اثر این حمله بخش اشرافی نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده می شد . در زمان آل بویه اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت . در قرن 4 هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت .
 اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفته است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره ای که در میان کارون به نام رجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد . یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند : اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می شد .
 شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی بطرف شکاره کنونی می رفت . لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان 30 متری به معنی آب باره و محب عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره است

تاريخچه شهر شيراز

 

¤¤ شيراز، نامي خيال انگيز
در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.
در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.
علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.
آخرين كلام اين كه در اشعاري از شاهنامه فردوسي، استاد حماسه سراي طوسي، به مناسبت هايي از شيراز ياد شده، مثلاً راجع به شيراز در عهد كيانيان آمده است:

دوهفته در اين نيز بخشيد مرد

سوم هفته آهنگ شيراز كرد

هيونان فرستاد چندي ز ري

سوي پارس، نزديك كاوس كي

و در مورد شيراز، در روزگار اشكانيان، چنين مطالبي ذكر شده است:

چو بنشست بهرام زاشكانيان

ببخشيد گنجي به ارزانيان

... ورا بود شيراز تا اصفهان

كه داننده اي خواندش مرزمهان

و بالاخره اينكه در عهد پيروز و قباد ساساني، سپهبد ايران، "سوفراي" از اهالي شهر شيراز بود

... بدان كار شايسته شه "سوفراي"

يكي پايه ور بود و پاكيزه راي

جهان ديده از شهر شيراز بود

سپهبد دل و گردن افراز بود

استخري در كتاب مسالك و ممالك كه در نيمه اول قرن چهارم هجري تأليف شده است، راجع به آثار و بقاياي فرهنگي قبل از اسلام، در شيراز مي گويد:
شيراز قلعه اي به نام شاه موبد دارد. وي همچنين از دو آتشكده به نام هاي كارستان و هرمز در آن سرزمين ياد مي كند.
باري در مجموع گفتار استخري كه شيراز سيزده ناحيه (طسوج) دارد كه در هر كدام از آنها قراء و كشتزارهايي موجود است كه متصل به هم قرار گرفته اند. و نيز نظر ابن بلخي كه در روزگار ملوك فرس، شيراز ناحيتي بود و حصاري چند بر زمين، مي تواند روشنگر قدمت شيراز، به عنوان يك سرزمين مسكون آباد (و نه يك شهر بزرگ) باشد... .



ارسال توسط گنج بزرگ

گنج امامزاده ها

بار اصلی که خرج امازاده بود در زیر کفش کن در متراژ ۷۰ سانتی قرار میگرفت و بعضی از مردم هم نذر خودشونو به خادم امامزاده میدادن و خادم هم آنهارو جمع میکرد یک سریع رو خرج امام زاده میکرد اضافیشو در پشت امازاده به صورت تل در زیز زمین دفن میکرد که...

همانطور که مشاهده میکنید ما در ایران بیشتر از تعداد خانه های مسکن مهر. امامزاده داریم البته همه این امزاده ها امامزاده واقعی نیستن یک سریع از آنها که قدمت بالاتری دارن و به صورت برج مانند رو دارند آتشکده بودند که با حمله عراب به ایران و با وارد شدن دین اسلام به ایران تغییر کاربری دادند و آنجارو تبدیل به امازاده کردند و یک سریع دیگر واقعا امامزاده واقعی هستند فعلا بحث ما در باره امامزاده هست . چون مردم ایران به سختی دین اسلام رو پذیرفتن بنابراین بعد از اینکه اسلام وارد ایران شد هنوز هم جنگ های داخلی با ایرانیان داشتند مخصوصا در شمال ایران. مازنداران  وبرای همینه که تو مازندران بیشتر امامزاده داره و در آن زمان بیشتر یاران پیامبر رو اقوامش تشکیل میداد چون در آن زمان عراب ۹۰ درصد ازدواج هایشان ازدواج فامیلی بود رو این حساب بود که وقتی به ایران میامدند و بین آنها و ایرانیانی که هنوز اسلام را نپذیرفته بودن جنگ در میگرفت و چون ایرانیان از اندامی تنومند و قوی برخوردار بودند به راحتی آنها را  شکست میدادند و میکشتند و یاران پیامبر هم قادر نبودن جنازه هارو با خود حمل کنن همانجا آنهارو دفن میکردن و با گذشت زمان که مردم کاملا به اسلام روی آوردند کم کم قبر آنها رو به عنوان شخصی که از جانب پیامبر و فرستاده خدا بود را تبدیل به امامزاده میکردند . خوب تا اینجا درباره ساخت امزاده ها بود حالا میریم سر اصل مطلب میدونید که مردم ایران وقتی که به دینی روی میارند حاضرند به خاطر اعتقاداتشان جونشون هم فدا کنند در کل منظورم اعتقادات مردم رو میگم رو این حساب شخصی نذرو نیاز میکرد مثلا مریضش درمان شه  … میامد تعدادی سکه و هدایا نظر میکرد و آن را در امازاده مخفی میکرد مخصوصا در سقف امازاده این یک نمونه است حالا خود شخصی که دفن بود هم با لباس و تجهیزات جنگی دفن میشد.

