موکل در گنج یابی و حفاری
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ
موکل در گنج یابی و حفاری
 

دوستان گرامی و با شعور  چیزی بنام موکل ساخته و پرداخته یکسری آدم کم سواد و تهی از خرد هست و وجود خارجی ندارد.رمالها یا همون کلاهبردارها برای اینکه مردم رو سرکیسه کنند می گفتند که ما موکل داریم و از همه چیز آگاهییم.خود را رابط بین خود و خدا قرار میدهند.دوستان گرامی موکل وجود ندارد و کسی جز خدا از غیب نمیداند و هر کس که ادعا میکند از غیب میداند شیاد و کلاهبرداری بیش نیست.متاسفانه مسئله موکل وارد بحث گنج یابی شده و فرصتی است برای سرکیسه کردن مردم نا آگاه.من خیلی با اینجور افراد برخورد کرده ام و بهشان ثابت کرده ام که دروغگو و کلاهبرداری بیش نیستند.اینجور افراد ادعا میکنند که مسلمان دو آتشه هستند و علم غیب دارند به طوری که زیر زمین را میبینند.اگر اینطور است پس دستگاه برای چی اختراع شد؟دوستان گرامی خود حضرت محمد(ص) چنین ادعایی نداشت که این رمالها دارند.

با دقت در آیات مختلف قرآن به خوبی روشن می شود که دو دسته آیه در زمینه علم غیب وجود دارد نخست آیاتی که علم غیب را مخصوص خدا معرفی کرده و از غیر او نفی می نماید، مانند آیه 59 انعام: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ»؛ کلیدهای غیب نزد خدا است که جز او کسی آنها را نمی داند، و آیه 65 «نمل قُلْ لا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ»؛ بگو هیچیک از کسانی که در آسمانها و زمین هستند غیب را نمی دانند، جز خدا.
و مانند آنچه درباره پیامبر (ص) در آیه 50 سوره انعام آمده است: «قُلْ لا أَقُولُ لَکُمْ عِنْدِی خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَیْبَ»؛ بگو من به شما نمی گویم خزائن خداوند نزد من است، و من غیب را نمی دانم و در آیه 188 اعراف می خوانیم: «وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ»؛ اگر من غیب را می دانستم خیر فراوانی برای خود فراهم می نمودم و بالآخره در آیه 20 یونس می خوانیم: «فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ»؛ بگو غیب مخصوص خدا است و امثال این آیات.

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

 

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.




ارسال توسط گنج بزرگ
موکل در گنج یابی و حفاری دفینه



تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.
تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.
نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.
هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.
اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.
حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.
دومین مطلب در مورد موکل.
ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتیموکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.
با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.
اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.
شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.
گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید.
هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.
پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک بار با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندگی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، پوسید و گذاشت کنار.
اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.
هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد.
آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.
اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.
کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.
نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.
کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.




ارسال توسط گنج بزرگ

موکل در گنج یابی و حفاری دفینه

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید....

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.
اون پیر دروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.
کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.
روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟
تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.
تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.
نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.
هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.
اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.
حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.
دومین مطلب در مورد موکل.
ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتیموکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.
با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.
اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.
شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.
گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید.
هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.
پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک بار با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندگی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، پوسید و گذاشت کنار.
اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.
هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد.
آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.
اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.
کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.
نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.
کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های ( چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.




ارسال توسط گنج بزرگ

علامت و نماد گاو در گنج یابی

نماد گاو یکی از شبهه برانگیز ترین نماد های حیوانی است . اکثر نمادهایی که منسوب به گاو هستند نشانگر مکان مذهبی هستند . گاو از دیر باز مقدس و دارای تقدس خاصی بوده است . برای درک بهتر موضوع ، برخی تمدن هایی که در منطقه ایران بوده و گاو را حیوانی مقدس میشمردند نام برده خواهد شد .

همانطور که میدانید هندیان ، تیره ای از آریاییان بودند که در دوره ای ، از قبایل آریایی جدا شده و به سمت هند کنونی مهاجرت کردند . نام این قبایل نیز که هند و اروپایی نامیده می شوند گویای همین موضوع است . گاو در نزد بوداییان و برخی قبایل هندو ، هنوز هم مقدس شمرده می شود . ایشان ، آیین و سنن مشترکی با قبایل بدوی آریایی داشته اند .

در مصر نیز گاو دارای تقدس بوده و محترم شمرده می شده است . گاوهای آپیس ، دارای مقبره و عبادت گاه بوده اند . حتما داستان کمبوجیه هخامنشی و زخمی کردن گاو آپیس را شنیده اید که بنا به نسخه های باستانی ، کمبوجیه به علت تعرض به گاو آپیس ، دچار جنون گشت البته این موضوع صحت ندارد ولی به طور کل ، تقدس گاو را گوشزد می کند .

در خصوص تقدس گاو هر چه گفته شود کم است . در داستان های اساطیری ایران ، فریدون ، تحت حمایت یک گاو بزرگ شد و از شیر آن تغذیه کرد و بعد ها که شخصی آن گاو را کشت فریدون او را سخت مجازات کرد . طبق افسانه های سومری و میان رودان ، گیل گمش در 2400 سال پیش از میلاد با گاو بالدار مبارزه کرد و بعد از پیروزی بر گاو بالدار ، قدرت خویش را بر عموم یاد آور گشت .

هموطنان زرتشتی ما در باستان برای غسل میت از ادرار گاو استفاده می کردند.

در قرآن مجید ، خداوند به قوم یهود دستور داد که زیباترین گاو خود را قربانی کنند و یا زمانی که حضرت موسی برای دریافت فرامین خداوند ( ده فرمان ) رهسپار شده بود سامری ، به وسیله طلاهای قوم یهود گوساله ای را برای پرستش ساخته بود .

همه این داستان های اساطیری ، نشان از تقدس گاو دارد .

در فرهنگ ایرانیان و همچنین بین النهرین ، گاو نماد بزرگی ، قدرت ، برکت و روزی و همچنین رستگاری است .

این نماد ( مخصوصا در غرب کشور ) بر روی مزار ها و سنگ قبر ها و عبادتگاه ها ، به وفور دیده می شود که نشان از تقدس فرد مدفون و یا نشانگر وجود عبادت گاه ، هرچند کوچک و محلی است . در خصوص وجود هدیه گاو ، یکی دو مورد هست که بیان می شود .

اگر دو گاو یا گوساله بر روی سنگ های ثابت و روبروی هم وجود داشته باشد به طوری که بین این دو گاو ، کمتر از سه متر فاصله باشد وجود دفینه محتمل است . بدون شک در راستای دید گاو حتی اگر فقط یک گاو تنها باشد در فاصله کم ، وجود قبر یا مزار فرد روحانی صددرصد است . اگر تندیس گاو یا سر گاو در ابعاد تقریبا واقعی باشد در جهت دید گاو باید تلی از خاک ببینید و یا صخره ای ثابت . آن نشانه آخر شماست . دفینه گاو در عمق زمین نیست و معمولا با کمی کاوش به آن خواهید رسید . اگر نماد گاو بالدار باشد نشان فره وش قدرتمند است در جهت دید گاو و فاصله دو سه متری با مزار فره وشی روبرو خواهید شد .

نماد گاو در ارتفاع بلند ، یا سردیس گاو بر روی ستون یا جای بلند ، نشانگر وجود مکان مذهبی است و این نماد نشانه دفینه نیست ولی از آنجا که ، اهالی باستان ( به مانندهم اینک و مردم همین زمانه ) علاقمند بودند که در کنار مکان های مذهبی و یا افراد مذهبی به خاک سپرده شوند ، می تواند کلید و راهگشا باشد زیرا در نزدیکی این نشان ، بدون شک با قبور بزرگان و نجیب زادگان روبرو خواهید شد




ارسال توسط گنج بزرگ
معماری ساده یک تپه باستانی در گنج یابی
شناخت مسیر های گمراه کننده در تپه نیز باید مد نظر قرار گیرد . چرا که در این موارد خیلی از مسیرها گمراه کننده هستند و یک نوع تله فیزیکی محسوب می شوند . از تله های دیگر که در تونل تپه ها مورد استفاده قرار می گیرد مخصوصا در نزدیک ترین جا به درب سنگی سفید خانه یا خزانه تله سقوط در داخل چاه و یا استفاده از شنهای روان می باشد که بسیار مهم هست تا این تله ها را شناسایی و خنثی کنید ....

تپه ها دارای معماری گونا گون هستند که در گذشته از آن برای دفن گنج و یا تدفین پادشاهان و شاهزاده گان و سرداران استفاده می کردند. اطلاع از معماری تپه ها می تواند نقش تععین کننده ایی در حفاری و دستیابی به دفینه تپه ها داشته باشد.در ذیل نمونه از یک معماری ساده را نشان دادم . البته این نمونه برای اکثر تپه ها استفاده می شود فقط کمی اختلاف دارد. شناخت مسیر های گمراه کننده در تپه نیز باید مد نظر قرار گیرد . چرا که در این موارد خیلی از مسیرها گمراه کننده هستند و یک نوع تله فیزیکی محسوب می شوند . از تله های دیگر که در تونل تپه ها مورد استفاده قرار می گیرد مخصوصا در نزدیک ترین جا به درب سنگی سفید خانه یا خزانه تله سقوط در داخل چاه و یا استفاده از شنهای روان می باشد که بسیار مهم هست تا این تله ها را شناسایی و خنثی کنید . بنابراین شناسایی معماری تپه ها که در دوره ها و ادوار مختلف تاریخ متفاوت بوده است بسیار مهم است .

 

برای آگاهی و اطلاعات بیشتر و  تسلط در آثار شناسی و گنج یابی به کتاب و منابع باستان شناسی و گنج یابی از جمله ( گنج باستان - چشم طلایی) و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران مراجعه کنید این منابع اطلاعات علمی و باستان شناسی ارزشمندی درباره شیوه کاوش و حفاری در ایران به صورت اصولی می دهد برای تهیه کتاب می توانید از طریق لینک خرید که در داخل وبلاگ قرار دارد و یا بنرهای گنج یابی داخل وبلاگ و کلیک بر روی آنها وارد فروشگاه شده منابع را تهیه کنید....




ارسال توسط گنج بزرگ

نگاه متفاوت در گنج یابی

گنج یابی و کاوش دفینه رمز و رموز بسیاری دارد از تهیه ابزار آلات گنج یابی و جهت یابی و وسایل ضروری گنج و حفاری تا فلزیاب و ردیاب ، گرفته تا مطالعه منابع و کتب متعدد باستان شناسی و گنج یابی تا طلسم و اوراد و... افزون بر اینها نگاه منطقی به این مقوله مهم است باید در این مسیر با درایت و مطزالعه درست و قدم به قدم وارد شد و این کار میسر نمی شود مگر اینکه یک گنج یاب با شناخت کامل از توانایی و استعداد خودتان باشید.

دوستان اگر طالب موفقیت هستید ظرفیت و توانایی خود را بسنجید. دوستان بدنبال مال بزرگ نباشید.بگذارید صریح عرض کنم به جرات می توانم بگویم نود و هشت درصد از کسانیکه در این راه شکست می خورند در اول کار بدنبال مال بزرگ هستند.آقایان این کاربرخلاف تفکر خیلی ها که فکر می کنند باید یک شبه ره صد ساله رفت مانند دیگر کارهاست یعنی باید آرام آرام بالا رفت.برای موفقیت باید طرز فکر خود را تغییر داد به قول سهراب سپهری :

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید ...

شک نکنید تا در این راه واقع بین نباشید موفق نخواهید شد.

آقایان مبتدی اینقدر به دنبال خزانه ها نباشید بدنبال سفید خانه نباشید اینها همه رویاست...

به نظر این حقیر بزرگترین راز موفقیت در هر کاری و مخصوصا این کار پله پله بالا رفتن است.

چه بسا آدمهایی که با همین رویاها  تمام زندگی شان تباه گشت...

 


گنج .آموزش گنج.آموزش دفینه.  معماری. حفاری. گنج یابی. نگاه به گنج یابی. ابزار گنج . آلات دفینه. منابع گنج یابی . کتاب گنج.




ارسال توسط گنج بزرگ

موکل در گنج و دفینه یابی

شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.
..

موکل در حفاریبخونید تا تو حفاری گمراه نشوید....

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.
اون پیر دروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.
کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.
روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟
تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.
تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.
نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.
هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.
اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.
حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.
دومین مطلب در مورد موکل.
ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتی موکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.
با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.
اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.
شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.
گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید.
هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.
پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک بار با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندگی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، پوسید و گذاشت کنار.
اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.
هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد.
آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.
اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.
کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.
نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.
کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و دفینه شهرهای باستانی

در روستاي گوشه واقع در شمال غرب ياسوج ، بقعه ساده اي وجود دارد كه به اعتقاد مردم مدفن امام زاده قاسم است كه در 15 كيلومتري ياسوج به بابا ميدان و در كنار رودخانه در زير درخت بلوطي از نظر ناپديد شده است . نقطه اي را كه امام زاده قاسم در آن ناپديد شده  بلي هوشا  مينامند. بلي به معناي بلوط و هوشا به معني حصار بلوط است. مردم بومي سنگي كه گويا امام زاده قاسم بر روي آن خوابيده ، مقدس مي شمارند و به آن زيارت و رازو نياز می کنند...

 

تاريخچه شهر ياسوج

در دهانه انبری صخره های زاگرس بزرگ و بر دامنه دنای هميشه سفيد پر برف, در لابلای جنگلهای تنومند و سرسبز بلوط و بن و کيکم شهر ياسوج قرار گرفته است. اين شهر که نامِ  محلی آن ياسيج و مرکز استان کهگيلويه و بوير احمد است. در سال 1344 احداث گرديده و قبل از ايجاد شهر ياسوج در حدود شش کيلومتری جنوب شرقی آن شهرک قديمیِ تل خسرو, قرار داشته که زمانی مرکز طوايف باستانیِ بازرنگان بوده است و سابقه تاريخی آن متجاوز از دو هزار سال می باشد.  اين شهرک قديمی در سال 1309 دوباره بازسازی و در سال 1323 مجدداً متروکه گرديد که به جز تپه ای خاک از آن اثر ديگری باقی نمانده است. شهر نوپای ياسوج درکنار رودخانه بشار در آغوش تپه های متعدد در ارتفاع 1870 متری از سطح دريا قرار گرفته, اين شهر که در سال 1344 فقط دارای يک خيابان اصلی بود, امروزه از گسترش و توسعه زيادی برخودار می باشد.  در فصل زمستان برف زيادی در اين شهر مي بارد و اکثر نقاط و ارتفاعات اطراف آن برای مدتی طولانی پوشيده از برف باقی می ماند. که اين فرصت بسيار خوبی برای دوستداران ورزشهای کوهستانی بخصوص اسکی می باشد تا بخوبی از آن استفاده کنند.  شهر ياسوج تاکنون بالغ بر 18 کيلومتر وسعت يافته است, يکی از مهمترين دلايل اين توسعه مرکزيت اداری و سياسی اين شهر می باشد که از سال 1342 مرکز فرمانداری کل کهگيلويه و بوير احمد بوده و سپس در سال 1355 به مرکزيت کل استان ارتقاء يافته است.  

 

مراکز تاريخي و باستاني

تل خسروي

در نوشته هايي از  جغرافيای قديمی، از محل فعلي شهر ياسوج، با عنوان «تل خسروي» ياد شده است. اين تل كه امروزه «تل خسرو» ناميده ميشود، تپه اي در جنوب شهر ياسوج است كه به فاصله اي كمتر از چند كيلومتري آن قرار دارد. به جز اين تل، تمامي آثار برجاي مانده در ياسوج كنوني، با گذشت زمان از بين رفته است. بر اساس روايتهاي محلي، كيخسرو كاخي بر سر اين تل يا تپه بنا نهاده بود كه «پرفسور گاوبه»، آثار آن را به صورت عمارتي با آجرهاي زرد چهارگوش و آجرهاي سرخ از نوع آجرهاي پل عليايي بهبهان (ارجان قديم) مشاهده كرده و اين مكان را به پيش از دوره هخامنشيان مربوط دانسته است. اين تل كه به هزاره سوم از ميلاد و سده نهم و دهم هجري قمري تعلق دارد، در 4 كيلومتري جنوب شهر ياسوج، در نزديكي روستاي تل خسرو واقع شده است. اين اثر با تل شهدا، قبرستان پاي چال، تپه دوم چنار، تل مهره اي و تپه ملاكانيه قابل مقايسه ميباشد. اين تپه از آثار پيش ازتاريخ ايران است كه در سده هاي نهم و دهم هجري،  مردم اين مناطق به صورت  روستايي زندگی می کردند .

 

تل مهره ای 

تل مهره ای  يكي از تپه هاي ماقبل تاريخ در استان است كه به هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد تعلق دارد. از نظر تاريخي، اين تل با ديگر تپه هاي تاريخي منطقه، به ويژه دم چنار، قابل مقايسه ميباشد. اين تل در يك كيلومتري شرق روستاي سقاوه ياسوج قرار گرفته است.

 

 تپه دم چنار

محل قرار گرفتن اين تپه كه يكي از تپه هاي پيش از تاريخ است، در نزديكي روستاي دم چنار ياسوج است. اين تپه تاريخي به هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد تعلق دارد و از نظر تاريخي با ديگر تپه هاي منطقه، به ويژه تل مهره اي و تل خسرو توانايي برابری دارد .

 

جاذبه هاي طبيعي

كوه آب نهر

كوه آب نهر در فاصله 9 كيلومتري شمال شرقي ياسوج و در جنوب روستاي چشمه چنار با ارتفاع 3220 متر قرار گرفته است. اين كوه نيمه جنگلي از جنوب شرقي به كوه كاچيان متصل است. راه اتومبيل رو اردكان به ياسوج از دامنه شمالي اين كوه عبور می کند .

 

كوه بندگرد

كوه بندگرد به صورت نيمه جنگلي در فاصله 80 كيلومتري شمال غربي ياسوج قرار گرفته است. اين كوه با ارتفاع 2800 متر سرچشمه رودخانه مور زرد و رودخانه شهنيز ميباشد. اين كوه از شرق به كوه ماري و از غرب به كوه دالون چسبيده  است.

 

چال كلاغ

اين کوه که به كوه چال كلاغ نام گرفته است در فاصله 14 كيلومتري شمال شرقي ياسوج واقع شده  است. طول ارتفاع اين كوه 3531 متر و سرچشمه رودخانه ماربر و رودخانه مهريان و جوب خاله است . اين كوه در دماغه جنوب شرقي كوهستان دينار ( دنا )  قرار گرفته اشت .

 

رودخانه مارون

رودخانه مارون بيشترين مقدار آب استان را خارج مي‌كند . حوزه آبريز آن، قسمت غربي مناطق  بويراحمد سفلي و قسمت اعظم طيبي و دشمن زياري را در بر مي‌گيرد. اين رود پس از عبور از دم لوداب،  وارد مناطق  دشمن زياري و طيبي مي‌شود و در مسير خود شعبه ‌هاي مهمي را دريافت مي‌كند و پس از عبور از ميان سوق و لنده از آخرين نقطه كهگيلويه به نام تنگ ‌تكاب مي‌گذرد و به سمت بهبهان و اهواز در استان خوزستان جريان مي‌يابد و به نام رود جراحي به خليج فارس مي‌ريزد.  سرچشمه ‌هاي اين رود بويژه در دامنه كوه‌ ها برای گشت و گذار و تفريح بسيار جذاب و دلپذير می باشد .

 

رودخانه خرسان

اين رودخانه که به  خرسان شهرت گرفته است, بزرگترين ريزابه رود كارون است و ازكوه هاي تنگ سرخ و كنه دوده سه در 43 كيلومتري جنوب شرقي ياسوج و 15 كيلومتري شمال غربي شهر اردكان فارس سرچشمه ميگيرد و به نام رودخانه بشار به سوي شمال غربي امتداد  مييابد. اين رودخانه ضمن عبور از دره غربي كوه تنگ سرخ، روستاهاي بردزرد، تنگ مشكان و تنگ خشك را سيراب ميسازد. در يك كيلومتري غرب روستاي تنگ سرخ با رود تنگ سرخ يا محمود بيگي درهم مي آميزد و به دره ميان كوه هاي توپ عبدالله  ( در قسمت  شرق ) و پازنان ( در قسمت  غرب) وارد ميشود. در مدخل دره مزبور روستاي ده تولي را مشروب ميكند و پس از آميختن با يك ريزابه شرقي با آب دره دلي صفدر و سپس با رود وزگ مخلوط ميگردد و از طريق دره شرقي كوه خركلون به سوي روستاي كلگه جاري ميشود . پس از عبور از روستاي سرتنگ، در 3 كيلومتري روستاي ده شيخ با آب دره آبزا در هم مي آميزد و بعد از عبور از روستاهاي ده كهنه و سرسور به روستاي دو راه ميرسد. در شرق روستاي اخير با رودخانه گرداب , كه از تنگ آبدوهي ميگذرد, مخلوط ميشود و به نام رودخانه گرم و گاه به نام رود خرسان به ناحيه لردگان در چهار محال و بختياري وارد ميشود. طول رودخانه خرسان 230 كيلومتر و طول ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2900 متر می باشد. سراسر اين رودخانه يكي از مناسب ترين مکانها براي انجام دادن  ورزشهاي آبي می باشد.

 

هفت چشمه

در دهکده  مارگون ، منطقه ای  وجود دارد به نام هفت چشمه كه از آب آن ، آبشارهاي زيبا و ديدني به وجود آمده است . اين چشمه كه تقريبا در مركز اين دهکده  واقع گرديده است ،  موقعيت مناسبي براي ايجاد تفرجگاه دارد. اين چشمه در روزهاي تعطيل و به ويژه تابستان ، پذيراي تعداد زيادي از اهالي شهرستانهاي ياسوج ، لنده ، ميمند ، سي سخت و همچنين مسافراني از استانهاي فارس ، اصفهان و چهارمحال و بختياري می باشد.

 

آبشار بهرام بيگي(همراه عکس)

آبشار بهرام بيگی يکی ديگر از آبشارهای ناحيه جنوبي رشته كوه دنا و در حد فاصل پاتاوه و لوداب ، بهرام بيگي قرار گرفته است  و  با ارتفاع  تقريبي حدود 30 متر جلوه اي از طراوت و زيبايي را به نمايش ميگذارد . اين آبشار در دل دشت هاي سرسبز و جنگل بلوط ناحيه لوداب بويراحمد مستقر می باشد .

 

غار نول

غار نول در كوه گل واقع در 20 كيلومتري منطقه سي سخت واقع گرديده است . غار نول با طول 80 متر  داراي چند تالار  پلكاني و انشعاب های  مختلف و از لحاظ بررسي هاي زمين شناسي حايز اهميت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است كه در برخي نقاط درون غار تا 20 متر تغيير ميكند. سقف و بدنه غار از سنگهاي آهكي اسماري و قنديلهاي زيبايي پوشيده شده و قطعات آب از اين قنديلها و سقف غار, چكه ميكند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد كه آب زلال و خنكي از آنها جاري است. دخالت هاي انساني پيرامون چشمه سارها و قنات هاي اطراف اين غار بيانگر استفاده از غار در دوره هاي گذشته و اخير است . به نظر ميرسد اين غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتي مورد استفاده قرار گرفته است .

 

غار مس

غار مس در محل خونگاه آب سياه بويراحمد واقع گرديده است و دهانه هاي بسيار  متعددي دارد. بررسي ها نشان ميدهند كه در روزگار ساسانيان ، از اين , غار مس و كبالت استخراج ميكردند و اكنون نيز در دست بررسي اداره معادن و فلزات می باشد .

 

اماکن زيارتي و مذهبي

بقعه امام زاده حسن

بقعه اين امام زاده  در شمال شهر ياسوج بعد از روستاي مريواني قرار دارد و بنايي ساده است كه در كنار يك درخت سايه گستر و در ميانه قبرستاني ساخته شده است. در كنار اين اطاقك گلين، درخت سبز و پرشاخ و برگي سايه گسترده است كه آن را چش ميزه مينامند . ظاهراً درخت را نبريده اند و اين خود دليلي بر تقديس آن درخت و اعجاز امام زاده حسن مي باشد. چشمه اي نيز در كنار بقعه امام زاده كه معمولاً در زمستان يخ ميبندد، وجود دارد. يخهاي اين چشمه شصت روز پس از نوروز آب ميشود. مردم بومي زمان آب شدن يخ هاي چشمه را از روزگاران قديم مبداء كارهاي كشاورزي، باغداري و شباني و تقويم بومي براي زراعت و گله داري و حركت و كار و كوشش كشاورزي به حساب می آورند.

 

بقعه امام زاده قاسم

در روستاي گوشه واقع در شمال غرب ياسوج ، بقعه ساده اي وجود دارد كه به اعتقاد مردم مدفن امام زاده قاسم است كه در 15 كيلومتري ياسوج به بابا ميدان و در كنار رودخانه در زير درخت بلوطي از نظر ناپديد شده است . نقطه اي را كه امام زاده قاسم در آن ناپديد شده  بلي هوشا  مينامند. بلي به معناي بلوط و هوشا به معني حصار بلوط است. مردم بومي سنگي كه گويا امام زاده قاسم بر روي آن خوابيده ، مقدس مي شمارند و به آن زيارت و رازو نياز می کنند.

 

تاريخچه‌ شهر ايذه

ايذه يك شهر تاريخي است و آ‌ثاري از زمان‌هاي بسيار قديم در آن به جا مانده است. اين شهر در روزگار عيلاميان اهميت و عظمت بسيار داشته و مركز آن آنزان يا آشتيان بوده و در عهد ساسانيان نيز نام و اعتبار داشته است. در كتابهاي تاريخي و جغرافي دوران بعد از اسلام نيز نام اين شهر ذكر شده است. مقدسي و ابن‌خرداد و ياقوت حموي از ايذه نام برده‌اند. آتشكده‌اي هم در آن شهر بود كه تا زمان هارون‌الرشيد فروزان بوده است. «استرنج» مي‌نويسد: ايزج به پل سنگي بزرگي كه در آن شهر روي كارون بسته بودند معروف بود. پل مزبور را ياقوت از عجايب جهان شمرده است. اين پل كه خرابه‌هاي آن هنوز ديده مي‌شود، بنام مادر اردشير بابكان (خزهزاد) ناميده مي‌شود. كلمه ايذه در زمان اتابكان لر كمتر بكار رفت و به جاي آن مالمير (مال امير) ناميده شد. كلمه ايذه در قرن‌هاي گذشته به كلي متروك شده بود تا در دوره پهلوي مجددا مورد استفاده قرار گرفت.

 

مراکز تاريخي و باستاني

مجسمه سوسن

قطعه سنگ نامنظم خاكستري رنگي است كه بر روي آن نقش‌زني ايستاده حجاري شده است. با وجود خرابي و آسيب‌هاي وارده به اين مجسمه،‌ وضع و حالت و لباس‌هاي مجسمه ظاهراً  دال بر زن بودن اين مجسمه زيبا دارد. اين مجسمه در مسير ايذه به طرف مسجد سليمان پس از پشت سرگذاشتن آبادي پيون و تنگ ليموچي در سوسن واقع شده است.

 

قلعه تل

اين قلعه توسط محمدتقي‌خان بختياري در سرتلي در ناحيه ايذه بنا شده است. اين قلعه مركز خان‌هاي ايل بختياري بوده و چندين قلعه در آن وجود داشته است. مردم قلعه تل به هنگام كندن پي خانه‌شان دو سنگ بزرگ كه به زمان عيلاميان مربوط مي‌شوند، از زمين بيرون آورده‌اند. يكي از سنگ‌ها پايه ستون و ديگري سنگي منقوش است كه چهار نقش دارد و دو نفر در مقابل دو نفر ايستاده‌اند.

 

قلعه ديزه وراز

اين قلعه در شمال كوه دلا قرار دارد. پله‌هاي زيادي از پايين تا قلعه وجود دارد. اين قلعه در بلندترين قله كوه دلا ساخته شده است. ساختمان اين قلعه به زمان فرامرز اشکانی می رسد.

 

قلعه اَرك يا اَرخ

اين قلعه روي كوهي مشرف به شلاه ساخته شده و پايين كوه روبروي آسياب‌هاي آبي قلعه ديگري وجود دارد كه جوي آبي به صورت دايره درون حياط آن كشيده شده است. اين كاخ – قلعه در بين دو رودخانه قرار دارد كه روي يكي از آنها پلي وجود داشته و بر اثر زمان خراب شده و فقط يكي از ستون‌هاي آن باقي‌مانده است. اين كاخ قلعه مقر حكومت قوم عيلام بوده است.

 

روستاي شمي

اين روستا در دهستان شمي شهرستان ايذه واقع شده است. در فاصله نه كيلومتري اين روستا آثار باستاني بسيار زيبا و مشهوري نظير مجسمه‌هاي بزرگ برنزي، سنگ‌هاي مرمري، گورهاي باستاني از دوره‌ پارت‌ها كشف شده است، برخي از اين مجسمه‌ها و اشياء به‌دست آمده جزء شاهكارهاي مسلم ريخته‌گري و فلزگدازي است. گورستان شمي نيز به دوره ساسانيان مربوط است.

 

نقش حونگ اژدل يا اژدر

در پانزده كيلومتري شمال ايذه در شرق خونگ‌ اژدر قطعه سنگي بسيار عظيم قرار دارد كه بر روي آن نقش مهرداد اول يا دوم اشكاني حجاري شده كه بر اسبي سوار است و كبوتري حلقه قدرت را همراه نامه‌اي به او تقديم مي‌كند و افرادي (روحي) به حضورش بار يافته‌اند.

 

بردنبشته ايذه

در راه ايذه به پيون پس از طي يك كيلومتر، در كف دره برد نبشته، قطعه سنگ نامنظمي به وسيله حجاران زبردستي حجاري شده است و نقش‌هاي بسيار زيبا و زنده و پرتحركي بر سطوح آنها حك شده است. نقش‌هاي اين سنگ‌نبشته عبارت از مرد بلند قدي با گيسوان گشاده و انبوه با كلاه‌گرد بي‌كنگره با شمشيري  به دست است. در سمت راست اين نقش سواري حجاري شده است. در سمت چپ نيز نقش چند انسان حجاري شده به چشم مي‌خورد.

 

نقوش كول فره

كتيبه كول فره در انتهاي دشت ايذه قرار دارد. در اين اثر نقوش بديع و حيرت‌انگيزي از صورتهاي شاه، فرمانروا، زن، مرد،‌ اسرا و جانوراني چون گاو،‌ گاوميش و گوسفند حجاري شده‌اند. نقوش اين كتيبه در حال نيايش و احترام و حمل هدايا و تقديس رب‌النوع يا امير ديده مي‌شوند.  اين اثر به دوران حكومت عيلام (قبل از ميلاد) مربوط است و از آثار بسيار مهم باستاني استان  خوزستان به شمار مي‌رود.

 

نقوش كوباد ايذه

از كوه فره ايذه به طرف جاده دز و در جهت شرق آن گورستاني وجود دارد كه در نزديك آن قطعه سنگي به چشم مي‌خورد. روي اين صخره يك مربع مستطيل به طول و عرض تقريبي يك و نيم  سه  متر حجاري شده است. در اين لوح از سمت چپ پنج انسان ايستاده با لباس بلند و دو دست روي سينه حجاري شده‌اند. در جلو اين پنج نفر نقش مردي يا زني بر سكو يا تختي نشسته است كه به سوي آن پنج نقش توجه دارد. لباس اين نقش هم چون ديگر نقش‌ها دامني بلند است. مردم ناحيه به اين نقش نام مكتب‌خانه يا مدرسه داده‌اند.

 

كتيبه هاني

در كناره شمال شرقي كوه‌هايي كه جلگه مال امير به آنها محدود مي‌شود، (شهرستان ايذه) نقوش برجسته كتيبه‌هايي به خط عيلامي ديده مي‌شود كه اكثر آنها به نام پادشاهاني به نام «هاني» پسر «تاهي‌هي» موسوم مي‌باشد. هاني حاكم محلي ايذه بود كه در زمان عيلاميان به نام «آيامپير» يا «آياتم» مشهور شده است.

 

جاذبه هاي طبيعي

 

تاراز

كوه نيمه‌جنگلي تاراز در دهستان سوسن و در شصت و هفت كيلومتري شمال غربي ايذه واقع شده و حدود دوهزار هفتصد و چهل و سه متر ارتفاع دارد. آب چلو از اين كوهستان سرچشمه مي‌گيرد. كوه تاراز از شمال غربي به كوه للر و از جنوب به كوه تخت سرشط متصل است و دامنه‌هاي شرقي آن به آب بازيافت منتهي مي‌شود.

 

تلگه

كوه نيمه جنگلي تلگه در دهستان سوسن، در بيست و هشت كيلومتري شمال شرقي ايذه واقع شده و حدود سه هزار و پنجاه متر ارتفاع دارد. اين كوه از جنوب به كوه دزسفيد، از جنوب شرقي به كوه تاوارا، از شمال به كوه چور و از شمال غربي به كوه گم‌زرد متصل است.

 

تورك

كوه تورك جزء دهستان سوسن شهرستان ايذه است. اين كوه در فاصله نود و يك كيلومتري شمال غربي ايذه با ارتفاع سه هزار و سيصد و نوزده متر واقع شده است. اين كوه سرچشمه رودخانه‌هاي آب بازافت و لب است. تورك از شمال غربي به كوه لم‌لي متصل است و جزء كوهستان زاگرس به‌شمار مي‌رود.

