باستان شناسی علم گنج و دفینه ها
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ
باستان شناسی علم گنج و دفینه ها

باستان شناسی یکی از شبعات انسان‌شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده‌ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویدادها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ. م) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید.

محدودهٔ مطالعات باستان شناسی بیشتر از زمانی است که انسان‌ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود دو میلیون و ششصد هزار سال پیش اتفاق افتاد... ! انسان‌هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدودهٔ مطالعات شاخهٔ دیرین شناسی رشتهٔ انسان‌شناسی است. بنابراین می‌توان گفت که باستان شناسی آن شاخه از انسان‌شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می‌کند.

باستان شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی، پژوهش، تحقیق و مطالعه می‌کنند. چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است.

باستان شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی تقسیم می‌شود.

محتویات

  • ۱ انواع یافته‌های باستان‌شناختی
  • ۲ دورهای زمانی در باستان شناسی ایران
  • ۳ باستان شناسی وتاریخ گذاری
  • ۴ اندازه‌گیری زمان در باستان شناسی
  • ۵ منابع
  • ۶ جستارهای وابسته
  • برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

     

    پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.




تاریخ: شنبه 29 خرداد 1395برچسب:باستان شناسی, علم, گنج, دفینه ها,
ارسال توسط گنج بزرگ
گنج یابی و خط شناسی

بعد از آن در همینجا به مرور كلیه زبانها و خط های باستانی را برایتان خواهم گذاشت تا بیشتر با تاریخ و گذشته نوشته نشدهء ایران باستان آشنا شوید.
خط اوستایی و تعدادی نوشته به این خط

خط اوستایی
ماه نیاش به خط اوستایی
ترجمه ماه نیاش
آبان یشت 1
آبان یشت2
ترجمه آبان یشت 1 و 2
خط اوستایی تمام شد و خط بعد خط فارسی باستان میباشد.
فارسی باستان زبان قدیم مردم پارس بوده است. مهمترین اثر بازمانده از فارسی باستان كتیبه داریوش بزرگ بر كوه بیستون است. از دیگر پادشاهان هخامنشی هم كتیبه هایی به جای مانده است.
فارسی باستان به الفبایی نوشته شده است كه میخی نامیده میشود. علت این نامگذاری آن است كه حرفهای این الفبا به میخ شبیح است. ظاهراّ داریوش بزرگ دستور داده است كه الفبایی برای فارسی باستان ساخته شود و زبان بدان نوشته شودالفبای فارسی باستان از الفبای اكدی و الفبای اكدی از الفبای سومری گرفته شده است.
این الفبا 36 حرف دارد و 2 واژه جدا كن و 8 اندیشه و نشانه هایی هم برای اعداد.
الفبای فارسی باستان از چپ به راست نوشته میشود.
خط میخی
کتیبه دی پی دی
کتیبه داریوش بزرگ
کتیبه خشایار شاه
زبان پهلوی اشكانی
پهلوی اشكانی زبان پهله بودكه شامل خراسان و مازندران و جنوب تركمنستان می شد. در زمان داریوش پدرش استان دار پهله بود در همین سرزمین اشك اول توانست به حكومت یونانیان خاتمه دهد و دولتی تاسیس كند.
این زبان به سه صورت نوشته می شده است.
الفبای پهلوی اشكانی
الفبای فارسی میانه
الفبای مانوی
كه هر سه تای آن را برایتان می گذارم.
خط پهلوی اشکانی
نمونه خط پهلوی اشکانی
خط مانوری
نمونه خط مانوری
کتیبه شاهپور در حاجی آباد
ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد
فارسی میانه
فارسی میانه دنباله فارسی باستان است كه به این زبان پهلوی ساسانی هم گفته میشود.
این زبان در دوران ساسانی زبان رسمی ایران بوده است و از آن چهار نوع اثر با چهار نوع الفبا به جای مانده است.
الف- فارسی میانه كتیبه ای
ب – فارسی میانه مسیحی
ج – فارسی میانه زرتشتی
د- فارسی میانه ترفانی
كلید ها رو برایتون میگذارم اگه مشكلی داشتید با من تماس بگیرید
تا بعد كه خطهای دیكه رو به ترتیب براتون بگذارم
به امید این كه هم از این سایت چیزی یاد بگیرید هم به كسانی كه علاقه مند هستن معرفی كنید ( گدا بازی در نیارید).
خط فارسی میانه کتیبه ای
متن به خط فارسی میانه کتیبه ای
کتیبه شاهپور در نقش رجب
کتیبه شاهپور در حاجی آباد
ترجمه کتیبه شاهپور در حاجی آباد
خط الفبای میانه مسیحی
چند جمله از زبور به خط فارسی مسیحی
ترجمه زبور

 

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

 

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.

 




ارسال توسط گنج بزرگ

نشانه موش در گنج و دفینه

اگر چندین جوغن بر روی یک سنگ یا صخره متحرک دیدید . مثل سنگی در زمین کشاورزی یا بیابان که قابل حرکت باشد نشانه چندین قبر است که در همان حوالی موجود است قبرها  پیدا می کنید و بعد از پیدا کردن اولین قبر بقیه قبرها رو به عقب هستند برای پیدا کردن فاصله بین قبرها نیز باید فاصله بین جوغن ها را اندازه گیری کرده و هر یک سانتیمتر را یک متر محاسبه کنید.

اگر یک جوغن روی یک صخره دیدید که یک خط به آن جوغن وصل بود نشانه قبر یک فرد بلند مرتبه است . فاصله بین نشانه تا قبر را  محاسبه می کنیم.

 

 جهت اطلاعات بیشتر و آشنایی با اسرار نظامی  به کتاب های ( چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید




ارسال توسط گنج بزرگ

خط و نگارش ،گنج بشری

خط میخی آغازین سومری‌ها شباهت به خط مصری دارد یعنی خط میخی در اصل نوعی خط تصویرنگاری بوده است، آن را بر روی لوح نقش می‌کردند و به همین دلیل رفته رفته تصویر‌ها حالت ساده‌تر و زاویه مانندی به خود گرفتند و سرانجام علامت‌های تشکیل دهنده این خط به صورت میخ درآمد.۳ به جز تفاوت‌های ظاهری خط هیروگلیف و خط میخی‌، تفاوت آشکار دیگر آنها در ابزار نوشتن است . برای نگارش خط هیروگلیف همان طور که گفتیم از پاپیروس و قلم نی و مرکب استفاده می‌شد درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی بر آن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند...

 

بشر زمانی که خواست آنچه را می‌اندیشد نقش کند، در حقیقت قدم به دنیای نگارش گذاشت. در مرحله نخست تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کرد و با این کار خط تصویری آغاز شد. تعداد فراوان تصویر‌ها و عدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی، کمبودهای این روش نگارش بود. کم کم تصویرها شکل ساده‌تر و نمادین‌تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی علائمی قراردادی وضع شد. مثلا نقش دو پا نشانهٔ راه رفتن و چشم اشک آلود نشانهٔ اندوهگینی بود. مجموعه این تلاش‌ها نوعی خط اندیشه‌نگار را در دسترس نگارندگان قرارداد.

