گنج مخفی غارهای ایران
گنج یابی، باستان شناسی و دفینه
آموزش گنج یابی، باستان شناسی، دفینه ، زیرخاکی و تاریخ

گنج مخفی غارهای ایران

 

به تصویر زیر نگاه کنید، هر گاه در محلی مشابه تصویر زیر، غاری یافتید که دارای دهانه ای نسبتا کوچک بوده و دارای شیبی ملایم به سمت داخل نیز باشد، بررسی نمایید که درست در روبروی دهانه آن سنگی خاص و یا غریب (کمی دورتر، حتی میتواند آنطرف دره هم باشد) وجود دارد که انگار به دهانه غار نگاه می کند، توجه داشته باشید که گاهی اوقات تمامی یا قسمتی از ورودی دهانه غار را با تخته سنگ یا ملاتی ساروجی شبیه صخره های مجاور ، بسته اند.

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

 

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.




تاریخ: سه شنبه 22 تير 1395برچسب:گنج ,مخفی, غارهای, ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ
هایدفن مردگان در عصر آهن ایران (حدود ۸۰۰-۱۴۵۰ق.م)
 
 

 

آیین تدفین مردگان

چکیده: از نظر مطالعات باستان شناختی ‘ داده های تدفین مردگان و آداب مرتبط با آن ‘ اطلاعات ارزشمندی را در زمینه جنبه های غیر مادی فرهنکهای پیش از تاریخ فراهم می آورد . در این مقاله آداب تدفین دوره فرهنگی عصر آهن ایران در نیمه غربی فلات ایران مورد تحلیل قرار گرفته است . به نظر می رسد در این دوره پایه های اولیه اعتقادات جدید مذهبی مردمان ساکن در ایران پایه ریزی شده است . بازتاب این تحول در همگونی نسبی شواهد باستان شناسی دیده می شود . در این دوره شیوه های زندگی یکجانشینی و کوچگری رایج بوده است . افزون بر آن ‘ در این مقاله چشم اندازهای پژوهشی ‘ متدولوژی و محدودیت های مطالعاتی مورد توجه قرار گرفته است .

 

 

انواع مختلف قبر یا آرامگاه (عکس)

 

 

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/mazar/mezar1.jpg

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/mazar/mezar9.jpg

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/mazar/mezar2.jpg

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/mazar/mezar3.jpg

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

 

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.

 




تاریخ: پنج شنبه 3 تير 1395برچسب:هایدفن ,مردگان , عصر, آهن, ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ
میزان گنج و دفینه ها در ایران

طبق آمار بدست آمده از نسخه هایی که دست دولت هست و نه دست مردم میزان تقریبی دفینه ها در ایران حدود 200000 هزار تن طلا در خاک ایران مدفون هست که طبق آمار حدود 70000 تن در استانهای فارس و اصفهان و مابقی اول مازندران تهران، گیلان

جاهای پر بار ایران پس از اصفهان و شیراز عبارت است از:

شمال ایران استان گیلان و مازندران ، استان لرستان ، استان کردستان و استان تهران و آذربایجان شرقی و غربی .

البته این به این منظور نیست که در جاهای دیگر ایران اشیاء عتیقه وجود ندارد ولی به مراتب کمتر از این مکانها هست.
در اکثر مناطق ایران حفاری به صورت گسترده انجام شده و خیلی از نشونه ها و علائم از بین رفته است ولی اگر شما یک حفار خوب باشید همیشه می توانید از کوچکترین علائم بزرگترین نتیجه ها رو بگیرید و خود را به هدف نزدیک کنید.

جاهائی که رفت و آمد سهل هست و کار حفاری انجام دادن راحت ، اکثرا بارهایشان رفته است و جاهائی که کار کردن سخت و راه آن بسیار سخت و خطر ناک هست از نظر حفاری به مراتب سالم تر مانده و کمتر از جاهای دیگر دست خورده و بار آنها کمتر رفته است.
به همین دلیل استان لرستان و کردستان که هم خطر ناک هست هم کوهستانی از نقاط درگر سالم تر مانده.

 

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

 

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.

 




تاریخ: شنبه 22 خرداد 1395برچسب:میزان ,گنج , دفینه ها , ایران ,گنج یابی ,
ارسال توسط گنج بزرگ
 اولین گنج یاب و کیمیاگر ایران

 

اوشتانه یا اوستَن، یک کیمیاگر و فیلسوف مغ ایرانی در زمان هخامنشیان بود.] او که یکی از کیمیاگران سلسلهٔ مغان زرتشت به شمار می‌رفت، در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان او را همراهی کرد و در آنجا به آموزش کیمیاگری و جادوگری پرداخت و چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی، بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث، امپدکلس[، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند.

 وی همچنین در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را بر عهده داشت از وی به عنوان نخستین نویسنده در جادوگری یاد می‌شود و همواره به عنوان یکی از اصلی‌ترین مراجع کیمیاگری مطرح بوده‌است و آثار بسیاری به او نسبت داده می‌شده‌است.[ مردم باستان کاوش سنگ جادو (سنگی که دارندهٔ آن می‌توانست با بهره‌وری از آن فلزات را به زر تبدیل کند و با دستیابی به انوشگی عمری دراز داشته باشد، در انگلیسی: philospher's stone) را از او می‌دانستند. با این حال به دلیل ضعف و عدم هماهنگی منابع به‌جامانده دربارهٔ شخصیتی با این نام، برخی مراجع وی را شخصیتی افسانه‌ای دانسته‌اند و یا به وجود چندین فرد گوناگون با این نام اعتقاد دارند.

 

بلوس مندس:

بلوس مندس(سدهٔ ۴ پیش از میلاد می‌گوید که چگونه از اوستن مغ دانش فرا گرفت. او ماجرای کشف متون حکمیمانهٔ باستانی را اینگونه بازگو می‌کند (مکانی که منجر به کشف لوح زمرد کیمیایی شد:

«هنگامی که ما در معبد بودیم، یک ستون کوچک اتفاقی شکست، که ما توجهمان جلب شد که درونش خالی بود. اما اوستن آشکار کرد که در درون آن کتاب‌های باستانی گران‌بهایی حفظ شده و آن‌ها را با شکوه خاصی به همه‌گان نشان داد. با خم‌کردن ما برای نگاه به درون، از اینکه دیدیم چیزی را جا انداخته بودیم غافلگیر شدیم، چراکه در آنجا به این سخن بسیار ارزشمند [منسوب به اوستن] پی بردیم: «طبیعت در طبیعت افسون می‌شود، طبیعت بر طبیعت فاتح می‌شود، طبیعت بر طبیعت چیره می‌شود».