 

دوتو

كوه جنگلي دوتو در دهستان هپرو، در پنجاه و هشت كيلومتري جنوب شرقي ايذه واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود سه هزار و صد و هفتاد متر است. اين كوه از جنوب به كوه كله متصل است و از شمال به كوه ليراب مي‌پيوندد. دامنه‌هاي شرقي اين كوه به دره رودخانه سيراب و دامنه‌هاي غربي آن به دروه رودخانه صيدون متصل مي‌شود. در دامنه غربي اين كوه درياچه كوچي در ميان دو كوه كله و دوتو قرار دارد و آب از زمين و اطراف آن مي‌جوشد. دامنه‌هاي اين كوه از جنگل پوشيده شده و جزء كوهستان مونگشت از كوهستان بزرگ زاگرس به‌شمار مي‌رود.

 

كله

كوه كله در دهستان هپرو در پنجاه و نه كيلومتري جنوب شرقي ايذه واقع شده است. ارتفاع اين كوه حدود سه هزار و ده متر است. اين كوه از شمال به كوه دوتو متصل است. رودخانه صيدون از غرب، رودخانه اعلاء از جنوب و رودخانه‌هاي ليراب و سمه از شرق آن عبور مي‌كنند. در دامنه غربي اين كوه چشمه‌اي است كه آب آن در يك درياچه كوچك جمع مي‌گردد. اين درياچه كه «دوتو» نام دارد در ارتفاع حدود هزار و ششصد و هشتاد متري قرار دارد. كوه كله جزء كوهستان مونگشت از كوهستان بزرگ زاگرس به‌شمار مي‌رود و دامنه‌هاي آن از جنگل پوشيده شده است.

 

مونگشت (منگشت)

كوهستان مونگشت در شهرستان‌هاي لردگان و ايذه، مركب از كوه‌هاي تنوش، ناشليل، زردحلقه، نشا، سه‌پران، سرچاه، قوچه، بدرنگان، برآفتاب، كله، كلمه و دوزرد قرار دارد. بلندترين قله اين كوهستان سه هزار و ششصد و سيزده متر ارتفاع دارد كه در 55 كيلومتري جنوب شرقي ايذه و در پنجاه و دو كيلومتري گرمان و در سيزده كيلومتري شمال غربي روستاي ليراب واقع شده است. رودخانه‌هاي هلايجان، آب زردك، صيدون از دامنه‌هاي غربي، ليراب و سمه از دامنه جنوبي، خرسان و كارون از دامنه‌هاي شرقي اين كوهستان سرچشمه مي‌گيرند. بخش عظيمي از اين كوهستان را جنگل‌هاي نسبتاً انبوه پوشانيده و در انتهاي آن درياچه‌اي به نام «بوندان» ايجاد شده است.

 

اشكفت سلمان

غار سلمان در فاصله سه كيلومتري جنوب غربي شهر ايذه كنوني، در انتهاي دره‌اي واقع شده است. اشكفت سلمان محوطه‌اي وسيع است كه در درون صخره طبيعي كوه به صورت سرپناهي با آثار آبرفتي و يك چشمه آب شيرين گوارا (كه از درون غاري كوچك و باريك بيرون مي‌آيد) تشكيل مي‌شود. روبه‌روي مجموعه اشكفت سليمان در سمت راست و در منتهي‌اليه كوهي كه روبه‌روي آن است، دو نقش نيم‌رخ برجسته كه در درون دو چهار گوش مقعر حجاري شده‌اند، وجود دارد. نقش اول مركب از تصوير سه شخص است كه پشت سر هم در يك رديف ايستاده‌اند. آتشداني فروزان در جلوي آنهاست كه بلندي آن تا زانوان آنها مي‌رسد. در لوحه دوم كه با فاصله چند متر از لوحه اول و بر سطح قلعه سنگي ديگر حجاري شده، دو نقش وجود دارد كه يكي از آنها نقش مردي و ديگري نقش‌زني است. اما در شرق اين دو لوحه اشكفت بزرگ يعني سايه‌بان خميده كوه قرار دارد كه در زير آن بر روي بدنه كوه يك كتيبه مستطيل شكل ميخي و چند نقش حجاري شده و در زير اين كتيبه كه در ارتفاع قرار دارد، محل نشستن و تختگاه و يا انجام مراسمي ديده مي‌شود.

تاريخچه كرمانشاه

كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته مي‌شود توسط طهمورث ديو بند پادشاه افسانه‌اي پيشداديان ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت مي‌دهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است. در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلر با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد. صفويه براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين اين شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شيخ عليخان زنگنه صدر‌اعظم صفوي، به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثماني‌ها قرار گرفت. اما نادر شاه، عثماني‌ها را عقب راند ولي در اواخر زندگي نادر شاه، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثماني‌ها مواجه شد و دستخوش آشوب فراواني گرديد.  

 

در سال 1267 هجري قمري امام‌قلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدات كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خسارات زيادي ديد. 

 

مراکز تاريخي و باستاني

مقبره مولانا

  اين مقبره به مولانا عبدالله ابن الجاج محمد توني بشروي از علماي بزرگ شيعه عصر صفويه، تعلق دارد. مولانا در سال 1071 هجري قمري هنگام بازگشت از زيارت عتبات مقدسه، در كرمانشاه وفات نموده است. مقبره اين عالم رباني پس از تقريباً 300 سال توسط يكي از محققين كشف هم اكنون مورد توجه اهالي و علاقمندان قرار دارد. 

 

شهر باستاني كامبادنه

در كنار بقاياي حصار خشتي و باروي شهر كامبادنه سكه‌هايي از عصر ساساني يافت شده است. ويرانه‌هاي اين شهر تاريخي بين طاق بستان و شهر كرمانشاه قرار دارد. 

 

كاروانسراي ماهيدشت

اين كاروانسرا در شمال شرقي ماهيدشت واقع شده است. شكل كاروانسرا مربع و به شكل چهار ايواني است. طرفين ورودي بنا با 10 طاق نما تزئين شده است. اپن بنا از سنگ‌هاي حجاري شده عصر ساساني و بقيه ساختمان از آجر و گچ مي‌باشد. اين كاروانسرا كه احتمالاً در زمان شاه عباس دوم بنا شده، در سال 1275 هجري قمري هنگام سلطنت ناصرالدين‌شاه تعمير شده است.   

 

نقوش طاق بستان(همراه عکس)

طاق بستان يا (طاق وستان) در سمت راست ورودي شهر كرمانشاه، در شمال شرقي اين شهر، مجموعه‌اي از سنگ نگاره‌ها و سنگ نبشته‌هاي دوره ساساني است كه با فضاي مركبي از كوه، چشمه و آب، به گردشگاهي مصفا و چشم اندازي دل انگيز بدل شده است. طبيعت اطراف طاق بستان در زمان ساسانيان بيشه‌زاري مناسب براي شكار سلاطين بوده است. بقاياي ديوارهايي كه در انتهاي بيشه،‌ راه بر شكار از كوه رانده شده مي‌بسته، هنوز باقي است. پس از ورود به مدخل طاق بستان، اولين سنگ نگاره به اردشير دوم مربوط است. اردشير بين اهورا مزدا و ميترا قرار گرفته، روي خود را به سوي اهورا مزدا گرفته و با دست چپ حلقه مودت را از وي دريافت مي‌كند. زير پاي شاه و اهورا مزدا دشمن يا ( اهريمن) بر زمين افكنده شده است. بعد از اين نقش، طاق كوچكي قرار دارد كه پيكره شاهپور دوم و پسرش شاپور سوم بر آن ديده مي‌شود. بالاي هر كدام از اين سنگ نگاره‌ها در سطرهايي به خط پهلوي ساساني صاحب نقش معرفي شده است. در سومين بخش از اين مجموعه، مدخل طاق از بالا تا پايين سنگ نگاره زيبايي از نقش فرشتگان بالدار، درخت زندگي، مجالس شكار گراز در بيشه زار و شكار مرغان و ماهيان در مرداب و نقوش فيل، اسب و قايق و .... وجود دارد كه همراه نوازندگان، مجلس شادماني را حكايت مي‌كند. در پايين اين نقش، سواري بر اسب، زره پوش و مسلح ديده مي‌شود كه برخي آن را نقش ر(پيروزساساني) و برخي ديگر نقش خسرو پرويز مي‌دانند. 

 

 

جاذبه هاي طبيعي

ارتفاعات پررو( پراو)(همراه عکس)  

كوهستان پررو در مجاورت كرمانشاه واقع شده است و حدود 1020 كيلومتر مربع وسعت دارد. اين كوهستان از كوه‌هاي متعددي چون قرال، دو قرال ، راق چرمي،.... تشكيل شده و بلندترين قله آن با ارتفاع 3357 متر به نام شيخ علي خان معروف است. مهم ترين و ژرف ترين غار خاورميانه به عمق 572 متر به نام پررو ( پراو ) در دامنه جنوبي قله قته چرمي واقع شده است. 

 

چال آباد(همراه عکس)  

كوه چال آباد در 50 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه واقع شده است. ارتفاع كوه چال آباد 2444 متر است. اين كوه همراه با كوه‌هاي ولاني، هشلان، شاه كوه، هول هول و كوه خاقانه كوهستان كوچكي به وسعت 320 كيلومتر مربع را پديد ‎آورده‌اند.  رودخانه قايونه و همچنين راه اتومبيل رو كرمانشاه به سنندج از دامنه‌هاي شرقي اين كوهستان مي‌گذرد و در واقع مرز ميان كوهستان پررو و كوهستان چال آباد به شمار مي‌روند.    

 

هوجير

كوه هوجير در 43 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه واقع شده و ارتفاع آن در حدود 2583 متر است. اين كوه از غرب به كوه قلعه هجير متصل است و با يكديگر كوهستان كوچكي را كه به وسيله دره رود دينور از سوي غرب از كوهستان پررو جدا مي‌شود، تشكيل مي‌دهند.  

 

سرآب نيلوفر(همراه عکس)  

سر آب نيلوفر در 30 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه كوزان واقع شده است. اين سرآب استخر وسيعي را تشكيل مي‌دهد كه مملو از گل‌هاي نيلوفر است و ظرفيت تفريحي فراوان دارد. اين سراب براي پرورش ماهي نيز مناسب است.  

 

غار پراو

اين غار در كوه پراو از سلسله جبال زاگرس در شمال شهرستان كرمانشاه واقع شده است. اين ناحيه به علت بافت آهكي و بارندگي شديد جايگاه غارهاي ناشناخته فراوان دارد. غار پراو بزرگترين غار آهكي دنيا مي‌باشد و ساختمان آن مطلقاً آهكي است. نتايج بررسي‌هاي انجام گرفته نشان مي‌دهد كه اين غار به دوران سوم زمين‌شناسي مربوط است.  اين غار يكي از سخت‌ترين غارهاي جهان است كه 26 حلقه چاه به عمق‌هاي مختلف 5 تا 42 متر دارد. دهانه غار به صورت سوراخي نسبتاً كوچك است كه با شيب تقريباً 30 درجه شروع مي‌شود و به فضاهاي بزرگ و كوچك و شعب متعدد و سنگ‌هاي عظيم كه در بين هر كدام از آن‌ها حفره‌ها و پرتگاه‌هايي به وجود آمده، منتهي مي‌شود. در آذر ماه ابتداي غار به وسيله (چكيده) و (چكنده) هاي يخي پوشيده مي‌شود و زيبايي خاصي به آن مي‌بخشد.   

 

غار آسنگران

اين غار در شمال غربي كوه‌هاي ( پررو ) در تنگه‌اي به نام ( تنگ كوه ) در 22 كيلومتري جاده بين كرمانشاه و سنندج واقع شده است. غار آسنگران چهارچاه به عمق‌هاي متفاوت 6 ، 8 ، 16 ، 36 متري دارد كه چاه‌هاي سوم و چهارم آن به هم راه دارند. در پايان غار، فضاي استخر مانندي وجود دارد. غار آسنگران يكي از غارهاي زيباي ايران است.

 

غار تايله نو

اين غار، در ناحيه ( بدره ) كرمانشاه واقع شده و چندين دهانه در طبقات مختلف زمين ساخته است. در اين غار، سفالهاي مربوط به دوران پيش از تاريخ به دست آمده است. غار تايله نو در ارتفاع 1600 متري در كوه ( برزرد ) قرار دارد و داراي استالا كتيت‌ها و ستون‌هاي 22 متري و 16 متري زيباست و گاز نيز از آن متصاعد مي‌شود. 

 

غار رتيل

اين غار در مسير كرمانشاه به كرند و ريجاب در جهت زيارتگاه باباديار واقع شده است. طول اين غار 366 متر است. براي ورود به اين غار، بايد وسايل كوهنوردي در اختيار داشت. 

 

اماکن زيارتي و مذهبي

 

مسجد جامع كرمانشاه(همراه عکس)  

اين مسجد در كنار خيابان مدرس، نرسيده به خيابان نواب واقع شده و از آثار قابل توجه اواخردوره زنديه است كه در سال 1196 هجري قمري توسط حاج‌علي‌خان‌زنگنه، از نوادگان شيخ‌علي‌خان معروف و حاكم كرمانشاه، ظاهراً به جاي مسجد قديمي تري بنا شده است. آنچه از بناي قديمي مسجد باقي مانده، بخشي از شبستان مذكور در گذشته به چهل ستون معروف بوده كه بخشي از آن در خيابان كشي‌ها از بين رفته است. 

 

مسجد حاج شهبازخان

اين مسجد در چهارراه مدرس، كوچه شهيد داود شهلايي شهر كرمانشاه واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است. بناي مسجد در سال 1235 هجري قمري توسط حاج شهبازخان و شش برادر او كه موسس طايفه معروف به حاجي‌زادگان بودند، در بيرون از شهر كرمانشاه آن روزگار بنا شده است.  

 

مسجد دولتشاه

اين مسجد در ميدان جوانشير شهر كرمانشاه واقع شده و از آثار دوره قاجاريه است كه توسط محمد علي‌ميرزاي دولتشاه بنا شده است. بناي مسجد دولتشاه در دوره اخير تعمير و مرمت شده و داراي سر در، صحن و شبستان زنانه و مردانه است. اين مسجد به مسجد حاج ابوتراب آل آقا نيز معروف است كه بر كتيبه كاشي سردر مسجد خوانده مي‌شود. 

 

مسجد شاهزاده

اين مسجد در محله تيمچه شهر كرمانشاه نرسيده به ميدان جوانشير واقع شده و به دوره قاجاريه مربوط است كه در حدود سال 1237 هجري قمري توسط محمدعلي‌ميرزاي‌دولتشاد بنا شده است. صحن مسجد، مستطيل شكل و مفروش به سنگ تيشه‌اي و نوساز است كه در ضلع شمالي آن، حسينيه‌اي نوساز و در اضلاع غربي و شرقي آن، كلاس‌ها و كانون‌هاي فرهنگي قرار دارد.  از ويژگي‌هاي اين بنا، آب انباري است كه در ميانه صحن ساخته شده و ورودي آن از داخل كوچه مجاور تعبيه شده است.  

 

مسجد عماد الدوله

اين مسجد از آثار دوره قاجاريه است. ساختمان اوليه مسجد عمادالدوله در 1285 هجري‌قمري توسط امام‌قلي‌ميرزا‌عمادالدوله ( والي غرب سرحدات عراقين ) احداث شده است.  مسجد عمادالدوله به صورت چهار ايواني بنا شده و مشتمل بر سردر، صحن، ايوان، شبستان ستوندار و حجره‌هاي متعدد است. بر كاشي‌كاري ايوان مسجد، كتيبه‌اي مشتمل بر قصيده‌اي در ذكر نام پادشاه وقت (ناصرالدين‌شاه) نام باني و تاريخ 1285 هجري‌قمري نوشته شده است. بر اساس روايت‌هاي موجود، در چوبي ورودي مسجد، از حرم حضرت علي (ع) به اينجا منتقل شده و بدين جهت به (بقاياي شاه نجف) مشهور شده و ظاهراً از آثار دوره صفويه است. 

تاريخچه شهر ايلام

ايلام در زمان باستان به اريوجان شهرت داشته است  ولی ايلام کنونی در ناحيه ای به نام حسين آباد در سال 1308 شمسی  از نو بنا نهاده شد. شهر ايلام در حصاری از کوهها و ارتفاعات جنگلی  قرار دارد و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی می باشد. حکومت خود مختار واليان در ايلام و پشتکوه از سه قرن پيش برقرار بوده و مرکز حکمفرمايی واليان تحت تأثير حيات اجتماعی منطقه مکان ثابتی نداشت. بنابراين قشلاق عشاير در زمستان در باغشاهی عراق و در حسينيه بين النهرين واقع بود و تابستانها برای ييلاق در هليلان و حسين آباد (ايلام کنونی) به سر می بردند. آخرين والی منطقه در سال 1309 شمسی توسط رضاشاه  سرکوب شد. ازآن پس حسين آباد با نام جديد ايلام در تقسيمات کشوری جای گرفت. در حال حاضر شهر ايلام به عنوان مرکز سياسی، اداری استان ايلام از شهرهای توسعه يافته غرب کشور است و به لحاظ دارا بودن تفرجگاههای جنگلی و آثار باستانی از زيباترين شهرهای استان محسوب ميشود.

 

مراکز تاريخي و باستاني

کاخ فلاحتی

کاخ فلاحتی در خيابان آيت الله حيدری شهر ايلام بنا نهاده شده  است. اين کاخ، با باغ زيبا با سردرهای منقوش، آجرکاری و با سرستونهای زيبا  متعلق به دوران قاجار می باشد.

 

مجموعه کاخ قلعه والی

 قلعه والی بر روی تپه "چقاميرگ" در شهر ايلام قرار دارد.  وسعت کل اين قلعه 2500 متر، مساحت زير بنای آن 1500 متر مربع و حياط آن 700 متر است، که شامل اطاقها و تالارها با مصالح آجر و گچ و سنگ مرمر می باشد. در داخل حياط نيز سنگ نوشته ای بلند وجود داشت که در زمان محمد علی شاه قاجار و غلامرضا خان ابوقداره والی لرستان حک شده بود.

 

قلعه قيران

اين قلعه در شهر ايلام، بر بالای کوه قلاقيران که مشرف بر ناحيه جنگلی بسيار زيبايي که به نام  ششدار يا ششدان معروف می باشد، بنا نهاده شده است. ساختمان قلعه قيران و قله کوه قلاقيران بر فراز آن، زيبايي و جذابيت خاصی را برای شهر ايلام ايجادکرده است.

 

تپه ورده کبود

اين تپه در فاصله 20 کيلومتری شمال غربی ايلام و در نزديکی رود کشکان واقع شده است. باستان شناسان در گودال قائمی که به طول  26 متر و عرض 11 متر در اين تپه ايجاد کرده اند،  تعداد زيادی گور يافته اند. اين گورها شامل قلوه سنگهايی هستند که به خاطر استحکام سقف گورها به کار برده شده اند. اجساد داخل گورها به حالت خميده و همراه با اشيای قيمتی (از جنس مفرغ) و همچنين سلاح متوفی (از جنس آهن) تدفين شده اند. پيشينه آثار کشف شده در گورستان ورکبود متعلق به  اواخر سده هشتم ق.م و آغاز سده هفتم ق.م است.

 

سنگ نوشته آشوری (گل گل)

سنگ نوشته آشوری (گل گل) ملکشاهی بر ديواره کوهی در جوار روستای گل گل در فاصله 25 کيلومتری شهر ايلام حکاکی شده  است. اين سنگ نوشته به زمان حکمرانی آشور بانی پال متعلق می باشد که حدود سه هزار سال پيشينه تاريخی دارد. بر روی آن سنگ، نقش برجسته پيکره يک سرباز آشوری با کلاه خود، همراه با  ماه و ستاره در بالای سر آن و در حاليکه پيکانی در دست دارد حک شده است . در قسمت پايين سنگ نوشته آشوری ، چند جمله به خط ميخی به چشم می خورد که ترجمه گرديده است .

 

سنگ نوشته تنگه قوچعلی

سنگ نوشته تنگه قوچعلی در ضلع شرقی مسير تونل آزادی ايلام بر ديواره سنگی کوه انار سنگ واقع شده است که اين نوشته تاريخی به ابعاد 50 در 70 سانتی متر در دوران قاجار و حکومت واليان پشتکوه حک گرديده است. خط اين سنگ نوشته خط نستعليق می باشد.

 

سنگ نوشته تخت خان

اين سنگ نوشته بر روی سنگی عظيم به ابعاد 1 در 2  متر در مکانی به نام تخت خان (34 کيلومتری جاده ايلام_مهران) حک شده و اطلاعات آن در رابطه با تاريخ ايلام و حکمرانان آن می باشد.

 

سنگ نوشته قلعه والی

اين سنگ نوشته در قلعه والی قرار دارد و مضمون اين سنگ نوشته در ارتباط با زمان ساخت قلعه والی در سال 1326 هجری شمسی می باشد و متن آن چنين است: "به معماريت عاليجاه خير الحاج حاجی درويشعلی کرمانشاهی و به نظارت معتمد السلطان مکرم عم عالی مقام صيد جواد خان سرتيپ والی زاده".

 

جاذبه هاي طبيعي

کوه اهوران

در فاصله83 کيلومتری شمال شرقی ايلام کوهی به نام کوه اهوران واقع شده است، که ارتفاع اين کوه 2120 متر می باشد و کوه اهوران از دره جزمان رود در غرب آغاز شده و به طول 24 کيلومتر  به سمت جنوب شرقی می رود. درآن مکان به کوههای کوليته و کازه تر متصل می شود.

 

کوه بانکول

اين کوه در شمال ايلام واقع شده و ارتفاعش 2304 متر است. رودخانه های مورت، گنگير و آب زنگاون از اين کوه سرچشمه می گيرند. اين کوه دارای جنگل می باشد و از سوی جنوب شرقی به کوه مانشت می پيوندد. جاده کرمانشاه به ايلام از مغرب کوه بانکول می گذرد.

 

کوه شره زول

کوه شره زول در 23 کيلومتری شمال غربی ايلام در ناحيه ای به نام چوار  قرار دارد و ارتفاعش  در حدود 2050 متر می باشد. اين کوه رشته کوه نسبتا طويلی است که از شمال غربی به جنوب شرقی کشيده شده است . دهستانهای چوار و سهراب در دامنه اين کوه بنا نهاده شده اند. بخشی از اين کوه را جنگلهای بلوط پوشانده است .سرچشمه  رودخانه های گنگير ، کلال رود ، کزاب و مورت از اين کوه می باشد.

 

دره ييلاقی هفتا  و ميشخاض «هفت آب»

اين دره در 30 کيلومتری ايلام در روستای جعفر آباد آغاز می شود و تا ارتفاعات طولاب که در آن جنگل و باغ بهم پيوسته اند، ادامه می يابد. درختان گردو، انواع ميوه ها، چندين روستا در مسير ييلاقی دره و نزديک بودن اين دره ييلاقی به تفرجگاه جنگلی گاوز و مزارع متنوع باعث زيبايی محل گرديده است. همچنين در حوالی  اين دره ييلاقی جنگل مله پنجاور، چشم نوازی می کند.

 

اماکن زيارتي و مذهبي

گورستان کان گنبد

اين گورستان در فاصله 30 کيلومتری جنوب شرقی ايلام در دامنه يکی از پشته های کوه شاه نخجير قرار گرفته است. اين پشته، ترکيبی از صخره و خاک است و قبرها عموما در بالا و دامنه اين تپه به چشم می خورند. تحقيقات باستان شناسان نشان می دهد که آثار اين گورستان به دوره های  تاريخی 2600 تا 2500 قبل از ميلاد و يا 4500 تا 4600 قبل ازميلاد مسيح تعلق دارد.

 

گورستان چنار

اين گورستان باستاني در منطقه چنار باش ايلام قرار گرفته است و پيشينه آن به هزار سال قبل از ميلاد برميگردد. هيئت مشترک باستان شناسي ايران و بلژيک در اين منطقه چندين گور در کنار رودخانه اي کشف کرده اند که بنا به رسم آنزمان اموات را همراه با اشياء و لوازم آن فرد، درون کوزه هاي کوچک و بزرگ دفن کرده بودند. 

از مراجعه به منابع موجود تاريخي چنين بر مي آيد كه كلمه ” اسپاران “ بطلميوس, ” سپاهان “ پهلوي و”اصفهان“ عرب و ” اصفهان “ امروز لفظي قديمي است و به احتمال قريب به يقين كلمه اي پهلوي است و ريشه قديمي تر از پهلوي آن مكشوف نيست . در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت يكي از ايالت هاي وسيعي بود كه تحت فرمان ملوك اشكاني قرار داشت . در دوره ساسانيان, اصفهان محل سكونت و قلمرو و نفوذ ”اسپوهران“ يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني كه مشاغل عمده و مناسب سلطنتي در اختيار داشتند, بود. بعد از اسلام, اصفهان مانند ديگر شهرهاي ايران تا اوايل قرن چهارم تحت سلطه اعراب بود و در زمان منصور خليفه عباسي, مورد توجه قرار گرفت و به حاكم اين شهر دستور داده شد در عمران و آباداني آن كوشا باشد. در سال 319 هـ. ق. مرداويج زياري اصفهان را متصرف شد و آن را به پايتختي برگزيد و جشن سده را هرچه باشكوه تر در اين شهر برپا كرد. در سال 327 هـ .ق. اصفهان به تصرف ركن الدوله ديلمي در آمد و آن را به پايتختي انتخاب كرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت. در سال 443 هـ . ق. اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقي فتح شد. در سال 639 هـ. ق. تحت سلطه مغولها قرار گرفت. پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجدداُ رونق يافت. سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفويه كه پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان, انجام گرفت . با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوي نيز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد. در دوران زنديه و قاجاريه پايتخت كشور به شيراز و تهران انتقال يافت در زمان قاجار پسر ناصرالدين شاه, ظل السطان زمين و مصالح و آثار تاريخي شهر را به مردم مي فروخت و مي خواست به هرترتيبي كه شده مخارج قشون خود را كه از واحدهاي بسيار قوي و منظم كشور بود, تاْمين كند .از ويژگي هاي اقتصادي شهر اصفهان در دوره قاجار, درآمد ناچيز زمين و عدم امنيت ملاكين بود. در دوره پهلوي با توجه به شرايط تاريخي و جغرافيايي,  شهر اصفهان موردتوجه قرار گرفت, دربازسازي آثار تاريخي آن كوشش هايي به عمل آمد و توسعه صنعتي شهر و منطقه آغاز شد. اصفهان يكي از شهرهاي بزرگ و سياحتي ايران است.

 

بنا و يادمانهاي تاريخي

آرامگاه پير بكران  

در 30 كيلومتري جنوب غربي اصفهان در روستاي پيربكران ، يك اثر مذهبي, تاريخي وهنري وجود دارد كه از نمونه هاي عالي آثار قرن هشتم ايران به شمار مي رود. بناي مزبور شامل 3 قسمت است. اول رواق بقعه، دوم صحن بقعه, سوم آرامگاه پيربكران كه در ضلع شمالي بقعه و متصل به اتاقي محفوظ كه ظاهراُ محل تدريس و رياضت محمد بكران بوده است. كتيبه اي در آرامگاه وجود دارد كه شامل سوره (فاتحه) و آياتي از سوره (سين) است و در ذيل آن ها, كتيبه تاريخي سنگ آرامگاه به تاريخ سال 703 هـ .ق وجود دارد.

آرامگاه بابا ركن الدين

درضلع جنوبي زاينده رود و مجاور جاده قديم شيراز، در قبرستان قديمي اصفهان ـ تخت پولاد ـ آرامگاه يكي از عرفاي مشهور قرن هشتم هجري به نام باباركن الدين مسعود بن عبدالله بيضاوي واقع شده است كه در تاريخ يكشنبه 26 ربيع الاول سال 769 هـ . ق وفات يافته و در اين مكان دفن شده است .

آرامگاه بابا قاسم  

اين بنا در طرف غرب خيابان هاتف اصفهان و در حدود پانصد متري مسجد جامع عتيق در كوچه باباقاسم قرار دارد. بر اساس اسناد موجود مي توان گفت محمد ـ معروف به باباقاسم ـ از عرفا و صلحاي رباني و علماي قرن هشتم هجري قمري بوده است.

آرامگاه ميرفندرسكي

آرامگاه ميرفندرسكي از عرفا و حكماي معروف عهد صفويه در ” تكيه مير “ تخت فولاد اصفهان واقع شده است

آرامگاه شاهزادگان

درمجاورت يكي از زيارتگاه هاي اصفهان به نام ” بستي فاطمه “ بقعه شاهزادگان واقع شده است. مدفونين اين بقعه, نوادگان دختري شاه عباس اول و فرزندان ” عيسي خان “‌ قورچي باشي هستند كه به دستور شاه صفي به قتل رسيده اند. نام مقتولين بر سنگ مزار آن ها منقور است .

آرامگاه واله

” آقا محمد كاظم واله “ از شعرا و اعاظم اصفهان در دوره سلطنت فتحعلي شاه قاجار بوده است كه در سال 1229 هجري قمري در گذشته و بر مزار او بقعه اي بنا شده است. آرامگاه واله در حاشيه خيابان فيض واقع است .

آرامگاه صائب تبريزي  

صائب تبريزي , شاعر بلند پايه سبك هندي در سال 1006 متولد و درسال 1081 هـ .ق در اصفهان در گذشت و در باغ شخصي خود , به نام باغ تكيه مشرف به شهر نياسر , به خاك سپرده شد .

آرامگاه هماي شيرازي

آرامگاه هماي شيرازي از شاعران و نويسندگان و عارفان ايراني در قرن 13 هجري در پايين يكي از جرزهاي شرقي ايوان شمالي بقعه امام زاده احمد قرار دارد .

آرامگاه مجلسي

اين آرامگاه , در گوشه شمال غربي مسجد جامع اصفهان واقع شده و مدفن چند تن از علماي بزرگ شيعه از جمله آخوند ملا محمدتقي مجلسي و فرزندش آخوند ملا باقر مجلسي ـ صاحب بحارالانوار ـ است .

آرامگاه ميرعماد

اين آرامگاه در مسجد مقصود بيك اصفهان واقع شده است . مير محمد بن حسين حسني سيفي قزويني , ملقب به عمادالملك و مشهور به مير , خطاط معروف ايراني ( 961 – 1024 هـ .ق ) و يكي از بزرگترين نويسندگان خط نستعليق زمان خود بوده است .

گردشگاه و باغ هاي تاريخي چهارباغ    ر

اصفهان در سال 1006 هجري رسماُ به پايتختي شاه عباس اول انتخاب شد و بنا به دستور شاه عباس از محل دروازه دولت تا دامنه كوه صفه, خيابان طويل و عريض مشجري تحت عنوان چهارباغ احداث شد تا به عنوان گردشگاه خانواده سلطنتي ودرباريان استفاده شود. باغ هاي مشهور چهارباغ عبارت بودند از : باغ تخت , باغ طاووس خانه , باغ كاج , باغ پهلوان , باغ بابا امير , باغ توپخانه , باغ نسترن , باغ چهل ستون , باغ بلبل يا بهشت

كاخ چهل ستون

باغ چهل ستون كه بالغ بر 67000 متر مربع مساحت دارد , در دوره شاه عباس اول احداث شده است و در وسط اين باغ , عمارت چهل ستون قرار دارد . در زمان شاه عباس دوم در اين بنا تغرات كلي پديد آمد و تالار آينه و تالار هجده ستون و دو اتاق شمالي و جنوبي تالار آينه و ايوان هاي طرفين سرسراي پادشاهي و حوض بزرگ مقابل تالار با كليه تزئينات نقاشي و آينه كاري و كاشي كاري ديوارها و سقف ها به آن افزوده  شده است. قسمت هاي جالب وديدني كاخ چهل ستون به شرح زير است :

 

ـ سقف باشكوه نقاشي شده تالار هجده ستون و سقف آينه كاري تالار آينه و مدخل آينه كاري تالار جلوس شاه عباس دوم

ـ ستون هاي عظيم تالارهاي هجده ستون و تالار آينه

ـ شيرهاي سنگي چهارگوشه حوض مركزي تالار و ازاره هاي مرمري منقش اطراف كه معرف صنعت حجاري دوره صفويه است .

ـ تزئينات عالي طلاكاري سرسراي پادشاهي و اتاق هاي طرفين تالار آينه و تابلوهاي بزرگ نقاشي تالار پادشاهي كه تصوير شاهان صفوي را نشان ميدهد.

ـ تصويري از شاه عباس اول باتاج مخصوص و مينياتورهاي ديگري در اتاق گنجينه كه در مرمت سال هاي 1334 و 1335 خورشيدي از زير گچ خارج شده است .

ـ آثار پراكنده اي از دوران صفويه مانند سردر ” مسجد قطبيه “‌و سردرهاي ” زاويه دركوشك “ و آثاري از ”مسجد درب جوباره “ يا ” پير پينه دوز ”  و ”مسجد آقاسي “ كه بر ديوارهاي ضلع غربي و جنوب غربي باغ نصب شده است .  كاخ چهل ستون به موجب اشعاري كه در جبهه تالار از زير گچ خارج شده به ” مبارك ترين پتجمين سال سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است . شير ها و مجسمه هاي سنگي اطراف حوض و داخل باغچه ها تنها آثاري است كه از دو قصر با شكوه ديگر دوره صفوي يعني آينه خانه و عمارت سرپوشيده باقي مانده و بعد ها به اين محل آورده شده است .اگرچه انعكاس ستون هاي بيست گانه تالارهاي چهل ستون در حوض مقابل عمارت مفهوم چهل ستون را القا ميكند ولي در حقيقت واژه چهل در نام اين عمارت نشانه كثرت است و وجه تسميه عمارت مزبور به علت تعدد ستون هاي آن است .