سپس در همین مسیر خط “هیرو گلیف” وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بیشتر در مصر و در دست کاهنان بود. یونانیان چون این خط را اعجاب‌آور و پر از رمز و راز پنهانی کاهنان مصر یافتند، این نام را بدان بخشیدند که در زبان یونانی به معنی نوشته نشانه‌های مقدس است. سابقه خط هیروگلیف را تا هزاره چهارم پیش از میلاد نیز می‌توان پیش برد. خط هیروگلیف را بر پاپیروس می‌نوشتند. پاپیروس از ساقه‌های فشرده نوعی نی به دست می‌آید و نیای کاغذ است. کلمات paper, papier , … در زبان‌های غربی با این واژه ارتباط دارند. مصریان نخستین مصرف‌کنندگان پاپیروس بودند و نوشت‌افزار آنها نیز نوعی قلم نئی بود که آن را در مرکب سیاه یا قرمز فرو می‌بردند. این خط بیشتر افقی و از راست به چپ نوشته می‌شود و به ندرت از چپ به راست و گاهی از بالا به پایین. تصویر انسان‌ها و حیوانات رو به آغاز خط دارد.۱ بعد‌ها خط هیروگلیف در مصر تحول می‌یابد و به سادگی می‌گراید و دو نوع خط هیراتیک (دینی) و دموتی (مردمی) از آن بوجود می‌آید.

مرحله بعدی خط، خط میخی است. کهن‌ترین اقوامی که در بین‌النهرین زمینه خط میخی را فراهم کرده‌اند سومری‌ها هستند، قومی متمدن که از نژاد سامی نداشتند وبرخی این احتمال را می‌دهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آن‌ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در بین‌النهرین دیده می‌شود. علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان؛ میراث‌های گران‌بهایی هستند که این قوم برای آشوری‌ها و بابلی‌ها بر جای گذاشتند. سومری‌ها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند. سومری‌ها چون مصری‌ها و چینی‌ها، از نخستین اقوامی هستند که تمایل به ضبط گفتار و اندیشه‌هایشان داشتند و برای این کار خط میخی را برگزیدند.۲

خط میخی آغازین سومری‌ها شباهت به خط مصری دارد یعنی خط میخی در اصل نوعی خط تصویرنگاری بوده است، آن را بر روی لوح نقش می‌کردند و به همین دلیل رفته رفته تصویر‌ها حالت ساده‌تر و زاویه مانندی به خود گرفتند و سرانجام علامت‌های تشکیل دهنده این خط به صورت میخ درآمد.۳ به جز تفاوت‌های ظاهری خط هیروگلیف و خط میخی‌، تفاوت آشکار دیگر آنها در ابزار نوشتن است . برای نگارش خط هیروگلیف همان طور که گفتیم از پاپیروس و قلم نی و مرکب استفاده می‌شد درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی بر آن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند.

از خط میخی سومری نخستین، خط میخی ایلامی منشعب می‌شود که برای نگارش زبان ایلامی که جزو زبان‌های منفرد است به کار می‌رود.

خط میخی اکدی (بابلی) نیز از منشعبات همین خط است. خط میخی به جز منطقه بین‌النهرین درگسترهٔ وسیعی رواج می‌یابد: در آسیای صغیر و بین‌النهرین شمالی و در میان هیتی‌ها، هوری‌ها، اورارتورها، لولوبی‌ها و کاسی‌ها و غیره.۴

خط میخی کتیبه‌های فارسی باستان دوره هخامنشی از روی خط میخی بابلی و ایلامی درست شده است که نسبت به آنها علائم ساده‌تر و کم‌تری دارد. حروف هجایی هستند (یعنی مصوت به همراه صامت) و از چپ به راست نوشته می‌شوند. خط میخی زبان فارسی را می‌توانیم صورت تکامل یافته خطوط میخی دیگر بدانیم.

هم زمان با تکامل تدریجی خطوط میخی و در هزاره دوم پیش از میلاد خط دیگری در سرزمین فنیقیه پا به عرصه وجود می‌گذارد و آن خط فنیقی است. قدیمی‌ترین نمونه این خط در کاوش‌های شهر گوبله، از شهرهای فنیقی باستان (حوالی سوریه کنونی) که یونانیان آن را بیبلوس می‌نامیدند، به دست آمده است. این شهر در میان یونانیان، به عنوان داشتن بهترین پاپیروس‌ها، شهرت داشت و مرکز مهم بازرگانی مصر و یونان بود. چون یونانیان وسایل نوشتن خود را از این شهر بدست می‌آورند نام بیبلوس در نزد آنها به معنی کتاب گرفته شده و بعدها Bible ، مفهوم کتاب دینی تورات و انجیل را یافت.۵ الفبای فنیقی با ۲۲ علامت خطی که تنها صامت‌ها را نشان می‌داد، از راست به چپ نوشته می‌شد. به زعم خط شناسان ،نشانه‌هایی از خط مصری باستان و خطوط تصویری را در الفبای فنیقی می‌توان یافت. این خط برخلاف خط هیروگلیف که در انحصار کاهنان بود و یا خط میخی که تنها طبقه دبیران با آن سر و کار داشتند، براحتی در دسترس عامه قرار گرفت. چون نگارش و فراگرفتن آن آسان بود. این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد و به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت. این مسئله از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی‌ها ارتباط بازرگانی داشتند.

یونانیان این الفبا را با اسم سامی آن که نماینده دو حرف اول آن بود «آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تفییراتی در آن دادند و مصوت‌ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند و جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند.

لازم به یادآوری هست که کهن‌ترین نوشته‌ها معمولا از راست به چپ و سپس از چپ به راست نوشته شده است و درآغاز نوعی روش شیارگونه متداول بوده است. گونه‌ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبان‌های گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتینی را برای نگارش برگزیدند، مانند کشورهای لهستانی، چک‌ها، کروات‌ها و …

اما در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام سیریل با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‌ای تعدیل شده از این الفبا که سیریلیک نامیده می‌شود برای نگارش زبان روسی و دیگر زبان‌های هم‌جوار به کارمی‌رود.۶

الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز در نوردید. دانشمندان خط برهمایی هند را از فرزندان همین خط می‌دانند که زبان سنسکریت و دیگر زبان‌های هندی با آن نوشته می‌شود. متون دینی بودایی به زبان ختنی (سکایی) که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشته شده است.۷

یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاورمیانه پخش شد .۸ آرامی‏ها اقوامی بودند که از صحرای شمالی عربستان به سوی خاورمیانه مهاجرت کردند و در بین‌‌النهرین مستقر شدند. در اوایل هزاره اول پیش از میلاد، حکومت‏هایی برای خود بر پا کردند ولی به زودی مقهور و خراج‌گزار آشوری‏ها گشتند. اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه‌داری در منطقه کردند و محل استقرار خود را در بابل و نینوا قرار دادند و بر جمعیتشان نیز افزوده شد و زبان این قوم زمانی دراز در این منطقه پایید و مهم‏تر این که بر مبنای الفبای فنیقی، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بین‌‏المللی منطقه شد و زبان آرامی نیز که چندان دور از زبان‏های سامی آن نواحی نبود، تبدیل به زبان ارتباطی خاورمیانه گشت. پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراء‏النهر تا بین‌‏النهرین را در برمی‏گرفت و نیاز به یک زبان ارتباطی واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این راستا افزود.

خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به زبان دیوانی شد و دبیران آرامی‌‏نژاد و آرامی‌زبان در دستگاه‏های دیوانی ایالت‏های مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان آرامی رسمی یا آرامی امپراطوری پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی که تنها در کتیبه‏‌های هخامنشی به کار می‌‏رفت در ارسال مراسلات به کار گرفته شد. بدین صورت که نامه به زبان هر ایالتی تقریر می‌‏شد. دبیر آرامی زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می‌‏نوشت و نامه به ایالت‏های دیگر فرستاده می‌شد و در آنجا دبیرهایی از همین نوع آن را به زبان آن ایالت برمی‌‏گرداندند و برمی‌‏خواندند.

پس از دوران هخامنشی در دوره کوتاه مدت اسکندر و سلوکی‏ها زبان و خط یونانی در مراسلات رسمی و اداری به کار رفت تا این که در زمان اشکانیان خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی، بر مبنای خط آرامی پایه‌‏ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه‌های کتیبه‌های و تحریری دارند. این خطوط صامت نگارند و حتی تعداد علامت‏ها نسبت به الفبای آرامی کم‏تر نیز هست و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می‌‏کند. این خطوط از راست به چپ نوشته می‌‏شوند.۹

خط اوستایی که برای به تحریر در آوردن کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته است و یکی از کامل‏ترین خطوط دنیاست، بر مبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده است . این خط آوانگار هست و با ۵۳ یا ۵۸ علامت صامت و مصوت از قابلیت نگارشی بسیار بالایی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می‌‏شود و به نام‏های دین دبیره و دین دبیریه، دین دفیره و . . . هم نامیده می‌‏شود.۱۰

از نخستین سده‏‌های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشکلات آن بیشتر عیان شد و برای سهولت در خواند متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند و این نحوه نگارش پازند نامیده می‌‏شود.۱۱

در دوره زبان‏های ایرانی میانه خطی که مانی در آثار خود به کار برده است نیز از اهمیت ویژه‏‌ای برخوردار است . مانی خط را بر مبنای خط سریانی ابداع کرد که نسبت به خط پهلوی از امتیازات بهتری برخوردار است و در آن موازین زیبا شناختی خطی مراعات شده است. زبان‏های سریانی یکی از زبان‏های گروه شرقی زبان آرامی است که در دوران گذشته زبان علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی و پهلوی و عبری به این زبان برگردانده شده است. خط سریانی از فرزندان خط آرامی به شمار می‌‏آید.۱۲

نوشته‌هایی که به زبان سغدی، یکی از زبان‏های شرقی ایران به دست ما رسیده است با خط‏های سغدی مانوی، سغدی مسیحی و سغدی بودایی نوشته شده است که خط اخیر در حقیقت خط سغدی را نشان می‌‏دهد. این خط نیز از فرزندان شاخه دیگر آرامی است.۱۳

لازم به یادآوری است که خط عبری نیز که سابقه زبانی آن به سده چهارم پیش از میلاد می‌رسد از اصل آرامی نشات گرفته است. عموم یهودیان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به کار می‌گیرند. خط عربی نیز با واسطه نبطیان از خط آرامی به وجود آمده است. نبطیان قومی از نژاد عرب بودند که در نبطیه زندگی می‌‏کردند، از حدود ۱۵۰ سال پیش از میلاد گونه‌‏ای از خط و زبان آرامی درمیان ایشان رایج بود، از این خط، خطی موسوم به سینایی نو به وجود آمد که از سده اول پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت. خط کوفی (در کوفه و حیره) و نسخ (در مکه و مدینه) از این خط اقتباس شده‌اند.۱۴ گونه‌ای از این خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی است به کار رفته است.

ایرانیان نیز در سده‌های نخستین پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی خط فارسی را بر مبنای نسخ پایه‌گذاری کردند و سپس خط نستعلیق و خط شکسته و دیگر خطوط ایرانی ابداع شد.




ارسال توسط گنج بزرگ
ارسال توسط گنج بزرگ

خط حسیری در گنج یابی

خط حسیری. حسیری در گنج . حروف حسیری در دفینه. کلید خط حسیری .خطوط. خط شناسی. گنج و خط نسخه. نسخه شناسی.باستان شناسی. گنج یابی. گنج. زیرخاکی. کلید الفبا .خطوط باستانی . الفبا . خط میخی . رمز گشایی . سومر . میخی سومری




ارسال توسط گنج بزرگ

نمودار حروف و گنج یابی

ارقام

حروف

eur.

lat.

arab.

ind.

thai.

engl.

lat.

grie.

hebr.

arab.

arm.

cyr.

hiergl.*

Amount

1

I

۱

A

A

α

א

ا

Ա

А

۱

۲

II

۲

B

B

β

ב

ب

Բ

В

۲

۳

III

۳

C

C

γ

ג

ج

Գ

Г

۳

۴

IV

۴

D

D

δ

ד

د

Դ

Д

۴

۵

V

۵

E

E

ε

ה

ه

Ե

Є

۵

۶

VI

۶

F

F

Ϝ

ו

و

Զ

Ѕ

۶

۷

VII

۷

G

G

ζ

ז

ز

Է

З

۷

۸

VIII

۸

H

H

η

ח

ح

Ը

И

۸

۹

IX

۹

I

I

θ

ט

ط

Թ

Ѳ

۹

۱۰

X

۱۰

੧੦

๑๐

J

K

ι

י

ی

Ժ

І

۱۰

۱۱

XI

۱۱

੧੧

๑๑

K

L

κ

כ

ک

Ի

К

۲۰

۱۲

XII

۱۲

੧੨

๑๒

L

M

λ

ל

ل

Լ

Л

 

۳۰

۱۳

XIII

۱۳

੧੩

๑๓

M

N

μ

מ

م

Խ

М

۴۰

۱۴

XIV

۱۴

੧੪

๑๔

N

O

ν

נ

ن

Ծ

Н

۵۰

۱۵

XV

۱۵

੧੫

๑๕

O

P

ξ

ס

س

Կ

Ѯ

۶۰

۱۶

XVI

۱۶

੧੬

๑๖

P

Q

ο

ע

ع

Հ

О

۷۰

۱۷

XVII

۱۷

੧੭

๑๗

Q

R

π

פ

ف

Ձ

П

۸۰

۱۸

XVIII

۱۸

੧੮

๑๘

R

S

Ϟ

צ

ص

Ղ

Ч

۹۰

۱۹

XIX

۱۹

੧੯

๑๙

S

T

ρ

ק

ق

Ճ

Р

۱۰۰

۲۰

XX

۲۰

੨੦

๒๐

T

V

σ

ר

ر

Մ

С

۲۰۰

۲۱

XXI

۲۱

੨੧

๒๑

U

X

τ

ש

ش

Յ

Т

۳۰۰

۲۲

XXII

۲۲

੨੨

๒๒

V

Y

υ

ת

ت

Ն

Ѹ

۴۰۰

۲۳

XXIII

۲۳

੨੩

๒๓

W

Z

φ

 