 

پلینی تعریف اوستن از جادو را نیز بیان می‌کند: «آنچنان که اوستن گفت، انواع گوناگونی از آن وجود دارد، او ادعای غیب‌گویی از آب، ارواح، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، حوض‌ها و تیشه‌ها، و یا بسیاری از دیگر روش‌ها، و همچنین صحبت با ارواح و درگذشتگان را دارد.»[به گفتهٔ پلینی معرفی «مهارت عفریتی» توسط اوستن به یونانیان نه تنها «هوسی»[ در آن‌ها برای جادو برانگیخت، بلکه یک «دیوانگی» محض در آن‌ها به وجود آورد، تا جایی که بسیاری از فیلسوفانشان همچون فیثاغورث، امپدکلس[]، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند همچنین اوستن در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را نیز بر عهده داشت

پس می بینید که ایرانیان باستان مروج و خالق علوم مختلف و فرهنگ های قبل از اروپا - یونان و ...بودند.

فیلوی بیبلوس:

از جملهٔ آثار منسوب به اوستن، اکتاتک[ -به معنای نوشته‌ای در هشت کتاب- بود که فیلویِ بیبلوس[، در یک یا بیش از یک نسل پس از پلینی بدان اشاره کرده‌است. او می‌گوید که این کتاب آموزش می‌دهد که خدا یک قوش‌سر (نوعی عفریت رایج در گوهرهای جادوگری) با تمام فضایل فلسفی یونان بوده‌است.[

در دیگر منابع[

از اواخر سدهٔ یکم میلادی به بعد، از اوستن به عنوان مرجعی برای احضار روح و دیگر گونه‌های غیب‌گویی، اختربینی، ساخت طلسم‌شکن، و اسامی رمزی و ویژگی‌های جادویی گیاهان و سنگ‌ها یاد می‌شد پلینی به اوستن و اقسام مختلف جادو از نظر او اینگونه اشاره می‌کند: غیب‌گویی از آب، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، و دیگر ابزار، بعلاوهٔ ارتباط با مردگان (احضار روح)، استفاده از بدن انسان و مواد گوناگون حیوانی و داروها.[

شهرت او تا بدان‌جا فراگیر شد که در اواخر سدهٔ ۴ میلادی «او به یکی از مراجع بزرگ کیمیاگری تبدیل شده بود» و «بیش‌تر مکتوبات کیمیاگری سده‌های میانه تحت نام او در گردش بود».

مرجعیت او در متون کیمیاگریعربی و پارسی هم ادامه یافت. برای نمونه می‌توان به رساله‌ای عربی تحت عنوان «کتاب الفصول الاثنی عشر فی علم الحجر المکرم» (کتاب دوازده فصلی در پیرامون سنگ مکرم) اشاره کرد.

 

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های (پکیچ آموزش گنج یابی در ایران،  چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

 

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.

 




تاریخ: پنج شنبه 20 خرداد 1395برچسب: اولین, گنج یاب , کیمیاگر, ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ
خزانه و سفید خانه ویژه گنج در ایران
 

در دوره خلافت اصطلاح خزانه گاه مترادف بيت‌المال به كار رفته است. بيت‌المال كه غالبآ اموال عمومى را شامل مى‌شد نهادى اسلامى و متعلق به نظام حكومتى خلافت بود. حال آنكه خزانه كه غالبآ اموال شخصى سلطان را دربر مى‌گرفت در زمره بيوتات سلطنتى* بود و به لحاظ تاريخى پيشينه‌اى بسيار كهن‌تر داشت. ازاين‌رو، چندى پس از تأسيس بيت‌المال و در پى تحول خلافت اسلامى به حكومت سلطنتى موروثى، موضوع تفاوت ميان اموال شخص خليفه يا سلطان با اموال عمومى، سبب پديدآمدن تعابيرى چون بيت‌المال عامه، بيت‌المال خاصه، خزانه اصل و خرج و خزانه خاص گرديد كه گوياى اتخاذ تدابيرى براى تفكيك اين دو مفهوم است .جمع‌آورى و ساماندهى اموال عمومى و اعمال نظارت حكومتى بر آنها از نخستين دهه‌هاى شكل‌گيرى خلافت اسلامى مورد توجه قرار گرفت. در عصر خلفا و سپس امويان، عمده‌ترين منابع تأمين بيت‌المال، غنايم جنگى و خراج و جزيه بود. وفور اين منابع درآمد، به‌ويژه غنايم جنگى، نه تنها بيت‌المال را به نحو چشمگيرى افزايش داد، بلكه در عصر امويان، به ايجاد خزانه‌هاى اختصاصى خلفا و عمّال حكومتى نظير حجاج‌بن يوسف انجاميد.خزانه در دستگاه خلافت عباسى و نيز در حكومتهاى مستقل يا نيمه مستقل مقارن با آن، هم به سبب وفور و تنوع ذخاير آن و هم از لحاظ تحولاتى كه در تشكيلات خزانه‌دارى پديد آمد، اهميت بسيار يافت. به نوشته ابن‌زبير خزانه هارون‌الرشيد  سرشار از سكه‌هاى طلا و نقره، ظروف زرين، انواع اسلحه، انواع جامه‌هاى گران‌بها، فرشها و عطريات بوده است. از اين گزارش نمى‌توان مطمئن شد كه آيا اين مايه اموال همه در يك خزانه عام نگهدارى مى‌شده يا در چند خزانه اختصاصىِ جداگانه. اما از اشاره همين نويسنده به بانويى كه وى را «صاحبة خزانة‌الجوهر» در دستگاه خلافت مأمون خوانده دست كم مى‌توان دريافت كه يك خزانه، مختص جواهرات سلطنتى بوده است. با اين‌همه با تكيه بر برخى منابع ديگر مى‌توان از تنوع و چندگونگى خزانه‌ها با اطمينان سخن گفت. مثلا از سياق يكى از گزارشهاى ابوشجاع روذراورى برمى‌آيد كه خزانه‌هاى جداگانه‌اى براى پول و جامه و سلاح وجود داشته است. صابى نيز در گزارشى از ارقام شگفت‌انگيز پرداختها و هزينه‌هاى دارالخلافه در دوره مقتدر از خزانه سلاح، خزانه جامه و خزانه فرش نام‌برده است. در منابع همچنين برنگهدارى اسناد مهم حكومتى مانند برخى پيمان‌نامه‌ها و خطبه‌ها و فرمانها در خزانه تصريح شده است كه هنوز روشن نيست در خزانه مستقلى نگهدارى مى‌شدند يا در يكى از خزانه‌هاى ياد شده.