 

كاخ هشت بهشت

عمارت تاريخي هشت بهشت نمونه اي از كاخ هاي محل سكونت آخرين سلاطين دوره صفوي است كه در دوره ” شاه سليمان “ ( 1080 هـ . ق ) بنا شده است. ازباغ وسيع ( هشت بهشت ) وسعت زيادي باقي نمانده, ولي قصر تاريخي آن هنوز اثري ارزنده و جالب توجه است .

از آثار قابل توجه اين قصر كه نماهاي خارجي را تزيين كرده است كاشي كاري هايي است كه انواع حيوانات و پرنده و درنده و خزنده را نشان ميدهد .

در دهه اخير پارك مجلل و زيبايي به همت شهرداري اصفهان در اطراف اين كاخ تاريخي طراحي و ساخته شده است كه در حال حاضر از گردشگاههاي مشهور شهر اصفهان است .

 

عمارت عالي قاپو  

اين قصر كه درعهد صفويه ( قصر دولتخانه يا دولتخانه مبارك نقش جهان ) نام داشت نمونه منحصر به فردي از معماري كاخ هاي عهدصفوي است كه در اوايل قرن يازدهم هجري به امر شاه عباس اول ساخته شده است. شاه صفوي, سفيران و شخصيت هاي عاليقدر را در اين‌كاخ به‌حضور مي پذيرفت .

عالي قاپو داراي پنج طبقه ساختمان است و هر طبقه تزئينات ويژه اي دارد . با آنكه بعد از دوره صفويه به تزئينات بناها خرابي ها و لطمات جبران ناپذيري وارد آمده است ولي هنوز شاهكارهايي از گچبريها و نقاشيهاي عهد صفويه را در بر دارد و تماشاكنندگان را به تحسين وا ميدارد .

مينياتورهاي هنرمندانه رضا عباسي, نقاش معروف عهد شاه عباس ( كه آسيب فراوان ديده اند ) نقاشي هاي گل و بوته , شاخ و برگ , اشكال وحوش و طيور و گچ بري هاي زيباي آن به شكل انواع جام و صراحي در تاق ها و ديوارها تعبيه شده است وشاه صفوي و مهمانان او , از تالار همين عمارت مناظر بازي چوگان , چراغاني , آتش بازي ها و نمايش هاي ميداني را تماشا مي كردند.

 

تالار اشرف 

ساخت و احداث اين عمارت كه در اندرون كاخ سلطنتي صفوي جاي داشت به شاه عباس دوم نسبت داده مي شود و انتساب آن به اشرف هيچ ارتباطي با اشرف افغان ندارد. اين بنا تقريباُ با چوب بست ساخته شده است بام آن مسطح و برپايه هاي بلند ضخيم پوشيده از طلا نهاده شده است ، سقف آن با قطعات چوب متصل به هم تزئين شده و در بخش هاي مختلف آن نظير بقيه قسمتها , برق طلا مي درخشد . گفته مي شود , تالار اشرف در اواخر سلطنت شاه سليمان و يا در عهد سلطنت شاه سلطان حسين  ساخته شده است.

 

مدرسه شمس آباد

اين مدرسه از مدارس طلبه نشين دوره ” شاه سلطان حسين “ صفوي است كه درمحله ” شمس آباد “ اصفهان واقع شده است و به وسيله يكی از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمدمهدي “ تاجر عباس آبادي , درسال 1125 هجري قمري بنا شده است .

مدرسه كاسه گران

اين مدرسه طلبه نشين نيز از بناهاي دوره شاه سليمان صفوي است كه در بازار ” ريسمان “ اصفهان واقع شده است. اين مدرسه تزئينات گچ بري و كاشي كاري هاي زيبايي دارد و به وسيله يكي از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمد مهدي “ ملقب به ”‌ حكيم الملك “ در سال 1105 هجري قمري بنا شده است . كتيبه هاي داخلي مدرسه سال 1013 هجري قمري را نشان مي دهد .

منار جنبان

اين بنا به صورت يك بقعه و دو مناره است كه بر روي قبر ( عمو عبدالله ) از زاهدان و صلحاي معروف قرن هشتم هجري بنا شده است و سنگ قبر آن تاريخ 716 هـ .ق مقارن با اواخر سلطنت (اوليجاتيو) ايلخان مغول را نشان مي دهد .ايوان منار جنبان يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است كه از آن دوره كاشي كاري هايي نيز به يادگار دارد . مناره ها بعداُ و احتمالاُ در اواخر عصر صفويه به ايوان مزبور اضافه شده است و با حركت دادن يكي از آنها ديگري نيز حركت ميكند .نكته جالب در اين بنا قديمي آن است كه وقتي يكي از مناره هابه حركت در آيد  نه تنها مناره ديگر به حركت در مي آيد بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي شود . در حال حاضر, از اين اثر تاريخي بشدت مراقبت مي شود.

مناره دارالضياء

دو مناره معروف به مناره هاي ” دارالضيافه “ كه ” دارالضياء “ نيز گفته شده است ، در محله ” جوباره “ اصفهان واقع شده اند و از بناهاي قرن هشتم هجري اند. كتيبه مناره ها فرو ريخته است و نمي توان سال قطعي ساختمان آن ها را دريافت. اين دو مناره تزئينات كاشي كاري نيز دارند و چنان كه از نام آن ها پيداست, سردر مهمان سراي مشهوري بوده اند كه به امير يا حكمران يا پادشاهي در قرن هشتم تعلق داشته است .

مناره باغ قوشخانه

اين مناره را (طوقجي) و به واسطه مجاورت آن با ” آرامگاه علي بن سهل “ مناره علي بن سهل نيز گويند . اين مناره در منتهي اليه شمالي محله  جوبار واقع شده واز بناهاي قرن هشتم هجري است. اين مناره داراي تزئينات كاشي كاري است و قسمتي از تارك مناره و تزئينات كاشي كاري آن فروريخته است. وجه تسميه آن به قوشخانه , به مناسبت  مجاورت آن با يكي از باغ هاي سلطنتي دوره شاه عباس اول صفوي است كه گويا بازهاي شكاري پادشاهان صفوي در اين باغ نگهداري مي شده اند .

مناره چهل دختر
يكي از آثار جالب دوره سلجوقي در اصفهان مناره چهل دختر است كه با تزئينات آجري و كتيبه هاي كوفي آراسته شده است ، اين مناره را ” ابوالفتح نهوجي “ در سال 501 هجري بنا كرده است. نهوج از توابع اردستان و سال 501 مقارن با سومين سال پادشاهي سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقي است كه در آن زمان اصفهان پايتخت سلسله سلجوقي بوده است .

مناره ساربان

اين مناره در شمال محله ( جوباره ) و در قسمت يهودي نشين اصفهان واقع شده است و از زيباترين مناره هاي عهد سلجوقي است كه در قرن ششم هجري بنا شده است و تزئينات آجري و كاشي كاري دارد . اين مناره حدوداُ 54 متر ارتفاع دارد .

مناره زيار

اين مناره در دهكده ( زيار ) در 30 كيلومتري شرق اصفهان و در ساحل جنوبي زاينده رود واقع شده و تزئينات آجري زيبايي دارد. زمان ساخت آن را قرن ششم هجري مي دانند. نام زيار كه به محل استقرار اين مناره اطلاق مي شود, به احتمال قوي , با دوره حكمراني مرداويج زياري ارتباط دارد كه در آغاز قرن چهارم , شهر اصفهان پايتخت وي بوده است و در ساحل زاينده رود قصرهايي براي سكونت و مراكز اداري حكومت وي بنا شده بود .

مناره راهروان

اين مناره كه در خارج از شهر اصفهان قرار دارد, يكي از آثار قرن ششم هجري است كه تاريخ بناي آن را بعد از مناره هاي ”مسجد علي“ و ”ساربان“ حدس زده اند. اين مناره از مناره هاي زيباي عهد سلاجقه است .

قلعه فارفا آن

اين قلعه در قريه ”فارفا آن“ رويدشت اصفهان واقع شده است و دژي است كه در عهد ساسانيان بنا گرديده است.   ” فارفاآن “ در قديم يكي ازشهرهاي حاكم نشين اصفهان به شمار مي آمد.

كاروان سراي مهيار

اين كاروان سرا كه در 52 كيلومتري جنوب اصفهان و در دهكده اي به همين نام قرار گرفته است , به صورت چهار ايواني و به شكل مستطيل بنا شده است . اين كاروانسرا به احتمال زياد , در زمان شاه اسماعيل بنا گرديده است . اهميت ديگر آن در بناهاي متعدد آن مانند آسياب , نانوايي , قهوه خانه وبازار است كه در مجموع يك شهرك كوچك رادر اين جاده تشكيل مي داده است.

پل الله وردي خان ( سي وسه پل )

اين پل كه در نوع خود شاهكار بي نظيري از آثار دوره شاه عباس اول صفوي است, به هزينه و نظارت سردار معروف او ” الله وردي خان “‌ بنا شده است. اين پل به نام هاي ”سي و سه چشمه“, ”چهار باغ“ , ” جلفا “ و بالاخره ” زاينده رود “ معروف است . تاريخ بناي اين پل را شيخ علي نقي كمره اي شاعر زمان شاه عباس در يك قطعه شعر به ماه تاريخ , سال 1005  هجري ذكر كرده است. اين سال مقارن ايامي است كه خيابان چهارباغ نيز احداث شده است . اين پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طولاني ترين پل بر روي زاينده رود است . در دوره صفويه مراسم جشن آبريزان يا آبپاشان در كنار اين پل صورت مي گرفت . در سفر نامه هاي سياحان اروپايي آن دوران  به برگزاري اين جشن اشاره شده است . ارامنه جلفا هم مراسم  خاج شويان خود را در محدوده همين پل برگزار مي كرده اند . اين پل يكي از شاهكارهاي معماري و پل سازي ايران محسوب ميشود و از زيبايي و عظمت منحصر بفردي برخودار است .

پل خواجو

پل خواجو يا ” پل شاهي “ كه از اواخر دوره تيموري شالوده هايي داشته است, به امر شاه عباس دوم درسال 1060 هجري به صورت امروزي آن ساخته شد. غرفه هاي آن با تزئينات كاشي كاري و نقاشي پوشيده شده است. پل خواجو به هنگام طغيان آب زاينده رود, منظره اي ديدني مي يابد. براي اقامت موقتي شاه صفوي و خانواده او در وسط پل ساختمان مخصوصي كه به نام ” بيگلر بيگي “ شهرت دارد, بنا شده است. اين ساختمان هم اكنون نيز وجود دارد. اتاق هاي آن داراي تزئينات نقاشي است. نام اصلي اين پل در مآخذ دوران صفوي, پل شاهي آمده است. و خواجو نامي است كه طي دو قرن اخير به مناسبت مجاورت با محله خواجو به آن اطلاق شد .

نام اين پل هيچ ارتباطي به نام شاعر قرن هشتم هجري يعني خواجوي كرماني ندارد . اين پل در سالهاي نه چندان دور به نامهاي ” پل شيراز “ و “ پل بابا ركن الدين “  معروف بوده است .

 

پل شهرستان

اين پل در ناحيه ”جي“ قديم و 4 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و قديمي ترين پلي است كه بر زاينده رود احداث شده است. پل شهرستان از نظر معماري فوق العاده جالب توجه است و به عقيده باستان شناسان اساس و بنياد آن به دوره ساسانيان مربوط است؛ ولي ساختمانهاي روي پل از نحوه معماري دوره اسلامي متاْثر گرديده اند .

 

پل مارنان

نام اين پل كه در اصل ”ماربين“ نام داشته , از كلمه ” مهربين “ اوستايي اخذ شده است. قرن ها قبل از ظهور زرتشت , معبد مهرپرستان بر فراز كوه سنگي قرار داشت. نام اين بلوك در دوره ساسانيان مهربين بود و در طول مدت 14 قرن دوره اسلامي به ” ماربين “ معروف شد. پل مارنان واسطه اتصال دو ساحل شمالي و جنوبي رودخانه در غربي ترين سمت شهر اصفهان بود .

 

جاذبه هاي طبيعي

آبشار شالورا

اين آبشار در 65 كيلومتري غرب اصفهان و در نزديكي روستاي جو ميهن قرار دارد .

آبشار كرد عليا

اين آبشار كه در 90 كيلومتري غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانكوه قرار دارد, از آب شدن برف هاي دالانكوه به وجود آمده است و در بهار منظره بسيار زيبايي ايجاد مي كند.

چشمه آب معدني ورتون

در 43 كيلومتري جاده اصفهان به يزد جاده اي فرعي وجود دارد كه پس از طي 18 كيلومتر به ناحيه ورتون مي رسد. بعد از ورتون در فاصله 12 كيلومتري, چشمه هاي معدني ورتون قرار گرفته اند. در اين منطقه حمام هايي به سبك دوره صفويه است كه اكثراُ مخروبه اند و برخي از آنها كه سالم است مورد استفاده مردم قرار مي گيرد. آب گرم ورتون از دسته آب هاي كلروره بي كربناته و سولفاته گرم است. خواص درماني استحمام در اين آب عبارت است از : تسكين دهندگي دردهاي عصبي و رماتيسمي . اين آب در صورت نوشيدن باعث ازدياد ترشح معده مي گردد. به سبب وجود سولفات سديم در تركيب آن , اين آب خاصيت ملين دارد و سرانجام وجود آهن در تركيب آن , در درمان كم خوني موْثر است .

 

اماکن زيارتي و مذهبي

مسجد جامع عباسي (مسجد شاه)  

ساختمان مسجد جامع عباسي , درضلع جنوبي ميدان تاريخي اصفهان در سال 1020 هجري قمري به فرمان شاه عباس اول در بيست و چهارمين سال سلطنت وي شروع شد . كتيبه سردر مسجد به خط ثلث ” عليرضا عباسي“ در سال 1025 نگاشته شده و حاكي از آن است كه شاه عباس اين مسجد جامع را از مال خالص خود بنا كرده وثواب آن را به روح جد اعظم خود ” شاه طهماسب “‌ اهدا نموده است, در ذيل اين كتيبه, كتيبه ديگري است كه از استاد علي اكبر اصفهاني ( مهندسي معمار مسجد ) تجليل شده است .

مسجد شيخ لطف الله

اين مسجد بي نظير شاهكار ديگري از هنر معماري و كاشي كاري قرن يازدهم هجري قمري است كه به فرمان شاه عباس اول در مدت 18 سال ساخته شده است . ساخت سردر معرق آن در سال 1011 هـ . ق اتمام يافت و ساختمان تزئينات آن در سال 1028 هجري قمري به اتمام رسيده است . كتيبه سردر آن به خط ثلث عليرضا عباسي و به تاريخ سال 1012 هجري قمري است معمار و بناي مسجد ” استاد محمدرضا اصفهاني “ است كه نام او در داخل محراب زيباي مسجد در لوحه كوچكي ذكر شده است . باستان شناسان خارجي در مورد عظمت معماري اين مسجد گفته اند : ” به سختي مي توان اين بنا را محصول دست بشر دانست . “ شيخ لطف الله از علماي بزرگ شيعه واز مردم ” ميس “‌ از قراء ” جبل عامل “‌ در لبنان امروزي بود كه به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزيد. اين مسجد به منظور تجليل از او احداث گرديد.

 

مسجد و مناره برسيان

اين مسجد در 42 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و يك اثر خالص سلجوقي است. مناره آن را در سال 491 و محراب آن را در سال 498 هجري قمري ساخته شده است. تزئينات آجري داخل مسجد شبيه به گنبد تاج الملك در مسجد جمعه اصفهان است و به احتمال قوي معمار هردو بنا يكي بوده است .

مسجد گار

اين مسجد كه از دوره سلاجقه است در دهكده ” گار “ كه امروزه آن را ” جار “ تلفظ مي كنند و در جنوب بستر زاينده رود واقع شده است قرار دارد. از اين مسجد جز ويرانه هايي باقي نمانده است ولي مناره آن وضع خوبي دارد و به موجب كتيبه كوفي موجود در آن , در سال 515 هـ .ق به وسيله شخصي به نام ” سيد الرْوسا ء ابوالقاسم“ بنا شده است .

مسجد سرخي

اين مسجد كوچك كه نماز خانه آن در سالهاي اخير بازسازي شده است در سال 1014 هـ .ق توسط خلف نامي كه سفره چي شاه عباس اول بود بنا گرديده است . در گذشته اين مسجد را مسجد سفره چي مي ناميدند . ولي كلمه سفره چي در طول زمان به سرخي تبديل شده است . سردر اين مسجد حاوي كتيبه اي است به خط ثلث كه با كاشي معرق سفيد به زمينه اي به رنگ آبي نوشته شده است .

مسجد لبنان

اين مسجد در حاشيه غربي اصفهان و در محله لبنان از محلات قديمي شهر اصفهان واقع شده است . از آثار تاريخي آن جز چند قطعه گچبري از قرن  هشتم و چند قطعه كاشي كاري از دوره شاه سليمان به خط ( امامي ) و لوح سنگي سردر , چيز ديگري باقي نمانده است . منبر قديمي اين مسجد از نمونه هاي جالب توجه عهد صفويه است . گنبد و مناره كاشي كاري شده اين مسجد از الحاقات نيم قرن اخير است .

 

مسجد ركن الملك

اين مسجد به وسيله ( مير سليمان خان شيرازي ) ملقب به ” ركن الملك “ در ابتداي تخت فولاد اصفهان بنا شده و يكي از بناهاي مشهور دوره قاجاريه است . سردر , گنبد و داخل آن با تزئينات كاشي كاري آراسته شده و آرامگاه  ”ركن الملك “ در يكي از اتاق هاي سرسراي ورودي صحن آن قرار دارد . كتيبه هاي اين مسجد و مدرسه كوچك متصل به آن كه تاريخ سال هاي 1319 تا 1325 هجري قمري را دارد , داراي اشعار فارسي است كه در اطراف صحن مسجد با كاشي كاري زيبا بسته اند .

مسجد اريزان

مسجد اريزان كه سال ها به دست فراموشي سپرده شده بود , بسيار زيباتر از دوبناي مساجد كاخ و دشتي است و داخل آن با تزئينات گچ بري نيز آراسته شده است . طي سال هاي اخير ، تعميراتي در اين مسجد به عمل آمده است.

مسجد قطبيه

اين مسجد , در دوره ”شاه طهماسب اول“‌ به وسيله ” قطب الدين علي باب الدشتي “‌ بنا شده است . سردر زيباي اين مسجد را براي محافظت به باغ چهل ستون انتقال داده اند. در كتيبه آن , سال 950 هـ .ق ثبت شده است .

مسجد سين

اين مسجد در 24 كيلومتري شمال اصفهان واقع شده و از آثار دوره  سلاجقه است. به موجب يك كتيبه خط كوفي موجود, مسجد را ”ابوغالب يحيي“ در سال 529 هجري قمري بنا كرده است. مناره مسجد ”سين“ در سال 529 هـ. ق. بنا گرديده است. مناره مسجد ” سين “ در سال 526 هـ .ق به وسيله ” ابو اسماعيل محمد “ بنا شده است .

مسجد اشترجان ( اشترگان )

اين مسجد در دهكده ” اشترگان “ لنجان كه امروزه اشترجان تلفظ مي شود و تا شهر اصفهان 38 كيلومتر فاصله دارد واقع شده است. سردر مسجد آن 13 متر ارتفاع دارد و با كاشي هاي سبك اوايل قرن هشتم هجري قمري و تزئينات گچبري به شيوه همان دوره , آراسته شده است . مناره هاي اين مسجد مانند منارجنبان متحرك است. تاريخ ساختمان سال 715 هـ .ق و باني آن ” فخرالدين محمدبن محمد اشترجاني “ است .

مسجد جارچي

اين مسجد در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است و داخل آن تزئينات كاشي كاري معرق دارد . كتيبهْ سردر آن نام (شاه عباس اول ) و ( ملك سلطان جارچي باشي ) را كه باني ساختمان مسجد بود دربردارد وسال 1019 هـ .ق در آن ذكر شده است . جارچي باشي كسي بود كه فرمان هاي شاهان صفوي را در ميدان هاي شهر به اطلاع مردم مي رساند .

مسجد ايلچي

اين مسجد در محله ( احمدآباد ) اصفهان واقع شده است اين بنا در دوره سلطنت شاه سليمان صفوي بنا گرديده است و سردر و قسمت هايي از داخل آن كاشي كاري شده است .

امامزاده اسماعيل

در حاشيه شرقي خيابان هاتف كه قديميترين قسمت شهر اصفهان است, مجموعه جالب توجهي وجود دارد مشتمل بريك مسجد بسيار قديمي به نام شعيا و مقبره امام زاده اسماعيل كه رواق و سردر صحن و گنبد زيبا و آجري بزرگ آن كه از نوع گنبدهاي چهارسوي اصفهان است, جلب توجه مي كند . اين مجموعه نفيس نمونه اي از معماري و تزئينات عهد سلجوقي و صفوي است .

امامزاده جعفر

بقعه ” جعفريه “ كه از بناهاي قرن هشتم , با تاريخ 725 هجري قمري است در حاشيه خيابان هاتف روبه روي امام زاده اسماعيل قرار گرفته است. اين بنا همانند يك برج آجري است كه نماي خارجي گنبد و اطراف آن با كاشي كاري و كتيبه هاي زيبايي تزئين يافته است.

 

امامزاده ابراهيم

بناي امام زاده ابراهيم در24 كيلومتري شرق اصفهان در روستاي زمان آباد برخوار واقع شده است . اين امام زاده صحني وسيع با اتاق هايي در اطراف دارد . اين امام زاده به حضرت موسي بن جعفر (ع) منسوب است .

 

بقعه هارون ولايت

بقعه هارون ولايت در دوره شاه اسماعيل اول صفوي و درسال 918 هـ ق به دستور يكي از امراي مشهور او به نام ”دورميش خان “ و با نظارت وزير او ” ميرزا شاه حسين اصفهاني “ بنا شده است. نام ” دورميش خان “ سردار مشهور شاه اسماعيل و ” حسين “ كه اشاره اي به نام ميرزا شاه حسين وزير است . ” هارون ولايت “ از دوره صفويه به بعد همواره از زيارتگاه هاي مورد علاقه مردم اصفهان مخصوصاُ مردم روستاها بوده است. صاحب مدفن را از اولاد حضرت امام علي النقي (ع) ذكر كرده اند .

بقعه ستي فاطمه

 يكي از اماكن مقدس اصفهان به نام ستي فاطمه, در مجاورت بقعه شاه زادگان قرار دارد. بقعه ستي فاطمه, مقبره و ضريح دارد ومعروف است كه شخص مدفون در اين آرامگاه , فاطمه صغري بنت حضرت امام موسي بن جعفر (ع) است. ساختمان صحن و بقعه آن از دوره صفويه به يادگار مانده است .

بقعه شاه سيد علي اكبر

اين بقعه كه در 18 كيلومتري شمال شرقي شهرضا واقع شده , از آثار دوره صفويه است و كتيبه زيباي كاشي كاري شده اي دارد . ضريح آن در گوشه اي از بقعه , متصل به ديوار جنوبي آن , نصب شده و تزئينات آن منبت كاري ساده و با مشبك هاي برنجي است كه در سال 1251 هجري قمري ساخته شده است .

بقعه شاه رضا

زيارتگاه شاه رضا در مسير اصفهان به شيراز , در 84 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده است . تزئينات كاشي كاري گنبد آن ابتدا در زمان صفويه صورت گرفته است سپس در قرن سيزدهم هجري قمري تعمير و تجديد بنا شده است و داخل آن نيز با تزئينات آينه كاري آراسته شده است . اين امام زاده , زيارتگاه عمومي مردم ” شهرضا “ و دهات اطراف آن است .

كليساي بيت اللحم

اين كليسا در ميدان جلفا , به فاصله كمي از كليساي مريم قرار دارد . ساختمان آن را يكي از ارامنه نيكوكار آن دوره به نام ” خواجه پطرس ولي جانيان “‌  احداث كرده است . تصوير او در ديوار كليسا جاي داده شده است .

 

كليساي وانك

اين كليسا بزرگ ترين و زيباترين كليساي جلفاي اصفهان است كه از نظر تزئينات و نقاشي هاي فضاي داخلي بسيار جالب توجه است. تاق كليساي وانك كه در زبان ارمني كليساي اعظم معني مي دهد از نظر طلاكاري سقف و سطح داخلي گنبد و نقاشي هاي تاريخي يكي از زيباترين كليساهاي جلفاي اصفهان است و درنوع خود بي نظير است. اين كليسا به نامهاي ” سن سو“ و ” دوآمناپركيج “‌ نيز

بناي شهرهمدان را به ديا آكو پادشاه ماد نسبت مي دهند. شهر همدان به نامهاي اكباتان - هگمتانه -آنادانا يا همدانا معروف است. شهرهمدان در زمان فرمانروايي بخت النصر ويران شد و بعدها داريوش بزرگ آن را مرمت كرد.

 

در زمان اشكانيان كه تيسفون پايتخت كشور بود همدان پايتخت و اقامتگاه تابستاني شاهان اشكاني شد. بعد از اشكانيان ساسانيان نيز قصرهاي تابستاني خود را در اين شهر بنا كردند. خرابه هاي باروي قلعه اشكاني بر فراز تپه مصلي و مجسمه شير سنگي يکي از دروازه هاي همدان از آثار اين دوره است.

 

درسال 23 هجري براثر جنگ نهاوند همدان به تصرف اعراب درآمد. همدان در زمان ديلميان (319 هجري قمري) لطمات فراواني ديد. در قرن ششم هجري سلجوقيان مركز خود را از بغداد به اين شهر منتقل كردند و مدت پنجاه سال اين شهر پايتخت سلجوقيان بود. پس از حمله مغول اين شهر به ويرانه اي مبدل شد. در زمان صفويه اين شهر از نعمت آباداني بهره مند شد. پس از انقراض صفويه اين شهر به تصرف عثماني در آمد كه پس از شش سال توسط نادر شاه باز پس گرفته شد.

 

شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسير راه هاي اصلي منطقه غرب ايران درقرن هاي اخير همواره از نظر بازرگاني مورد توجه بوده است . همچنين اين شهر در مسير جاده ابريشم قرارداشته است .

مراکز تاريخي و باستاني

كاخ هگمتانه

اين كاخ در شهرهمدان فعلي و هگمتانه  قديمي قرار دارد و بنا به روايت هاي تاريخي درقرن هشتم قبل از ميلاد ساخته شده است.اين كاخ در دوران اقتدار نظام نظام سياسي مادها ,پس از تشكيل دولت مركزي و تسخير آشور , درسال 614 قبل از ميلاد توسط كياكسار مادي و باهمدستي “نابو پولاسار“ بابلي ساخته شد.

 

آرامگاه ابوعلي سينا

آرمگاه شيخ الرئيس ابوعلي سينا فيلسوف ودانشمند و طبيب مشهور ايران (428-370هق) در ميداني به نام بوعلي سينا درشهر همدان واقع شده است .

آرامگاه بوعلي سينا درزميني به مساحت 3090 متر مربع احداث گرديده و زير بناي اصلي آن حدود 1792 متر مربع است . نماي آرامگاه از سنگ خارا است .

 

آرامگاه بابا طاهر

يكي از ديدني هاي شهر همدان, ‌آرامگاه بابا طاهر است. باباطاهر كه حدودا“ در اواخر قرن چهارم  و اوايل قرن پنجم مي زيست, از شعرا و عرفاي بزرگ روزگار خويش بوده است. مساحت كل زير بناي آرامگاه و باغ آن حدود 8965 متر مربع  برآورد شده است .

 

مقبره استر و مرد خاي

اين بنا كه از سنگ و آجر و به سبك بناهاي اسلامي ساخته شده است درمركز شهر همدان قراردارد.

 

بنا به روايات مشهور, اين محل آرامگاه استر ملكه شوش وبانوي پادشاه ايران خشايار شاه و مردخاي عموي ملكه است. احتمال دارد بناي مقبره استر و مرد خاي نخستين بار در حدود 11 قرن پيش به دست كليميان و به ياد اين دو شخصيت ساخته شده باشد.

 

گنبد علويان

يكي از مهم ترين بناهاي تاريخي همدان بنايي چهار ضلعي به نام گنبد علويان است كه محل آرامگاه دو نفر از اعضاي خاندان علويان است و در زمان مغول تزيين و مرمت شده است . اين بنا به اواخر دوران سلجوقي مربوط است.

 

قبر اسكندر

اين مقبره در شهر همدان و در خيابان نظر بيك نزديك تپه هگمتانه واقع شده است. در مورد صاحب قبر نظراتي ابراز شده است. گروهي او را پير و مرشد و گروهي ديگر اسكندر مقدوني مي دانند. برخي نيز قبر را متعلق به سردار اسكندر مقدوني (هفايستون ) ميدانند كه در همدان كشته شد.

 

قلعه دختر (قيز قلعه سي)

اين قلعه با آنكه تخريب شده است, ولي هنوز پي, بنا و ديوارهاي آن باقي مانده است. اين قلعه كه اهميت نظامي داشته, ‌بر تمام شهر همدان و اطراف آن و گردونه معروف همدان, تويسركان تسلط كامل دارد و ظاهرا“ در دوران مقاومت ايرانيان در برابر حمله اعرب احداث شده اند.

 

برج قربان

اين بناي تاريخي درشهر همدان و در محله زندي ها, نزديك دبيرستان ابن سينا قرار گرفته است. از قرارمعلوم مدفن شيخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلا و جمعي از  امراي سلجوقي است كه در قرن هفتم و هشتم هجري به طرز ساده و بي پيرايه ساخته شده است.

بنا از يك برج دوازده ضلعي آجري با گنبد هرمي شكل دوازده ترك آجري تشكيل شده است. در وجه تسميه اين بنا از شخصي به نام قربان نام برده اند كه اين محل را در حمله افاغنه سنگرگاه خود قرار داد و از اهل محل خود دفاع كرد.

 

تپه هگمتانه

 تپه باستاني هگمتانه كه در ورودي شهر همدان واقع شده است, يكي از با ارزش ترين آثار باستاني ايران است. تا كنون حفاري هاي متعددي بر روي اين تپه صورت گرفته است كه آثار خشتي زيادي از دوران هخامنشيان در آنجا آشكار شده است.

اين آثار نشان مي دهند كه تپه هگمتانه احتمالا” محل خزانه پادشاهان هخامنشي بوده است.

 

تپه پيسا

اين تپه درفاصله 2/5 كيلومتري شمال تپه معروف هگمتانه قرار دارد و به وسيله رودخانه به دو بخش تقسيم شده است . سفال هاي بدست آمده از سطح تپه نشانگر آن است كه قدمت تاريخي اين تپه به دوره هخامنشي مي رسد و به احتمال زياد با تپه هگمتانه ارتباط داشنه است.

 

كتيبه گنجنامه

كتيبه هاي گنجنامه كه يادگاري از دوران داريوش و خشايار شاه هخامنشي است بر دل يكي از صخره هاي كوه الوند در فاصله 5 كيلومتري غرب همدان و در انتهاي دره عباس آباد حكاكي شده است .

با توجه به سوراخهاي كنار كتيبه, به نظر مي رسد كه كتيبه ها روپوش داشته اند كه آنها را از گزند باد و باران حفظ مي كرده است.

جاذبه هاي طبيعي

پيست اسكي

در سطح استان همدان فقط يك پيست اسكي وجود دارد. اين پيست در 15 كيلومتري جنوب  شهر همدان و درارتفاعات دامنه كوه الوند درمنطقه اي به نام تاريك دره واقع شده است. راه دسترسي به آن از محل تاريخي گنج نامه مي گذرد. طول پيست اسكي 4 كيلومتر و شيب آن در حدود 25 درصد است. و درماه هاي دي- بهمن- اسفند - فروردين و ارديبهشت قابل استفاده است .

 

آبشار گنجنامه

مهم ترين آبشار استان همدان آبشار گنجنامه است كه در نزديكي شهر همدان و در تفرجكاه گنجنامه قرار دارد. كتيبه هاي معروفي از دوره هخامنشي در نزديكي اين آبشار به جاي مانده است .

 

دره زينا

دره زينا مشتمل بر دو دره حيدره و كيوارستان است كه اولي به دامنه هاي كوه ميدان ميشان منتهي ميشود و روستاي حيدره را مانند نگيني درخود جاي مي دهد و دومي همراه رودخانه هاي پشت كوه هاي الوند و كلاغ لان به دامنه آن كوه ها ختم مي شود.

 

دوزخ دره

از دره هاي صخره اي و ريزشي است و به امامزاده كوه  منتهي ميشود. آبشار اين دره كه حدود 15 متر ارتفاع دارد معروف است . وجود بيشهزار و رودخانه درعمق دره هاي سلسله جبال الوند زيبايي هاي گردشگاهي آن را دو چندان كرده است.

 

درياچه پشت سد اكباتان

تنها درياچه استان درياچه سد اكباتان است كه در 9 كيلومتري جنوب شرقي شهر همدان واقع شده است. وسعت اين درياچه حدود 60 هكتار و حداكثر و حداقل عمق آن به ترتيب 32و 18 متر گزارش شده است .

 كرمان

تاريخچه كرمان

در مدارك تاريخي و جغرافيايي اسلامي، اين منطقه كرمان، كارمانيا، ژرمانيا، كرمانيا، كريمان، كارماني و كرماني ذكر شده است. اگر كارمان را در كلمه در نظر بگيريم (كار)‌ به معني جنگ و (مان) به مفهوم محل است كه در مجموع معني (جايگاه دلاوري و نبرد) دارد.