ث

Շ

Ф

۵۰۰

۲۴

XXIV

۲۴

੨੪

๒๔

X

 

χ

 

خ

Ո

Х

۶۰۰

۲۵

XXV

۲۵

੨੫

๒๕

Y

 

ψ

 

ذ

Չ

Ѱ

۷۰۰

۲۶

XXVI

۲۶

੨੬

๒๖

Z

 

ω

 

ض

Պ

Ѡ

۸۰۰

۲۷

XXVII

۲۷

੨੭

๒๗

   

ϡ

 

ظ

Ջ

Ц

 

۹۰۰

۲۸

XXVIII

۲۸

੨੮

๒๘

       

غ

Ռ

   

۱۰۰۰

۲۹

XXIX

۲۹

੨੯

๒๙

         

Ս

   

۲۰۰۰

۳۰

XXX

۳۰

੩੦

๓๐

         

Վ

   

۳۰۰۰

۳۱

XXXI

۳۱

੩੧

๓๑

         

Տ

   

۴۰۰۰

۳۲

XXXII

۳۲

੩੨

๓๒

         

Ր

   

۵۰۰۰

۳۳

XXXIII

۳۳

੩੩

๓๓

         

Ց

   

۶۰۰۰

۳۴

XXXIV

۳۴

੩੪

๓๔

         

Ւ

   

۷۰۰۰

۳۵

XXXV

۳۵

੩੫

๓๕

         

Փ

   

۸۰۰۰

۳۶

XXXVI

۳۶

੩੬

๓๖

         

Ք

   

۹۰۰۰

۳۷

XXXVII

۳۷

੩੭

๓๗

         

Օ

   

۱۰۰۰۰

۳۸

XXXVIII

۳۸

੩੮

๓๘

         

Ֆ

   

۲۰۰۰۰




ارسال توسط گنج بزرگ

خط عیلامی و گنج یابی

در ارسالهای قبلی و در معرفی خطوط باستانی و ضرورت شناخت آنها در گنج یابی و کشف دفینه مطالبی نوشتیم چون دانستن خطوط و آگاهی از آنها در کاوش راهگشا بوده و علاوه بر اینکه در نقشه خوانی موثر است در کشف و حس تاریخچه درست دفینه ها می تواند کمک رسان باشد در اینجا نمونه ای از خط عیلامی را برای گنج یابان و طالبان دفینه می آورم:

لوحه‌ی کشف شده در شوش
خط عیلامی مقدم(خط تصویری- خط ماقبل عیلامی)

 

تصویر
لوحه‌ی کشف شده در شوش
خط عیلامی مقدم(خط تصویری- خط ماقبل عیلامی)



ارسال توسط گنج بزرگ
گنج یابی با خط اورخون
الفبای اورخون که توسط "گؤک تورک"ها (GökTürklәr) یا "ترکان آسمانی" ایجاد شده است.




یک نمونه سنگ نبشته خط اورخون




ارسال توسط گنج بزرگ

کلید خط میخی در گنج یابی

یکی از خطوط باستانی مهم که در باستان شناسی و نیز گنج یابی و کاوش دفینه کاربرد دارد خط میخی است که در اینجا می آوریم:

خط میخی هخامنشی از خط میخی اکدی و خط میخی اکدی از خط سومری گرفته شده.خط  میخی هخامنشی۳۶ نشانه ۸ اندیشه نگار ۲واژه جداکن و نشانه هایی برای اعداد دارد. ار چپ به راست نوشته می شود و هجا نگار است

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/khat/mikhi0.jpg

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/khat/mikhisayi.jpg




ارسال توسط گنج بزرگ

کلید خط میخی جهت گنج یابی

درباره خط میخی و اهمیت آن در ارسال های قبلی مطالبی نوشتم و متذکر شدم که از خطوط باستانی و بسیار مهم تارلیخ بشری است این خط به دلیل اهمیت فراگیریش برای باستان شناسان حائز اهمیت است . آشنایی گنج یابان و کاوشگران دفینه با کلید و خطوط میخی در حفاری زو کاوش دفینه اهمیت خاصی دارد.


خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید.  




ارسال توسط گنج بزرگ

تعیین عمر در گنج یابی

یکی از موارد مهم و اساسی در گنج یابی  ،تعیین عمر اشیا و بقایای اجساد کشف شده در حفاریهای باستان شناسی است که فوق العاده مهم و بسیار کلیدی است چرا که عدم آگاهی گنج یابی نسبت به عمر اشیا و وسایل کشف شده موجب خسران بزرگ می شود چه بسا که یک کوزه قدیمی از صدها سکه طلا باارزش تر باشد ...