ولی بار اصلی که خرج امازاده بود در زیر کفش کن در متراژ ۷۰ سانتی قرار میگرفت و بعضی از مردم هم نذر خودشونو به خادم امامزاده میدادن و خادم هم آنهارو جمع میکرد یک سریع رو خرج امام زاده میکرد اضافیشو در پشت امازاده به صورت تل در زیز زمین دفن میکرد که اکثر امازاده ها رو برید ببینید داخلحیاط امامزاده به صورت تل وجود دارد و یا حتی خود امازاده رو دستکاری کردن و روی خود تل بناش کردن

((من هیچ گونه وظیفه ای درباره ی حفار ی های غیر قانونی ندارم))




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی و کاوش دفینه با عقاب یا باز

پرندگان شکاری ، نماد قدرت و سرعت بوده اند. بر روی پول (مال،جنس: که امروزه ما دفینه می گوییم) نیز چنین رویکردی حاکم بوده است. علامت حیوانات شکاری مبین جنس زیادی هستند. احتمالا دفینه یک سپهسالار لشکری یا سلطانی فاتح بوده است. اگر بر روی سر پادشاه علامت صلیب باشد ، به احتمال قوی جنس متعلق به دوره روم – بیزانس است. درست در زیر علامت یا نزدکترین جا به قسمت پایین ، امانت (مژده) وجود دارد
اگر بالهای عقاب باز باشد ، دفینه ای است که به یادبود شخص مرده و بعد از مرگ وی گذاشته اند....

باز یا شاهین پرنده ای شکاری بوده و چشمان تیزبینی دارد. شکار خود را در میان چنگالهایش نگه می دارد. به احتمال زیاد ، این علامت به دفینه راهزنان یا به غنایم و… جنگی اشاره دارد. به طور کلی ، دفینه آن در مکان بسته و پلمپ شده ای قرار دارد. جهت نگاه شاهین حائز اهمیت است. همانطوریکه شاهین یا باز ، شکار خود را می خورند ،ما نیز بایستی بدانگونه در جستجوی دفینه باشیم. منظورم این است که زیر یا قسمت تحتانی پاهایش را بررسی کنید. اگر به نتیجه ای نرسیدیم ، در جهت نگاه عقاب به جستجو می پردازیم. این علامت مطلقا نشانه دفینه است. در عین حال نباید تله ها را نادیده بگیریم