 

برخي از جغرافيا‌دانان، نام قديم اين شهر را گواشير (بردشير) خوانده‌اند. گفته مي‌شود؛ گواشير همان (كوره‌اردشير) يا شهر اردشير بوده است كه به تدريج به ( گواشير) تبديل شده است. به استناد منابع تاريخي عرب و يهود، كرمان منسوب به كرمان بن هيتال بن ارفحشه بن سام بن نوح است و نام آن در كتيبه بيستون به صـورت(يـوتـيـه) ذكر شده است.  در دوره سـاسـانـيـان فـرمـانـرواي كــرمـان، عـنـوان شـاه داشـت، چـنـانـکـه بـهـرام چهار(388-389 ميلادي) به مناسبت اينكه در زمان پدرش والي كرمان بود به كرمانشاه (شاه كرمان) معروف بود. در اين دوره سيرجان مهم ترين ناحيه كرمان محسوب مي‌شد.

 

در دوره اسلامي و مقارن با 21 تا 24 هجري قمري و سالهاي بعد از آن، كرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت تا سرانجام در سال 253 هجري قمري به تصرف يعقوب ليث، موسس سلسه صفاريان درآمد. پس از آن اين سرزمين در زير سلطه حكومت‌هاي قدرتمند زمان مانند سامانيان، ديلميان، آل بويه و سلاجغه قرار گرفت. در سال 619 هجري قمري مقارن با رسيدن چنگيزخان به خراسان، براق حاجب از امراي خوارزمشاهيان بر كرمان استيلا يافت و  رسماً سلسله قراختائيان را بنيان گذاشت. اين سلسله از 619 تا 703 هجري قمري در كرمان سلطنت كردند. در زمان حكومت قراختائيان بود كه ماركوپولو سياح معروف ونيزي از كرمان ديدن كرد.

 

در سال 714 هجري‌قمري امير مبارزالدين محمد مؤسس سلسله آل مظفر، كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض اين سلسله كرمان ضميمه متصرفات امير تيمور گوركاني شد و پس از تيموريان سلسله‌هاي قراقويونلو و آق‌قويونلو به ترتيب كرمان را تصرف كردند.

 

محمود افغان در دوبار لشگر كشي به كرمان به قصد تصرف اصفهان سرانجام توانست در سال 1132 هجري‌قمري، كرمان و سپس اصفهان را به زير سلطه خود در آورد. پس از دفع اشرف افغان توسط نادر و خلع شاه طهماسب دوم از سلطنت، كرمان مانند ساير مناطق ايران به تصرف نادر، مؤسس سلسله افشاريه در آمد. بعد از كشته شدن او كرمان دستخوش هرج و مرج گرديد و به وسيله افغان‌ها و بلوچ‌ها تاراج شد. كريم خان زند( 1163- 1193 هجري قمري) پس از سركوبي مخالفان خود، خدامراد زند را با سپاهي به كرمان فرستاد و اين سردار بدون هيچ گونه مانعي كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض سلسله زنديه به وسيله آغا محمدخان‌قاجار و تصرف كرمان، فرمان قتل عام اهالي بي‌گناه كرمان صادر شد و به دستور وي 20 هزار نفر از نعمت بينايي محروم شدند و از سرهاي عده‌اي از ساكنان بي‌گناه كرمان، كله مناره‌ها بر پا گرديد.

 

شهر امروزي كرمان به بركت توسعه صنعتي، كشاورزي و فرهنگي، يكي از آبادترين شهرهاي ايران به حساب مي‌آيد.

 

مراکز تاريخي و باستاني

 

آب انبار علي مردان خان

اين آب انبار در مجموعه گنجعلي خان كرمان واقع شده است. ميزان بارندگي كم و فقدان آب انبار تاريخي عليمردان (پسر گنجعلي خان) كه داخل بازار مسگري غربي واقع شده، داراي ويژگي‌هاي معماري جالبي است كه توجه بينندگان را به خود جلب مي‌كند. تاريخ كتيبه موجود بناي مذكور 1209 هجري قمري است. سر در آب انبار كاشي كاري شده و سنگ‌هايي دارد كه حكاكي شده‌اند.

 

مدرسه گنجعلي‌خان

اين بنا در ضلع شرقي ميدان گنجعلي خان واقع شده و روزگاري مدرسه‌اي پر رونق بود كه بعدها به كاروانسرا تبديل گرديده است. بر كاشي‌هاي كتيبه سر در آن تاريخ 1007 هجري قمري مطابق با 1598 ميلادي نقش بسته و معمار آن محمد سلطاني يزدي بوده و مساحت آن 724 متر مربع مي‌باشد. حجره‌هاي متعدد آن در دو طبقه با شيوه معماري زيبايي طراحي شده‌اند.

اين بناي تاريخي در حال حاضر محل سازمان ميراث فرهنگي كرمان و دفتر مطالعات فني جهاد دانشگاهي است. نماي داخلي و خارجي اين مدرسه، كاشي‌كاري معرق مي‌باشد كه از عهد صفوي به يادگار مانده است. مدرسه گنجعلي‌خان و كليه آثار آن در هجوم آغا محمد خان صدمات فراواني ديد و فقط از كتابخانه آن در حدود 5000 نسخه خطي نفيس به غارت رفت.

 

مدرسه حياتي

مدرسه حياتي سومين مدرسه داخل بازار است. سر در آن كاشي‌كاري است و دو صحن و حجره‌هاي آن يادآور معماري عصر قاجاريه است و از مدارس بزرگ و تاريخي كرمان به شمار مي‌رود.در جوار اين مدرسه محوطه‌اي بازتر از بازار وجود دارد كه مشابه چهار سوق است و بدون سقف مي‌باشد كه در اصطلاح محلي به آن قيصريه مي‌گويند.

 

مدرسه شفيعيه

اين مدرسه كه در سمت راست بازار اختياري واقع شده، به همت ميرزا محمد شفيع از نوادگان گنجعلي‌خان احداث شده است.

 

مدرسه ابراهيم‌خان

اين مدرسه به فرقه شيخيه تعلق دارد. پلان آن به شكل مستطيل و دو طبقه است كه حجره‌هايي در اضلاع دروني آن تعبيه شده است. عناصر كاركرد فضايي مدرسه عبارت است از حجره، محل تدريس، كتابخانه، مسجد، اتاق‌هاي‌خادم، چراغدار، آبكش و سرويس‌هاي بهداشتي.

اين ساختمان از شاه نشين و محراب، ايوانچه‌ها و غرفه‌هاي اطراف آن تشكيل شده است. تزئينات نماي داخلي بنا، كاشي هفت‌رنگ با نقش گل و بوته، گلدان و باغ، مقرنس‌كاري وگچبري مي‌باشد. تاريخ كاشي‌كاري اين مدرسه1230 هجري قمري است. رفيع‌ترين و زيبا‌ترين بادگير كرمان در اين مدرسه تعبيه شده است. همچنين ايوان شرقي و برج ساعت اين مدرسه كاشي‌كاري و چشم‌اندازي زيبا دارد.

 

مقبره خواجه اتابك

مقبره خواجه اتابك كه در محله جنوب شرقي نزديك مسجد بازار قرار دارد، از بناهاي ارزنده دوره سلجوقي در قرن ششم هجري است. نماي داخلي و خارجي بنا به وسيله گچبري و آجركاري منظم تزئين شده است. مقدار زيادي از گچبري‌ها به مرور از بين رفته، حتي سقف مقبره حدود چهل سال قبل فرو ريخته و پوشش مجدد آن به وسيله اداره باستان‌شناسي انجام شده است.

از آثار با ارزش بناي مقبره خطوط كوفي و ثلث آن مي‌باشد كه با گچ و آجر در نماي داخلي آن به كار رفته است.

 

گنبد جبليه

در شرق كرمان و در امتداد خيابان زرسيف، به طرف مسجد صاحب الزمان، گنبد سنگي بزرگي پا بر جاست كه به (گنبد گبري) نيز شهرت دارد. پلان گنبد هشت ضلعي است و طاقنماهاي متعددي دارد. مصالح آن سنگ و گچ است و گنبد آن كه الحاقي به نظر مي‌رسد از آجر ساخته شده است. شيوه سبك معماري آن گوياي تعلق آن به اواخر عصر ساساني است كه يا احتمالاً اوايل اسلام تعمير و مرمت شده و يا با الهام از معماري ساساني بنا گرديده است.

 

گنبد سبز

گنبد سبز از بناهاي قرن هفتم هجري شهر كرمان است كه به قپه سبز نيز شهرت دارد. اين اثر از بقاياي مدرسه و آرامگاه قراختائيان كرمان به يادگار مانده كه در اثر زلزله 1314 هجري قمري قسمت اعظم آن ويران شد. در حال حاضر فقط سر در ورودي مدرسه باقي مانده است. بقاياي ديوارهاي آن و همچنين آرامگاه، زير ساختمانهاي مسكوني مدفون شده است. سقف ايوان آن بر اثر زلزله فروريخته و در دوران بعد بازسازي شده است. زيباترين قسمت ايوان كاشي‌كاري معرق آن است كه در نوع خود بي‌نظير است.

 

گنبد مشتاقيه

گنبد مشتاقيه در فلكه مشتاقيه كرمان قرار دارد و در دوره قاجاريه احداث شده است. سه گنبد بر روي سه مقبره به نام مشتاق عليشاه، شيخ اسماعيل و كوثر عليشاه بنا گرديده است. مشتاق عليشاه از گروه متصوفان قرن سيزدهم هجري است كه در اواخر زمستان سال 1206 هجري قمري سنگسار شده است. جرم مشتاق اين بود كه قرآن را با نواي سه‌تار مي‌خواند. گنبدي كه بر روي مزار مشتاق قرار دارد، در 1260 هجري قمري بنا گرديده است. از جمله آثار هنري مقبره فوق كاشي‌كاري و تزئينات داخل آن است.

 

باغ شاهزاده ماهان

اين باغ در 6 كيلومتري ماهان قرار دارد، به دستور حاكم كرمان در اواخر دوره قاجاريه احداث شد. عمارت زيباي اين باغ داراي قسمت‌هاي مختلف از جمله عمارت سردر، عمارت شاه نشين و حمام است. از قسمت‌هاي ارزشمند اين باغ نحوه آبرساني و حوض‌هاي آب آن است كه به صورت پلكاني است.

 

چهارسوق گنجعلي‌خان

محل تقاتع دو راسته بازار را ( چهار سوق ) مي‌گويند. در گذشته اين مكان مهم‌ترين نقطه شهر محسوب مي‌شد و نقش چهارراه اصلي شهر را ايفا مي‌كرده است. چهارسوق مذكور جزئي از مجموعه گنجعلي‌خان است.

نماي داخلي گنبد اين چهار سوق با گچبري‌هاي جالب و نقاشي‌هاي زيباي عصر صفوي ( 1024-1005هجري‌قمري) همراه با چهره شهروندان مهم آن دوره به تصوير در آمده است. گنبد چهار سوق در زمان ساخت مرتفع ترين گنبد شهر به شمار مي‌آمده است. نورگيرهايي كه در اطراف گنبد تعبيه شده، روشنايي لازم را تامين مي‌كند.

 

ميدان گنجعلي‌خان

ميدان گنجعلي‌خان، نظير ميدان نقش جهان اصفهان و ميدان ميرچخماغ يزد است، پيرامون خود بعضي از عناصر شهري را به وجود آورده است. به طوري كه در سه ضلع آن بازار قرار دارد و در ضلع چهارم مدرسه گنجعلي‌خان بنا شده است. طول ميدان 100 متر و عرض آن 54 متر است و 5346 متر مربع مساحت دارد. از نقطه نظر نماي ظاهري معماري، وجود طاقنماهاي آجري، كاشي‌كاري، فضاي سبز، حوض آب و ...  بر زيبايي آن افزوده است.

 

يخدان مؤيدي

در گذشته‌هاي دور، بناي يخدان مؤيدي خارج از شهر كرمان قرار داشت كه بر اثر توسعه شهري، اكنون داخل شهر جاي گرفته و اطراف آن فضاي سبز جالبي احداث شده است.

پلان يخدان دايره‌اي و پوشش آن از خشت و ملاط رس است و به صورت گبدي بزرگ نمايان است.

 

حمام گنجعلي‌خان

حمام گنجعلي‌خان براي تمامي جهانگردان و افرادي كه از كرمان بازديد مي‌كنند به ياد ماندني است. اين حمام مجموعه‌اي از تلفيق هنر معماري و كاربرد مصالح گوناگون با فضايي متناسب است. بناي حمام با كاشي كاري، نقاشي، گچبري، مقرنس كاري و كاربندي‌هاي زيبا بسيار ظريف است. سر در ورودي اين حمام نيز با نقاشي‌هاي زيباي عصر صفوي تزئين شده است. معمار اين مجموعه و حمام، استاد محمد سلطاني يزدي بوده است. اين حمام داراي دو بخش رختكن و گرمخانه است. در غرفه‌هاي رختكن با ايجاد قرينه سازي در ايوان‌ها، ايوانچه‌ها و ستونهاي سنگي، فضاي مناسب و زيبايي را به وجود آورده‌اند. بخش گرمخانه شامل يك حوض آب سرد است با طاقي شبيه خيمه كه هشت ستون حمام بر زيبايي آن مي‌افزايد. سيستم كانال كشي آب و فواره‌ها چنان دقيق طراحي و اجرا شده است كه از عجايب معماري حمام محسوب مي‌شود. يكي ديگر از عجايب حمام ( سنگ ساعت زمان ) آن است.

 

حمام يا چايخانه سنتي وكيل

اولين بخش از مجموعه وكيل، بناي حمام قديمي يا چايخانه امروزي وكيل است كه در سال 1280 به شكل با شكوه و با تاثير پذيري از سبك معماري عصر زنديه- قاجاريه احداث شده است. اين بنا يكي از حمام‌هاي تاريخي، سنتي و باستاني كرمان بوده و به تقليد از حمام گنجعلي‌خان ساخته شده است. از كف تا ديوار آن كاشي‌كاري و سراميك  كاري شده و به دو بخش رختكن و گرمخانه تقسيم مي‌شود. در سال‌هاي اخير اين حمام به چايخانه سنتي تبديل شده و توسط اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اداره مي‌شود.

 

حمام ابراهيم‌خان

اين حمام يكي از حمام‌هاي جالب توجه قديمي و سنتي كرمان است كه در وسط بازار ابراهيم خان واقع شده و بر دو بخش رختكن و گرمخانه تقسيم مي‌شود. اين حمام از سال 1321 هجري‌قمري تا كنون داير است. استحمام در اين حمام خاطره و ياد حمام‌هاي قديمي را زنده مي‌كند.

 

كاروانسراي چهارسوق

اين كاروانسرا در انتهاي بازار سراجي قبل از چهار سوق گنجعلي خان واقع شده است. كاروانسرا داراي دو در ورودي مي‌باشد كه يكي به بازار سراجي و ديگري به بازار قلعه باز مي‌شود. درهاي حجره‌هاي آن چهار لنگه و چوبي بوده‌اند كه با گذشت زمان به درهاي فلزي تبديل شده‌اند. اين كاروانسرا دو طبقه است. دو راسته كوچك نيز در ضلع جنوبي و شرقي آن وجود دارد كه سقفي بلند دارند.

 

كاروانسراي وكيل

اين كاروانسرا در سمت چپ بازار وكيل واقع شده است و بزرگترين كاروانسراي كرمان و همچنين يكي از كاروانسراهاي بزرگ ايران به شمار مي‌آيد. بناي آن به فرمان محمد اسماعيل خان وكيل‌الملك والي كرمان شروع شد و در زمان مرتضي‌قليخان در سال 1287 به اتمام رسيد.

سردر ورودي كاروانسرا از طرف بازار با كاشي كاري و گچبري تزئين شده است.

 

كاروانسراي ميرزاعلينقي

داخل بازار وكيل، كاروانسراي كوچكي به نام ميرزاعلينقي نيز وجود دارد كه دو طبقه است و 35 باب حجره دارد كه بيشتر به صورت انبار در آمده‌اند و قدمت چنداني هم ندارند. در ادامه بازار وكيل، قيصريه ديگري نيز وجود دارد.

 

كاروانسراي لحاف دوزها

اين كاروانسرا كه در سمت بازار واقع شده به نام ديماري نيز خوانده مي‌شود. 12 باب حجره دارد كه كلاً در آن‌ها لحاف‌دوزي مي‌كنند. حدود قدمت آن 100 سال است و با كاروانسراهاي ديگر از نظر سبك معماري متفاوت است و جديدتر به نظر مي‌آيد.

 

كاروانسراي حاج مهدي

اين كاروانسرا روبروي كاروان سراي هندوها و در جوار كاروانسراي چهار سوق واقع شده و بيشتر از يك قرن قدمت دارد. اين كاروانسرا در ابتدا به دست زرتشتي‌ها تاسيس و اداره مي‌شد و هنوز هم تعدادي از تجار يهودي و زرتشتي حجره‌هايي در آن دارند.

 

كاروانسراي هندوها

بين سال‌هاي 1850 تا 1925 ميلادي به مدت 75 سال دوران نفوذ انگليس در كرمان بود، با تشويق آنها امر تجارت بين پارسي‌ها و هندوها رونق گرفت. در آن زمان قالي، شال و كتيرا از كرمان به هندوستان صادر مي‌شد و به جاي آن از هند چاي، شكر، پارچه، شمع و ادويه وارد مي‌كردند، لذا يك كاروانسرا در كرمان به نام كاروانسراي هندوها معروف گرديد. اين كاروانسرا به دست مرحوم حاج سيد جواد امام جمعه ( 1150 هجري شمسي ) ساخته شده و دو طبقه دارد. وجه تسميه آن از هندي اخذ شده است. هنوز هم در ضلع شمالي اين كاروانسرا، معبد هندوها با سبك معماري ويژه‌اي باقي مانده است. كاروانسراي مذكور از دو بخش تشكيل شده است.

به بازار موازي ضلع شمالي كاروانسراي هند و ( بازار هندو ) نيز مي‌گويند.

 

كاروانسراي حاج آقا علي

اين كاروانسرا روبروي مسجد چهلستون و نبش خيابان شريعتي قرار دارد. تعداد حجره‌هاي آن 38 باب است كه در اثر تخريب شديد نياز فراوان به بازسازي دارد.

 

كاروانسراي ميرزا حسن

يكي از كاروانسراهاي طولي كرمان، كاروانسراي دو طبقه ميرزا حسن است كه داراي 55 باب حجره است كه به مرمت نياز دارند. يكي از درهاي ورودي آن به بازار زرگري، دومي به بازار كفاش‌ها، سومي به بازار كلاه مالي مرتبط است.

 

تيمچه حاج آقا عبدالله

اين تيمچه در سمت چپ بازار واقع شده و هجره‌هاي آن نقش انبار و كارگاه‌هاي عطاري بازار را دارند و از دو بخش تشكيل شده كه بخش جلويي آن دو طبقه است و بخش دوم آن هم خانه‌اي است كه به آن الحاق شده است. اين تيمچه بيش از 150 سال قدمت دارد و مجموعاً 27 حجره را در خود جاي داده است.

 

تيمچه كوزه‌گرها

اين تيمچه كه بزرگتر از تيمچه عطارها است و در جوار آن قرار گرفته، دو طبقه دارد. اين تيمچه در گذشته مركز تجاري يزدي بوده و در حال حاضر رونق سابق را ندارد و به انبار ريس( نخ قالي بافي)، پشم و پنبه تبديل شده است. در ورودي اين تيمچه بزرگ و چوبي است و طرح جالبي دارد.

 

جاذبه هاي طبيعي

 

ييلاقات ماهان

شهر ماهان در 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان در مسير راه كرمان به بم واقع شده است. اين شهر زيبا كه در دامنه ارتفاعات قرار گرفته از چشمه‌ها و آب‌هاي فراوان برخوردار است. در 6 كيلومتري جنوب ماهان باغي زيبا و بزرگ با ساختماني جالب وجود دارد. اين ساختمان زيبا و ييلاقي در دوره قاجاريه بنا گرديد.

 

ييلاقات جوپار

شهر ييلاقي جوپار با مناظري زيبا در جنوب كرمان قرار دارد كه با جاده‌اي آسفالته به كرمان و ماهان مرتبط مي‌شود. اين ناحيه پاركي زيبا و باغ‌هايي جالب و ديدني دارد. مقبره مطهر امامزاده حسين كه گفته مي‌شود فرزند موسي‌بن‌جعفر( ع ) است، در آنجا قرار دارد و زائرين زيادي جهت زيارت به آنجا مي‌روند. جوپار ييلاق با صفايي است و شهركي نسبتاً آباد به شمار مي‌روند. انگور جوپار بسيار مرغوب و معروف است.

 

ييلاقات راين

راين يكي از ييلاقات شهرستان كرمان مي‌باشد كه فاصله آن تا كرمان 110 كيلومتر و تا بم 120 كيلومتر است و از نقاط خوش آب و هواي استان به شمار مي‌رود. راين در دامنه قله كوه هزار قرار دارد كه بلندترين قله استان و سومين قله ايران با ارتفاع 4450 متر است. اين كوه در اكثر ماه‌هاي سال پوشيده از برف است و آبشاري زيبا در آن واقع شده است. در راين درختان چنار كهنسال و ستبري وجود دارد كه بسيار ديدني هستند.

 

چشمه حسين آباد ( راين )

اين چشمه در 33 كيلومتري شمال‌غربي راين كرمان واقع شده و آب آن از دسته آب‌هاي بي‌كربناته سديك است و تقريباً با آب‌هاي معدني ويشي فرانسه مشابه است. اين نوع آب‌ها در دستگاه گوارش باعث قليايي شدن محيط معده و سپس تحريك ترشحات آن مي‌گردند و در سيستم كبدي و لوزالمعده به سبب تحريك لوزالمعده و بزاق ، اثر بهبود بخشي دارند.

 

چشمه قلعه عسگر

چشمه قلعه عسگر در 11 كيلومتري روستاي سلطان آباد، در جنوب كرمان واقع شده است. آب اين چشمه از دسته آبهاي كلروره سديك سنگين و مشابه آب معدني اورياژ ايزر فرانسه است. اين دسته آبها بيشتر مصارف خارجي دارند و در رفع بيماري‌هاي لنفاتيسم، راشيتيسم، برخي بيماري‌هاي پوستي، رماتيسم و بيماري‌هاي زنانه مؤثر است.

 

چشمه معدني ته خاتون

اين چشمه  در شرق كرمان به فاصله 13 كيلومتري جوشان واقع شده است. از آب اين چشمه براي استحمام استفاده مي‌شود. آب اين چشمه گرم از دسته آب‌هاي كلروره سديك و بي‌كربناته كلسيك گازدار است و آرام بخش دردهاي مفصلي و عصبي است.

 

چشمه معدني غرغره ( باباترش )

چشمه معدني غرغره در فاصله 40 كيلومتري راين كرمان واقع شده است. اين منطقه پوشيده از رسوبات كويري و حاوي املاح نمكي فراوان مي‌باشد. آب چشمه غرغره از دسته آب‌هاي كلروره سديك بي‌كربنات كلسيك سنگين و شبيه آب معدني اورياژايزر فرانسه است. اين نوع آب در درمان خارجي بيماري‌هاي لنفاتيسم، راشيتيسم و بيماري‌هاي پوستي، رماتيسمي و همچنين بيماري‌هاي زنانه مصرف دارد.

 

چشمه آب معدني ابارق

چشمه معدني ابارق در جنوب شرقي كرمان در فاصله 11 كيلومتري شمال دهكده ابارق واقع شده است. آب اين چشمه از گروه آب‌هاي كلوره سديك و سولفات كلسيك نيمه گرم است كه شبيه آب چشمه نيدربرون له‌بن فرانسه مي‌باشد و براي دستگاه هاضمه بدن مفيد است. مصرف اين دسته آب‌ها در درمان بيماري‌هاي مفصلي نيز توصيه مي‌شود از آب چشمه براي استحمام استفاده مي‌كنند.

 

چشمه آب معدني بوجان

چشمه معدني بوجان در جنوب غربي كرمان به فاصله 45 كيلومتري سيرجان قرار دارد. آب اين چشمه نيز از دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفاته كلسيك نيم گرم است.

 

چشمه معدني رضاآباد

اين چشمه به فاصله 6 كيلومتري شمال روستاي گزك در شمال كرمان واقع شده است. آب چشمه رضاآباداز دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفاته كلسيك نيم گرم مي‌باشد و عمدتاً مورد استفاده استحمام قرار مي‌گيرد. اين منطقه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم پوشانده‌اند.

 

چشمه معدني پاچنار

اين چشمه در 6 كيلومتري شمال آبادي جرك و 67 كيلومتري شمال كرمان واقع شده است. محل استقرار و نوع آب اين چشمه نيز مانند چشمه معدني رضا آباد مي‌باشد.

 

چشمه آب معدني بيشه

اين چشمه معدني در فاصله 24 كيلومتري شمال شرقي كرمان و در شمال شهداد واقع شده است. آب چشمه از دسته آب‌هاي كلروره سديك و سولفات كلسيك گرم است.

 

چشمه‌هاي آب معدني اختيارآباد

چشمه‌هاي آب معدني جوقن، بي‌بي، شهراء، جيوه و مرتضي علي در مجاورت دهكده اختيارآباد به فاصله 14 كيلومتري غرب كرمان از زمين خارج مي‌شوند. آب اين چشمه‌ها از دسته آب‌هاي كلروره سديك، سولفاته كلسيك هستند كه مشابه ‎آب چشمه نيدر برون لدبن فرانسه مي‌باشد.

 

چشمه آب معدني حوض نو

چشمه حوض نو در شمال‌شرقي كرمان واقع شده است. اطراف چشمه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم زمين‌شناسي فرا گرفته است. آب چشمه حوض‌نو از دسته آب‌هاي سولفاته سديك و كلروره كلسيك است.

 

چشمه آب معدني بغرا

اين چشمه در فاصله تقريبي 13 كيلومتري شمال بخش جوشقان در شمال شرقي كرمان قرار دارد. آب آن از گروه آب‌هاي سولفاته كلسيك و بي‌كربنات سديك گرم است. مصرف درماني اين دسته آب‌ها بيشتر خارجي است و براي بيماري‌هاي مفصلي نقرس استفاده ميشود.

 

چشمه معدني حوض آباد

چشمه حوض‌آباد در 13 كيلومتري بخش جوشان در شمال شرقي كرمان قرار دارد. اين آب نيز از دسته آب‌هاي سولفاته بيكربنات سديك مي‌باشد كه شبيه آب معدني وتيل فرانسه مي‌باشد.

 

 

اماکن زيارتي و مذهبي

 

مسجد گنجعلي‌خان

اين بنا در گوشه شمال شرقي ميدان گنجعلي‌خان و همجوار با مدرسه گنجعلي‌خان واقع شده و در واقع موزه كوچكي است از هنرهاي تزئيني اسلامي نظير كاشي‌كاري، گچبري و خطاطي كه به سبك زيبايي آراسته شده‌اند. تاريخ بناي مسجد به 1007 هجري قمري مربوط است و چهارده باب مغازه از مجموعه ياد شده موقوفه اين مسجد شده‌اند.

 

مسجد وكيل

اين مسجد جزئي از مجموعه وكيل است كه به سبك معماري عصر قاجاريه با آجر و گچ تزئين شده است.

 

مسجد جامع كرمان

اين مسجد جزئي از مجموعه مظفري است كه امير مبارزالدين‌محمد مظفرميبدي‌يزدي در سال 750 هجري قمري آن را به اتمام رسانده است. سر در رو به مشرق آن از شليك توپ‌هاي آغا محمدخان قاجار خراب شد ولي بعدها مرمت و بازسازي شد. ساختمان مسجد بر طبق اصول قرينه سازي، دو ايوان بزرگ تابستاني و زمستاني دارد.

 

مسجد ملك

مسجد ملك از نوع مساجد چهار ايواني و يكي از بزرگترين مساجد كرمان است. قدمت اين مسجد به قرن پنجم هجري يعني زمان سلجوقيان مي‌رسد. قسمت‌هاي مختلف مسجد مخصوصاً صفه اصلي در زمان وكيل الملك(1285 هجري‌قمري) و ايوان شرقي در قرن اخير به وسيله مرحوم ديلمقاني بازسازي گرديده است. آنچه از قسمتهاي اصلي دوره سلجوقيان به جاي مانده، برج آجري ضلع شمال شرقي و سه محراب گچبري‌شده است كه يكي از محراب‌ها بر اثر تغييراتي كه در بنا صورت گرفته در حال حاضر در پشت‌بام شبستان امام‌حسن(ع) قرار دارد. برج آجري مذكور نيز فرو ريخته و فقط قسمتي از آن باقي مانده كه حفاظت و مرمت گرديده است.

 

مسجد چهل ستون

اين مسجد به فرقه شيخيه تعلق دارد و در نبش خيابان شريعتي قرار گرفته است. مسجد به همت حاج‌آقاعلي‌رفسنجاني در سال 1286 هجري قمري به اتمام رسيده است. مسجد چهل‌ستون به تقليد از مسجد وكيل شيراز متشكل از چهل ستون سنگي يكپارچه و بخش‌هاي الحاقي است كه بر وسعت و زير بناي آن افزوده است.

 

آرامگاه شاهزاده حسين جوبار

شاهزاده جوبار يكي از بقاع متبركه بخش جوبار از توابع كرمان است. بناي اين زيارتكاه به دوره صفويه مربوط است كه در دوره قاجاريه تعمير و تكميل شد.

بناي شاهزاده حسين متشكل از حياط، حرم، گنبد و رواق مي‌باشد. از تزئينات جالب توجه دوره صفويه آن كاربندي رواق اطراف حرم را مي‌توان نام برد.

وضعيت جفرافيايي :

شهر تهران در دامنه جنوبي كوههاي البرز و حاشيه شمالي كوير مركزي ايران و در دشتي نسبتا هموار واقع شده است كه شيب آن از شمال سمت جنوب ميباشد . و به وسيله دو رود اصلي كرج در غرب و جاجرود در شرق بهمراه رود هاي فصلي جعفر آباد يا همان دربند – دارآباد – دركه – كن كه همگي از شمال به جنوب جريان دارند مشروب ميشود. شهر تهران از نظر جغرافيايي در 51  درجه و 33 دقيقه طول غربي و 35 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 44 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته و ارتفاع آن در جنوب  1100  - در نواحي مركزي 1200 – در شمال 1700 متر از سطح دريا ميباشد .

 

تهران داراي آب هواي گرم و خشك است و فقط نواحي شمالي آن كه در دامنه هاي كوهستاني البرز واقع شده است اندكي معتدل و مرطوب است. هواي تهران در تابستان گرم و خشك و در زمستان معتدل و گاه سرد است. حداكثر دماي ثبت شده حدود 44 و حداقل 20- و متوسط ساليانه 17 درجه سانتيگراد مي باشد . و ميزان بارندگي سالانه آن 200 تا 400 ميلي متر است  و از نظر زمين لرزه جزو مناطق پر زيان محسوب ميشود .

 

نام تهران براي نخستين بار در يكي از نوشته هاي تئودوسيوس  يوناني در حدود اواخر سده دوم پيش از ميلاد به عنوان يكي از توابع ري ذكر گرديده، قديمي ترين سند فارسي موجود درباره نام تهران نشان ميدهد كه تهران قبل از سده سوم هجري قمري وجود داشته است، زيرا نويسنده اي بنام ابو سعد سمعاني در كتاب خود از شخصي بنام ابوعبدلله محمد ابن حامد تهراني رازي نام ميبرد كه اهل تهران ري بوده و در سال 261 هجري قمري برابر 874 ميلادي در كذشته است.

 

ابوالقاسم محمد ابن حوقل به سال 331 هجري قمري در توصيف شهر تهران نوشته است كه : «تهران در شمال شهر ري واقع شده است و داراي باغهاي فراواني است و ميوه آن بسيار متنوع است.»

 

ابواسحاق استخري در كتاب المسالك و الممالك  به سال 340 هجري قمري درباره تهران به تفصيل سخن گفته است و ابن بلخي در كتاب خودش به نام فارسنامه كه حدود سال هاي500 هجري قمري نوشته است از آثار تهران سخن به ميان آورده است .

 

نجم الدين ابوبكر محمد ابن علي ابن سليمان راوندي در كتاب معروف خويش به نام راحةالصدور به سال 599 هجري قمري روايت كرده است كه مادر سلطان ارسلان سلجوقي كه در سال 561 هجري قمري از ري قصد عزيمت به نخجوان را داشت در نزديكي تهران فرود آمد و درهمان ايام خود سلطان نيز در دولاب كه ناحيه اي در جنوب خاوري تهران است اقامت داشت.

 

در زمان پادشاهان صفوي كم كم تهران شهرتي پيدا كرد و آبادي و رونق اين شهر به ويژه در دوره سلطنت شاه طهماسب اول آغاز گرديد. چون جد اعلاي صفويه به نام امامزاده حمزه مجاور بقعه حضرت عبدالعظيم در شهر ري مدفون بود از اين رو سلاطين مزبور هرچند گاه براي زيارت قبر جدشان به تهران مي آمدند.