http://www.axgig.com/images/08203670454069561617.jpgدر یک حفاری تکه استخوانی پیدا می شود و باستان شناسان می گویند که این استخوان ۵ هزار سال عمر دارد. یک بچه ماموت در آند کشف می شود و عمر آن را بیش از ۲ هزار سال تخمین می زنند. اما دانشمندان چگونه می فهمند که یک شیء یا اجساد و بقایای موجودات زنده متعلق به چه زمانی هستند؟!
تاریخ سنجی به وسیله کربن ۱۴ یک روش رایج و مطمئن برای تعیین قدمت بقایای موجودات زنده است، با این شرط که حداکثر ۵۰ هزار سال عمر داشته باشند. این روش فقط درخصوص اشیایی به کار می رود که یا خود زمانی زنده بوده اند مانند استخوان، بقایای گیاهان و بقایای اجساد حیوانات و انسان ها و یا این که از موجودات زنده ساخته شده اند. مانند لباسهای پنبه ای یا کتانی، وسایل چوبی و غیره.
کربن ۱۴ چگونه ساخته می شود؟اشعه کیهانی هر روز و به مقدار زیاد به اتمسفر زمین می رسد. برای مثال در هر ساعت نیم میلیون تابش کیهانی به هر فرد می تابد. این اشعه کیهانی با اتمهای اتمسفر برخورد می کند و تابشهای ثانویه را به صورت نوترون های پر انرژی به وجود می آورد. این نوترون های پرانرژی با اتمهای نیتروژن برخورد می کنند. پس از برخورد نوترون با نیتروژن ۷ (۱۴پروتون و ۷نوترون) این اتمها به اتمهای کربن۶ (۱۴ پروتون ۸ نوترون) به اضافه اتمهای هیدروژن (یک پروتون و یک نوترون) تبدیل می شوند. کربن ۱۴ رادیواکتیو است با نیمه عمری حدود ۵۷۰۰ سال. (نیمه عمر مدت زمانی است که نصف اتمهای یک ماده رادیواکتیو به دلیل تابش، غیرفعال می شوند).
کربن ۱۴ در موجودات زندهاتمهای کربن ۱۴ که بر اثر تابش کیهانی به وجود آمده اند، با اتمهای اکسیژن ترکیب شده و گاز دی اکسیدکربن می دهند. گیاهان، این گاز را جذب کرده و بر اثر پدیده فتوسنتز کربن ۱۴ در فیبر گیاهان وارد می شود. حیوانات و انسان ها این گیاهان را می خورند و کربن ۱۴وارد بدن آنها می شود. نسبت کربن ۱۴ به کربن معمولی (کربن)۱۲ در هوا و بدن موجودات زنده در تمام زمانها تقریباً ثابت بوده و هست. تقریباً در هر تریلیون اتم کربن یک اتم، اتم کربن ۱۴است. کربن ۱۴ واپاشی می کند. ولی همیشه تا زمانی که موجود زنده است، به دلیل تبادل با محیط بیرون اتمهای واپاشیده شده با اتمهای جدید کربن ۱۴ جایگزین می شوند و این نسبت تقریباً ثابت می ماند.
● تعیین تاریخ یک فسیل
به محض این که یک موجود زنده می میرد، دریافت کربن آن از محیط قطع می شود. نسبت کربن ۱۲ به کربن ۱۴ در لحظه مرگ موجود با مقدار استاندارد آن در بدن بقیه موجودات زنده برابر است؛ ولی پس از مرگ کربن ۱۴ واپاشیده شده و با هیچ کربن ۱۴ جدیدی جایگزین نمی شود. کربن ۱۴به تدریج و با سرعت بسیار کم، از بین می رود؛ در حالی که مقدار کربن ۱۲ ثابت است. با به دست آوردن نسبت کربن ۱۲ به کربن ۱۴ در نمونه مورد بررسی و مقایسه آن با مقدار استاندارد این نسبت در موجودات زنده می توان قرنی را که این موجود در آن می زیسته است، با دقت بسیار خوبی محاسبه کرد. چون نیمه عمر کربن ۱۴، ۵۷۰۰ سال است تعیین عمر اجسام با استفاده از کربن ۱۴ فقط در مواردی معتبر است که نمونه حداکثر متعلق به ۶۰ هزار سال قبل باشد. پس از این مدت مقدار کربن ۱۴ بسیار ناچیز می شود. البته قوانین کربن ۱۴ برای سایر ایزوتوپ ها هم معتبر است. مواد دیگری هم وجود دارند که هم به صورت رادیواکتیو هم غیرفعال در طبیعت وجود دارند و نسبت آنها هم مقدار ثابتی است. از طرفی نیمه عمر طولانی تری هم دارند. مثلاً پتاسیم ماده ای است که دو ایزوتوپ فعال و غیرفعال آن در بدن موجودات زنده به طور طبیعی یافت می شود. نیمه عمر پتاسیم ۴۰، ۱۰۳ میلیون سال است. البته روش تاریخ سنجی رادیواکتیو در آینده قابل استفاده نیست. تمام موجوداتی که بعد از ۱۹۴۰ مرده اند، به دلیل فعالیت های هسته ای بمبهای اتمی، راکتورهای هسته ای و آزمایش های هسته ای در فضای باز دچار تغییرات هسته ای شده اند و در آینده تشخیص درصد رادیواکتیویته طبیعی در این موجودات از رادیواکتیویته حاصل از این فعالیت های هسته ای مشکل خواهد بود.




ارسال توسط گنج بزرگ

خط عربي اوليه قبل از اسلام توسط ( حرب ابن اميه بن شمس ) وارد مكه شد و حرب در اثناي سفر خود خط را از چند نفر آموخت . بشر بن عبدالملك برادر اكيدر صاحب دومه الجندل و بشر از مردم كنده بود و با حرب ابن اميه وارد مكه شد و دختر او صهبا را بزني گرفت و خط را به جمعي از اهل مكه تعليم داد .

در مورد ورود خط به عربستان روايت است كه عبدالرحمن بن زياد بن انعم از پدر ش نقل ميكند كه از ابن عباس سئوال كردم : شما قريشي ها قبل از بعثت خط را از كه آموختيد ؟...

 

خط نبطي از خط مسند آمده كه خط حميريان بوده كه در يمن زندگي ميكردند و يمني ها خط خود را از آرامي ها گرفتند كه از خطوط متداول ايران در دوره هخامنشي و اشكاني بود . نام خطي كه از حيره به حجاز رفت مشخص نيست و مردم حيره زمان آل منذر خط خود را جزم ميگفتند كه جدا و قطع بود و خط مسند از خط حميري گرفته شده بود .

پس خط عربي در سرزمين ايران سرچشمه گرفته و در حجاز رايج شده است .

 

در ارتباط با سابقه خطوط بايد به خط هيروگليف مصري رجوع كرد . فينيقي ها تيره ايي از نژاد سامي بودند و با مصريان ارتباط تجاري داشتند آنان حروف را از مصريان آموختند و خطوط تصويري آنها را ساده تر كردند و در مكتوبات تجاري خود بكار بردند اين خط منشا خطوط اروپا گرديد .

از خطوط فينيقي خط آرامي با 22 حرف ساخته شد كه حتي بر مهرها و سكه هاي هخامنشي هم حك گرديد .

بنا به اعتقاد برخي خط عربي شعبه ايي از خط فينيقي است از خط فينيقي كه ريشه در خط هيروگليف دارد 4 خط ديگر ايجاد شد مانند :

1- خط يوناني قديم كه ريشه خطوط اروپا و خط قبطي است .

2- خط عبري قديم كه مورد استفاده يهوديان است .

3- خط مسند كه منشا خط حبشي بود و بصورت چهار گانه خط : ( صفوي – ثمودي – لحياني – سبايي – حميري ) است .

4- خط آرامي كه ريشه در 6 خط دارد شامل : ( فارسي باستان – هندي – عبري – تدمري – سرياني – نبطي ) است .

خط عبري بعدها به  دوبخش يعني كوفي و نسخ تقسيم شد كه خط كوفي آن از خط سرياني گرفته و بنام خط سطرنجيلي معروف است و ديگر خط نسخ حجازي يا ناقص است كه از نبطي گرفته شد .

 

ديگر منبع بررسي ريشه خط  مشهور به عربي رواياتی است كه در ارائه منشا خط عربي منقول است .

طبق روايات اصل اين خط به شهر انبار باز ميگردد .

در خبر اول انتقال این خط  از انبار به حيره واز آنجا به مهاجرين رسيد و در خبر بعدي خط عربي را از انبار دانسته اند كه به اهل كوفه رسيده است . 