اموال نقدى و جنسى خزانه‌ها عمدتآ از ماليات و خراج ولايات و حكام ، غنايم جنگى ؛ مصادره ، مقاطعه ، فروش مناصب؛ جريمه‌ها و هداياى ارسالى اشراف و بزرگان و كارگزاران حكومت به پادشاهان ساير ممالك  به دست مى‌آمد.

مصارف خزانه عمدتآ پرداخت مواجب كارگزاران حكومتى، به ويژه سپاهيان و هزينه لشكركشيها بود.

بنابر گزارش گرديزى عمرو ليثِ صفّارى به‌جز خزانه سلاح، سه خزانه مالىِ مجزا داشت: خزانه خراج و زكات، كه آن را در وجه بيستگانى* و مواجب لشكريان خرج مى‌كرد؛ خزانه خاصه، كه از عوايد خاص و ضياع و املاك شخصى وى جمع مى‌شد و مخارج جارى دربار و مطبخ خاص از محل آن بود؛ خزانه مداخل، كه از عوايد اتفاقى و مصادره‌هاى مختلف به‌دست مى‌آمد و صرف خلعتها و صله‌هاى اعطايى به رسولان و مُنهيان (خبررسانان) مى‌شد. ظاهرآ با نظر به مصارف اين خزانه بوده كه به آن نام «خزانه صِلات» هم داده بودند

در دوره عباسى اهميت بى‌بديل خزانه در اداره مملكت و پيشبرد نقشه‌هاى جنگى و ساير برنامه‌هاى حكومتى موجب گسترش و توسعه خزانه گرديد. در منابع، علاوه بر رئيس خزانه كه كاملا معتمد سلطان يا حاكم بوده، از كاركنان متعدد خزانه ياد شده است، مانند بيتكچيان و دبيران، حمالان، غلامان و نيز شحنه خزانه .بنابر يكى از گزارشهاى صابى رقم قابل توجهى از درآمدهاى خزانه‌هاى جامه و فرش و سلاح به پرداخت حقوق كاركنان و صنعتگرانِ اين ادارات اختصاص داشته است.

هنگامى كه ايلخانان حكومت خود را در ايران بنياد نهادند، نظام خزانه مانند ساير سازمانهاى ادارى كشور به هم ريخت. با نابودى ولايات و نظام كشاورزى و كاهش جمعيت، دست‌كم تا پيش از دوره غازان، اموال خزانه ديگر از طريق خراج و مالياتهاى كشاورزى تأمين نمى‌شد. اما مغولان به زودى دريافتند كه شرط لازم براى وصول منظم مالياتها و رسيدن آن به خزانه مركزى، احياى نيروهاى توليدى است .

به نوشته رشيدالدين فضل‌اللّه حكام مى‌بايست سه خزانه داشته باشند: خزانه مال، خزانه سلاح و خزانه خوراك و پوشاك. به اين خزانه‌هاى سه ‌گانه خزاين خرج مى‌گفتند و رعيت، كه در حكم خزانه دخل بود، اين خزانه‌ها را پر مى‌كرد. به روايت رشيدالدين فضل‌اللّه ؛ ثبت حساب خزانه در آغاز حكومت مغولان مرسوم نبود و فقط چند خزانه‌چى مأمور بودند هر چه را كه از اطراف به درگاه مى‌رسيد تحويل بگيرند و همه را در يك جا بنهند و مخارج لازم را بپردازند و آنگاه كه چيزى در خزانه باقى نمى‌ماند، خان را مطّلع سازند. اين آشفتگى تا آنجا بود كه محل خاصى براى اموال رسيده وجود نداشت و آنچه از اطراف مى‌رسيد، در صحرا روى هم انباشته مى‌كردند و با نمدى مى‌پوشاندند. اتلاف اموال خزانه ديگر مشكل عمده اين روزگار بود. بعدها نيز كه خزانه‌اى براى زر و جواهرات معيّن شد، بعضى از خانها، مانند اوگتاى‌قاآن و گيوك‌خان؛ با بخششهاى بى‌حد و حصر خود خزانه را از مال تهى كردند ؛ افزون بر اين، هنگامى كه مال و زر از ولايات مى‌رسيد، امرا و دوستان خزانه‌داران نزد آنان مى‌رفتند و «باريقو» (سهمى از خزانه سلطنتى كه به هديه گرفته مى‌شد) مى‌ستاندند. بدين ترتيب، پيداست كه هر سال چه اندازه از اموال خزانه تلف مى‌شد و درنتيجه، وقتى غازان بر تخت خانى نشست، خزانه‌ها از مال تهى، ولايتها خراب، اموال ديوانى در معرض تلف شدن و استحصال ماليات ناممكن شده بود. زيرا خزانه‌اى را كه هولاكو از بغداد و شام و ديگر ولايات به چنگ آورده بود، خزانه‌ داران به تدريج دزديده بودند و آنچه را باقى مانده بود احمد تگودار براى استقرار حكومت خود و جنگ با ارغون ميان لشكريانش توزيع كرد و گيخاتو هم نه تنها چيزى به دست نياورد، بلكه آنچه را هم ارغون جمع كرده بود، از دست داد. ازاين‌رو در دوره غازان، با تعيين خراج مقرر هر ولايت، خزانه را پر كردند .