 

شاه طهماسب اول گذشته از اين ، به علت وجود آبهاي گوارا و باغهاي فراوان و شكارگاههاي مناسب اطراف شهر تهران را دوست ميداشت  و به مرور در اين محل به سكونت هاي تقريبا طولاني مي پرداخت ، به حدي كه دستور داد دور شهر را برج و باروي مقاومي و بناهاي تازه و كاروانسراها در داخل آن بنا كنند ، به همين مناسبت در سال 961 هجري قمري حصاري به دور شهر بنا نهادند كه از چهار دروازه و 114 برج به تعداد سوره هاي قرآن تشكيل مي يافت و مصالح آن را از معادني تامين كردند كه بعدها به چاله ميدان و چاله حصار موسوم گرديد. حدود بارويي كه به فرمان شاه طهماسب اول به دور شهر كشيده شد تقريبا 6 هزار قدم و بشرح زير بود:

 

از سمت جنوب خيابان مولوي فعلي

از سمت شرق خيابان ري فعلي

از سمت غرب خيابان شاهپور 

از سمت شمال خيابان هاي امير كبير و سپه

 

و محوطه ارگ با داشتن حصار مخصوص و خندق جداگانه در وسط شمالي شهر قرار داشت .

 

از چگونگي محلات و موقعيت آنها چنين بر مي آيد كه قسمت مغرب و شمال غربي شهر داخل باروي عهد شاه طهماسب غالبا باغستان بوده و خانه هاي مسكوني بيشتر در عودجالان و چاله ميدان قرار داشته است و قسمت بازار محل كسب و كار بازرگانان و پيشه وران آن زمان بوده است. شاه عباس اول نيز تا چندي به پيروي از شاه طهماسب همين رويه را تعقيب كرد و به آباداني تهران همت گماشت و دستور داد باغ بزرگي به نام چهار باغ در تهران احداث كنند و ساختماني براي سكونت موقتي خاندان سلطنتي بنا نهند.

 

در سال 1200 هجري قمري تهران براي اولين بار توسط آغا محمد خان قاجار به عنوان پايتخت انتخاب گرديد. در زمان آقا محمدخان قاجار تنها به ساختن عمارت تخت مرمر اكتفا گرديد ولي در زمان فتحعلي شاه محلات جديد و ساختمانهاي تازه چندي در تهران ايجاد گشت كه از آن جمله بناي مسجد شاه – مسجد سيد عزيز الله – مدرسه مروي – قصر قاجار – نگارستان و لاله زار را ميتوان نام برد.

 

در زمان محمد شاه محله اي بنام عباس آباد در جنوب بازار و يك باغ و ساختمان بزرگتر نيز به نام عباس آباد در شمال تهران (عباس آباد كنوني) و محله ديگري به نام محمديه كه سابقا ميدان پاتقاتوق ناميده ميشد بر محلات ديگر افزوده شد و آب رودخانه كرج را بوسيله نهري بنام نهر كرج به تهران منتقل ساخت. و همچنين احداث باغ داوديه (محله فعلي داوديه) و بخشي از بناي  مسجد جمعه و بازار بين الحرمين از جمله آثار زمان محمد شاه ميباشد.  در زمان سلطنت ناصرالدين شاه به همت امير كبير تاسيساتي چون مدرسه دارالفنون، بازار امير، بازار كفاشها، سراي امير پديد آمد.

 

در سال 1275هجري قمري براي اولين بار براي تهران نقشه تهيه گرديد. در سال 1284 هجري قمري نقشه جديد تري از تهران با همكاري مهندسين فرانسوي تهيه شد. و اراضي جديدي را داخل محدوده شهر نمودند و شهر را بوسيله خندقها و بارو هاي جديد به شكل هشت ضلعي محدود ساختند و ارتباط شهر با خارج را بوسيله دوازده دروازه به نام هاي دروازه هاي  شميران، دولت، يوسف آباد، دوشان تپه، دولاب، خراسان، باغشاه، قزوين، گمرك، حضرت عبدالعظيم، غار و خاني آباد تامين نمودند .

 

علاوه بر دروازه هاي دوازده گانه بالا كه تا سال 1309 شمسي همچنان پا برجا بود، پاره اي بنا ها و باغها. محلات ديگر در زمان سلطنت ناصر الدين شاه ايجاد گرديد كه بعضي از  آنها هنوز پابرجاست و از بقيه جز نامي باقي نمانده است. كه ميتوان به شرح زير نام برد :

 

باغ و كاخ گلستان، باغ و كاخ صاحب قرانيه، باغ و قصر سلطنت آباد، باغ و عمارت بهارستان (واقع در ميدان بهارستان فعلي)، مدرسه و مسجد سپهسالار، پارك ميرزا علي خان امين الدوله، باغ و عمارت مسعوديه (محل سكونت مسعود ميرزا فرزند ناصرالدين شاه)، باغ و عمارت علي قلي خان مخبرالدوله (ميدان مخبرالدوله فعلي) ، پارك اتابك (محل سکونت ميرزا علي اصغر خان اتابك صدر اعظم و  محل فعلي سفارت روسيه )، باغ حسن آباد (از آثار ميرزا حسن خان مستوفي الممالك و ميدان حسن آباد فعلي) ، باغ و عمارت اميريه (متعلق به امير كبير كامران ميرزا فرزند ناصرالدين شاه و محل فعلي خيابان اميريه)، باغ و عمارت منيريه (محل سكونت منير السلطنه مادر كامران ميرزا و محله منيريه فعلي)، باغ فرمانفرما (فرمانيه فعلي)، باغ و عمارت كامران ميرزا (محله كامرانيه فعلي)، بقعه معروف به سر قبر آقا (مدفن سيد زين العابدين امام جمعه داماد ناصرالدين شاه)، ميدان امين السلطان (هنوز هم به همين نام برقرار است )، باغ فردوس (محله كنوني باغ فردوس تجريش كه به وسيله معير الممالك ساخته شد)، بناي شمس العماره ، بازارآهنگرها،  مسگرها، بازارچه هاي مروي و نايب السلطنه و محله سنگلچ، خاني آباد، قنات آباد، پاچنار، گود زنبوركخانه و بازار بزرگ.

 

اهواز مركز استان خوزستان است. باني و تاريخ بناي شهر اهواز بدرستي معلوم نيست، عيلاميان شهري در حدود اهواز بنام «اكسين» بنا كرده بودند. پس از ويراني آن، شهر اهواز در دوران اشكانيان، تجديد بنا گرديد و پس از اشكانيان، اردشير ساساني به بناي مجدد اهواز همت گماشت و در دوران پس از ساسانيان نيز شهر اهواز دستخوش ويراني شد كه باز به عمران آن پرداختند. ابن منشاد مي‌نويسد: اهواز شهر بزرگي است، مردمش زرتشتي و مسلمان و انبار كالاها و فرآورده‌هاي خوزستان شكر، بافته‌هاي پشمي، جامه‌هاي ديبا، پارچه‌هاي كنفي و ديگر محصولات را از همه شهرهاي ايران به اهواز مي‌آورند و از اين شهر و به وسيله كشتي از راه خليج فارس به هندوستان و چين و از راه بصره و عراق و اصفهان به ساير كشورهاي جهان حمل مي‌كنند. بازرگانان و سوداگران و بيگانگان در اين شهر سود بسيار مي‌برند. نام اهواز با كالاهاي شكر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگي موصوف بود و به همين جهت عرب‌ها اين شهر را «سوق‌الاهواز» ناميده‌اند. از قرن ششم هجري قمري به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنين جنگل‌ها و اغتشاشات داخلي و بروز بيماري‌هاي وبا و طاعون، اهواز رو به خرابي رفت تا آن كه در سال هزار و سيصد هجري قمري همزمان با حفر كانال سوئز و توجه اروپائيان رونق تازه‌اي گرفت. ناصرالدين شاه قاجار هم از اين فرصت براي گسترش كشتيراني بر روي رود كارون استفاده كرد و توسط والي خوزستان در كنار اهواز قديم بندرگاهي به نام «بندر ناصري» احداث كرد. در پي احداث اين بندر نام اهواز به «ناصريه» تبديل شد ولي در دوره پهلوي به نام قديمي «اهواز» خوانده شد.

 

جاذبه هاي طبيعي

 

رودخانه كارون

 رود كارون پرآب‌ترين و طويل‌ترين رودخانه ايران است. اين رود از چشمه‌سارهاي دامنه كوه‌هاي ونك و زردكوه بختياري سرچشمه گرفته و به نام آب كوهرنگ از دره غربي زردكوه به سوي جنوب غربي روان مي‌شود. پس از ورود به درياچه سد كوهرنگ قسمتي از آب آن توسط تونلي كه در شكم كوه كاركنان حفر شده، به سرچشمه زاينده‌ رود مي‌ريزد و قسمت ديگر آن از سد عبور كرده و پس از طي مسير طولاني و پرپيچ و خم با رودخانه خرسان مخلوط شده و به استان خوزستان وارد مي‌شود. در خوزستان با آب دره بردنخش و آب سوسن در هم مي‌آميزد و سپس با آب سرحوض و با رودخانه مرغاب  مخلوط مي‌شود و پس از عبور از دهستان انديكا به دهستان دشت لالي وارد مي‌شود. در دهستان مزبور با رودخانه شور آب كيارس مخلوط شده و پس از عبور از دهستان عقيلي شوشتر به دهستان گتوند داخل مي‌شود. در هشت كيلومتري شمال غربي شوشتر با رودخانه شور مخلوط مي‌گردد و سپس به رودخانه هورام در بند قير متصل شده و در همانجا با رودخانه دز كه بزرگترين و مهمترين ريزآب كارون به شمار مي‌آيد، در هم مي‌آميزد. از آنجا به دهستان عناقچه و سپس با پيمودن پيچ و خم‌هاي فراوان به سوي شهر اهواز و سپس به شهرستان خرمشهر داخل مي‌شود. در شرق شهر خرمشهر به دو شاخه تقسيم مي‌گردد. شاخه غربي به نام بهمنشير رود به جنوب غربي جريان يافته و از طريق خور موسي به خليج فارس راه مي‌يابد و شاخه شرقي از جنوب خرمشهر مي‌گذرد و به رودخانه اروندرود مي‌ريزد.

 

تاريخچه شهر كرد

 

در متون تاريخي از مكاني به نام چالشتر در ناحيه شهركرد به عنوان مركز حكومتي نام برده شده كه خرابه‌هاي ديوار قلعه آن امروز  به  جاي  مانده است.  شهر كرد  گويا  مكاني پاسگاهي بوده است معروف به دهكرد و از حدود سال 1300 با تعيين نماينده مركزي و استقرار دوائر دولتي آغاز به رشد كرده است. پيش از آن و در دوران‌هاي گذشته، منطقه دستخوش جنگ‌هاي خوانين، كشمكش‌هاي ميان حكومت مركزي و قدرت‌هاي محلي بوده است. نوسانات سياسي داخلي منطقه از يك سو و تغييرات حكومت‌هاي مركزي از سوي ديگر مجال و فرصت رشد و تكامل را به روستاها و شهرهاي منطقه نداده است. در كنار اين عامل تاريخي، دور بودن از شبكه راه‌هاي اصلي و مراكز شهري ايران علت ديگري در عقب ماندگي نسبي شهر نشيني و صنعتي منطقه محسوب مي‌شود.

 

پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهكرد و منطقه چهارمحال و بختياري (معروف به شهر چهار محال) از طريق مركز اصفهان اداره مي‌شد و از آن پس تا سال 1352 شهركرد مركز فرمانداري كل چهار محال و  بختياري و سپس به مركز استاني با همين نام تبديل شد و در حال حاضر شهري رو به آباداني و توسعه است.

 

بناهاي تاريخي

مدرسه علميه( اماميه)

اين شهر از بناهاي جالبي است كه به همت مرحوم ميرسيدمحمد، امام جمعه وقت شهركرد به جاي خرابه‌هاي تيمچه آرمناي كدخدا ساخته شد.

اين بنا داراي حجره‌هاي گوناگون و صحن نسبتاً بزرگي است كه تا به حال عده زيادي از طلاب علوم ديني در آن به تحصيل پرداخته‌اند. اين مدرسه و متعلقات آن در سال 1312 به توليت و نظارت امام جمعه وقت به ثبت رسيد.

 

 

آرامگاه دهقان سامان

ابوالفتح دهقان ساماني ( سيف‌الشعرا) مردي صوفي مسلك و عارف بود كه در ميان ايلات بختياري مي‌زيست و درسال 1326 هجري قمري در گذشت. وي كه جهان را در منشور اشراق و ارفان مي‌ديد، زندگي پر رمز و رازي داشت. مقبره اين عارف ايلياتي در حدود 28 كيلومتري شمال شهركرد قرار دارد و مانند زندگي‌اش به شكل عجيب و پر رمز و رازي بنا گرديده است. اين آرامگاه بر روي پل زمانخان قرار دارد كه بر روي رودخانه سامان ايجاد شده است.بناي آرامگاه دهقان ساماني از لحاظ شيوه ساخت و نوع معماري بسيار در خور توجه مي‌باشد. 

.

قلعه شلمزار

اين قلعه در شلمزار واقع شده و در كنار باقي مانده اين بنا، آثاري از دوره قاجاريه وجود دارد كه توسط خوانين بختياري احداث و مورد استفاده قرار مي‌گرفته است.

 

اين قلعه عمارتي است به مساحت يك هزار متر مربع كه در تاريخ 1307 هجري قمري به دستور مرتضي قلي‌خان صمصام ساخته شده است. اين بنا به شكل مربع مستطيل و به صورت دو طبقه است. طبقه اول داراي چندين اطاق به صورت طاق و چشمه و با خشت‌خام ساخته شده كه بسيار محكم و سالم باقي مانده است. جلو اين اطاقها را ايواني با ستونهاي سنگي در بر گرفته كه به صورت زيبايي حجاري و تزيين شده است. طبقه دوم خرابشده و آثاري از آن باقي نمانده است. 

 

 

قلعه جونقان

جونقان يا جونقون شهر كوچكي است در 38 كيلومتري شهركرد كه مقر سكونت خوانين بختياري بود. علي قلي خان سردار اسعد در سال 1318 هجري‌قمري، قلعه كاياني در اين محل براي سكونت خود ساخت كه 14 هزارمترمربع مساحت و نمادهاي بيروني متفاوتي داشت. ستون‌هاي سنگي آن هر كدام چند قطعه در اشكال مختلف بنا شده، به طوري كه در قسمت بالا، اين ستون‌هاي چهارگوش است.در چند سال اخير بخش اعظم تزيينات بنا از بين رفته است و به جز قسمت محدودي از قلعه كه اختصاص به كتابخانه عمومي دارد، بقيه رو به نابودي است

 

حمام درب امامزاده

اين بنا روبروي مسجد اتابكان شهر كرد قرار دارد و يكي از بناهاي باستاني استان است. شالوده اوليه بنا در زمان اتابكان لرستان گذاشته شد. در دوره‌هاي صفوي، زنديه و قاجاريه مرمت و تعمير شد. اين حمام داراي يك فضاي وسيع بيروني به نام رختكن است كه زير سقف دارد و از كف زمين 70 سانتي متر ارتفاع دارد و به وسيله يك دهليز منحني، به تطهير خانه و گرمخانه متصل مي‌شود. صحن وسيع گرمخانه بر چهار ستون سنگي استوار است و روشنايي آن به وسيله شيشه‌هاي كوچك محدب تامين مي‌شود. در طرفين شمال و جنوب صحن گرمخانه دو حوض مستطيل شكل واقع شده است. در طرفين خزينه بزرگي كه بوسيله چهار پله سنگي بالا مي‌رود، دو خلوتگاه زيبا و مربع شكل وجود دارد كه جايگاه اعيان و اشراف در فصل تابستان بود.

 

سنگ نوشته‌هاي مشروطيت ( پير غار)

پير غار از تفريحگاه‌هاي منطقه چهارمحال است كه در بخش ديزج قرار دارد. در اين محل، چشمه‌هاي آب از داخل سنگها در جريان است. برروي قسمتي از تپه سنگي اين منطقه، سه سنگ نوشته به زبان فارسي كه بر روي آن شرح لشكر كشي بختياري‌ها به فرماندهي سردار اسعد به تهران و نقش آن‌ها در انقلاب مشروطه ثبت شده است، ديده مي‌شود. غاري نيز در اين محل وجود دارد كه به علت فرو ريختگي سقف، ورود به آن ممكن نيست.

تاريخچه شهر نيشابور

اين شهر درسال 31 هجري و در زمان خلافت عثمان فتح شد و در دوره اسلامي، يكي از چهار شهر بزرگ خراسان بوده است. وسعت و عظمت اين شهر در حدي بوده است كه آن را ”ام البلاد“ مي خوانده اند. در اوايل دوره اسلامي، وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه شهرتي جهاني يافت. به همين سبب نيز برروي سكه هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي شد، نام اين شهر نيز ديده مي شود. نيشابور در زمان غزنويان و سلجوقيان از شهرهاي مهم و معتبر خراسان محسوب مي شد. اين شهر كه يكي از مراكز تمدن و هنر ايران و خراسان است و شاعران و انديشمندان بسياري را درخود پرورانده است، در مسير جاده ابريشم قرار داشته و اكتشافات باستان شناختي قابل توجهي در آن صورت گرفته است. نيشابور هم اكنون شهري بزرگ و آباد است و آثار ديدني بسياري دارد.

 

مراکز تاريخي و باستاني

آرامگاه نظام الملك بكروي

اين آرامگاه در كدكن نيشابور واقع است. اين شهر، چندين مسجد دارد كه قديمي ترين آن ها روي تپه اي در محله بالاي شهر ساخته شده است . اين بنا از آثار معماري قبل از دوره ایلخاني مي باشد.

 

آرامگاه حكيم عمر خيام

يكي از ديدني ترين باغ هاي ايراني، باغي است كه بناي آرامگاه حكيم عمر خيام، در ميان آن قرار گرفته است. اين باغ به خود وي تعلق داشته است. حكيم ابوالفتح عمربن ابراهيم، مشهور به خيام نيشابوري، فيلسوف، رياضي دان، منجم و شاعر ايراني، در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هـ .ق مي زيسته است؛ و احتمالاً بين سالهاي 530- 506 هـ .ق وفات يافته است. آرامگاه اين فيلسوف، در شرق آرامگاه امام زاده محمد محروف و ابراهيم قرار دارد.

 

آرامگاه شيخ عطار نيشابوري

فريدالدين ابوحامد محمدبن ابوبكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري، شاعر و عارف نامي ايران در حدود سال 540 متولد شد. در 618 هـ .ق  جهان را بدرود گفت. مقبره عطار نيشابوري در فاصله 6 كيلومتري شرق نيشابور، در نزديكي امامزاده محروق و آرامگاه خيام واقع گرديده است. ساختمان قديمي مقبره، از آثار امير علي شير نوابي و دوره سلطان حسين بايقرا است كه در كتاب تذكره دولت شاه، ذكري از آن رفته است. اكنون از بناي اميرعلي شير نوابي كه دولت شاه بدان اشاره كرده است، جز سنگ ميله بالا سر قبر كه تاريخ بنايش ظاهراً 891 هـ .ق بوده چيزي باقي نمانده است.

 

آرامگاه فضل بن شاذان

اين بنا در آبادي فضل در حومه نيشابور قرار دارد و تمامي آن از آجر ساخته شده و در نماي خارجي آن هيچ گونه تزئيني به كار نرفته است. گنبد فراز بقعه داراي پوششي از كاشي است. بناي آرامگاه به طور مكرر مرمت شده است و نشاني از آثار قديمي در آن ديده نمي شود. ابومحمد فضل بن شاذان، از مشايخ بزرگ علم حديث در نيمه اول قرن سوم و فقيه متكلم شيعي است.

 

آرامگاه كمال الملك

در باغ شيخ عطار نيشابوري، مقبره محمد غفاري ميرزا بزرگ كاشاني ملقب به كمال الملك از مفاخر نقاشي ايران قرار گرفته است. اين بنا با سبك جديد و به صورت مشبك با شش ايوان 1341 برروي مقبره كمال الملك ساخته شده است. اين مقبره در شهر نيشابور واقع شده است.

 

آتشكده نيشابور

در شهرستان نيشابور آتشكده اي قديمي قرار دارد كه به دوره پيش از اسلام مربوط است.

 

جاذبه هاي طبيعي

چشمه گرماب طاقانكوه

چشمه معدني گرماب طاقانكوه، در فاصله 8 كيلومتري جنوب جاده سبزوار به نيشابور، و 44 كيلومتري نيشابور واقع شده است. اطراف چشمه از رسوبات آبرفتي دوره چهارم پوشيده شده است. آب چشمه فوق از دسته آب هاي كلروره سولفاته سديك مي باشد.

 

چشمه خم تركان

چشمه خم تركان واقع در قدمگاه نيشابور به فاصله 131 كيلومتري مشهد از زمين مي جوشد. اطراف مظهر چشمه را رسوبات آبرفتي دوران چهارم پوشانده است.

 

اماکن زيارتي و مذهبي

امامزاده محمد محروق

اين امامزاده با گنبد كاشي كاري و ايوان هاي بلند در وسط باغ مشجري قرار گرفته است و از ابنيه زيباي قرن دهم به شمار مي رود. درزير گنبد، قبر امامزاده محمد محروق واقع شده است. كتيبه كاشي معرق ايوان و صندوق منبت و در ورودي حرم از زمان شاه طهماسب اول (قرن دهم هجري) است. در اين بقعه، يكي از اولادان حضرت موسي بن جعفر (ع) نيز مدفون است.

 

بقعه قدمگاه

اين بقعه، بناي زيبايي است كه از قرن يازدهم هجري قمري به يادگار مانده است. اين بقعه كه به صورت هشت گوش با ايوان هاي بلند و طاق نماهاي دوطبقه، مزين به كاشي هاي خشت هفت رنگ و قطار گچ بري است، در وسط باغ بزرگي در روستاي قدمگاه قرار گرفته است. از كتيبه تاريخ آن چنين استنباط مي شود كه بنا، به امر شاه سليمان، و در سال 1091 هـ .ق ساخته شده است .

آبادان

تاريخچه‌ شهر آبادان

آبادان نام بندر و جزيره دلتا مانندي است كه در گذشته «عبادان» نام داشته است. ياقوت حموي جزيره بزرگ را كه بين دو رود يعني اروندرود و كارون واقع شده «ميان رود» نام داده است. ناصر خسرو قبادياني نيز در سال چهارصد و سي و هشت ه‍-ق آبادان را ديده و آن را توصيف كرده است. در اواخر قرن سيزدهم هجري قمري آبادان به واسطه وجود صنعت نفت رونق و گسترش يافت. در سال 1909 ميلادي شركت نفت به دنبال عمليات استخراج نفت در خوزستان پالايشگاه و تصفيه‌خانه‌هاي عظيمي در آبادان ايجاد كرد. پس از ايجاد پالايشگاه اهميت اقتصادي، سياسي و بين‌المللي اين جزيره افزايش يافت. در زمان سلطنت رضاشاه پهلوي نام عبادان به آبادان تغيير يافت. شهر آبادان قبل از حمله‌ عراق به ايران در سال هزار و سيصد و پنجاه و نه خورشيدي از شهرهاي بسيار باشكوه و آباد ايران بشمار مي‌رفت. در حال حاضر كار بازسازي و نوسازي اين شهر به اتمام رسيده است.

تاريخچه شهر شوشتر

شوشتر از شهرستانهای استان خوزستان و از طرف مشرق به مسجد سلیمان و از طرف مغرب به دزفول و شوش واز طرف جنوب به اهواز و ازطرف شمال به دزفول و کوههای بختیاری محدوداست.این شهرازقرن ششم هجری که اهواز رو به انحطاط رفت مرکزخوزستان شد و تا اواخر دورهٔ قاجاریه مرکزیت خود را حفظ کرد. دژ سلاسل که در شوشتر واقع بود، در آن زمان مرکز والی خوزستان بود

 



معنای کلمه شوشتر

به گفته برخی کلمهٔ «شوشتر» صفت تفصیلی از«شوش» یعنی «شوش» به علاوه«تر» می‌باشد و شوش به معنی خوب و شوشتر به معنی خوبتر است.

[ویرایش] شوشتر پیش از اسلام

پس از طوفان نوح مردم شوشتر در کپرها که از چوب و نی ساخته شده بود زندگی می‌کردند و بعضی درغارها و جنگلها مسکن می‌نمودند.آنها در رنج و تعصببه سر می‌بردند و«هوشنگ پیشدادی» فرمان داد که مردم خانه بسازند و خانه‌ها را نزدیک به هم بسازند. حصاری به دورخانه‌ها بکشند و چون مردم درمساکن خودقرارگرفتند و از زحمت گرما و سرما و باد و باران اسوده دل گشتند از اسیب سباع و حیوانات وحشی رهایی پیدانمودند این وضع ایشان را بسیارخوش امد و آن شهررا شوش گفتند که به لغت قدیمییعنی «خوب».بعد از ان در محل شوشتر فعلی وضع برای زندگی خوبتر و مناسبتر بود و درآنجا شهر دیگری ساختند چون این محل ازشوش خوبتر وبهتر بود انجا را شوشتر نامیدند به زبان تازی شوشتر را «تستر» گویند. باروی شوشتر باروی اول شهری است که بعد ازطوفان نوح بناشده‌است و بعضی تستر را نام شخصی دانسته‌اند که شوشتر را فتح نمود.البته این موضوع صحت چندانی ندارد.انچه را که از«تذکره شوشتر» نقل کردیم چه صحیح بدانیم و چه غلط، خود دلیلی است برقدمت شهر شوشتر.

[ویرایش] شوشتر پس از اسلام

گذشته از اینکه شوشتر پیش از اسلام یکی از شهرهای مهم و حتی در اکثر موارد به‌عنوان مرکز ایالت خوزستان و حتی پایتخت ایران بوده‌است، پس از ورود اسلام به ایران و فتح این شهر توسط مسلمین نیز اهمیت خود را حفظ کرد و در ردیف مهم‌ترین شهرهای ایران قرار گرفت و از آن پس بیش از سیزده قرن مرکزیت خود را حفظ نمود تا اینکه در ابتدای حکومت پهلوی مرکزیت خوزستان از شوشتر به اهواز انتقال یافت. ذکر این نکته نیز لازم است که اگرچه مراکز ایالات همواره از اهمیت خاصی برخوردارند و به لحاظ این جایگاه توجه بیشتری جهت آبادانی آنها صورت می‌پذیرد اما در این خصوص مرکزیت شوشتر همواره از این مزیت بی بهره بوده و نتیجه معکوس داشته‌است و به این خاطر است که مرکز استان خوزستان، یکی از استراتژیک ترین استان‌های کشور بوده و بنادر متعددی نیز داشته از جمله خود شوشتر که شهر بندری بوده و تا یکصد سال پیش در رود کارون تا شوشتر کشتیرانی رواج داشته‌است. همچنین محل ارتباط بین ایران و اعراب بوده که این خصوصیت‌ها باعث می‌شده تا همیشه شوشتر در کشمکش بین حکومت‌ها، گروه‌ها و قبائل مختلف باشد و هر چند ساله یکبار به این شهر هجوم آورند.

[ویرایش] شوشتر از دیدگاه تاریخ‌نویسان

حمدالله مستوفی دربارهٔ شهر شوشتر چنین گفته‌است: «اول ان را هوشنگ پیشدادی ساخت وخراب شد. اردشیر بابکان تجدید عمارات کردوشکلش برمثال اسب ساخت.»درزمان شاپور ساسانی|شاپور]] اسیران رومی روی رود کارون سدی بستند و جوی «دشتاباد» که مدارولایت تستربران است به سبب ان بندجاری شد.دوران شهرپانصدگام است وچهاردروازه داردوهوایش به غایت گرم است. زمینش برای کشاورزی بسیارمناسب است وغله وپنبه ونیشکردرانجابه خوبی به عمل می‌ایدومردم انجانیکواعتقادوسلیم طبع وبه خود مشغول ودرایشان هیچ فتنه وفضولی نبود.دیبای شوشترمعروف بودوان رابه همهٔ نواحی دنیامی بردند.حتی پرده کعبه وبیت الحرام ازدیبای شوشترتهیه می‌شدوگویاپردههای قصرخلفای عباسی نیزازشوشتربرده می‌شد.«مقدسی» می‌گوید «بافندگان ماهرپنبه ودیبادران بسیارند.ازهمه شهرهابرتراست.اضدادرادرخودجمع ونزدجهانیان شهرت دارد.باغهایش پرازاترج وانارخوب وانگوروگلابی عالی وخرمامی باشد. بهشت خوزستان است.دیبای ان به مصروشام می‌برند.مردمش باخوشی می‌گذرانند.ازمیوه ودیگرخیراتش که مپرس.مراخوش امدوان راپسندید م.درتابستان ابی سردداردکه درکاریزدرزیرزمین روان است.پلی درازدرسمت جندیشاپورباقایقهاساخته اندوجزان راه ندارد.برسرپل گردشگاهی هست وگازران در آنجایند» در«تقویم البلدان» به نقل از«اللباب»و«العزیزی»امده است"تسترشهری است ازکورهٔ اهوازازخوزستان. تستردروسط بلاداست ودرهمهٔ بلاداهواز حدود و ثغوری جز در تستر نیست.چنانکه قبایل را در هر یک جای معینی است.هیچ شهری قدیمی تر از تستر نیست.

 

 


سلطنت یزدگرد سوم مقارن با آغاز خلافت ابوبکر، نخستین خلیفة اسلام بود. در زمان او اعراب که قومی بادیه نشین بودند، در زیر رایت اسلام متحد شدند و به فرمان ابوبکر نخستین خلیفة راشدین به ایران هجوم آورده و ایرانیان را به دین اسلام فرا خواندند. چون دولت ایران از پذیرفتن دین اسلام سر باز زد، اعراب مسلمان به طرف ایران سرازیر شدند و جنگهای ایران و عرب از سال ۶۳۳تا۶۴۳ میلادی بطول انجامید که مهم‌ترین آنها: جنگ قادسیه، جلولاء و نهاوند است.

جنگ قادسیه در رمضان ۱۴هجری مطابق با ۶۳۶ میلادی در محلی به نام قادسیه در پانزده فرسنگی شهر کوفه روی داد. سردار ایران رستم فرخزاد بود که ایران سپهبد یعنی فرمانده کل قوای ایران لقب داشت. سردار لشکر عرب سعدبن ابی وقاض از اصحاب رسول الله بود.

جنگ مدت چهار روز به طول انجامید. رستم فرخزاد بر اثر حادثه‌ای مجروح شد و به دست عربی به نام هلال بن علقمه به قتل رسید و درفش معروف کاویان که نشانة فتح و پیروزی ایران در جنگها بود به دست عربها افتاد. اعراب بر اثر این فتح سراسر خاک عراق فعلی رابه تصرف در آورند و در سال ۱۵ هجری تیسفون پایتخت امپراتوری ساسانی را بدون هیچ مقاومتی تسخیر کردند وبه غارت آن شهر تاریخی پرداختند.

یزد گرد پس از فرار از پایتخت به حلوان در محل قزل رباط کنونی که محل استواری در کوههای زاگرس بود، عقب نشست وقریب صد هزار لشکر فراهم آورد. مدت هشتاد روز سپاه ایران به سرداری مهران در برابر اعراب ایستادگی کرد. سرانجام مهران نیز کشته شد و لشکر عرب در این جنگ هم پیروز گردید. این نبرد که به جنگ جلولاء معروف شد، در سال ۱۶ مقارن با ۶۳۸ میلادی روی داد و پس از این شکست بود که یزدگرد به ری گریخت.

جنگ نهاوند، آخرین جنگ مهمی بود که در سال ۲۱ هجری مقارن با ۶۴۲ میلادی در حوالی شهر نهاوند با اعراب روی داد. در این جنگ نیز ایرانیان شکست خوردند و نتیجه آن برای اعراب بقدری درخشان بود که این جنگ را فتح الفتوح نامیدند

در زمان ایلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشته است اوکسین احتمالا تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است . در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده می شود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام برده است . خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلام شکرستان در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده است .
 در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید . اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دوشهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف . در زمان ساسانیان بوی در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خدا آفرین هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد .
 کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری مزارع و نخلستانها و در نهایت سر سبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارونجدا می شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می کرد و آن را به دو بخش تقسیم می کرد : بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان( گرگر ) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود .
حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می گفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود ( حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و 30 متری و باغ معین و خیابان24 متری ) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد .
 در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمربن الخطاب در سال 17 هجری قمری فتح شد .
 در اثر این حمله بخش اشرافی نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده می شد . در زمان آل بویه اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت . در قرن 4 هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت .
 اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفته است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره ای که در میان کارون به نام رجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد . یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند : اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می شد .
 شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی بطرف شکاره کنونی می رفت . لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان 30 متری به معنی آب باره و محب عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره است

تاريخچه شهر شيراز

 

¤¤ شيراز، نامي خيال انگيز
در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است.
در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.
علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.
آخرين كلام اين كه در اشعاري از شاهنامه فردوسي، استاد حماسه سراي طوسي، به مناسبت هايي از شيراز ياد شده، مثلاً راجع به شيراز در عهد كيانيان آمده است:

دوهفته در اين نيز بخشيد مرد

سوم هفته آهنگ شيراز كرد

هيونان فرستاد چندي ز ري

سوي پارس، نزديك كاوس كي

و در مورد شيراز، در روزگار اشكانيان، چنين مطالبي ذكر شده است:

چو بنشست بهرام زاشكانيان

ببخشيد گنجي به ارزانيان

... ورا بود شيراز تا اصفهان

كه داننده اي خواندش مرزمهان

و بالاخره اينكه در عهد پيروز و قباد ساساني، سپهبد ايران، "سوفراي" از اهالي شهر شيراز بود

... بدان كار شايسته شه "سوفراي"

يكي پايه ور بود و پاكيزه راي

جهان ديده از شهر شيراز بود

سپهبد دل و گردن افراز بود

استخري در كتاب مسالك و ممالك كه در نيمه اول قرن چهارم هجري تأليف شده است، راجع به آثار و بقاياي فرهنگي قبل از اسلام، در شيراز مي گويد:
شيراز قلعه اي به نام شاه موبد دارد. وي همچنين از دو آتشكده به نام هاي كارستان و هرمز در آن سرزمين ياد مي كند.
باري در مجموع گفتار استخري كه شيراز سيزده ناحيه (طسوج) دارد كه در هر كدام از آنها قراء و كشتزارهايي موجود است كه متصل به هم قرار گرفته اند. و نيز نظر ابن بلخي كه در روزگار ملوك فرس، شيراز ناحيتي بود و حصاري چند بر زمين، مي تواند روشنگر قدمت شيراز، به عنوان يك سرزمين مسكون آباد (و نه يك شهر بزرگ) باشد... .