خط عربي اوليه قبل از اسلام توسط ( حرب ابن اميه بن شمس ) وارد مكه شد و حرب در اثناي سفر خود خط را از چند نفر آموخت . بشر بن عبدالملك برادر اكيدر صاحب دومه الجندل و بشر از مردم كنده بود و با حرب ابن اميه وارد مكه شد و دختر او صهبا را بزني گرفت و خط را به جمعي از اهل مكه تعليم داد .

در مورد ورود خط به عربستان روايت است كه عبدالرحمن بن زياد بن انعم از پدر ش نقل ميكند كه از ابن عباس سئوال كردم : شما قريشي ها قبل از بعثت خط را از كه آموختيد ؟

گفت از : حرب بن اميه .

پرسيدم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از عبداله بن جدعان .

گفتم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از اهل انبار .

گفتم : آنان از كه آموختند ؟ . گفت : از اهل حيره .

گفتم : اهل حيره چطور ؟ . گفت : از يمني ها كه بر قبيله كنده وارد شده بود .

گفتم : آنان چطور ؟ گفت : از خلفجان كاتب وحي حضرت هود .

حروف الفباي قديمي ترين خط عربي با نوشته هاي نبطي شباهت دارد كه شكسته نويسي بود و از خط نبطي اشتقاق يافته است .

خط مشهوربه  عربي ريشه در خط آرامي دارد و طرز تكوين آن با خطوط پالمير يا استرنجلو شباهت دارد .

 

 

 خطوط اسلامي

 

خطوط اسلامي شامل :

كوفي – ثلث – نسخ – توقيع – رقاع – محقق – ريحان – تعليق – ديواني – رقعه – نستعليق – شكسته نستعليق  است . خطوط فرعي و تفنني هم جزو خطها هستند .

 

پيدايش خط اسلامي :

 

منشا آن آغاز مشخصي ندارد و تكامل خط در ابتدا تدريجي بود و تشخيص و ريشه يابي آن بر اساس بررسي جزئيات در اشكال و صور حروف هر خط امكان دارد .

 انواع و اقسام خطوط اسلامي ريشه در دو خط كوفي و نسخ ناقص دارد . تكامل خطوط در طي 6 دوره متفاوت صورت پذيرفت كه شامل :

1- تطور ابتدايي : خط در اين دوره كوفي ساده است كه در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود و ضوابط نداشت و خواندن آن مشكل بود و بيشتر قرآنهاي سده اول اسلامي با اين خط نوشته ميشد كه تمام سطح بود و دور نداشت .

بعدها به دليل انتشار دين اسلام در تمام بلاد تازه مسلمان و به جهت ممانعت از تحريف قرآن يكي از شاگردان ایرانی الاصل  امام علي ( ع ) بنام ابوالاسود دوئلي در سال 69 ه.ق نقطه را ابداع كرد و مشكل خواندن قرآن را تاحدودي رفع نمود . بعدها در نقطه گذاري حروف در اواخر بني اميه در زمان عبدالملك توسط نصر بن عاصم و يحيي ابن يعمر اهوازي صورت گرفت و از نقاط قرمز رنگ در بالاي حروف وظيفه اعراب گذاري صورت پذيرفت تا اينكه در نهايت حركات و ضوابط نزديك بشكل امروزي بدست خليل بن احمد فراهيدي در سال 170 ه.ق وضع شد .

2- تطور عظيم : خاندان بني عباس و بني اميه در رواج خط كوفي بسيار كوشيدند به نحوي كه دوره عظيم خط در زمان خلافت آنان صورت گرفت كه دو دوره داشت يكي قبل از مامون كه دوره تحول و اختراع اقلام بود و ديگري در دوره خلافت مامون بود كه با دسته بندي اقلام و انتخاب اقلام همراه بود . اين اقلام شامل :

قلم جليل : سجلات – ديباج – طومار كبير – ثلثين صغير ثقيل – زنبور – موامرات حرم عهود – قصص – اجوبه – نصف ثقيل – ثلث كبير .

3- تطور سوم : اين دوره مصادف با زمان ابوعلی محمد ابن مقله بيضاوي شيرازي وزيرایرانی  دربار عباسي در سال 328 ه.ق و برادرش بود . كار ابن مقله پايان دادن به بي سروساماني اقلام و پيش گيري از هرج ومرج در خط و انتخاب 14 نوع خط و اصلاح خطوط و ايجاد قاعده و سطح ودور است . او ابعاد حروف را هندسي نمود و 12 قاعده در خوشنويسي ايجاد كرد شامل :

 

( تركيب – كرسي – نسبت – ضعف – قوت – سطح – دور – صعود مجازي – نزول مجازي – اصول – صفا – شان ) .

ابن مقله از خطوط كوفي 6 خط متفاوت ايجاد كرد كه بنام اقلام سته معروف است که طبقه بندی آن  مانند خطوط 7 گانه قبل از رواج دین اسلام در ایران میباشد .

 

4 – تطور چهارم : بدست ابوالحسن علي بن هلال مشهور به ابن بواب ( 413 ) در عهد القادر باله عباسي و بهالدوله ديلمي بود . ابن بواب شاگرد دختر ابن مقله بود و كارش تكميل عده اقلام انتخابي ابن مقله براساس قواعد هندسي أن است كه در نهايت قلم ريحان پديد أمد .

 

5 – تطور پنجم : دوره تعديل خطوط و تثبيت اقلام سته ابن بواب توسط ياقوت مستعصمي در سال 698 ه.ق است . وي اقلام سته را تثبيت و تكميل كرد . از شاگردان ياقوت :

يوسف مشهدي – احمد سهروردي – نصراله طبيب – ارغون كاملي – سيد حيدر گنده نويس – مباركشاه بن قطب تبريزي .

 

6 -تطور ششم :  اين دوره زمان پيدايش 3 خط جديد است كه در فاصله سه قرن در ايران ابداع شد و از قرن 6و7 ه.ق شروع و در قرون 8و9 پخته و در قرون 10 و 11 ه.ق كامل گرديد . اين سه خط شامل : تعليق – نستعليق – شكسته نستعليق است .

از كاتبان أن : خواجه تاج سلماني اصفهاني – خواجه اختيار منشي گنابادي – ميرعلي تبريزي – جعفر بايسنقري – سلطانعلي مشهدي – ميرعلي هروي – مالك ديلمي – ميرحسين تبريزي – باباشاه اصفهاني – ميرعماد حسني سيفي قزويني .

 

شناسايي انواع خطوط اسلامي :

 1- خط كوفي : در قرن اول اسلامي بصورت ساده بود كه به رسم الخط مكي ومدني و كوفي نوشته ميشد . در اواخر بني اميه و اول بني عباس از عربستان خارج شد و در طول 3 قرن به انواع مختلف در آمد . در زمان عباسيان ( 132-656 ) خط كوفي به رتبه بالا رسيد و 50 نوع از آن بوجود آمد . معروفترين آن ( كوفي محرر – مشجر – مربع – مدور – متداخل ) است اين خط تا قرن 7 و8 ه.ق معمول بود و بيشتر در كتيبه ها و سر سوره هاي قرآن و عناوين كتب بكار ميرفت و در قرن 11 ه.ق بكلي فراموش شد . خط كوفي به دو دسته مشرقي و مغربي تقسيم شده است .