در اين دوره چند خزانه مستقل ايجاد شد؛ يكى نارين (خزانه خاص) كه گران‌بهاترين اموال، مانند زرسرخ، مرصّعات و جامه‌هاى خاص، در آنجا نگهدارى مى‌شد. اين خزانه در واقع صندوقى بود كه پادشاه بر آن قفلى مى‌زد و با مُهر خويش آن را نشان مى‌كرد و يكى از خزانه‌داران همراه با خواجه‌سرايى مأمور محافظت از آن بود و بدون فرمان شاه و ثبتِ وزير، چيزى از اين خزانه خرج نمى‌شد. خزانه ديگر، بيدون (خزانه عام) بود و اموال كم ارزش‌تر، مانند زر سفيد و جامه‌هاى پرمصرف‌تر را در آن مى‌نهادند و خزانه‌دار و خواجه‌سرايى به نگاهبانى از آن گماشته مى‌شدند. وزير كه اين خزانه زير نظر وى بود، اموال رسيده را در دفترى ثبت مى‌كرد و پس از مُهر كردن فهرست مصارف، سند را به امضاى‌خان مى‌رساند. خزانه‌دار مى‌بايست بر هر جامه‌اى كه به خزانه مى‌آوردند، مُهر مخصوصى بزند تا نتواند آن را با جامه ديگر تعويض كند. به هر يك از چهار تن متولى خزانه‌هاى خاص و عام، از هر صد دينارِ رسيده به خزانه دو دينار به عنوان رسم‌الخزانه تعلق مى‌يافت. همچنين، خزانه سومى نيز ايجاد شد كه يك دهم اموال خزانه‌هاى پيش گفته را به اين خزانه انتقال مى‌دادند تا سلطان براى صدقه به مستحقان از آن هزينه كند . بر پايه سندى كه در دستورالكاتب شمس منشى آمده، به تدبير رشيدالدين فضل‌اللّه خزانه مستقل ديگرى نيز براى پرداخت مستمرى و صدقات به زهاد، سادات، مشايخ، علما و فقرا ايجاد شد. اين صدقات هر سه ماه يك‌بار و نقد پرداخت مى‌شد. بعدها به تأسى از اين تدبير رشيدالدين فضل‌اللّه، جلايريان نيز چنين خزانه‌اى ايجاد كردند.

در دوره تيمور به سبب توجه ويژه شخص تيمور به امور مالى، خزانه اهميت فزاينده‌اى يافت، چنان‌كه به تعبير تيمور گوركان در تزوكات تيمورى* ؛ پنج وزير از هفت وزيرى كه در دستگاه او خدمت مى‌كردند، در شمار «وزراى مالى كه خزانه‌دار مملكت‌اند» بوده‌اند. ظاهرآ در ميان اين وزيران، «وزير كارخانه‌هاى سلطنت كه از مداخل و مخارج و جميع خزانه و دواب آگاه» بود، مسئوليت مستقيم اداره خزانه را داشته است.

در ميان آق‌قوينلوها، خزانه‌دارى منصبى پراهميت بود و خزانه‌دار از اعضاى شوراى عالى آنان به شمار مى‌آمد.(آق‌قوينلوها و قراقوينلوها بخش مهمى از مصارف خزانه را به پرداخت حقوق ايناقان (نوكران خاصه) كه از صاحبان مشاغل مهم و حساس حكومتى به شمار مى‌آمدند، اختصاص مى‌دادند

انباشت نقدينگى در خزانه‌هاى دوره صفوى نشانه ثبات و رفاه نسبى اقتصادى در اين دوره است. اگرچه، برخى سلاطين اين سلسله به هنگام جلوس، با پرداختهاى بى‌رويه خزانه را خالى مى‌كردند .اما همواره راههايى براى پركردن خزانه وجود داشت. به نوشته سيورى شاه عباس اول براى جبران كسرى نقدينگى خزانه سلطنتى، ممالك (ولاياتى كه به شكل تيول به سران قزلباش اختصاص يافته بود) را به املاك خالصه (املاك شاه) تبديل كرد تا عوايد اين املاك مستقيمآ به خزانه شاه سرازير شود. شاه صفى نيز اين رويه را ادامه و توسعه داد .فهرستى كه شاردن از درآمدهاى شاه داده است، حكايت از ثروت سرشار او دارد. كار نظارت بر اموال خزانه را ناظر كه از مهم‌ترين وزيران و عالى‌ترين مقام مالى دستگاه صفوى به شمار مى‌آمد و تعيين و پرداخت حقوق و مستمرى همه كاركنان ادارات سلطنتى و مقامات عالى‌رتبه جزو وظايف اصلى‌اش بود، برعهده داشت .با اين همه او اجازه نداشت بى‌اذن شاه به مخازن انباشته از جواهرات و نفايس كه خواجه‌اى آن را اداره مى‌كرد، وارد شود. در واقع گرچه ناظر و صدراعظم از عايدات خزانه به طور كلى آگاهى داشتند، از مقدار و نوع آنها اطلاع دقيقى نداشتند

ميرزا سميعا از دو خزانه اندرون و بيرون سخن گفته كه اطلاعات روشنى از آنها در دست نيست، اما مى‌توان حدس‌زد كه خزانه اندرون شامل اموال خاصه شاه بوده، و خزانه بيرون به اموال و مصارف عمومى كشور اختصاص داشته است. به نوشته ميرزا سميعا؛«صاحبْ جمع خزانه عامره» يا خزانه‌دار، خواجه‌سرايى معتبر بود كه كليه اموال نقدى و جنسى خزانه سپرده او بود و كليددار و ساير كاركنان خزانه تابع او بودند. صراف‌باشى خزانه عامره نيز مسئول تشخيص مسكوكات سره از ناسره‌اى بود كه به خزانه آورده مى‌شد. ميرزا سميعا از مشرفِ خزانه عامره نيز ياد كرده است كه ظاهرآ در دوران شاه طهماسب دوم و غلبه افغانها، اين منصب به نوعى جايگزين صاحب جمع خزانه عامره شده است ؛ چرا كه همان وظايفى را كه زمانى بر عهده صاحب جمع خزانه عامره بود، براى او نيز برشمرده‌اند.