ارسال توسط گنج بزرگ

 

معنی و مفهوم نشانه ماهی و گاو در گنج یابی و باستان شناسی آثار و نشانه های شهرها و روستاهای ایران زمین + کارشناسی تصاویر و عکس

علامت ماهی ، گاو در گنج یابی

نماد گاو در ارتفاع بلند ، یا سردیس گاو بر روی ستون یا جای بلند ، نشانگر وجود مکان مذهبی است و این نماد نشانه دفینه نیست ولی از آنجا که ، اهالی باستان ( به مانندهم اینک و مردم همین زمانه ) علاقمند بودند که در کنار مکان های مذهبی و یا افراد مذهبی به خاک سپرده شوند ، می تواند کلید و راهگشا باشد زیرا در نزدیکی این نشان ، بدون شک با قبور بزرگان و نجیب زادگان روبرو خواهید شد...

معنی و مفهوم نشانه ماهی و گاو در گنج یابی و باستان شناسی آثار و نشانه های شهرها و روستاهای ایران زمین + کارشناسی تصاویر و عکس,نشانه گاور در گنج یابی,نشانه ماهی در گنج یابی,معنی و مفهوم نشانه ماهی و گاو نر در گنج یابی و دفینه یابی,آثار و نشانه های ماهی و گاو در دفینه یابی,مفهوم و معنی علامت و نشانه سنگ ماهی و گاو نر در گنج یابی و دفینه یابی,معنی و مفهوم علامت و نشانه سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در گنج یابی و دفینه یابی,نشانه نعل اسب,نماد سم اسب,علامت سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,معنی و مفهوم نشانه سنگ ماهی و گاو نر در گنج یابی و دفینه یابی + کارشناسی,معنی و مفهوم نشانه و علامت سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در گنج یابی و دفینه یابی,نشانه سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در گنج یابی,علامت سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در دفینه یابی,کارشناسی نشانه و علامت سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در گنج یابی,سنگ سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد نماد و نشانه چیست,معنی و مفهوم کامل سنگ حکاکی شده شبیه سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,جوغن سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,جوغان سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,تصاویر و عکسهای نشانه سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در گنج یابی و دفینه یابی,دانلود فیلم و ویدیو رمزیابی نشانه و علامت و نماد سنگ سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,آموزش کامل روشهای رمزیابی و رمزگشایی نشانه سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد در گنج یابی,گمانه زنی محل گنج و دفینه نشانه و علامت سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,گوردخمه و قبر مهم با هدایای ارزشمند نماد سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد,جوغان و جوغن و نماد و نشانه سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد هک شده بر روی سنگ,سنگ نگاره حکاکی شده سنگ و جوغن ماهی و گاو نر گرد معنی و مفهوم چیست

نشانه ماهی و گاو , آثار و نشانه های شهرها و روستاهای ایران زمین
(برگرفته از سندها و نسخه های کهن خطی )

گاو بالدار ، قدرت خویش را بر عموم یاد آور گشت .

هموطنان زرتشتی ما در باستان برای غسل میت از ادرار گاو استفاده می کردند.

در قرآن مجید ، خداوند به قوم یهود دستور داد که زیباترین گاو خود را قربانی کنند و یا زمانی که حضرت موسی برای دریافت فرامین خداوند ( ده فرمان ) رهسپار شده بود سامری ، به وسیله طلاهای قوم یهود گوساله ای را برای پرستش ساخته بود .

همه این داستان های اساطیری ، نشان از تقدس گاو دارد .

در فرهنگ ایرانیان و همچنین بین النهرین ، گاو نماد بزرگی ، قدرت ، برکت و روزی و همچنین رستگاری است .

این نماد ( مخصوصا در غرب کشور ) بر روی مزار ها و سنگ قبر ها و عبادتگاه ها ، به وفور دیده می شود که نشان از تقدس فرد مدفون و یا نشانگر وجود عبادت گاه ، هرچند کوچک و محلی است . در خصوص وجود هدیه گاو ، یکی دو مورد هست که بیان می شود .

اگر دو گاو یا گوساله بر روی سنگ های ثابت و روبروی هم وجود داشته باشد به طوری که بین این دو گاو ، کمتر از سه متر فاصله باشد وجود دفینه محتمل است . بدون شک در راستای دید گاو حتی اگر فقط یک گاو تنها باشد در فاصله کم ، وجود قبر یا مزار فرد روحانی صددرصد است . اگر تندیس گاو یا سر گاو در ابعاد تقریبا واقعی باشد در جهت دید گاو باید تلی از خاک ببینید و یا صخره ای ثابت . آن نشانه آخر شماست . دفینه گاو در عمق زمین نیست و معمولا با کمی کاوش به آن خواهید رسید . اگر نماد گاو بالدار باشد نشان فره وش قدرتمند است در جهت دید گاو و فاصله دو سه متری با مزار فره وشی روبرو خواهید شد .

نماد گاو در ارتفاع بلند ، یا سردیس گاو بر روی ستون یا جای بلند ، نشانگر وجود مکان مذهبی است و این نماد نشانه دفینه نیست ولی از آنجا که ، اهالی باستان ( به مانندهم اینک و مردم همین زمانه ) علاقمند بودند که در کنار مکان های مذهبی و یا افراد مذهبی به خاک سپرده شوند ، می تواند کلید و راهگشا باشد زیرا در نزدیکی این نشان ، بدون شک با قبور بزرگان و نجیب زادگان روبرو خواهید شد .

معمولا سنگ گاو در کنار چشمه ها به صورت یک پهلو دیده می شود که این نماد نشان سفید خانه است و در پستان گاو چند الماس را جاساز میکردند و در زیر پشت پستان که به دم وصل میشود سوراخ ریزی دارد که با ضربه به آن به راحتی باز میشود و میتوانید دست خود را در درون آن فروبرده و الماس هارا از داخل پستان تخلیه کنید و این آخر کار نیست و در پشت گاو باز یک سنگ که معمولا با نماد ماه مشخص شده است که پشت ماه هم باز سنگ دیگری باید باشد که سه سوراخ در روی آن قرار دارد که هر سوراخ محل سفید خانه ها رو نشان می دهد
 
کرکس کوه در ولایت جبال است. و آن، کوهی است ما بین قم و ري و در صحرایی که دور از آبادانی است واقع است. در قله آن کوه، آبی است و قله آن کوه را خود آن کوه احاطه کرده است به حیثیتی که اگر کسی آنجا باشد گمان کند که در حیاطی ایستاده. و بسیار مکان سختی است، چون ازآبادي دور است کسی در آنجا ننشیند. و کوه نهاوند نیز در ولایت جبال است. ابن فقیه گوید: دو طلسم در آن کوه است:
                     
صورت ماهی و صورت گاوي. گویند که این طلسم براي آن است که آب نهاوند کم نشود. و آب این کوه به دو ولایت جاري شود: به نهاوند و دینور.
 
پس دانستیم که نشانه ماهی و گاو اغلب در کنار رودخانه ها , چشمه های آب در قدیم الایام وجود داشتند و معتقد بودند که از خشکسالی و کم شدن آب رودخانه یا چشمه جلوگیری خواهد کرد و نوعی طلسم می شمردند.
 
در نزدیکی ولایت قزوین واقع است قریب به دهی که موسوم است به یله. از عجایب آن کوه، آن است « یله بشم » و کوه موسوم به که صور انسانی در آن کوه میباشد که سنگ شده اند به سبب غضب حق تعالی. شخصی که به قله آن کوه رفته بود به من نقل نمود که صورت چوپان از سنگ (در حالیکه به چوبدستی خود تکیه کرده مشغول چرانیدن گوسفندان است) و صورت گاو و زنی که او را می دوشد و همچنین سایر صورتها از سنگ در آنجا دیدم. مهلب بن عبد الله وزیر از ولایت جبال است.
 
بزودی کاملترین مجموعه شهرهای ایران که تمامی علائم , آثار و نشانه ها را توضیح داده ایم منتشر خواهد شد.




ارسال توسط گنج بزرگ

نشانه گاو و قوچ در گنج یابی

در فلسفه یونان خدای دریا را نماد می کند. معانی قدرت و حفاظت را هم می دهد . در سکه های زیادی نماد گاو یا سر گاو به وفور مشاهده شده است...

نظر اول : نماد قدرت است . این نماد صرفا نشانه دفینه نمی باشد. میتواند نشانه وجود معابد، پرستشگاهها و اماکن مقدس و یا مزار انسانهایی والا مقام  و قدرتمند باشد.  با این حال می تواند نشان از مکانی باشد که هدایا و یا اشیایی در آنجا پنهان شده باشد.

نظر دوم : دو گاو نر (گوساله) که به هم نگاه می کنند ، قطعا نشان دفینه می باشد. دفینه در مکانی که نشانه پیدا شده ، در زیر پاهای گوساله ها می باشد. از طرفی بیان می شود که دفینه با ارزشی در آنجا می باشد.  در نشانه گاو نر تنها هم، محلی که گاو نر ادرار می ریزد باید بررسی شود (ولی شکستن را پیشنهاد نمی کنم)

نظر سوم : در فلسفه یونان خدای دریا را نماد می کند. معانی قدرت و حفاظت را هم می دهد . در سکه های زیادی نماد گاو یا سر گاو به وفور مشاهده شده است.

شکل گاو و یا سرش ، در طاق بناها و یا زینت مزارها به وفور استفاده شده است و این به ما نشان می دهد که هر جا که این نماد یافت شود ، الزاما قبر و مزاری را نشان نمی دهد!

در این صورت باید بر روی تخته سنگی ثابت ، حکاکی شده باشد و یا باید به شکل سنگ مزار قرار گرفته باشد .

******************************************

نشانه و نماد قوچ در گنج یابی

 

۱-  در کل به یاد داشته باشید که نشانه های برجسته بسیار مهم می باشند ، اما اگر در کنار قوچ ۴۳ پله باشد در جهت نگاه  قوچ باید سه عدد تپه وجود داشته باشد ، گفته می شود که یکی از این تپه ها پر می باشد . باید جستجو را از تپه ای شروع کرد که متفاوت می باشد . اگر تپه متفاوت قابل تشخیص نباشد باید از تپه ی وسطی شروع کرد . همانطور که می دانید، شروع کردن از تپه وسطی، هدر رفتن زمان را کاهش خواهد داد .

۲-   قبل از هر چیز نماد مخصوص یک مرد می باشد و رهبری و قدرت را نماد می کند.

۳-  نشانه هاي سرقوچ، بايد از سنگ به شما نگاه كند. تخته سنگي كه اين شكل روي آن است عموماً سنگ هاي رديفي مي باشند كمرتان را به سر قوچ تكيه دهيد،‌ به طرف راست، ۱۵ الي ۲۰ متر حركت كنيد، ‌بايد به دنبال غار بسته اي باشيد، اگر اين غار را پيدا كنيد، به اين معناست كه به مقدار زيادي اشياء زينتي پيدا خواهيد كرد و در این حالت حتما دارای تله می باشد.




ارسال توسط گنج بزرگ

موضوعات آموزش گنج و دفینه یابی

عتیقه . زیرخاکی . آموزش گنج . آموزش دفینه.

قلب یا دل
تله فلش
تله شن و ماسه
تله زمینی
تله رعد و برق
تله ترقوه ای
تله یا طلسم مار
تله یا طلسم جابجایی
تله فشاری
تله تیغ و شمشیر
تله الاکلنگی
تله مکانیکی
تله له کننده
تله شن و شمشیر
تله نیزه و چاه
تله گیوتینی ، شیمیایی و سمی
تله سنگ
تله فلش ، گودال
تله صلیب ، علامت های تله ها
تله یا طلسم آب
تله سرداب
علم حروفات
طلسمات در دفینه یابی  :
مباحث کلی طلسمات
علامت های منطقه طلسم شده
تپه پستانی شکل یا سینه مرغی
تپه جوغن دار
تصویر کامل تل و تپه ها
تپه دستی کوره ای ، تپه تنوری
ساختارقبرهای هخامنشی
تدفین دوره اشکانی
تدفین دوره ساسانی
تدفین دوره زرتشتیان
ساختار قبرهای عیلامی
ساختار قبر اسلامی
نکات ایمنی و کامل قبرها بصورت مصور
علامت و نشانه های قبرها

مبحث کامل تومولوسها همراه با کروکی و پلان های کامل مصور
علائم و نشانه های قبرها
بخش دایره المعارف مکان های دفن دفینه ها و گنج ها:
دفینه چاه ها
ورودی تونل و دهلیزها
دفینه کلیساها
دفینه پنجره ها
دفینه پل ها
دفینه معابد
دفینه پله ها
قبرها
سردابه ها
تابئت ها ، سنگ بنای تاریخی
آتشکده ها
قلعه ها
محراب ها
چشمه ها ، آب و قنات ها
سفید خانه ها
غارها
دخمه ها
انواع گورها
مقبره های داخل زمین
راه های کشف ، تشخیص اصالت اشیاء و کارشناسی اجناس باستان بصورت کامل و جامع:
قانون اساسی میراث فرهنگی
نحوه کشف و کارشناسی سکه های تاریخی
نحوه کشف و کارشناسی تشخیص مجسمه های باستانسی
نحوه کشف تشخیص سفال ها
اکسیر ها
معیار ارزش گذاری اشیاء و اجناس
روش های کشف تکنیک های خواندن نسخه و سند های گنج
مبحث کارشناسی سفال ها
روش کشف و تشخیص جیوه قرمز
راه های شناخت طلا




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و دفینه یابی و حساب ابجد

در پست قبلی درباره رابطه و تاثیر گنج یابی و رموز حروف ابجد مطالبی نوشتیم و متذکر شدیم که یک گنج یاب و حفار حرفه ای و به قول معروف استاد گنج یاب باید که از علوم غریبه و نیز اسرار و حروف ابجد اطلاع داشته باشد چون این رموز در نقشه های نقش و نیز نمادها و نشانه های راهگشا در گنج یابی تاثیر دارند و ممکن است که برخی از اسرار دفینه بر اساس حساب ابجد باشد لذا در اینجا برای آموزش گنج یابان و حفاران دفینه آموزش حساب ابجد را قرار دادم:

حروف ابجد حساب ها و معانی دارند که ما امروز به طور مفصل به آن می پردازیم.حروف ابجد یک دانش بسیار مهم است و هر مسلمانی باید این علم را داشته باشد.

می دانید حروف در زبان فارسی ، سی و دو حرف می باشد:

ا- ب – پ – ت – ث – ج – چ – ح – خ – د – ذ – ر – ز – ژ – س – ش – ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ك – گ – ل – م – ن – و – ه – ی

و نیز می دانیم در زبان عربی ۲۸ حرف كه شبیه حروفات فارسی هستند، بجز چهار حرف یعنی پ – چ – ژ – گ كه می شوند:

ا- ب – ت – ث – ج – ح – خ – د – ذ – ر – ز – س – ش – ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ك – ل – م – ن – و – ه – ی

اما این حروفات در علم علوم غریبه از نظر تركیب قراری گیری متفاوت است كه یك طالب این علم باید با ان اشنا باشد. ترتیب قراری گیری ان بصورت زیر است:

ا- ب – ج – د – ه – و – ز – ح – ط – ی – ك – ل – م – ن – س – ع – ف – ص – ق – ر – ش – ت – ث – خ – ذ – ض – ظ – غ

كه ما برای سهولت امر و برای خواندن ان از روش زیر در این علم استفاده می كنیم. ابجد – هوز – حطی – كلمن – سعفص – قرشت – ثخذ – ضظغ

انواع حروف ابجد چیست!؟

حروف ابجد به دو دسته صغیر و كبیر تقسیم میشوند:

كه حروف ابجدی صغیر با اعداد ان عبارتند از:

ا- ب – ت – ث – ج – ح – خ – د – ذ – ر – ز – س – ش – ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ك – ل – م – ن – و – ه – ی

۱ ۲ ۴ ۸ ۳ ۸ ۰ ۴ ۴ ۸ ۷ ۰ ۰ ۶ ۸ ۹ ۰ ۱۰ ۴ ۸ ۴ ۸ ۶ ۴ ۲ ۶ ۵ ۱۰

كه حروف ابجدی كبیر با اعداد ان عبارتند از:

ا- ب – ت – ث – ج – ح – خ – د – ذ – ر – ز – س – ش – ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ك – ل – م – ن – و – ه – ی

۱ ۲ ۴۰۰ ۵۰۰ ۳ ۸ ۶۰۰ ۴ ۷۰۰ ۲۰۰ ۷ ۶۰ ۳۰۰ ۹۰ ۸۰۰ ۹ ۹۰۰ ۷۰ ۱۰۰۰ ۸۰ ۱۰۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶ ۵ ۱۰

كه ما برای سهولت وفهرست بندی ان و برای درك بالا از جدول زیر استفاده می كنیم: كه برای

ابجد كبیر است:

ا ب ج د ه و ز ح ط ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹

ی ك ل م ن س ع ف ص ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ ۵۰ ۶۰ ۷۰ ۸۰

۹۰

ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ ۱۰۰ ۲۰۰ ۳۰۰ ۴۰۰ ۵۰۰ ۶۰۰ ۷۰۰ ۸۰۰ ۹۰۰

غ ۱۰۰۰

كه ما برای سهولت وفهرست بندی ان و برای درك بالا از جدول زیر استفاده می كنیم:

كه برای ابجد صغیر است: ا ب ج د ه و ز ح ط ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸

ی ك ل م ن س ع ف ص ۱۰ ۸ ۶ ۴ ۲ ۰ ۱۰ ۸ ۶

 

۹ ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ ۴ ۸ ۰ ۳ ۸ ۰ ۴ ۸

۰ غ۴

منبع:اینترنت

در پناه خدا




ارسال توسط گنج بزرگ

موکل در گنج یابی و حفاری دفینه

کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.
روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟
تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید....

بخونید تا تو حفاری گمراه نشوید….

اول یک مطلب رو بگم: داشته های هر کسی چه از نظر مالی چه از نظر فکری نشان دهنده تلاش اون شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست. بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار میشن و یا شانس دارند و یا خداوند به آنها عنایت میکند ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن یا یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر خدا مرسوم نیست.

بعضی از حفار ها هر وقت میخوان به حفاری بروند شخصی رو که موکل دارد و بگفته خودش میتونه زیر زمین رو ببینه (کار دستگاه رو انجام بده) و طلسمات و تله ها رو باطل کنه رو به دنبال خودشون میبرند. و شروع به حفاری میکنند. اون پیر میاد و عین نسخه شما رو در زیر زمین براتون تشریح میکنه بصورتی که باور میکنید که چه چیزی دیده است. حتی تا چین های دامن مجسمه و تعداد مروارید های گردنشو میشمره و بهتون میگه.
اون پیر دروغ نمیگه. با احضار میتوان این کار رو کرد.
کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه کشیدند میتونند حتی زیر زمین رو توسط موکلشون ببینند و تشریح کنند ولی هیچ وقت انسانهای موفقی در این کار نیستند.
روایات میگن وقتی جنسی یکصد سال در زیر زمین بماند این جنس جزو مهریه عجاین هست. و شما بمن بگوئید کی مهریشو دو دستی تقدیم من و شما میکند؟
تا وقتی که شما عجاین رو آگاه نکنید میتونید این جنس را بردارید (بدزدید) ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه و عجاین آگاه بشن دیگه شما صاحب هیچ چیزی نیستید.
تعداد کسانی که با موکل بار از زیر زمین بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسانهائی شناخته شده بودند که این کار را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور خداوند انجام شده است.
نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم.
هیچ وقت اگر میخواهید در حفاری موفق شوید علم رو کنار نگذارید و به چیزهائی مانند جادو و موکل بپردازید ، چون نه تنها موفق نمیشید بلکه ضربه هم میبینید.
اگر کسی رو پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس بدید که من هم دستش رو ماچ کنم و هم مرید اون بشم.
حالا یکی از دلائلی که نمیتوان با موکل موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمیدهند دفینه را جا به جا کنید.
دومین مطلب در مورد موکل.
ما موکل رو به دو قسمت کلی تقسیم میکنیم .

اول عنایتی و دوم بدست آوردنی.

موکل عنایتیموکلینی هستند که کلامشان از کسی به شخص دیگر داده میشود یا به صورتهای دیگر به یک فردی این موکل عنایت میشود.
با موکلی که به کسی عنایت شود شاید (شاید) بتوان دفینه ای رو از زیر خاک بیرون آورد که اون هم مطمئن باشید برای موکل نیست و برای این هست که خداوند در بین بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگاه میکند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید. چه بسا اگه موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود.و این کار هم اگر اتفاق بیفتد فقط یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است.

قسمت دوم موکلینی هست که با چله نشینی های فراوان بدست میآورید ، یعنی تلاشی برای بدست آوردن موکل میکنید.
اول این رو اضافه کنم که در این کار شما میخواهی جنی رو به زور دعا به اسارت بگیرید. و هیچ کس دوست نداره به اسارت بره مگر اینکه مجبور بشه و اسیر هر جائی که بتونه ضربه ای وارد کنه این کار رو خواهد کرد.
شرایط چله نشینی بسیار سخت است. چیزی که در مردم باب هست میگویند تمام اعضا و جوارح بدن باید چله باشند که البته شرایط چله نشینی از این حرفها بسیار سخت تر است (در عمل) ولی معنی آن بسیار ساده ، چله نشینی یعنی چه؟ یعنی ریاضت کشیدن. چطور ممکنه که شما چله بشیندی و ریاضت ها بکشید تا موکلی رو بدست بیارید برای پول دار شدن یا باری رو از زیر خاک بیرون کشیدن یا قدرتمند شدن؟ اینها با هم منافات داره کسی که چله نشینی میکنه دیگه دنبال مال دنیا نیست. کسی که چله نشینی میکنه پول و قدرت براش معنی نداره.

برای همین هست که میگم با موکل نمیتوان موفق شد. چون از بنیان تا انتها با مال دنیا منافات داره.
گوش به حرف مردم ندید و اگه کاری برای حفاری دارید با موکل خرابش نکنید.
هیچ چیزی در دنیا جای علم رو نمیگیره و کسانی که میخوان موفق بشن باید با علم دنیا به مال دنیا برسند.
پیر ما یک لشکر موکل داشت که هر چیزی میخواست براش فراهم بود و فقط یک بار با موکلی که به خودش عنایت شده بود توانست موفق شود و پس از چند سال زندگی دنیائی خودش رو به باد داد برای اینکه میخواست به ته این قضیه برسه و بعد هم که به انتهای قضیه رسید، پوسید و گذاشت کنار.
اگه خواستید عمرتون رو تو این راه تلف کنید یک نگاهی به دعا نویسان محلتون بندازید که تازه اینها زرنگاشن که سر مردم رو کلاه میزارن و زندگی خودشون رو میگذرونند.
هیچ وقت فکر نکنید که شما میتونید در این را از طریق اکتسابی به جائی برسید که امکان پذیر نمیباشد.
آخر کار تمام کسانی که میخواهند علم علوم غریبه رو کسب کنند دعا نویسی هست.
اگه خداوند بهت عنایت کرد برو دنبالش ، اگه نه ببوسش و بگذارش کنار.
کلمه عنایت رو هم براتون یک مثال بزنم.
نشونه بارز عنایت پرفسور میرزائی هست که رفت شاولین کنگ فو یاد بگیره و به شائولین راهش ندادند و دو روز جلوی درب شائولین زیر بارون نشست و وقتی برگشت ایران قوی ترین سبک کنگ فو جهان رو به نام کنگ فو توا نوشت و به علوم غریبه کاملا واقف شد. این یعنی عنایت.
کلام آخر رو بگم : با موکل نه موفق میشید نه نتیجه میگیرید. دوزار پول خرج کنید و یک دستگاه حرکت دهیدی تا نتیجه بگیرید. من امتحان کردم . با کسی که واقعا میتونست زیر زمین رو تشریح کنه ولی دریغ از یک سکه مسی بی ارزش. که بشه با موکل در آورد.




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی و سکه شناسی

سكه شناسي قسمت مهمي از باستان شناسي است كه شاهد زنده اي از تمدن دنياي قديم و ملل مختلف مي باشد . علم سكه شناسي توانسته است بزرگترين خدمت را در روشن كردن تاريخ گذشته بنمايد و گوشه هاي تاريك و مبهم را روشن كند . سكه در هر دوره نمايندة عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشكستگي و ارتباطات تجاري هر ملت و مملكتي است ، يعني منبع اطلاعاتي صحيح و دقيق از دنياي قديم ، يعني از دوراني كه آثار هنري ، ابنيه ، معابر و مقابر ويران قديم را از روي قرنيه به طور ناقص و گاهي با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمير و تا حدي به صورت اصلي درآورند و با حقيقت زمان تطبيق دهند . در اين قسمت سكه ، حلال مشكلات شده و كمك شاياني به تاريخ هنر دنياي قديم نموده است . روي اغلب سكه هاي يونان صورت خدايان افسانه اي و بناهاي تاريخي مانند : كوليزه (محل نمايش جنگ حيوانات وحشي با انسان) يا اكروپل آتن (خرابه هاي آتن كه در بلندي روي تخته سنگي عظيم قرار گرفته است) و غيره منقوش گرديده است . اين نمونه ها دقيق و ظريف براي بناها و نقص و شكستگي مجسمه ها مطابق اصل بزرگترين كمك و راهنما شده اند . قسمت مهمي از آثار هنري ساساني كه فلزكاري و زرگري است و خوشبختانه قطعاتي بسيار جالب از صحنه هاي شكار ، رزم و بزم از حفاريها بدست آمده است و بواسطة تطبيق با سكه هاي آن دوره كه تصوير كامل هر يك از سلاطين به طور دقيق و ظريف از تزئين سر و سينه ، آرايش مو و تاج است مي توان اين شاهكارهاي هنري را با صداقت شخصي و منتسب به هر يك از شاهان واقعي نمود . (قسمت مهمي از اين ظروف نقره و طلا در موزة لنينگراد است) .....

سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی

 

سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی,سکه,سکه شناسی,عکس سکه,سکه قدیمی,سکه طلا,سکه نقره,سکه برنز,جنس سکه,سکه زمان هخامنشی,قیمت سکه,خرید و فروش سکه,سکه گران قیمت,سکه دوران ساسانی,عکسهای سکه های عتیقه,تصاویر سکه های زیرخاکی عتیقه,قیمت سکه طلا و نقره و برنز,دانستنی هایی درباره سکه های عتیقه,همه چیز درباره سکه,سکه و باستان شناسی,خمره پر از سکه,صندوقچه پر از سکه طلا و نقره عتیقه,پیدا کردن سکه از زیر خاک,خرید سکه عتیقه,فروش سکه عتیقه,کفیت و نوع و جنس سکه,سکه های ایرانی عتیقه,خرید سکه های قدیمی و اشیاء و ظروف قدیمی عتیقه اصلی,سکه های قدیمی ایرانی,سکه های دوراه شاه,سکه های روسی,سکه های کلکسیونی,سکه های اصلی,سکه های تقلبی و جعلی,روش شناسایی سکه تقلبی و سکه اصلی

سکه شناسی

سرزمين ايران يكي از كهن ترين سرزمينهاست . كشور ما داراي گذشته پر افخاري است كه آثار آن در طي قرون متمادي با وجود آسيب هاي زمانه و غارت و آتش سوزي و جهان خواهی افراد جاهل هنوز پا بر جا ايستاده و حكايت از عظمت گذشته و تاريخ هنر و تمدن مردمان اين سرزمين دارد . در سرزمين ايران در اغلب نقاط ، در زير تپه های خاك و ويرانه ها ، آثار گران بها و گنجينه هاي گوناگونی پنهان است كه روزگاري دست هنرمندان و صنعتگران با نداشتن وسايل و ابزار كافي آن را ساخته و با نقش و نگار ، طرح ، رنگ يا كنده كاري و برجسته كاري ، قدرت دست و روح هنري خود را تجسم داده و جاودانه ساخته اند .

تحقيق و مطالعه در هر قسمت از آثار كهن مملت ما نه تنها تاريخ گذشته اين سرزمين را روشن مي سازد ، بلكه به تغيير و تحول تاريخ تمدن دنياي قديم و ارتباطي كه کشور ها از لحاظ نژادي ، هنري و اقتصادي با يكديگر داشته اند كمك مي كند . مردمان اوليه و پس از آنها، همیشه براي زندگي بهتر و رفع نیاز های روزانه  در تلاش بوده اند و همين اصل يعني عشق به زندگانی بوده كه تاريخ تمدن را بوجود آورده است و ملتها را به طرف روزگار بهتر و اختراعات و اكتشافات وا داشته است .

كشف آتش و به كار بردن فلزات هر يك مبدأ مهمي در سير تكامل بشر بوده است . از وقتي كه زندگي اوليه به شكل اجتماع شروع شد ، انسان ها احساس كردند كه به كمك يكديگر نياز دارند و ناچار هر يك با سعي و عمل خود به رفع حوائج ديگري پرداخت تا توانست از دسترنج ديگري منتفع گردد . اين عمل ابتدايي را بايد اولين نظام اجتماع و اقتصاد و اصل داد و ستد دانست . با پيشرفت تمدن و تشكيل شهرها و اختراع خط و ايجاد خانه و مسكن ، ارتباط افراد با يكديگر بيشتر گرديد و مبادله و تجارت به صورت گسترده تری در آمد و كم كم داد و ستد و مبادله کالا به کالا ، جاي خود را به تجارت داد ، به طوري كه كوشش در توسعة امور اقتصادي و ارتباطات ، موجد تشكيل دولتها و طرق و سوارح و تأسيسات بندری در کرانه های دريايي و سازمانهاي مختلف و تنظيم قوانين براي بررسي و انتظام امور گرديد ، چنانچه قسمت مهمي از قانون حمورايي مربوط به امور تجارت و كسب و كار است . ( اين قانون نامه در خرابه هاي شوش پيدا شده و در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود ) صحنه هاي نقاشي در عصر قديم چه آنچه به امور دنيايي و چه آنچه مربوط به دنياي ديگر است . وضع داد و ستد و توزيع را نشان مي دهد . تشكيل دولتها و رفاته اجتماعي و انضباط امور اقتصادي و توليد ثروت موجد اصولي گرديد كه كم كم به پيدايش سكه منجر شد .

کشور ما ايران نيز در اين قسمت ، مانند ساير شعب هنري سهمي دارد كه نه تنها از نظر سكه شناسي و تاريخي قابل ملاحظه است ، بلكه از لحاظ هنري نيز بسيار  گرانقدر است . اميد است با حفاري هاي گسترده اي كه در حال حاضر در قسمتهاي مختلف ايران انجام مي شود ، متخصصان كشورمان با روشن كردن ابعاد تاريك كشورمان و كشف اسناد و مدارك جديد مربوط به تاريخ ايران اطلاعات تازه تري از تاريخ سكه نيز بدست آورند .

تاريخچة پول :

مردم جهان با تلاش و فعاليت مداوم ، نيرو و عمر خود را صرف مي كنند و حاصل اين كوشش ها و زحمات را بصورت پول دريافت مي نمايند . بي ترديد مي توان گفت كه امروز اساس گردش چرخهاي اجتماع بر پول نهاده شده و گسترده ترین روابط اجتماعي انسان به كمك پول انجام مي گيرد . امروز حتي كودكان هم مي دانند پول چيست و چه ارزشي دارد . بايد گفت كه كمتر كسي پيدا مي شود كه هر روز با مقداري پول سر و كار نداشته باشد و بهمين نسبت هم كمتر كسي از خود سؤال مي كند كه پول از كجا پيدا شده و تاريخچة آن چيست و در قديم چه چيزي به جاي پول وجود داشت .