كوفي مغربي مانند : قيرواني ( اندلسي – قرطبي – فاسي ) – تونسي – جزايري – سوداني است .

كوفي مغربي ريشه در خطوط كوفي قديم دارد و كهن ترين خط مغرب زمين است كه به سال 300 ه.ق ميرسد و بخط قيرواني معروف است . بعد از انتقال پايتخت از قيروان به اندلس بنام خط اندلسي يا قرطبي مرسوم ومعروف شد .

خط تونسي را چاشني خط نسخ ميدانستند و مشابه خط مشرقي است .

خط كوفي مشرقي با سه شيوه متفاوت بكار رفت يكي با شيوه اصيل عربي بود كه شامل خط مكي و مدني است – خط كوفي – بصري – شامي – مصري .

شيوه دوم شيوه ايراني است و شيوه سوم مختلط ميباشد .

خط كوفي مشرقي در مصحف نويسي – كتيبه مساجد – كاشي كاري – ظروف فلزي – سنگي بكار ميرفت .

انواع خط كوفي :

 

1- كوفي ساده ( محرر ) : در قرآن ودر كتيبه هاي قرن 1 ه.ق بكار رفت و كتيبه مسجد ابن طولون در قاهره به اين خط است . از شيوه كوفي ساده ايراني اكثر قرآنهايي كه در ايران نوشته شده است را ميتوان نام برد .

2- كوفي تزئيني : در اين نوع بر خلاف ساده كه با اصول معيني نوشته ميشد فقط حروف الفبا رعايت ميشود و اكثر سخت و پيچيده است و در آن تصرف و ابداع شده و براي ايجاد نظم و ترتيب و ايجاد قرينه سازي زمينه متن را با نقاشي و شاخه و برگ و تزئين هندسي پر ميكنند كه حروف در آن پنهان شود . انواع آن شامل :

مشجر – مورق – مزهر – مظفر – معشق – موشح است . منشعب و ريحاني نوع ديگر خط كوفي تزئيني است .

3 – كوفي بنايي ( معقلي ) : منحصر به بنا با زمينه مربع – مستطيل – متداخل است كه با طرح هندسي از تيموري و صفوي بكار رفت و به صورت آسان – متوسط – مشكل ميباشد .

2-خط ثلث  :از خطوط ابداعي ابن مقله است كه ريشه در خط كوفي دارد و بنام ام خطوط معروف است . خاندان بني عباس در زمان مامون در رواج آن بسيار كوشيدند و ايرانيان اهل فن بودند . جزو خطوط محكم ومستدير است و براي نوشتن كتيبه ها – سرلوح – عناوين بكار ميرفت . وجه تسميه آن مختلف است برخي گويند چون در ابتدا به ورقي به قطع ثلث كتابت شد به اين نام معروفيت يافت و برخي گويند چون سطح و دور آن شش دانگ است يعني يك سوم آن را ثلث گويند . اين خط به خط نسخ شبيه است با اين تفاوت كه در ثلث حروف تشعير دارد يعني انجامه هاي آن در حروف تند وتيز است و هم دور و خميدگي حروف آن بيشتر از خط نسخ است .

3- خط نسخ : در كتيبه هاي قبل از اسلام نوعي ازنسخ رواج داشت . در آغاز اسلام تا نيمه هاي قرن 1 براي كتابت نامه ها بكار ميرفت و همزمان با كوفي تا قرن 3و4 بصورت ناقص رواج داشت . خط نسخ ناقص بنام نسخ حجازي معروف بود و دوران ترقي آن از اواخر قرن 3و4 است خطي يكنواخت كامل معتدل منظم و روشن است . اين خط 2 قسمت دور و 4 قسمت سطح است اختراع آن را به ابن مقله در قرن 4 ه.ق نسبت ميدهند . انواع خط نسخ بنامهاي زير معروفيت دارد :

نسخ تركستاني – تركي – تعليق – شرقي – نيريزي .

نسخ در قرن 12 ه.ق توسط احمد نيريزي از ثلث به نسخ كاملا تمايز يافت و بنام نسخ ايراني معروفيت يافت .

4- خط توقيع : ريشه در خط ثلث دارد و با دو شيوه متداخل در ممالك عربي رواج يافت كه شامل خط اجازه و ديگري از قطعات خط استادان ايجاد شد اين خط را با اين نام خوانند زيرا خلفا و وزرا بر پشت كتب ونامه با اين خط مينوشتند . توقيع در لغت به معناي دستخط و امضا است و در عرف خطاطان خطي است كه ريشه در خط ثلث خفيف دارد كه دور وسطح آن همسان وبرابر است . شيوه مشهور وكهن آن همان توقيع مطلق است كه در كتابت به اندازه ثلث است . اين شيوه را برادر ابراهيم سنجري بنام يوسف اختراع كرد و فضل بن هارون ذوالرياستين پسنديد و دستور داد تا مكاتبات ديواني را با آن كتابت كنند و به آن رياسي ميگفتند . شيوه آن با ثلث هماهنگ است اما دگرگوني هايي با ثلث دارد يعني قلم توقيع مدورتر است اما قط قلم ثلث تحريف دارد . در توقيع حروف گردتر و گودتر از حروف ثلث است . شيوه ايي از اين خط در سده 9 در كتابت مجوزهاي فرهنگي و اجازه نامه هاي معمول در نظام خوشنويسي رواج يافت كه بنام خط اجازه معروف بود . خط اجازه هياتي نازك و ظريف دارد و حروف در آن دور بيشتري دارد تا در توقيع مطلق .

5- خط محقق: از باب حقق – تحقيق مي آيد بمعني استوار ومحكم است . خطي شكوهمند وزين و درشت است با فواصل منظم و معين و بدون تداخل  است . خطي است كه حروف آن در هيات مفرد و مركب كامل صحيح و تمام باشد . يك چهارم آن دور و بقيه سطح است در عهد بني عباس در عراق وراقان با آن مينوشتند كه به آن عراقي يا وراقي مي گفتند . خط رقاع نقطه مقابل خط ديواني است محقق از ثلث آمده يعني يك نقطه بر ثلث افزوده و سطح آن را بيشتر كرده است اين خط بيشتر شبيه كوفي ساده است در خط محقق هيچ حرفي با حروف ديگر اشتباه نميشود چون حروف به صورت ثابت است

6- خط رقاع : خطي مانند ثلث و توقيع است . قلمي است كه رقعه هايي بر برگهاي كوچك در مكاتبات لطيف و داستان ها و حكايات مينوشتند . اين قلم در دور مايل تر و زبانه قلم در تراش كوتاهتر از توقيع است . حروف رقاع ريزتر و لطيف تر است آيات قرآن و كتب و تاريخ و نام كاتب را با خط رقاع مينوشتند پس از رواج خط اجازه در تركيه اين خط متروك شد . در لغت بمعناي رقعه است بمعني پاره ها و گونه ايي خط است كه با آن مكاتبات ديواني و قصه هارا بر روي رقعه كتابت ميكردند و حروف و صور آن به ثلث و توقيع شباهت دارد به نسبت با توقيع , رقاع دور بيشتري دارد .