 اگر بر روی سر عقاب ، علامت صلیب (خاج) باشد ، به دفینه بیزانس (روم) اشاره داشته و شاید آرامگاه یک شاه باشد
 اگر بالهای عقاب باز باشد ، آرامگاهی است که به یادبود شخص مرده ساخته شده و دارای هدایای گرانبهایی است. اگر مقبره متعلق به شخص صاحب قدرتی باشد ، وسایل شخصی وی نیز در دسترس خواهد بود. اما با ذکر این مطالب ممکن است قبر، خالی نیز باشد
اگر بالهایش بسته بوده وبه صورت نشسته باشد ، دفینه آن داخل یک غار بسته و پلمپ شده است
جایی که نماد عقاب باشد ، احتمال دارد دفینه آن داخل سنگ باشد
 سنگ زیرپاهای عقاب حائز اهمیت است
 با توجه به محیط پیرامون علامت عقاب ، سنگهایی با فرم وشکل متفاوت را مورد بررسی قرار دهید
مسیر وجهت نگاه و دم عقاب را جستجو کنید
 صلیب(خاج) موجود در روی سر عقاب به معنی سوگند یا تایید است
 عقاب کنده کاری شده اصولا معنی و مفهوم دار نمی باشد
احتمال دارد نشانه مار هم به عنوان علامت دوم موجود باشد
نظریه متفاوت: 
در هر دوره ای از تاریخ ، پرندگان شکاری ، نماد قدرت و سرعت بوده اند. بر روی پول (مال،جنس: که امروزه ما دفینه می گوییم) نیز چنین رویکردی حاکم بوده است. علامت حیوانات شکاری مبین جنس زیادی هستند. احتمالا دفینه یک سپهسالار لشکری یا سلطانی فاتح بوده است. اگر بر روی سر پادشاه علامت صلیب باشد ، به احتمال قوی جنس متعلق به دوره روم – بیزانس است. درست در زیر علامت یا نزدکترین جا به قسمت پایین ، امانت (مژده) وجود دارد
اگر بالهای عقاب باز باشد ، دفینه ای است که به یادبود شخص مرده و بعد از مرگ وی گذاشته اند. این محل مقبره نیست ، اما شمشیر  ماسک ، کلاه خود و به همراه آنها پول (سکه) نیز موجود است. پرندگان شکاری حتما دارای سکه مژده (سرباری) هستند. اگرعقاب در حال نگاه کردن به بالا باشد، اکثر اوقات مژده آن در زیر جنس (دفینه ) است. اگر عقاب نشسته با بالهای بسته در مکان بسته ای باشد ، جنس در داخل همان مکان می باشد.اگر در زمینهای باز، عقاب به حصورت حکاکی شده باشد(برجسته نباشد)، حتما در امتداد پشت عقاب در جستجوی یک سنگ باشید. این سنگی که شما در پی آن هستید از هر حیثی متفاوت وجالب توجه است. بار در زیر سنگ بوده و فقط یک نقاشی از پرنده شکاری در یک منطقه صخره ای وجود دارد. اگر چیز خاصی دیده نشود ، امکان دارد روبروی آن یک سنگ ثابت قرار داشته و باید پایین آنرا حفر کنید. با این حال ، معمولا در اینگونه جاها ، سنگ علامت دار خواهد بود. علامت را باید بررسی و اندازه گیری کنید. همچنین بخشی از سنگ به کار رفته در سر و منقار پرنده ، جالب است. این یک علامت بوده وبار آن در جهت پشت عقاب در یک منطقه صخره ای وجود دارد
یک نظر متفاوت دیگر : 
علامت عقاب در روی دلار آمریکا نقش بسته است.از آنجایی که 33 پر در بال عقاب (دلار آمریکا) دیده میشود ، مبین بالاترین طبقه فراماسونری است.اگر از منظر اقتصادی به مفهوم علامت عقاب(دلار آمریکا) بنگریم ، به مفهوم امپریالیسم و تسلط بر جهان بیان میشود




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی با نشانه لاک پشت

سر لاک پشت جهت را نشان می دهد پاها و دم نیز می تواند جهت را نشان بدهد. در حالتی که لاک پشت سرش به سمت آب قرار داشت باید به سمت دم و پاها نگاه کرد و دفینه آن یا درست در زیر دم لاک پشت است یا 13 الی 15 قدم پشت لاک پشت یک تل خاکی (برجستگی کوچک خاکی)  باید وجود داشته باشد...

وجود لاک پشت در جایی میتواند چند حالت داشته باشد. در بیشتر مواقع لاک پشت در نزدیکی یک آب قرار دارد چنانچه پشت آن رودخانه قرار داشت ، جهتی را که لاک پشت نگاه می کند در آن مسیر دنبال سنگی بگردید که رنگ یا شکل سنگ با بقیه فرق داشته باشد زیر این سنگ را بررسی نمایید .لازم است به علائم پشت لاک پشت هم دقت کافی بکنید. همانگونه که سر لاک پشت جهت را نشان می دهد پاها و دم نیز می تواند جهت را نشان بدهد. در حالتی که لاک پشت سرش به سمت آب قرار داشت باید به سمت دم و پاها نگاه کرد و دفینه آن یا درست در زیر دم لاک پشت است یا 13 الی 15 قدم پشت لاک پشت یک تل خاکی (برجستگی کوچک خاکی)  باید وجود داشته باشد. این نوع گنجینه ها در عمق کم می باشند . اینجا باید یک چیزی را بدانید که هر کجا علامت لاک پشت باشد به احتمال زیاد در آن مکان تونل و یا غار طولانی باید وجود داشته باشد و در این حالت دفینه دارای ساروج می باشد




ارسال توسط گنج بزرگ