در دوره افشاريه اموال خزانه عمدتآ از ماليات ولايات، غنايم جنگى و پيشكشها به دست مى‌آمد .خزانه نادرى در قلعه‌اى واقع در كلات نادرى نگهدارى مى‌شد كه از آن به خزانه عامره كلات* تعبير شده است .ظاهرآ پرداخت از خزانه عامره را تحويلداران برعهده داشتند.پاره‌اى شواهد حاكى از تقلب خزانه‌داران است در پى قتل نادر خزانه و جواهرخانه او اولين جايى بود كه غارت شد و جانشينان براى تثبيت پايه‌هاى اقتدار خود دست به بذل و بخشش زدند .

گاه كه وجوه نقدينه در خزانه نبود و پرداخت مواجب لشكريان ضرورت مى‌يافت، حكومت ناگزير مى‌شد طلاهاى موجود در خزانه را به مسكوك تبديل كند و مصارف لازم را بپردازد. در دوره كريمخان در 1172، چنين حادثه‌اى روى داد.در اين دوره نيز عمده اموال خزانه از محل ماليات ولايات حاصل مى‌شد و در خزانه، انواع خلعتها، جواهرات و مسكوكات انباشته بود .

اداره امور خزانه در دوره قاجار كه از بزرگ‌ترين بيوتات سلطنتى بود، همراه با اداره ضرابخانه در اختيار خانواده معيّرالممالك قرار داشت .از دوره فتحعلى‌شاه به بعد، خزانه دو قسمت شده بود: يكى خزانه اندرون يا خزانه طلا و جواهر كه كليد آن در دست شاه بود و كسى از اندوخته آن اطلاعى نداشت، و ديگرى خزانه ماليات كه خزانه بقاياى مالياتهاى كشور و ساير عايدات مملكتى بود و زير فرمان معيرالممالكها و امين‌السلطانها اداره مى‌شد. حكام ولايات و ايالات موظف بودند باقى مالياتِ حاصله محل حكومت خود را، پس از كسر مصارف محلى، حقوق سربازان و مواجب كارمندان ادارى و دولتمردان، به خزانه ارسال كنند. درآمد حاصل از گمركات و اجاره برخى معادن، همچنين پيشكشهاى وزرا، رجال، حكام و اعيان نيز ابواب جمع خزانه‌دار مى‌گرديد. شاه صندوق كوچكى داشت كه انواع خلعتها در آنجا نگهدارى مى‌شد و پيشخدمتى صندوقدار آن بود. براى انعامهاى خاصِ شاه نيز اداره‌اى به نام «اداره صرف جيب مبارك» معيّن شده بود. حساب خزانه را، هر سال مستوفى رسيدگى مى‌كرد و به تأييد شاه مى‌رساند .بنابر گزارش اعتمادالسلطنه؛ «اداره خزانه مباركه ماليه» كه زير مجموعه «وزارت ماليه و دربار اعظم» به شمار مى‌آمد، در دوره رياست اسماعيل‌خان امين‌الملك، برادرِ امين‌السلطان، تشكيلات گسترده‌اى داشت و كاركنانى چون مستوفى، ناظم، تحصيلدار، تحويلدار و چند منشى و صرّاف و سررشته‌دار در آن خدمت مى‌كردند. به نوشته اعتمادالسلطنه  در اين دوره هرگاه خزانه نظام كه تابع وزارت جنگ بود به اداره خزانه ماليه ملحق مى‌شد، خزانه ماليه رونق و اعتبار چشمگيرى مى‌يافت. در يك رساله ادارى ـ مالى دوره قاجار، مكتوب در 1315، از وزارت خزانه عامره ياد شده است كه مسئوليت دريافت ماليات و كليه حقوق ديوانى از اداره استيفا ــكه تحت وزارت داخله بودــ و ادارات ديگر و پرداخت وجه مخارج دولتى را مطابق كتابچه دخل و خرج* بودجه (كه وزير ماليه آن را تهيه مى‌كرد) برعهده داشت. اين وزارت در پايان سال، صورت محاسبات خود را به دولت تسليم مى‌كرد و وزير ماليه و اداره استيفا مى‌بايست آن را تأييد و امضا مى‌كردند .

در پى جنگهاى اول و دوم ايران و روسيه، جنگهاى ايران و عثمانى و دادن امتيازات و امضاى عهدنامه‌ها و درنتيجه، از دست دادن ولايات حاصلخيز و مهم و نيز مسائل پيش آمده در دوران مشروطه، در مدت كوتاهى خزانه قاجارى تهى شد. به اين ترتيب، آشفتگى سياسى و اقتصادى، كسرى بودجه و بدهى سنگين ايران به انگليس و روسيه سبب شد تا مجلس تدابيرى در اين باره بينديشد و در 1329/ 1911، مورگان شوستر* امريكايى را به عنوان خزانه‌دار كل استخدام كند. در همين سال در پاسخ به درخواست شوستر مبنى بر اعطاى اختيارات بيشتر ؛ مجلس قانونى تصويب كرد كه براساس آن خزانه‌دارِ كل، مسئوليت ادارات ديگرى چون اداره كل مالياتها و عوارض و عايدات دولتى، اداره كل تفتيش و نظارت و محاسبات كليه عايدات و مخارج مصوبه و نگاهدارى دفترهاى مربوط به آنها، اداره كل معاملات نقدى دولت يا بانك را برعهده گرفت و در خصوص تهيه بودجه مملكتى، صرفه‌جويى در مصارف و معاملات دولتى و اصلاحات مالياتى اختيارات وسيعى به دست آورد.شوستر براى وصول مالياتها، سازمانِ ژاندارمرىِ خزانه يا قراسوران ماليه را بنياد نهاد تا قدرت اجرايى داشته باشد

در آن زمان، تشكيلات مالى كشور را سه وزير اداره مى‌كردند: وزير ماليه، وزير خزانه و وزير مالياتهاى معوقه  ؛ اما در 1333، طبق قانون تشكيلاتِ وزارت ماليه، خزانه به عنوان يكى از ادارات اين وزارت‌خانه، به صورت اداره خزانه‌دارى كل درآمد.

 

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های ( چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید...

پکیچ آموزش گنج یابی در ایران کاملترین و تنها اثر منحصر به فرد است که تمام منابع موثق آموزشی و کاربردی را یک جا دارد.