7- خط ريحان : پس از محقق آمده و از آن جدا شد . ريحان بمعني ناز بو و گياه خوشبو است . بسيار ظريف و لطيف است و شكل كوچك محقق است . نوشتن حروف ريحان مانند محقق است جز اينكه در ريحان نازك است و محقق و ريحان هر دو شبيه ثلث اند .  ( الف ) در محقق راست و كلفت و در ريحان راست و باريك است . در قرن 10 و 11 ه.ق خطوط محقق و ريحان در نوشتن مصحف و ديوان بكار ميرفت . اين خط منسوب به ريحاني متوفاي 219 ه.ق يا ابن مقله است . يك قسمت و نيم دور دارد و 4 قسمت و نيم سطح است .

8- خط تعليق : از توقيع و رقاع و نسخ ايراني است . نوعي خط تحريري است كه با دخالت خط پهلوي و اوستايي وضع شد از قرن 5و6 ه.ق شروع و در قرن 7 ه.ق بصورت تعليق در آمد و در قرن 8 ه.ق رواج يافت . در قرن 7و8 ه.ق بدليل تند نويسي در كتابت درباري و ديوان بكار رفت و بصورت شكسته در آمد . خط ديواني نوعي از خط تعليق است كه براي كتابت انعامات ملكي و امور نوشتاري ديواني جلي در اواخر قرن 10 ه.ق ايجاد شد و در كتابت بزرگ و مهم و رسمي مورد استفاده بود و بعدها كه در تركيه خط لاتين آمد اين خط متروك شد . خط ديواني در ايران كاربرد نداشت . تعليق تا قرن 10 در ايران رايج بود و در قرن 13 كمتر شد و در نوشتن احكام و فرامين بكار رفت تعليق در لغت بمعني در آميختگي و در عرف خطاطان خطي است كه بين رقاع و توقيع آويخته و معلق است . دور آن 5 دانگ و سطح آن 1 دانگ است اين خط ريشه خط نستعليق است و پيچ و تاب مفردات و طريقه چسباندن حروف جدا در آن زياد است  . در تاريخ پيدايش آن آمده كه اول حسن بن حسين علي فارسي كاتب عهد عمادالدوله ( 320 –338 ) رسالات ديواني خود را به تعليق مينوشت اين خط ابتدا بصورت ساده بود و در سده 9 ه.ق خواجه تاج سلماني آن را اصلاح كرد و بيشتر مكاتبات تيموري با آن كتابت ميشد به اين علت واضع آن را تاج سلماني ميدانند .

9- خط نستعليق : پس از تعليق به فاصله يك قرن در قرن 8 ه.ق توسط ايرانيان اختراع شد و از تركيب نسخ و تعليق بوجود آمد و به عروس خطوط اسلامي معروف است . اين خط توسط مير علي تبريزي در قرن 8 ه.ق وضع شد و انواع آن شامل : نستعليق انيسي – تحريري – تركي – هندي است .

10-  خط شكسته نستعليق : نستعليق بدليل تند نويسي در قرن 12 ه.ق بصورت شكسته در آمد . اوج آن در قرن 12 و 13 ه.ق با ظهور خوشنويساني همچون مرتضي قليخان شاملو – شفيعا – درويش عبدالمجيد طالقاني – سيد گلستانه بود . در قرن 13 ه.ق خط شكسته تداوم يافت و توسط قائم مقام فراهاني و امير نظام گروسي در اين خط تصرفاتي پديد آمد و ساده شد .

11-  از ديگر خطوط اسلامي ميتوان از خطوط زير نام برد : خط طغري – شبه طغري – مثني – معما – متفرقه – تفنني – قطعات جامع – فانتزي – گرافيكي -خط سياه مشق -خط آيينه -خط اجازه -خط اصفهاني -خط اوهل -خط بابري -خط باژگونه -خط بريده قطاعي -خط بهاري -خط بيضاوي -خط تحصيلي -خط تنزيل -خط توامان -خط چپ -خط چشم موري -خط چليپا -خط حروف التاج -خط حسن -خط حميري -خط دشتي -خط ديواني. -خط رمل-خط روان -خط رياسي -خط ريحان. -خط سايه دار -خط سنبلي -خط سياق. -خط شجري -خط شعله -خط شفيعا -خط طاووسي -خط عرايض -خط غزلاني -خط غير تحصيلي -خط قصص -خط قيرواني -خط لرزه -خط متبع -خط مخترع : -خط مرسل -خط مزور -خط مستدير -خط مسلسل -خط مسند - خط مشكل -خط مصنوع : -خط معما -خط مغربي -خط مناشير -




ارسال توسط گنج بزرگ
علامت عقرب در گنج و دفینه یابی
نشانه عقرب نشانه گنج علامت دفینه زیرخاکی علامت گنج بزرگ گنج باستان دفینه باستانی تاریخ باستان باستان شناسی ابزار حفاری

عقرب نشانگر راه حل بوده تا در ادامه کار ، بهترین راه را انتخاب نماییم!
یکی از ویژگی های عقرب، سمی و خطرناک بودن آن است، به همین دلیل در جایی که این علامت باشد، به تله فیزیکی و یا شیمیایی بسیار مهلک برخواهیم خورد که در حفاری باید بسیار مراقب بود. موفقیت در چنین مکانی بسیار دشوار است، ولی می توان با دقت و یک برنامه حساب شده و حرفه ای ، به گنجینه ای عظیم و ارزشمند، دست یافت.این گنجینه معمولا در نزدیکی برکه ها، چاه های آب ، قنوات و یا در انبار شراب یافت می شود.توجه داشته باشید که در آن محل غار یا تونلی زیرزمینی باید وجود داشته باشد و حکاکی تصویر عقرب در کف زمین آن بر روی صخره یا سنگی می باشد که احتمالا در زیر خاک مدفون شده است. عقرب با دم یا چنگکهای خود به گنج اشاره می نماید. در قسمتی که به آن اشاره دارد، باید سنگی بزرگ باشد که قسمتی از آن در زیر زمین دفن شده است و در نهایت بعد از حفاری به اتاقی زیرزمینی بر می خوریم که پر از دفینه خواهد بود.
در اینجا متذکر می شوم که باید کوچکترین تغییرات بر روی خود علامت و نیز در طول کار، مورد بررسی و دقت قرار گیرد.و اینکه، معمولا در آسیابهای خاص، غارها، چاه ها، و راهروهای زیرزمینی، با این علامت روبرو می شویم.
عقرب به تنهایی نشان خطر و گنج است و در مکانهای مختلف معانی دیگری هم دارد و در همه جا نشانگر دفینه نمی باشد




ارسال توسط گنج بزرگ

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 312 صفحه بعد