علم سكه شناسي :

سكه شناسي قسمت مهمي از باستان شناسي است كه شاهد زنده اي از تمدن دنياي قديم و ملل مختلف مي باشد . علم سكه شناسي توانسته است بزرگترين خدمت را در روشن كردن تاريخ گذشته بنمايد و گوشه هاي تاريك و مبهم را روشن كند . سكه در هر دوره نمايندة عادات ، آداب ، خط ، زبان ، هنر ، مذهب ، تمدن ، ثروت ، ورشكستگي و ارتباطات تجاري هر ملت و مملكتي است ، يعني منبع اطلاعاتي صحيح و دقيق از دنياي قديم ، يعني از دوراني كه آثار هنري ، ابنيه ، معابر و مقابر ويران قديم را از روي قرنيه به طور ناقص و گاهي با تصور از آنچه از بنا به جا مانده تعمير و تا حدي به صورت اصلي درآورند و با حقيقت زمان تطبيق دهند . در اين قسمت سكه ، حلال مشكلات شده و كمك شاياني به تاريخ هنر دنياي قديم نموده است . روي اغلب سكه هاي يونان صورت خدايان افسانه اي و بناهاي تاريخي مانند : كوليزه (محل نمايش جنگ حيوانات وحشي با انسان) يا اكروپل آتن (خرابه هاي آتن كه در بلندي روي تخته سنگي عظيم قرار گرفته است) و غيره منقوش گرديده است . اين نمونه ها دقيق و ظريف براي بناها و نقص و شكستگي مجسمه ها مطابق اصل بزرگترين كمك و راهنما شده اند . قسمت مهمي از آثار هنري ساساني كه فلزكاري و زرگري است و خوشبختانه قطعاتي بسيار جالب از صحنه هاي شكار ، رزم و بزم از حفاريها بدست آمده است و بواسطة تطبيق با سكه هاي آن دوره كه تصوير كامل هر يك از سلاطين به طور دقيق و ظريف از تزئين سر و سينه ، آرايش مو و تاج است مي توان اين شاهكارهاي هنري را با صداقت شخصي و منتسب به هر يك از شاهان واقعي نمود . (قسمت مهمي از اين ظروف نقره و طلا در موزة لنينگراد است) .

قبل از پيدايش سكه :

قبل از اختراع و ايجاد سكه با وزن صحيح و مقدار معين فلز ، ارتباط و داد و ستد مردم از راه مبادله صورت مي گرفت . تمدنهاي قديم بدون آشنايي با سكه ، زندگي تجارتي خود را از راه مبادله مي گذراندند . در روي نقاشي ها و کنده کاری ها مصر قديم ، صحنه هاي معاملات و داد و ستد بوسيلة معاوضه صورت گرفته است ديده مي شود . در اوستا دربارة مزد كارگران يا گرفتن جريمه از چهار پايان ذكر شده است . براي پرداخت دست مزد يك پزشك براي درمان كدخدايان يك گاو و براي شهربانان يك اسب خوب و براي پادشاهان يك گردونه چهار اسبه و براي زنان به ترتيب يك ماده الاغ ، يك ماده گاو و يك ماده شتر مقرر مي كرده اند .

اشكال کهن پول :

استفاده از اشكال اوليه پول در جهان سوم و شمال آمريكا سابقه دارتر است . اسناد و مدارك بيشتري مبني بر استفاده از پول در اين مناطق نسبت به اروپا وجود دارد . در كنار چيزهايي كه به عنوان پول مورد استفاده قرار مي گرفتند ، استفاده از مهره در شمال آمريكا ، صدفهاي كاوري در افريقا و آسيا و دندانهاي نهنگ از همه رايج تر بوده است . در جامعه فيجيان هداياي ، دندان نهنگ بخش مهمي از مراسم هاي خاص بودند . دندانهاي نهنگ Tambua ( گرفته شده از كلمه Taboo ) بودند كه اهميت مذهبي داشته و تا اواسط دهه ۱۹۶۰ به عنوان پول مصرف داشته است . در دورة هومر شاعر معروف يوناني چهار پايان اساس قيمتها بوده اند . دولتها براي جلوگيري از تقلب در عيار سكه ها ، علامت مشخصي را بر روي شمشهايي كه وزن معين داشتند ضرب مي زدند كه در حقيقت اين علامت گذاري اولين قدم براي ايجاد سكه مي باشد . معادن مس قبرس يكي از مهمترين عايدي اين ناحيه بوده است . و در الواح مصري متعلق به ۱۴۰۰۰ يا ۱۶۰۰ ق . م در دوران سلطنت فرعون مصر آمنوفيس سوم يا آمنوفيس چهارم از واردات مهم مس از قبرس به مصر سخن رفته است . در بعضي از الواح شاه قبرس در قبال معاوضة شمش هاي مس از فرعون خواسته كه نقره برايش بفرستد .

هدف از ايجاد سكه :

نخستين هدف از ايجاد سكه قوميت ، حاكميت و استقلال و آزادي بوده است . در آن زمان از جمله وسايل آسان كردن مبادلات و تجارت به حساب مي آمد و شايد بتوان گفت بعد ها اين جنبه بر جنبه هاي ديگر برتري يافت .

پيدايش سكه :

سكه عبارت است از يك قطعه فلز به وزن معين كه روي آن علامت رسمي دولت يا حكومتي كه عيار و وزن آن را تعهد مي كند ، منقوش شده است . روايات در مورد اولين سكه ها متفاوت است و اكثر دانشمندان سكه شناسي نظر هرودت را كه مردم را نخستين كساني مي داند كه سكه ضرب كرده اند را قبول دارند . نخستين سكه هاي ليدي مخلوطي از طلا و نقره كه به آن الكتروم مي گفتند ساخته شده بود كه بر روي آن شيارهاي موازي و پشت سكه چند فرورفتگي حك شده و گاهي در بعضي از اين فرورفتگيها نقش حيواني كه شبيه روباه است ديده مي شود . در دورة كرزوس سكه هاي معروف كرزوئيد ايجاد گرديد كه مي توان آن را اولين سكة حقيقي دانست زيرا هم داراي جنبة هنري است و هم تمام شرايط سكه تا به امروز نيز در آن مراعات شده است . ايراني ها پس از فتوحات پي در پي در آساي صغير به وجود سكه و لزوم آن پي بردند ولي پادشاهان هخامنشي چون كمبوجيه و كوروش به ضرب آن اقدام نكردند ، اما به شهرها و ممالكي كه تابع ايران شده بودند اجازه دادند كه به ضرب سكة محلي خود ادامه دهند . داريوش اول براي اولين بار در ايران يه ضرب سكه هاي طلا و نقره اقدام نمود و سكه هاي طلا دريك و از طلاي خالص و به وزن ۴۱/۸ گرم و شكل نقه ۶/۵ گرم است . داريوش هم براي ترتيب اوزان تناسب طلا و نقره را ( به ) را به كار برد و چون در يك ۴۱/۸ گرم با وزن ۱۱۲ گرم نقره مطابقت مي كرد و اين وزن براي گردش در تجارت و كسب سنگين و غير حمل بود ، از اين رو به ده قسمت تقسيم نمود و هر سكه ۲۱/۱۱ گرم وزن داشت . در اين صورت سكة نقره ۲۱/۱۱ گرم با يك سكة طلاي دريك ۴۱/۸ گرمي مطابقت مي نمود . ولي داريوش براي سهولت امور معاملاتي سكه هاي نقره را به نصف وزن تقليل داد كه همان شكل معروف است كه ۶/۵ گرم است ، بنابراين بيست شكل نقره ارزش يك دريك طلا را داشته است .

سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی

ضرب سكه در چين پس از كشورهاي ديگر متداول گرديد ولي چينيها خودشان مستقلاً مبادرت به اين كار كردند و آنرا از ملل ديگر ياد نگرفتند . ژاپني ها و كره اي ها ضرب سكه را از چين اقتباس نمودند . اصول فني ضرب سكه در ضرابحانه هاي قديم : حسن احتياج در امر تجارت و داد وستد مردم قديم را بر انگيخت كه از فلزات استفاده كنند و بوسيلة ان معاملات خود را انجام دهند . ابتدا فلز را به شكل تبر ، طقه ، ديگ و خنجر به كار مي برند و بعد با پيشرفت تمدن مس ، آهن ، برنر ، طلا و نقره را به صورت شمش ، طقه دراورند . براي آنكه قطعات سكه هم وزن ، هم شكل و هم نقش باشد ، اصولي بود كه باعث پيدايش ضرابخانه شد . سكه را بوسيلة سر سكه ضرب مي كردند ، سر سكه كه استوانه اي شكل يود ، و از برنز يا آهن ساخته شده و در يك طرف آن نقش مورد نظر حك گرديده بوده ، بر روي سنداني فلزي قرار مي دادند ، فلز را كه كمي گرم شده بود ، و قابل اثر ، بر روي آن گذاشته ، بعد سر سكه را از طرفي كه منقوش بود بر روي آن قرار داده ، بعد از تنظيم آن چكش را با شدت مي زندند ، تا اثر نقش بر روي سكه نقر گردد . با ضرب سكه در ايران مبادلات بازرگاني بين المللي راحت تر ، روانتر و سريعتر شد . و اين امر تحولي بزرگ در امر اقتصاد و تجارت بود . سكه قدمتي بيش از اين تاريخ داشت و متجاوز از يك قرن قبل از ايجاد حكومت هخامنشي ، براي اولين بار در يونان متداول شد و به دنبال آن ليدياييها از يونانيها ضرب كردن سكه را فرا گرفتند و آن را در داد و ستد به كار بردند . پس از فتح ليدي به وسيلة كوروش ، ضرب سكه به همان ترتيب در ضرابخانه هاي سارد ادامه يافت . هنگامي كه داريوش به پادشاهي رسيد و پس از فرونشاندن اغتشاشات اوليه ، به ضرب سكه پرداخت كه به دريكا مشهور شدند . سكه ها از جنس طلا و نقره بودند و سكه هاي طلا مخصوص داريوش بود . از آن پس ، در سراسر امپراطوري سكه فقط به نام داريوش ضرب مي شد . لازم به توضيح است كه اكثر مورخان ليديها را اولين قومي مي دانند كه سكه ضرب كرده اند .

جنس سر سكه ها :

چون جنس سر سكه از آهن يا برنز بود اغلب پس از استعمال زياد حالت ساييدگي پيدا مي نمود . چنانچه اين سائيدگي در بعضي از سكه ها مشاهده مي شود . از اين رو ضرابخانه ها بايستي سر سكه هاي متعددي داشته باشند تا بتوانند به موقع از آنها استفاده كنند .

جنس فلزات :

قسمت مهمي كه در سكه قابل ملاحظه می باشد نوع و جنس فلزات است . چون در دوران بسيار قديم از عهدة تصفيه بر نمي آمدند و نمي توانستند آن حد را كه لازم بود فلز را خالص كنند و از موادخارجي جدا نمايند . ناچار فلزات را به همان وضعي كه استخراج مي شده به كار مي بردند . براي اولين بار در حدود هزارة چهارم استعمال آن بيشتر گرديد ، چنانچه مس را ذوب كرده و با آن اشيايي مانند تبر و خنجر ساختند . در مصر در هزارة پنجم يا ششم قبل از ميلاد ، عصر فلز شروع شد . جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادي و قدرت مالي آن مي باشد ، مثلاً سكه هاي هخامنشي علاوه بر آن كه مزد مزدوران خارجي بود ، در سراسر يونان نيز در جريان بود و با كمال ميل و رغبت خارجي ها متاع و كالاي خود را در مقابل دريافت آن به فروش مي رساندند . از آين رو جنس فلز تأثيري فراوان در گردش سكه داشت و اساس مهم اقتصاد در دنياي قديم تا به امروز بوده است .

اوضاع اقتصادي و واحد پول در بابل :

تسلط ايرانيان در بابل امور بازرگاني بابليان را از جريان عادي خارج ننمود ، منافع و نزول پول در حدود ۲۰ درصد بود نقره واحد پول محسوب مي شد و گاهي در مقابل طلا نيز معاملات انجام مي گرفت اما مسكوك طلا معمول نگشته بود . مس مدتي جاي نقره را گرفت ولي بعداً متروك گرديد . پول كه ساده ترين روش و وسيلة مبادلة است اولين بار در ليدي بوجود آمد و در آغاز قطعه فلزي بود ، مخلوط از تقره و طلا ( ۳۰ درصد اين سكه ها نقره بود ) كه هر شهر علامت خود و يا تصاوير ديگري را بر آن نقش مي كرد . شهرهاي يوناني واسطه انتقال آن به يونان شدند . در نتيجه رواج پول ، رژيم سياسي و اجتماعي كه از قرنها پيش در اژه معمول شده بود . متزلزل شد . و جاي خود را به رژيم جديدي داد . « كروزسي پادشاه ليدي دو نوع سكه طلا و يك نوع سكة نقره رواج داد . نوع اول طلاي خالص، استاتر ۱۷/۸ گرم ـ نيم استاتر ۰۸/۴ گرم ـ استاتر ۷۲/۲ گرم ـ استاتر ۳۶/۱ گرم ـ ۶۸/۰ گرم ـ سكه هاي نقره : استاتر ۸۹/۱۰ گرم ـ نيم استاتر ۴۴/۵ گرم ـ استاتر ( ترتيه ) : ۶۳/۳ گرم ـ استاتر ( هكته ) : ۸۱/۱ گرم ـ استاتر ( همي هكته ) : ۹۰/۰ گرم . بدين ترتيب يك استاتر نقره ده گرم و هشتاد و نه صدم گرم وزن داشت و ده سكه نقره به وزن ۹۰/۱۰۸ گرم با يك استاتر طلا به وزن ۱۷/۸ گرم مبادله مي شد . با رعايت نسبت يك به سيزده »

سکه های هخامنشی :

در ميان پادشاهان باستاني كمتر فرمانروايي را مي يابيم كه مانند داريوش به اين خوبي دريافته باشد كه كاميابي يك ملت بايد بر بنياد اقتصادي سالم گذاشته شود . داريوش مي دانست كه ابتدا بايد يك دستگاه منظم از وزنها و اندازه ها داشته باشد . يك نمونه رسمي از اين اندازه ها ارش شاه است كه مانند خط كشي از سنگ آهن سياه با اندازة ۱۱۸ اينچ است و نام و عنوان داريوش روي آن اصل اعتبار آن را نشان مي دهد . بعضي تصور كرده اند كه داريوش اولين كسي است كه نخستين سكه ها را در ايران رواج داد . داريوش بي آنكه سكه هاي سابق را از رواج اندازد ، پولي به اسم در يك در ايران رواج داد . اين سكة طلا از سكة طلاي كرزوس كه در ليدي زده مي شد سنگين تر بود . مقارن با اين سكه طلا پولي از نقره زدند كه به شكل يا سيكل معروف است . وزن سكة هاي نقره ۶/۵ بود ، بنابراين مي توان استنباط كرد كه نسبت نقره به طلا در آن زمان يك به سيزده و ثلث بوده است . مسكوكات ذكر شده در ايران و ممالك تابعه رواج داشت و ماليات ها و حقوق ساخلوها و غيره با اين سكه ها پرداخت مي شد . ولي بايد در نظر داشت كه دريك را كم سكه مي زدند و در مجموع پول مسكوك در خزانه هاي ايران بيشتر از شمش بود . به همين جهت عدة دريك هايي كه تا زمان ما باقي مانده است كم است . ظاهراً ساتراپها مجاز بودند سكة نقره كم ارزش و مس برنند ، اين نوع سكه ها غالباً در آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . ولي در سكه هاي مزبور در خارج از ايالت آنها حكم جنس را داشت . سكة طلا فقط همان دريك بودند كه فقط شاه مي توانست ضرب كند ، روي سكه هاي هخامنشي تاريخ نيست اما از صورت شاهان مي توان تاريخ آنها را تقريباًمعين كرد . حدس مي زنند كه اولين سكة داريوش در سال ۵۱۶ ق . م زده شده است . بر يك طرف دريكها صورت تيراندازي از پاريس است كه يك زانو را به زمين زده و زه كمان را مي كشد . دو دريكي و نيم در يكي خيلي كم به دست آمده است . از نوشته هاي مورخين يوناني معلوم است كه طلا و نقره را در خزانة شاهان غالباً به صورت شمش حفظ مي كردند و هر زمان كه لازم مي شد ، شمش را به صورت مسكوك در مي آورند .در دورة هخامنشي پاية پول بر طلا بود ، و خود دريك هم به معناي طلايي ( زريك ) است . از ضرابخانه هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي سكه هاي كم ارزش نقره در مستعمرات يوناني ، آسياي صغير و فينيقيه زده مي شد . داريوش نسبت به سكه ها و بدون غش بودن آنها بسيار حساس بود ، چنانچه هرودت مي گويد : يكي از عواملي كه آريانه حاكم مصررا اعدام كرد اين بود كه سكه اي از نقره زد كه كامل العيار بود ، اگر چه ولات حق زدن سكة نقره را داشتند ولي كامل العيار بودن سكه ها داريوش را خوش نيامد ، زيرا او مي خواست كاري كرده باشد كه هيچ يك از سلاطين قبل از او نكرده باشند . داريوش علاقه داشت كه عيار پول طلا ( دريك ) و پول نقره شكل هميشه يك اندازه باشد و هيچ نقطه اي از امپراطوري ايران در پول طلا و نقره بيش از ميزان مقرر غش نمي زدند . به همين جهت پول ايران مرغوب ترين پول دنياي قديم بود و مورد اعتماد تقريباً تمام كشورهاي دنياي قديم بود . حتي اگر داريوش متوجه مي شد كه ضرابخانه ها كه زير نظر ساتراپها كار مي كردند بيش از اندازه در سكه ها غش زده اند ، به شدت برخورد مي كرد ، نمونة آن والي باختر بود كه به شدت مورد مجازات قرار گرفت . « داريوش نوع سكه ها را براي جانشينان خود معين كرد . روي سكه شاه لاغر با ريش ، در حالت نيم دوان ، نيم خم شده است . او جامة شاهانه بر سرش كه كمي خم شده تاج جنگي است . در دست راستش نيزه اي با ته حكفت كه نوك آن پايين است . از روي شانة راستش چسبيده ؛ روي شانة چپش تركشي است ، و در دست چپش كمان زه داري است . به اين سكه ها كه اغلب براي رشوه دادن به سياستمندان يوناني به كار مي رفت نام كمانگير داده بودند . بعد ها در نوع ديگري از اين سكه ها يك خنجر كوتاه آخته افزوده شد . مانند سكه هاي كهن تر ليدي ، پشت آنها فقط چهار گوش جاي مهر را دارد ؛ سكه هاي سيمين فقط نشان جاي ابزار مهر را دارد . از مقدار هنگفت فلزهاي گرانبها كه همچو باج دريافت مي شد ، فقط مقدار كمي را سكه مي زدند ، و ماندة آن را به صورت شمش اندوخته مي شد . به همين دليل بهنگامي كه اسكندر خزانه هاي شوش را تصرف مي كند با مقدار زيادي شمش روبرو مي شود . در بين سكه هاي هخامنشي ، به سكه هايي بر مي خوريم كه از لحاظ هنري ممتازند ، دريك روي سكه ها شاه سوار بر اسب و بر روي ديگر نقش كشتي نقر شده است . پس از داريوش كبير بعضي از ممانك و ساتراپها ، البته به ندرت اجازه يافتند كه جداگانه سكه ضرب كنند ، روي سكه به خط و زبان آن منطقه اي بود كه سكه را در آنجا ضرب مي كردند . اما بيشتر به خط آرامي بود . زيرا خط ميخي مخصوص كتيبه ها بود و برروي سكه به كار نمي رفت . در اين دوره تهيه و به كار اندازي سكه در معاملات نه تنها در امور بازرگاني داخلي و خارجي تسهيلاتي فراهم كرد . بلكه به توسعه بانكها كه به تدريج رونق مي گرفتند نيز كمك مؤثري كرد . در اواخر عهد هخامنشي دو دريكي نيز ضرب مي شد . بر روي سكه هاي داريوش نقش يك كماندار پارسي كه همان پادشاه بود حك مي شد . از آن پس يونانيها به دريك نام عمومي كماندار را دادند . چنانچه اژه زيلاس فرمانده اسپارت گفت كه مراده هزار كماندار پارسي بيرون مي كنند كه منظور كمانداران بود كه روي سكه هاي طلا نقش بسته بودند . سكه هاي نقره داريوش شِكِل بود و يونانيها آن را در خم نا م نهادند . در زمان خشايارشا دو سوم مزد را جنس و يك سوم را با سكه پرداخت مي كردند و بدين ترتيب پس از تقريباً نيم قرن از ضرب اولين سكه ، پول توانست جاي خود را در معاملات گوناگون باز كند . همواره بر اثر ورود مسكوكات ، تجارت داخلي شايد سريعتر از تجارت خارجي توسعه مي يافت . همچنين سكه ، فعاليت بانكها را توسعه داد . شاهنشاهي هخامنشي براي بانكها امكاناتي بوجود آورد كه تا آن زمان سابقه نداشت . در زمان هخامنشيان بانكهاي خصوصي تأسيس شد . شاهان هخامنشي خراج را به شكل زير انبار مي كردند . آنها طلا يا نقره را ذوب مي كردند و درون كوزه اي مي ريختند . وقتي كه كوزه پر مي شد ، آن را انبار مي كردند و هنگام نياز آن قدر كه لازم بود از كوزه ها را مي شكستند و سكه ضرب مي كردند . هنگامي كه اسكندر شوش را تصرف كرد ، با مقدار زيادي شمش خام روبرو شد كه خام نگهداري مي شد . دربارة خراج در زمان كوروش و كمبوجيه هيچگونه ضرورت وجود پول را ايجاد نمي كرده است چون اقوام خراج خود را به صورت فلزات گرانبها پرداخت مي كردند . با وجود اين سكه هاي طلايي ليدي بوسيلة هخامنشيان مورد استفاده قرار مي گرفتند . البته اين امكان هم وجود دارد كه كروز ئيدهاي نقره منحصراً در زمان تسخير سارد بوسيلة كوروش ضرب و رايج شده و به اين ترتيب عملاً نقش پول پادشاهي را بازي كرده باشند .

سكه هاي خشايار شا : نقش مهمولي سكه هاي شاهنشاهي ، اختلاف تصويير اين شاهنشاه با تصوير داريوش اول به واسطة بزرگي سرو بر جستگي گونه و ريش بلند و نوك تيز واضح است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم و مستطيلي شكل مي باشد . شِكِل ( نقره ) به وزن ۵۵/۵ و دريك خشايار شا به همين طرح و به وزن ۴۰/۸ گرم است .

سكه هاي اردشير اول : سكه هاي اردشير اول با جزئيات كمي نسبت به سكه هاي پدرش خشايار شا اختلاف مختصري دارد . روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، تاج كمي بلندتر از تاج خشايار شاو ريش مرتب و مستقيم تا روي سنه آمده است . و موهاي سر در پشت گردن برگشته و انبوه مي باشد . پشت سكه فرورفتگي نا منظم در وسط دارد ، ( نقره ) به وزن ۵ گرم مي باشد .

سكه هاي داريوش دوم : روي سكه نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ داريوش دوم با ريش مجعد و در همو موهاي ترك ، ترك كه در پشت گردن به موازات هم ريخته شده است و بر روي سر وي تاج بلند با دندانه نوك تيز قرار دارد و قيافة او شكسته و پير است . پشت سكه مانند سكه هاي اردشير است .

سكه هاي اردشير دوم : « براي تميز دادن سكه هاي اردشير دوم و صحت تشخيص آنها بهترين وسيله مقايسه آنهاست با سكه هاي سلاطين تابع يا ساتراپهاي آن دوره است . چنانچه از روي سكه هاي شاه صيداتيسافرن ساتراپ سارد ( كه در يك طرف سكه تصوير اين پادشاه منقوش است ) مي توان سكه هاي اردشير دوم را به خوبي تشخيص داد و تنظيم كرد . روي سكه نقش معمول سكه هاي شاهنشاهي است ، نيم رخ اردشير دوم با تاج كوتاه و موهاي جمع شده در پشت گردن ، برخلاف معمول سكه اي از اردشير بدست آمده است كه در حال كشيدن كمان است . پشت سكه به شكل مربع و داراي كنده كاري نا منظم مي باشد . »

سكه هاي اردشير سوم : « نقش معمولي سكه هاي شاهنشاهي ، نيم رخ اردشير با ريش بلند و نوك تيز با موهاي پر پشت كه گوشها و پشت گردن را به خوبي پوشانده است و تشخيص سكه هاي اين شاهنشاه با مقايسة سكه هاي سلاطين ممالك تابع مثل اواگوراس دوم كه در يك طرف سكه نقش اردشير سوم باشد ، بسيار سهول است . پشت سكه فرورفتگي نا منظم دارد . سكه اي از اين پادشاه مكوجود است كه به جاي آنكه مانند معمول نيزه به دست داشته باشد دستش را بلند كرده است .

سكه هاي داريوش سوم : اين شاهنشاه علاوه بر دريك و شِكِل ، دو دريكي و نيم در يكي نيز سكه زده است و نقش روي سكه بيشتر به وضع معمولي مي باشد . گاهي كماندار كه شخص شاهنشاه است ، به جاي نيزه خنجر به دست گرفته است . در پشت سكه براي نخستين بار به جاي مربع فرورفته نا منظم دو هلال و برجستگي هاي موجي شكل يا قسمتي از بدنة كشتي نفر گرديده است . سكه هاي اين شاهنشاه پس از انقراض امپراطوري هختامنشي نيز رايج بوده و مانند مظهر مليت ايران تا مدتي ضرب آنها ادامه داشته است .

اسكندر :

در گذشته چنين مي پنداشتند كه اسكندر در يكسان كردن پولهاي سراسر شاهنشاهي خويش با برابر ساختن ميزان زر و سيم بر پاية سكه هاي آتنا كوشش به جاي آورده باشد . به جاي آورده باشد شايد مي خواست ستاتر زر را كه برابر با ۲۰ در خم بود به جاي دريك تثبيت كند . منتها نسبت سيم به زر را به جاي هخامنشي بر پايه ۱ : ۱۰ قرار دهد . اين پندار كهن را مي توان زد كه از آنجا كه اسكندر نه مي توانست يك چنين يكنواختي در شاهنشاهي خويش پديدار كند و نه چنين كاري را كرد . كار گاههاي درم زني گذشته همچنان به كار ادامه دادند و خزانه داري كشور همچنان كه دوران هخامنشي بود بر جاي ماند . پول و سكه هاي نقره در سراسر دنياي هلني وضع اقتصادي را دگرگون ساخته بود به طوري كه ازدياد پول باعث تورم شده بود . ارزش طلا و نقره تقليل پيدا كرد و به طوري كه نوشته اند در عصر سلوكوس اول طلاهايي كه در اثر فتوحات از ايران خارج شده بود ، بعداً به علت رونق تجارت به ايران بازگشت و مواد اوليه مانند چوب و فلزات كه ايران و هند از تهيه كنندگان آن بودند بسيار مورد تقاضا بود و مبادلات بيشتر شامل اشياء از جمله احجاركريمه و جواهر و ادويه و داروهايي كه از هند تا حدود برتاني ( در مغرب فرانسه ) صادر مي شد بودند . بازرگاني حيات اقتصادي يونان را تشكيل مي داد . بازرگاني بود كه ثروتهاي زياد در شهرهاي بزرگ بوجود آورد و جمعيت روز افزون شهرها را اشتغال به كار مي داد . نقل و انتقال پول ديگر ، اكنون كاملاً جاي معاملة جنس را كه چهار صد سال پس از ضرب اولين سكه رواج داشت گرفته بود . بانكدارها به دولت و مردم اعتبار مي دادند . در زمان حكمومت سلوكيان سكه هاي نقره در بابل ضرب مي شد و در بازار مبادله مي گشت. زماني كه سكه هاي نقره جهت نيازهاي نظامي در نبرد عليه سوريه مورد استفاده قرار گرفت و سكه هاي نقره را از بابل خارج كردند . سكه هاي مسي رواج يافت . از دوران سلوكوس اول يك سكة نقرة ۴ درهمي به دست آمده كه بر روي آن فيلي را نشان مي دهد كه احتمالاً از جمله فيلهايي بوده كهچاندرا گوپا از خاندان موياها به وي هديه كرده است . دربارة ايجاد پادشاهي باختر در عهد سلوكي اطلاعاتي به كمك سكه ها باقيمانده ، از اين دوره به دست آمده است. اين سكه ها از چهل فرمانروايي يوناني است كه در باختر و يا شمال غربي هند حكموت مي كردند . در واقع سكه شناسان تاريخ دودمانهاي اين سامان را از روي سكه هاي مذكور باسازي كرده اند . هنگامي كه اسكندر ، جانشين پدرش گرديد ، خزانة مقدوني عبارت بود از شصت تالان مسكوكات نقره و چند جام طلا و نقره . حال آنكه قرض پادشاه مذكور به پانصد تالان بالغ مي گشت . فقر خزانه بدليل لشكركشي هاي فيليپ بود ، زيرا آنچه را به دست مي آورد خرج لشكركشي مي كرد . خود اسكندر هم بعد از فوت پدر براي حمله به ايران ناچار به قرض شد و هشتصد تالان قرض كرد . البته اين فقر مالي ديري نپائيد و با تصرف ايران و خزانه هاي بابل و شوش و تخت جمشيد اسكندر ثروت زيادي بدست آورد .فتوحات اسكندر در ايران موجب متوقف شدن كار ضرابخانه ها نگرديد ،وآنها همچنان به كار خود ادامه مي دادند . « سكه هاي اسكندر بدين طرح مي باشند : استاتر طلا كه در يك طرف آن تصوير اسكندر به وضع آتنا با كلاه خود به چشم مي خورد و در طرف ديگر الهة فتح با بالهاي گشاده ايستاده است . چهار درهمي هاي معروف كه تصوير نيم تنة اسكندر به طرز هراكلس كه كلاهي از پوست شير نمد به سر دارد ، بر روي آنها نقش شده است و در پشت سكه زئوس خداي بزرگ يونان بر روي تخت نشسته و عصاي قدرت و سلطنت مطلق را به دست گرفته است و نام اسكندر به خط يوناني در كنار سكه است ».

سكه هاي اشكاني :

به طور كلي اسناد و مدارك زمان اشكاني بسيار اندك است . سكه هاي سلاطين اوليه اشكاني تنها معرف نام و لقب پادشاه است . همين امر تطبيق سكه هاي دوران اشكاني را دچار اشكال كرده است . از اوايل قرن اول قبل از ميلاد نام شخص در روي سكه ها نقش گرديد و از سال ۱۳۷ قبل از ميلاد سكه ها را با قيد تاريخ كه مبدأ آن سال ۱۳۱۲ قبل از ميلاد يعني تأسيس سلسلة سلوكيها بود ضرب مي كردند . از زمان سلطنت بلاش اول (۵۷ ـ ۵۱) م بتدريج براي نوشتن روي سكه ها از الفباي آرامي به جاي يوناني استفاده كردند . اساس پول دولت پارت بر نقره بوده است كه تقليدي از پول سلوكيان شمرده مي شود ولي از قرن دوم پيش از ميلاد ايشان مبناي مستقلي براي پول خود ايجاد كردند ولي از لحاظ تسهيل تجارت و داد و ستد و خويش با روم ، پول خود را از حيث وزن با دينار روحي برابر ساختند . در آن زمان تاريخ سكه هاي پادشاهان پارت از مبدأ عهد سلوكيان احتساب شده و نوشته هاي آنها به يوناني بوده است . در قرن اول ميلادي نوشته هاي پارتي (آرامي) بر سكه هاي پارتي پديد آمد و در عين حال جنس فلز سكه ها به بدي گرائيد و از وزن آنها كاسته شد . برخي پادشاهيهاي كوچك و تابع نيز به نام خود سكه ضرب مي كردند . « در روزهاي خيزش پارتيان در سال ۲۳۸ ق . م پولي كه در بخش شمالي ايران در گردش بود ، همانند پول بقية امپراتوري سلوكي بود . اما سكه خانه هاي باكتريا و هكاتوم پوليس رفته رفته ترجيح مي دادند كه در ناحية آنها دراخم رواج يابد ، در صورتي كه ميان پادشاهيهاي انتيوخوس يكم و سوم در اكباتان سكه اي با اين جنس و واحد ضرب نمي كردند و در عوض بر زدن سكه هاي چهار عرضي بيشتر تأكيد مي رفته است . وزن استانده اي كه براي سكه ها در نظر مي گرفتند برگرفته از نظام آتيك بود چنانچه در سدة سوم پيش از ميلاد وزن دراخمها به حدود ۴ گرم رسيد . نقش رسمي روي اين سكه هاي سلوكي تصوير بر پادشاه بود كه پشت سكه نيمرخ چپ آپالون را نشان مي دهد كه بر قبة سپر نشسته و كماني در دست دارد . بيشترين سكه هاي پارتي كه اكنون موجود است از گنجينه اي در دورة اترك كه در باختر بجنورد قرار دارد بدست آمده است . فرسوده ترين سكه ها و بنابراين نخستين گروه از سكه هاي پارتي نيم رخ راست سري بدون ريش را روي سكه نشان مي دهد كه با شلقي بر آن نهاده است و بر پشت آن طرف چپ تيراندازي در جامعة مهرانشينان نقش گرديده كه بر پايه اي نشسته و كماني بدست گرفته است . طرح و ساختمان اين سكه ها (پارتي) از سرمشق هلينستي كان و بيش پيروي مي كند » .

مهرداد اول : بعد از شكست آنتيوخوس در مغنسيا حدود ۱۹۰ ق . م زنجيرهايي كه يونانيان بر دست و پاي پارت بسته بودند سست شد و امكان به گردش درآمدن پولي مستقل براي پارت فراهم شد . مهرداد يكم كه در حدود سال ۱۷۱ ق . م بر تخت نشست عامل اصلي گسترش سياسي پارت بود . سكه هاي اين پادشاه در درجة اول تصوير چهره اي بدون ريش كه با شلقي بر سر دارد نقش شده كه تقليدي از سكه هاي سابق است ، اما بعدها نيم تنه اي با آرايش مشابه جانشين آن مي شود . و در پشت سكه تيراندازي بر سپرآپولون نشسته نه بر روي چهار پايه. اكباتان در سال ۱۴۸ ق . م بدست اشكانيان افتاد ، اما همينكه سكه خانة با اهميت اين شهر به دست مهرداد افتاد از تسهيلات آن بهره مند گرديد . شمار زيادي سكة برنزي ضرب گرديد . سرانجام سال ۱۴۰ ق . م نيروهاي پارتي بين النهرين را با شهر معروف آن سلوكية كران دجله به تصرف درآوردند . در اينجا نيز سكه هاي مهرداد مستقيماً از سكه هاي پادشاهاني كه به تازگي بيرون رانده شده بودند تقليد مي كنند .