 




تاریخ: پنج شنبه 13 خرداد 1395برچسب:خزانه , سفید خانه, ویژه ,گنج , ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ

پارینه سنگی در ایران
ادوار پارینه سنگی در ایران نیز تقریباً منطبق بر پارینه سنگی دنیاست:
پارینه سنگی قدیم: قبل از ۲۵۰۰۰۰سال قبل
پارینه سنگی میانه: ۲۵۰۰۰۰تا حدود ۴۰۰۰۰سال قبل
پارینه سنگی جدید: ۴۰۰۰۰تا ۱۲۰۰۰سال قبل




تاریخ: سه شنبه 11 خرداد 1395برچسب:پارینه سنگی , ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ
مومیایی و گنج یابی در ایران

 دوستان توجه کنند در ایران برای حفظ جسد از روش شیمیایی استفاده میشد نه از روش مومیایی .چون ایرانیان یافتند که عامل اصلی تجزیه جسد خاک هست و یافتند خاکی که هیچ باکتری و موجود زنده ای از آن رد نمیشود خاک اورانیوم هست و ایران هم اقیانوس اورانیوم لذا از روش شیمیایی برای حفظ جسد استفاده میشد به همین علت هنگام باز کردن تابوت ک بیرون کشیدن جسد از خاک مخصوص حتما نکات ایمنی و پوشش کامل را رعایت کنید .تا خدا نکرده آسیب جدی نبینید .

 

برای آشنایی با اسرار گنج یابی و آموزش دفینه یابی به کتاب های ( چشم طلایی ، اسرار کاوش ، میراث زرین و به ویژه پکیچ آموزش گنج یابی در ایران) در فروشگاهی که لینک و بنرش در داخل وبلاگ وجود دارد، مراجعه کنید

 




تاریخ: پنج شنبه 6 خرداد 1395برچسب:مومیایی , گنج یابی , ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ

دیوار گنج گرگان

دیوار گرگان در مناطق کوهستانى 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتیمتر در دهها کوره آجرپزى پخت می‌شده است. بسته به خاک منطقه‌اى که آجر پخته می‌شد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق می‌کند. خندقى 30 مترى هم در جلوى دیوار کنده شده که آب از طریق آن به دشتها و کوره‌هاى مسیر مى رسید. از ارتفاعات پیشکمر تا روستاى زاو در پارک ملى گلستان که 35 کیلومتر است بخشهایى از دیوار سالم‌تر باقى مانده و با حفارى در چندین نقطه خوشبختانه بقایایى دیوار از زیر خاک بیرون آمده است....

 

قزل آلان (ديوار بزرگ گرگان)

قزل آلان یا مار سرخ (دیوار بزرگ گرگان) طولانی‌ترین اثر معمارى ایران باستان و پس از دیوار چین دومین دیوار تاریخى تاریخى قاره آسیا با 200 کیلومتر طول ، در دشت گرگان و ترکمن صحرا قرار دارد. این دیوار از شرق دریاى خزر در خواجه نفس شروع و از شمال آق‌قلعه و گمشیان گذشته پس از پیمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در کوه‌هاى پیش‌کمر محو می‌شود.


در نوشته‌هاى تاریخى ، دیوار بزرگ گرگان را که مانعى در برابر بیابان‌گردان آسیاى میانه بوده به نامهاى سد سکندر ، سد انوشیروان ، سد فیروز ، دیوار دفاعى و … نامیده‌اند و مطالب گوناگونى در مورد آن بیان داشته‌اند.

نخستین پژوهشهاى باستان‌شناسى این دیوار توسط ژاک دمرگان فرانسوى درست در 100 سال پیش صورت گرفت که بخشى ار مسیر دیوار را از روى نقشه ترسیم نمود. بعد از او باستان‌شناس فرانسوى (آرن) در سال 1312 خورشیدى بخشى از دیوار گرگان را به صورت پیمایشى، شناسایى و معرفى کرد. در سال 1316 خورشیدى اریک اشمیت آمریکایى با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگى را بر روى زمین مشاهده کرد که با پیچ و تاب از دریا به سمت کوه‌‌هاى پیش‌کمر در شرق استان ادامه یافته است. او با دیدن این منظره عجیب این پرواز را بار دیگر تکرار کرد و با تهیه عکسهاى هوایى گام مهمى در شناسایى دیوار برداشت. بعد از ان دکتر محمد یوسف کیانى در سال 1350 با پرواز مجدد بر روى دیوار موفق به برداشتن عکسهاى جالب توجهى از دیوار شد و طول دیوار را 175 کیلومتر با 32 قطعه وابسته شناسایى کرد.

در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشى از مسیر دیوار در و محدوده کانال آبیارى و زهکشى سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ دیوار آب سد از طریق دو کانال از زیر دیوار هدایت شد. بعد از آن در سال 1381 ، دیوار در شش فصل کاوش شد که اطلاعات فراوانى از آن به دست آمد. به طورى که هم اکنون باستان‌شناسان طول دیوار را 200 کیلومتر می‌دانند. از آنجایى که در برخى از نوشته‌هاى این دیوار تا مرو ادامه داشته ، باستان‌شناسان احتمال می‌دهند طول دیوار بیشتر از 200 کیلومتر باشد که در کاوش‌هاى آینده به جواب آن خواهند رسید. همچنین تا قبل از تخمین زده می‌شد اما بر طیق آخرین نمونه‌هاى آزمایش شده در آزمایشگاه‌هاى معتبر این دیوار مربوط به دوره ساسانى است.

دیوار گرگان در مناطق کوهستانى 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتیمتر در دهها کوره آجرپزى پخت می‌شده است. بسته به خاک منطقه‌اى که آجر پخته می‌شد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق می‌کند. خندقى 30 مترى هم در جلوى دیوار کنده شده که آب از طریق آن به دشتها و کوره‌هاى مسیر مى رسید. از ارتفاعات پیشکمر تا روستاى زاو در پارک ملى گلستان که 35 کیلومتر است بخشهایى از دیوار سالم‌تر باقى مانده و با حفارى در چندین نقطه خوشبختانه بقایایى دیوار از زیر خاک بیرون آمده است.

در کاوش‌هایى که تا کنون انجام شده‌است 2 هزار متر مربع از دیوار حفارى گردیده‌است که درپی‌آن یک آتشگاه و استراحتگاه سربازان که فضا وابسته به دیوار بوده کشف شده‌است. همچنین دو قلعه از حدود 38 دژ تخمین زده در طول دیوار کاوش شده که به نظر محل سکونت سربازان بوده است. قلعه‌ها از اندازه‌هاى 120 در 120 متر شروع و بزرگترین آن به 240 در 300 متر می‌رسید. اکنون براى حفاظت دیوار در قسمت‌هایى از آن در دو طرف دیوار میله گذارى انجام شده تا حریم دیوار حفظ و از خرابى آن جلوگیرى شود. راندن خودروها بر روى آجرهاى ریخته از دیوار موجب شکستن و از بین آنها می‌شود و بعضى از اهالى از آجرهاى دیوار براى ساختمان‌سازى خود استفاده کرد‌ه‌اند. همچنین رعایت نکردن حریم دیوار از سوى سازمانهاى دولتى خسارتها‌ى فراوانى را به دیوار زده است.

بر طبق گزارشات مردمى نمونه‌هایى از آجرهاى دیوار نزدیک ساحل دریاى خزر و در داخل خلیج گرگان دیده است. در فصل آینده کاوش باستان شناسان قصد دارند باستان‌شناسى زیر آب دریاى را با کمک غواصان انجام دهند تا آثار معمارى احتمالى مدفون شده دیوار گرگان را در زیر آب بدست آورند. گفتنى است دیوار تمیشه دیوار دیگرى در جنوب دیوار بزرگ گرگان است که بخش شمالى آن در خلیج گرگان وجود دارد و احتمال اینکه دیوار بزرگ گرگان و تمیشه زمانى یک دیوار بوده است.




ارسال توسط گنج بزرگ

 گنج ماندگار تاریخ ، پرچم ایران

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران بزرگ به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می ‌گردد.  در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند،  پیش ‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند،  سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید،  و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.  فریدون پس از آنکه فرمان داد،  تا پاره چرم پیش‌ بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند،  و در و گوهر به آن افزودند،  و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد،  نخستین رنگ‌ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود،  بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد..

پیش گفتار

     از ابتدای تاریخ بشر برای خود تکه پارچه ای را بعنوان نشان قوم و ملیت برگزید،  و چه جنگها و خونریزها برای همین تکه پارچه که آنرا پرچم نامیده اند،  انجام دادند.  امروزه بدلیل گسترش دانش و خرد بشری،  پرچم آن جایگاه تاریخی خود را از دست داده،  و کمتر جنبه مقدس دارد.  با بینش و گسترش دید در آینده پیش رو،  علم و دانش و کلاً دانایی نویناست،  که برای هر ملت حرف اول را خواهد زد،  و در این صورت دیدگاه و خرد خیلی متفاوت خواهد بود.  ایران بزرگ بدلیل وسعت و تمدن ویژه،  تاریخ پرچم مفصل و کمتر تحقیق شده ای دارد،  در اینجا بخشی را بازگو می کنم،  و در فرصتها و با تحقیق های جدید ادامه می دهم.

   توجه:  در این صفحه فقط درباره تاریخ تعدادی از پرچم های تاریخ ایران را نوشته ام، بزودی و با تحقیق و تحلیل جدید،  و بدست آوردن واقعیت های تاریخی،  ادامه را می نویسم. در تاریخ ایران بیش از 50 سلسله، حکومت، شاهنشاهی، پادشاهی، سان، ولایت، ایالت، مستقل و نیمه مستقل داشته ایم،  که هر کدام درفش و پرچم داشتند.

   عکس رنگ های درفش کیانیان،  رنگ های واقعی پرچم ایران کهن در هزاره اول و دوم آریایی میترایی بودند،  که با تحقیق های شخصی از مراسم بازمانده امروزی بدست آوردم، عکس شماره 2750.  رنگ های آبی و زرد و قرمز،  رنگ های اصلی در طبیعت هستند،  از این رنگها می توان همه رنگها را بوجود آورد،  ولی نمی توان از بقیه رنگها این سه رنگ را پدید آورد.

 

درفش  کاویانی

      نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران بزرگ به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک (ضحاک یا زه هاک کیانی که بعد ها به ارب معروف شدند) بر می ‌گردد.  در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند،  پیش ‌بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شوند،  سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید،  و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.  فریدون پس از آنکه فرمان داد،  تا پاره چرم پیش‌ بند کاوه را با دیبا های رنگی بیارایند،  و در و گوهر به آن افزودند،  و آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویانی پدید آمد،  نخستین رنگ‌ های پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش (و آبی) بود،  بدون آنکه نشانه ویژه بر روی آن وجود داشته باشد،  ازشاهنامه فردوسی.  درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده به استناد تاریخ در زمان شاهنشاهیساسانیان و سلسله هخامنشیان، پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌ گفتند.  درفش کاویان از پوست پلنگ درست می شد،  به درازای دوازده ارش،  که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است، ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباً پنج متر عرض و هفت متر طول داشت.  درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد،  هر پادشاهی که به قدرت می‌ رسید، تعدادی جواهر بر آن می ‌افزود.

  عکس مراسم بر افراشتن درفش کاویانی،  در مزار شریف افغانستان امروزی،  عکس شماره 4118.  رنگ های این پرچم آبی و زرد و قرمز و بنفش است.

   افراشتن درفش کاویانی

      شهر بلخ تاریخی در جنوب رود آمودریا (جیحون) قرار داشته است،  شهر بلخ امروزی هم در همانجا می باشد،  و مقداری از خرابه های بلخ تاریخی در نزدیکی شهر امروزی بلخ دیده می شود.  زلزله قرن 11 م،  شهر تاریخی بلخ را ویران نمود،  زلزله اتفاق طبیعی است،  که در تاریخ ایران بزرگ بسیار پیش آمده و حتی باعث تغییرات سیاسی و اجتماعی گردیده است.  پس از زلزله باقی مانده مردم به شهر نو بهار (مزار شریف) در نیم منزلی بلخ رفتند،  در آنجا مزاری و زیارتگاهی باستانی قرار داشت.  در دروغ های تاریخی نوشته اند،  که بلخ به دست مغول نابود شد،  که دروغ بزرگ است،  زیرا در آن زمان مردم حوزه شمالی ایران شرقی در مسلک هایی بودند،  که یکی از آنها مانی و مانوی و دیگری مغی یا مغولی بود.  در کتاب هایی که از میان مسلک های مختلف آن زمان باقی مانده است،  در تمجید از مغولی بسیار نوشته اند،  و پیروان زیادی داشته است.