فرهاد دوم : نخستين سكه هاي فرهاد دوم پسر جوان مهرداد ظاهراً در سكه خانه شوش در الومايي زده شد . چهار دراخميها بالاخص (با طرح آپولون كه بر قبة سبز نشسته بر پشت سكه) دقيقاً از سبك سكه هاي كمنسكيرس پادشاه محلي پيروي مي كنند . بخش عمده سكه هاي فرهاد ، دراخما ، سكه هاي سيمين و برنزي هستند كه در ايران زده مي شدند . تصوير روي سكه تنها ريش كوتاهي دارد و تيرانداز پشت آن داراي نوشته « شاه بزرگ ارشك ، پدر خدا است كه لقب اخير به رساندن مهرداد به مرتبة خدايي اشاره دارد » . يك نوآوري حضور نام سكه خانه ها بر پشت سكه هاست . سكه خانه اصلي اكباتان بي گمان در پيروي از رسم سلوكيان از اين نشانه ها چشم پوشيده يك دراخم كه شايد در اين شهر ضرب گرديد . دوست دار پدر را جانشين پدر خدا مي كند . مقران ۱۳ ق . م انتيوخوس هفتم به بين النهرين تاخت ، اما سرانجام شكست يافت و در سلوكيه سكه هايي كه ويژگي سبك يوناني را داشتند به افتخار پيروزي فرهاد ضرب گرديد . فرهاد دوم در جنگ با صحرانشينان كشته شد . هوسپا يوسين پادشاه خاراسن از گرفتاري اشكانيان در مرزهاي خاوري استفاده كرد و به بين النهرين تاخت ، اوليايي سكه خانة سلوكيه كه سرگردان بودند ، كه چه كسي را به رسميت بشناسد ، سكه هايي با تصوير مهرداد يكم ضرب كردند ، كه مدتها پيش در گذشته بود و بدين وسيله وقت كشي مي كردند .

سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلی سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلی سکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلیسکه شناسی و باستان شناسی,دانستنی هایی درباره سکه,تاریخچه سکه,سکه های عتیقه قدیمی زیرخاکی اصلی

مهرداد دوم : مهرداد دوم فردي ممتاز و لايق و مدبر بود . او كه لقب كبير دارد ، خود را بر روي سكه هايش به يوناني تئوپاتور (پدرخدا) مي نامد ، اين پادشاه با وجود برخورد با مشكلات فراوان و وضع آشفته اي كه شاهنشاهي پارت داشت . توانست از لحاظ مختلف از حمله سركوبي قبايل و مغلوب ساختن سكاها و انعقاد معاهده با امپراتور چين و سامان دادن به وضع ارمنستان و به اطاعت واداشتن فرمانروايان يوناني باختر ايران را تبديل به يك قدرت بزرگ جهاني مي كند .

سكه هاي مهرداد دوم : از مهرداد دوم سكه هاي متنوعي باقي مانده است كه از لحاظ تزئينات و نوع تاج با هم تفاوت دارند . در يكي موهاي سر او لوله شده و از روي پيشاي شروع و پشت سر ختم گرديده است . و به جاي تاج نوار ساده اي به سر بسته كه در پشت سرآويزان است . در نوع دوم موها به زير تاجي گرد كه با دو زبانه گوشها را پوشانيده ، قرار گرفته است ، و تاج از سه رديف مرواريد و گلي به طرح ستاره تزئين شده است . بر روي سكة مهرداد القاب مختلفي مانند اپي فانوس (نامي) اورگت (نيكوكار) و دكايو (دادگر) به كار رفته است . همچنين بر روي بعضي از درهم ها به جاي كلمة شاه ، شاهنشاه به كار رفته است . بر مسكوكات اشكاني علامت شهري كه سكه زده شده ، مشخص است ، از اين طريق مي توان فهميد چه شهرهايي ضرابخانه داشته اند . بر سكه هاي پراتي علاوه بر زمان و خط يوناني ، ندرتاً حروف آرامي هم مشاهده مي شود . نوشته هاي يوناني روي سكه ها در اوايل حكومت پارت خوب است ولي از اواسط آن و اواخر اين حكومت نوشته ها ضراب مي شود . علت آن است كه چون ضرابخانه هاي جديد زده شد كه استادان آنها غيريوناني بودند ، چون زبان يوناني را بلد نبودند ، از سكه هاي يوناني تقليد كردند ، با بهتر است گفته شود نوشته هاي آنها را تقليد مي كردند . محققين اين نوع سكه ها را مسكوكات شده اند بربري مي گويند . سكه هايي كه از مهرداد دوم باقي مانده او را داراي چشمهايي درشت ، بيني بزرگ روحي و كلاه مرواريد دوخته با نيم تاجي به صورت اشعة خورشيد بر سر دارد . لقب او بر روي سكه هايش « تئوپاتور » يعني پسر خدا و « نيكاتور » يعني فاتح آمده است .

سنتروك : سنتروك در سن ۸۰ سالگي به پادشاهي رسيد و گمان مي رود وي برادر اشك ششم مهرداد اول باشد . بر روي سكه ها تصوير وي با ريش پر و سبيل بلند و قيافه اي نجيب مشاهده مي شود . تاج وي كلاهي است مدور كه از سه رديف با مرواريد تزئين شده بود . و در وسط آن قطعه جواهر به شكل ستاره نصب است . بر پشت سكه نقره است : شاه بزرگ ، دوستدار پدر .

فرهاد سوم : از فرهاد سوم دو نوع سكه موجود است . نوع اول تصوير وي با تاجي ساده كه از نواري كه دور سر بسته شده و در پشت سر گره خورده است ، تشكيل يافته است . نوع دوم كه بسيار مجلل مي باشد . تاج مدوري است كه زبانه اي روي گوش و زبانة ديگر پشت سر را پوشانده است . دور و لبة تاج از مرواريد تزئين گرديده و شعله هاي آن از قسمت مرور ساطع است و در وسط تاج قطعه اي از گوهر گرانبها به شكل شعله نصب است . تصوير فرهاد و قيافة برازندة او با چشمان درشت و بيني كمي منحرف و سبيل و ريش پر نشان مي دهد . بر گردن فرهاد سوم دو رديف گردن بند قرار دارد و حاشية قبا از در و گوهر تزئين يافته است .

مهرداد سوم : فرهاد سوم با توطئه پيران خود ، مهرداد و اُرُدْ از سلطنت بر كنار و حتي بنا بر عقيده عده اي از مورخين فرزندان ناخلف او را مسموم كردند . در بين دو پدر كش جنگ درگرفت و مهرداد برادر بزرگتر بر تخت نشست . ولي به دليل تندخويي و سخت گيري ، مورد نفرت قرار گرفت ، و بزرگان ارد را به شاهي برداشتند . از مهرداد سوم سكه هايي به اين شرح باقي مانده است . « روي سكه تصوير نيم رخ مهرداد كه به جاي تاج ، نواري بر روي قسمتي از پيشاني قرار دارد و موي سر بسته و از پشت سر گره خورده و آويزان است . موهاي مجعد روي گردن را گرفته و ريش مدور او نسبتاً كوتاه است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و اطراف او نوشته القاب قرار دارد » .

اُرُدْ اول : بعد از مهرداد سوم ، بزرگان اُرُد را به شاهي برداشتند ، دورة پادشاهي ارد يكي از مهمترين قسمتهاي تاريخ پارت است . زيرا در اين زمان است كه جنگ معروف حران به وقوع مي پيوندد و شكست سهمگيني به دولت روم وارد مي شود. هنگامي كه پاكر فرزند ارد در جنگ با روميها كشته شد ، ارد فرند ارشدش به نام فرهاد را جانشين خود كرد ، و خود از سلطنت استعفا داد ، ولي بدست پسرش فرهاد خفه گرديد و به قتل رسيد ، همانطور كه خود قبلاً پدرش را كشته بود .

سكه هاي ارد اول : روی سكه : « تصوير نيم رخ و نيم تنة ارد ، با چشماني درشت و زيبا و بيني بلند ، سبيل و ريش پر و موهاي مجعد كه گردن وي را پوشانيده است . تاج ارد به صورت نواري زرين و مخصط در پشت سر گره خورده تا پشت شانه آويزان شده است . گاهي در زمينة سكه ، هلال ماه يا ماه ستاره نقر است . پشت سكه : اشك كمان به دست بر تخت نشسته و دور نقش وي ، نوشته القاب ارد در هفت رديف قرار دارد ».

خصوصيات سکه های اشكاني :

با توجه به اينكه پرداختن به تمام جزئيات مسكوكات شاهان اشكاني در اين تحقيق نمي گنجد لذا به ذكر خلاصه ما بقي مي پردازيم . به طور كلي مسكوكات اشكاني از نقره و مس بود . سكه هاي نقره بر دو نوع بود . ۱ ـ دراخم كه آن اصلاً پول يوناني بود ۲ ـ چهار دراخمي كه حدود ۴ گرم و گاهي كمتر وزن داشته است. اين چهار دراخمي ها با دينار رومي برابري مي كرد . كلية سكه هاي اشكاني در قشنگي پست تر از سكه هاي ساساني است . روي سكه ها صورت شاهان اشكاني است كه بر تخت نشسته و كماني به دست گرفته و زن آن را كشيده اند . بعضي از سكه ها صورت ارباب انواع يوناني را داراست . در دورة اشكاني پاية پول ايران بر نقره بوده است . بر سكه هاي اشكاني شكل زن بندرت پيدا مي شود . نمونة آن سكه فرهاد پنجم است كه صورت ماد و اورا داراست . معمولاً بر سكه سرشاه نقش شده ، اما سكه اي هم بدست آمده كه شاه را سوار بر اسب نشان مي دهد . از سكه هاي پارتي چنين برمي آيد كه آنها چيزهاي زيادي را از يوناني ها و سلوكيان تقليد كرده اند .

سكه هاي ساساني :

دولتهاي هخامنشي ، اشكاني و ساساني كه روي هم رفته بيش از هزار سال بر ايران حكومت كردند همگي به ضرب سكه پرداختند . ولي سكه هاي ساساني داراي اهميت بيشتري است . زيرا منابع گرانبهايي از حيات اجتماعي و اقتصادي و سياسي آن دوران ارائه مي دهد . پيروزيهاي مهمي كه شاهپور اول در مقابله با روميها داشت ، در تاريخ آن زمان و اوضاع آن زمان داراي اهميت فراوان بود . به طوري كه شاهپور اول دستور داد نقش آنها را بر روي صخره ها كنده كاري نموده ، ولي اين رويدادها بر روي سكه ها نقش بسته نشده علت آن اين است كه سكه براي ساسانيان عمدتاً يك وسيله اقتصادي بود .

نوع سكه هاي ساساني :

ظاهراً مسكوكات عهد ساساني دو نوع بوده است . يك نوع آنها از طلا ضرب مي شد ، و ديگري از نقره . مسكوكات طلا كه دينار گفته مي شد ، بندرت به دست مي افتد . پادشاهان اولية ساساني نوعي سكة طلا داشته اند كه از حيث وزن ، با سكة امپراتوران روم به نام (اوري) Aurrei مساوي بوده است . علاوه بر اينها سكه هايي طلايي از آن زمان به دست آمده از حيث وزن با هم تفاوت دارند . درهم نقره را تقريباً هميشه به يك وزن ضرب مي كرده اند . سنگيني اين درهمها بين ۶۵/۳ تا ۹۴/۳ گرم است . سكه هاي كوچك نقره هم ضرب مي كرده اند از اينقدر ديوبول diobole (معادل نيم درهم) و اوبول يا دانگ معادل درهم و هميوبول معادل درهم . سكه هاي مسي هم در آن زمان ضرب مي شده كوچكترين پولي كه اسم آن از زمان ساسانيان به ما رسيده است . پيشيز است .

نوشته هاي روي سكه ها :

نوشته هاي روي سكه هاي ساساني به خط پهلوي ساساني (فارسي ميانه) است . و در بعضي نوشته هاي رمزي مورد استفاده قرار گرفته است . بر روي سكه هموراه نام و لقب پادشاه ضرب مي گرديد . اما بعد از پادشاهي بهرام چهارم نوشته هاي پشت سكه تغيير كرده و محل ضرب سكه و به دست دادن سال پادشاهي است . البته سكه هايي مع در موارد خاص ضرب مي شدند نوشته هاي ويژه اي داشتند . نوع نوشته ها تا روزگار بهرام گور (پنجم) يكسان است . « مزدا پرست ، خدايگان ، شاهنشاه ايران كه از نسل يزدان است » از پادشاهي هرمز يكم تا پادشاهي شاهپور سوم گهگاه عبارت «وانيران» نيز وارد آن عبارات مي شود . پشت سكه عموماً شكل آتشداني است كه در وسط دو نفر قرار گرفته است . پشت سكه هاي شاهان معلي فارسي در زمان سلوكي ها و اوايل پارتها نيز شكل آتشداني بوده است . در روي سكه هاي ساساني ، نام شهرهايي كه سكه در آنجا زده شده با علامت اقتصادي مشخص گرديده است . مثلاً « ست » علامت شهر استخر ـ رام : علامت شهر رامهرمز ـ دا : داراب گرد و غيره . سكه هاي ساساني در زمان خسرو اول به حد اعلاي بزرگي رسيده بود .

سكه خانه ها :

سکه,سکه شناسی,سکه عتیقه,سکه زیرخاکی,سکه اصلی و تقلبی,سکه ساسانی و هخامنشی,تصاویر و عکس سکه عتیقه,سکه ایرانی قدیمی,قیمت و جنس سکهسکه,سکه شناسی,سکه عتیقه,سکه زیرخاکی,سکه اصلی و تقلبی,سکه ساسانی و هخامنشی,تصاویر و عکس سکه عتیقه,سکه ایرانی قدیمی,قیمت و جنس سکه

از همان آغاز حكومت ساساني ، حكومت مركزي در كار سكه زني نظارت دقيقي مي كرده است . در آنجا حكومت ساساني سه سكه خانه بيشتر نبوده است . ولي در زمان شاپور دوم و با سفرهاي جنگي او سكه خانه هاي جنگ نيز بوجود آمدند . كه يكي از آنها در افغانستان كنوني بود . ساسانيان هنگامي كه به قدرت رسيدند همة سكه هاي نواحي نيمه مستقل را كه از دورة اشكاني مانده بود از گردش خارج كردند . اما با فتح موقتي سرزمين كوشان در زمان شاهپور دوم و جانشينان او ناگزير شدند كه با پول بيگانه خود را سازش دهند و آن را بپذيرند .

سكه هاي اردشير اول : « نوع اول : اردشير از روبرو تصوير شده ، اطراف كلاه او « مرواريد » دوزي است و هلال و ستاره اي بر آن ديده مي شود . نوع دوم : نيمرخ راست اردشير با كلاه معروف اشكاني تصوير شده است . در انتهاي كلاه دو رديف مرواريد دوزي ديده مي شود . كه فاصلة ميان آن دو رديف نيز مرواريد دوزي است ، موي سر در زير پوشش كلاه كه آن نيز مرواريد دوزي است پنهان شده است ؛ از كلاه نواري بنام « نوار اشهره وند » آويخته است ، گرد تصوير چنبري نقطه چين ضرب شده است » .

شاهپور اول : « تصوير نيم رخ شاپور با افسر شهرياري كنگره دار كه گوئي بر بالاي آن نصب شده است . از گوي و انتهاي افسر شهرياري رو به بالا ديده مي شود » پشت سكه : « آتشگاه كه پايه آن ستوني است بلند ، بر پايه ، آتشدان نهاده شده است . مجموعة آتشگاه از چند قطعه راست گوشه تشكيل شده است در دو سوي آتشگاه دو تصوير با افسر كنگره دارد ديده مي شود كه از كمرشان شمشيري آويخته است و نيزه اي بدست دارند » .

خصوصيات كلي سكه هاي ساساني :

مسكوكات ساسانيان از طلا ، نقره ، مس و برنج است . سكه هاي طلاي ساساني در زمان شاپور اول و دوم موافقتي با سكه هاي طلاي رومي داشتند . ولي بعدها وزن سكه هاي طلا مختلف شد . سكه هاي نقرة ساساني همان درخم است ، ولي از تحقيقات محققين چنين ب مي آيد كه در آن زمان درخم استعمال نمي شد . سكة نقره را زوز يا زوزون مي گفتند يا كرشه هم گفته مي شد . سكة نقره نزديك به يك متقال وزن داشت . به احتمال فراوان پول مسي را معا مي گفتند (معا يك لغت سامي است ) . بعضي از سكه هاي ساساني داراي خط آرامي است . ولي اكثريت با خط و زبان پهلوي ساساني نوشته مي شدند . لوكونين عقيده دارد كه ساسانيان سكه هاي خود را بر روي سه فلز طلا ، نقره و برنز ضرب مي كردند . يكي از ويژگيهاي سكه هاي ساساني تصويرهاي يكسان بر رويه و پشت سكه ها بود كه در آنها تصوير نيم تنة شاهنشاه در سمت راست نقش مي شد . گاه در سكه هاي ساساني نقش شاه و جانشين او يا تصوير سه گانة شاهنشاه بانوي بانوان و جانشين شاه نقش مي گيرد . بايد دانست كه سكه هاي پهلوي ساساني براي فهم تاريخ ساسانيان داراي اهميت زيادي است . بزرگترين مجموعة سكه هاي ساساني در موزة بريتانياست . چون تاج هر يك از شاهان ساساني شكل خاصي است . مي توان سكه هاي آنها را تشخيص داد . مثل : اردشير كه ابتدا مرواريد نشان بود ولي شكل آن تغيير كرده و به صورت گويي كه شايد علامت كرة زمين يا خورشيد باشد درآمد . تاج شاهپور اول كنگره دار بود و شباهت به تاجهاي سلاطين هخامنشي داشته است ، و نيز بر روي آن گويي نصب شده و مرصح به جواهر بوده است . تاج شاهپور دوم نيز كنگره دار بوده كه گويي منسوجي بر فراز آن است ، و از اطراف داراي نوارهاي مواج است . شكل اين تاج از شاپور اول تقليد شده و تفاوتي كه با آن دارد از حيث قوسهاي كوچكي است كه بر فراز لبة تحتاني تاج ديده مي شود . لازم به ذكر است زماني كه ايرانيان در زمان شاهپور دوم و جانشينانش بر سرزمين كوشان غلبه كردند ، لقب « گوشانشاهان » يا « شاه بزرگ » كوشانيان داشتند . اين موارد از سكه هايي كه در زمان شاهپور دوم بدست آمده است ، مشخص مي شود .

سخن آخر :

بحث سكه و سكه شناسي بحث بسيار گسترده اي است كه بدون شك شناسايي اين سكه ها ، با توجه به اينكه از منابع مهم و اصلي به شمار مي روند ، مي تواند به سير پيدايش تمدنها و چگونگي سقوط آنها ، نوع آداب و رسوم و بسياري مسائل ديگر را بر ما روشن سازد . با شناسايي سكه ها مي توان ، نقاط كور و تاريك بحثهايي تاريخي و جاهايي كه اسناد آنها موجود نيست را روشن كرد و به حقايق موردنظر دست رسي پيدا نمود . اگر باستان شناسان و متخصصان كشورمان با حفاري در جاهايي كه نياز به حفاري دارد بتوانند با پيدا كردن سكه هايي كه هنوز در زير خاك قرار دارند همت گمارند ، مي توانند كمك فراواني به تاريخ اين كشور و جهان نموده و عظمت ايران را در گذشته بيش از پيش نمايان كنند . جاي جاي اين كشور كهن سال آثار گذشتگان ما وجود دارد . كه روزگاري در جهان حرف اول را مي زدند و اكنون فقط آثار آن باقي است . ما نيز به داشتن چنين اجدادي افتخار مي كنيم و با سعي و تلاش و فرهنگ سازي سعي در حفظ آثار قديمي اين كشور و جلوگيري از به تاراج رفتن اين سرمايه ملي خواهيم كرد ، و اين مهم جز با همياري تمامي ايران دوستان ميسر نخواهد بود.




ارسال توسط گنج بزرگ

نشانه ماهی و گاو , آثار و نشانه های شهرها و روستاهای ایران زمین 

(برگرفته از سندها و نسخه های کهن خطی )

 

باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی باستان شناسی گنج یابی و دفینه یابی جوغن آثار علائم نشانه ها کارشناسی دانلود کتاب تصاویر و عکسهای رمزیابی نمادهای گنج عتیقه زیرخاکی,دانلود کتاب آموزش گنج یابی و دفینه یابی پیدا کردن عتیقه و گمانه زنی محل و مکان دقیق ورودی مقبره و گوردخمه پادشاهی

کرکس کوه در ولایتجبال است. و آن، کوهی است ما بین قم و ري و در صحرایی که دور از آبادانی است واقعاست. در قله آن کوه، آبی است و قله آن کوه را خود آن کوه احاطه کرده است به حیثیتیکه اگر کسی آنجا باشد گمان کند که در حیاطی ایستاده. و بسیار مکان سختی است، چون ازآبادي دور است کسی در آنجا ننشیند. و کوه نهاوند نیز در ولایت جبال است. ابن فقیهگوید: دو طلسم در آن کوه است:

                     

صورت ماهی و صورت گاوي. گویند که این طلسم براي آن است که آب نهاوند کم نشود. و آب این کوه به دو ولایت جاري شود: به نهاوند و دینور.

پس دانستیم که نشانه ماهی و گاو اغلب در کنار رودخانه ها , چشمه های آب در قدیم الایام وجود داشتند و معتقد بودند که از خشکسالی و کم شدن آب رودخانه یا چشمه جلوگیری خواهد کرد و نوعی طلسم می شمردند. 

 

در نزدیکی ولایت قزوین واقع است قریب به دهی که موسوم است به یله. از عجایب آن کوه، آن است « یله بشم » و کوه موسوم به که صور انسانی در آن کوه میباشد که سنگ شده اند به سبب غضب حق تعالی. شخصی که به قله آن کوه رفته بود به من نقل نمود که صورت چوپان از سنگ (در حالیکه به چوبدستی خود تکیه کرده مشغول چرانیدن گوسفندان است) و صورت گاو و زنی که او را می دوشد و همچنین سایر صورتها از سنگ در آنجا دیدم. مهلب بن عبد الله وزیر از ولایت جبال است.




ارسال توسط گنج بزرگ

اسامی شناسی مکانها  در دفینه گذاری ها

ما منکر دستگاه نیستیم ولی نه هر دستگاهی بلکه باید در کنار آن علم اپراتوری و علم اثار شناسی را محقق بلد باشد تا به هدف برسذ.بجز دستگاه به چیز دیگری اعتقاد و اعتنایی ندارد در همین جا به این افراد عرض میکنم که بهتر است از الان چشمانتا را باز کنید و با دیدی عاقلانه به این موضوع بنگرید چه بسا افراد زیادی بدون دستگاه و فقط از طریق علم مکان شناسی  و آثار به دفینه های بزرگ رسیده اند.طبق بررسی ها و تجاربی  که انجام  شده است این مکانها دارای اولویت بوده و...

دوستان و محققین عزیز همانطوری که مستحضرید هر نشانه و هر علامت برای خودش یک مفهوم خاصی دارد و نوع دفینه و عمق و حتی تمدن را ما می توانیم نسبت به نوع نشانه بفهمیم  و آن را رمزگشایی نماییم.

در این میان اسامی مکانها از اولویت فوق العاده خاصی برخوردار بوده و چه در دفینه گذاری یا چه در علوم باستانی به ما میتاند کمک شایانی بکند وچه حال که افراد به راحتی از کنار آن رد می شوند و توجهی نمی کنند .خیلی مهم بوده که افراد زیاد در ایران فقط چشم به دستگاه های فلزیاب و فقط فقط تصویری دوخته اند و فکر میکنند که دستگاه معجزه میکنه بله !!! ما منکر دستگاه نیستیم ولی نه هر دستگاهی بلکه باید در کنار آن علم اپراتوری و علم اثار شناسی را محقق بلد باشد تا به هدف برسذ.بجز دستگاه به چیز دیگری اعتقاد و اعتنایی ندارد در همین جا به این افراد عرض میکنم که بهتر است از الان چشمانتا را باز کنید و با دیدی عاقلانه به این موضوع بنگرید چه بسا افراد زیادی بدون دستگاه و فقط از طریق علم مکان شناسی  و آثار به دفینه های بزرگ رسیده اند.طبق بررسی ها و تجاربی  که انجام  شده است این مکانها دارای اولویت بوده و بر طبق شواهد و قراینی نامگذاری شده است که در اینجا بنده تجارب خود را برایتان منتقل میکنم .امید که مفید باشد

در حالت کلی و عمومی اسامی که روی مکانها در نظر گرفته می شد چندین حالت میتواند داشته باشد که به شرح زیر است:

۱-در آن مکان در یک برهه زمانی خاص یک اتفاق  یک جنگ  یا یک رویداد و حادثه خاصی روی داده است مانند خونین چشمه که نشانگر این است که در زمانهای قدیم جنگ تاریخی در آن مکان به وقوع پیوسته است و طوری بود که خون های کشته شدگان مانند رودی جاری شده بود.

۲-بخاطر وجود بافت اقلیمی و طبیعتی متمایز و منحصر به فرد آنجا نامگذاری گردیده است مانند قزل داغ ( کوه طلا ) که بعلت داشتن سنگ ها و صخره ای بسیار زرد طلایی و زیبا نامگداری شده است و حال این تخته سنگهای زرد طلایی در سنگ سرامیک , سنگ سازی و صنایع و مصالح ساختمانی  برای نما و ….استفاده می شود.

۳-مورد سوم که آخرین مورد و جزو مهم ترین موارد است این است که اسم مکان دقیق با نوع دفینه پنهان شده در ان مکان ارتباط مستقیم داشته و ما می توانیم نسبت به اسامی مکانها نوع دفینه و حتی مکان تقریبی دفینه را پیدا کنیم. برای مثال دختر قلعه که در داخل ایران بالای ۶۰ نقطه چه در روستاها و چه در کوه ها و قلعه های سراسر ایران وجود دارد و این دختر قلعه به نسبت مردم و ساکنین آن مکان به اسامی دیگری تلفظ و گفته می شود همان دختر قلعه در زبان آذری به قیز قالا (قلعه) در زبان مازنی و گیلکی به کیجا قلعه , در زبان کردی به کیچ کنیشک  یا دور چغا و ….. معروف و مشهور است .پس نتیجه می گیریم که هر مکانی به نسبت گویش های محلی می تواند می تواند نوع نشانه را به ما نشان دهد و از این طریق کمک شایانی به ما داشته باشد.

۴-مورد چهارم که این مورد هم جزو موارد بسیار مهم است این بوده که اسامی مکانها به اسامی دیگری که قابل شناسایی نباشد تغییر پیدا کرده است و این اتفاق را ما اغلب در دوره بعد از اسلام برای حفظ مکانهای دفینه دار و مکانهای باستانی مهم مشاهده می کنیم.

برای مثال امامزاده هفت سردار یا امازاده دو دختر و یک مادر که در ظاهر امامزاده هستند ولی در باطن و بررسی موشکافانه مشخص می شود که این مکان دفینه دار بوده و قبر ۷ سردار یا قبر دو دختر شاهزاده و مادر ملکه می باشد که دارای بار هستند البته این نوع مکانها هم استثنایاتی دارند که در دوره اسلام ممکن است از نوادگان یا از اجداد ائمه معصوم (ع) باشند که ما منکر این قضیه نمی توانیم باشیم و شجره نامه منسوبه دارند ولی اکثرا مکان باستانی و تاریخی هستند.

برای مثال بیشتر در مورد اسامی مکانها می توانیم به متاری اشاره کنیم که هرکسی در دید اول ذهنش اصلا به دفینه نمی رسد ولی بعد از بررسی موشکافانه ین کلمه به کلمه ” متاع ری ” می رسیم که نشانه دهنده خراج و دفاین شهر ری بوده که در این مکان پنهان گشته است.

۵-مورد پنجم که موردی بوده که بنده در طی تحقیقات قبلی نیز متوجه این امر گشته ایم این بوده است که بعضی از مکانها بخاطر شکل ظاهری به آن اسم منسوب شده اند و در این حالت برای یافتن دفینه به توجه بیشتری نیازمندیم البته همه این مکانها دفینه ندارند مگر اینکه نسخه و سند داشته باشند مانند مکانی بود به اسم شمشیر بر که بعد از بررسی متوجه گشته ایم این مکان چون وسط دو دره مانند شمشیر برش داده شده بود و بسیار عالی کار شده بود و در آن مکان نشانه شمشیر روی سنگ و صخره ها بصورت کنده کاری شده وجود داشت که به دفینه اشاره می کرد یا مثل شتر گردن یا دوه بوینی ( در  زبان آذری ) که بعد از بررسی متوجه گشته ایم که چون سراشیبی تپه یا کوه به شکل و مانند گردن شتر بود به این اسم و این مکان مشهور شده است و نشانه شتر در ان مکان وجود داشت یا مانند هفت چشمه – سه تپه و…

در مورد اینکه این مکانها بعضی دارای دفینه هستند یا نیستند به بررسی بیشتری از ان منطقه نیاز دارید به ویژه اسامی چشمه های , درختان , دره , تپه , قلعه و… از آن مکان را باید بررسی کنید و بعد مثل قرار دادن قطعه های پازل در کنار هم به جواب دلخواه برسید.البته اگر نسخه داشته باشید مشکل حل است.


۶-مورد ششم هم دقیقا به وجود مکانی یا یک اتراق خاصی اشاره دارد مانند تخت جمشید که نشان دهنده وجود عمارت و آتشکده جمشید شاه در انجا است یا مانند نشیمن گاه تیمور که نشان دهنده آن است که تیمور در آنجا در طی لشکر کشی اقامتی چند روزه داشته و مهم است یا قدمگاه امام رضا که نشان دهنده این بوده که امامزاده در طی سفری که به خراسان داشت در طی سفرش از ان مکان گذر کرده اند .در این نوع مکانها هزینه مرمت یا هزینه خرج سپاه که اغلب چندین خمره است می تواند باشد.




ارسال توسط گنج بزرگ

آموزش گنج و دفینه یابی

گذاشتن موکل محافظ دفینه به وسیله اوراد خاص است.
این موکل ها می گویند بصورت مار- افعی- گربه- موش سفید و.....نمایان میشوند. و جلوی حفاران را می گیرند.
بعضی حفاران و قدیمی ها که بیشتر دنبال این مسائل بودند می گویند بدنبال دفینه رفتند و همه چی رست بوده و تمام موارد طبق
سند اصلی(وزیری) بوده اما بعد از حفاری چیزی نیافتند
آنان معتقدند که مال یا همان دفینه یا بقول شما شیء جابجا شده
و باز معتقدند موکل صاحب سند این کار را انجام داده.
و باز اعتقاد است که موکل جن قدرت جابجایی دفبنه زیر زمین
را دارد.
بهمین منظور از کارشناسانی استفاده می کنند که بتواند حرکت
موکل را خنثی کند. تا دفینه جابجا نشود......

نوعی دیگر دفینه وجود دارد که شخص مومیایی را با لوازمش
دفن می کردند و کتیبه روی تابوت نشان از هویت و ارزش شخصیتی
او را می داد.
نوع دیگر آن مومیایی ژلاتینی داریم که بسیار با ارزش است و
جسد در مایع ای ژلاتین ماند غوطه ور است می گویند در این
نمونه زیر زبان جسد(داخل دهان یا زیر سق)یک جواهر ارزشمند
می گذاشتند معروف به لعل.
اما مورد سوال شما
دو نوع نسخه برای دفینه داریم نسخه شاهی و وزیری
که وزیری آن می گویند معتبراست علتش هم نیاز به توضیح دارد
که حذفش می کنیم.
اما جریان طلسم
گذاشتن موکل محافظ دفینه به وسیله اوراد خاص است.
این موکل ها می گویند بصورت مار- افعی- گربه- موش سفید و.....نمایان میشوند. و جلوی حفاران را می گیرند.
بعضی حفاران و قدیمی ها که بیشتر دنبال این مسائل بودند می گویند بدنبال دفینه رفتند و همه چی رست بوده و تمام موارد طبق
سند اصلی(وزیری) بوده اما بعد از حفاری چیزی نیافتند
آنان معتقدند که مال یا همان دفینه یا بقول شما شیء جابجا شده
و باز معتقدند موکل صاحب سند این کار را انجام داده.
و باز اعتقاد است که موکل جن قدرت جابجایی دفبنه زیر زمین
را دارد.
بهمین منظور از کارشناسانی استفاده می کنند که بتواند حرکت
موکل را خنثی کند. تا دفینه جابجا نشود.
نوع دیگری نیز موجود است بنام:
تله
برای دفینه بعضی ها تله می گذاشتند که مثلا با حفاری راه دیگری باز شود . دفینه جابجا شود.
بعضی ها در اطراف دفینه از ساروج(بتون آرمه قدیمیها) انرا محکم
می کردند
بعضی ها از ترکیبات سیانید کربن استفاده می کردند که می تواند حفاران
را با اثرات تنفسی سیانور مسموم کند.
دوست عزیزم داستان بسیار سنگین تر از این صحبت هاست
گاو نر می خواهد و مرد کهن




ارسال توسط گنج بزرگ

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 467 صفحه بعد