      بلخ تاریخی ادامه همان بلخ بامیان زمان هخامنشیان است،  که در جنوب دریاچه اورومیه قرار داشت،  برای اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.  بلخ بزرگترین مرکز علمی و فلسفی و مذهبی در تاریخ ایران بود،  حتی مانی آنجا را پایگاه خود قرار داد،  و باعث آمادگی ذهنی مردم منطقه در ادامه تکامل تاریخ اجتماعی برای اسلام آوردن گردید.  چند هزار سال است،  یکی از بزرگترین، شکوهمند ترین، زیبا ترین و مردمی ‌ترینِ جشن‌ نوروزی ایران بزرگ،  در شهر بلخ پایتخت باستانی ایران شرقی برگزار می شود.  میان دشت شادیان،  دشتی آکنده از گل ‌های سرخ لاله،  کنار بنای فرخنده باستانی مزارشریف ایرانیان،  درفش سه رنگ کاویانی افراشته می شود.  برای این سال گشت مهم ایرانی،  انبوهی از مردمان از دور دست‌ها گرد می آیند،  کودکان شادی می کنند،  دختران با چهره زیبای ایرانی سرود می خوانند،  مادران و پدران دعا می کنند،  و آرزوی سالی خوش برای فرزندان ایران زمین دارند.  

       افراشتن درفش کاویانی در بلخ باستانی یا مزارشریف پیشینه ‌ای چند هزار ساله دارد،  در اوستا بلخ با پاژ نام سریرام اردوو درفشام همراه است،  به معنای بلخ زیبا با درفش‌ های برافراخته،   در ادبیات پهلوی و در شاهنامه فردوسی به گونه بلخ بامی یا بلخ درخشان گفته شده است.  درفش‌ های برافراخته به پایتختی و مرکزیت بلخ اشاره می ‌کند،  جایگاهی که سرداران و نمایندگان سرزمین ‌های ایرانی درفش‌ های خود را در کنار یکدیگر و در پیرامون درفش کاویانی،  در انجمن‌ گاه نوبهار و در آغاز هر بهار بر می ‌افراخته ‌اند.  در فلسفه این کار یگانگی و یکرنگی و همبستگی همه مردمان سرزمین‌ های ایرانی را پیمان می ‌گذاردند،  و یاد آوری می ‌کردند که ملت ایران در مقابل دشمنان یکدل و یک سپاه می باشند.   درفشی که امروزه در مزارشریف افراشته می ‌شود،  در واقع همان درفش کاویانی ایران است،  در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده،  که درفش کاویانی با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش (آبی)، آذین می گردید،  درفش مزار شریف نیز با پارچه های آبی و زرد و قرمز و بنفش می باشد.

* فرو هِشت ازو سرخ و زرد و بنفش <><> همی خواندش کاویانی درفش *

* به پیش اندرون کاویانی درفش <><> جهان زو شده زرد و سرخ و بنفش *

   امروزه این مراسم در افغانستان میلَـه گل سرخ یا جشن گل سرخ،  یا مراسم ژنده بالا نام دارد،  در آغاز بهار،  دشت‌ شادیان کنار نهر های بلخ ‌رود و دریاچه باستانی بلخ پر از گل ‌های سرخ لاله است.  گل‌ هایی که تمامی بهار دشت را قرمز خوش رنگ می کنند،  در ایران آن گل سرخ را لاله وحشی یا شقایق می گویند.  با توجه به جزئیات این گل،  گلبرگ‌ها به رنگ سرخ،  انتهای گلبرگ‌ها به رنگ بنفش و پرچم‌ها به رنگ زرد است، که نشان می دهد رنگ‌های این گل با رنگ‌های درفش کاویانی همانند می باشد.  همچنین ده‌ها میانه گل به دور ساقه بلند مرکزی آن گرد آمده‌اند،  همانند گرد آمدن درفش های نمایندگان ایرانی بر پیرامون درفش کاویانی.  سوم اینکه گل سرخ لاله یا شقایق،  تنها بصورت خودرو و در دشت ‌های آزاد می ‌روید و شکوفان می ‌شود،  و هیچگاه نمی ‌توان آنرا در اسارت نگهداری کرد،  چرا که بلافاصله پس از چیده‌ شدن و حتی در بهترین شرایط نگهداری، به سرعت ‌پژمرد و از بین می‌رود.  به این سبب این گل نشان و نماد آزادگی است،  و درفش کاویانی نیز نشان و نماد آزادگی خوانده می‌شود.

    اهمیت نیایش گاه نوبهار در فرهنگ ایرانی تا بدان پایه بوده،  که شاهنامه فردوسی آنرا قبله‌ گاه ایرانیان گزارش کرده است.  البته این غیر از نیایش ایرانی ها در تخت جمشید است،  که در داستان های تاریخی ایران نوشته ام،  باید جوانان عزیز ایران بزرگ از هر ملت،  فارس و افغان، ترک و کرد، بلوچ و عرب،  و غیره و همه و همه در باره مراسم تاریخی سرزمین خود بدور از دروغ های تاریخی بنویسند.

* به بلخ گزین شد برآن نوبهار <><> که یزدان پرستان برآن روزگار *

* مر آن خانه داشتندی چنان <><>  که مر مکه را تازیان این زمان *

      امروزه جشن نوروزی میلَـه گل سرخ و در ساعت هشت بامداد نوروز که نخستین روز برج حَمَل است،  برگزار می شود.  مردم شهر و همچنین بسیاری از شهرها و کشور های دور و نزدیک و از تمام قاره کهن به ویژه ایران بزرگ و هندوستان و پاکستان، در خواجه خیرانقدیم یا مزارشریف،  پیرامون جایگاه برافراشتن درفش کاویانی گرد می‌آیند.  با رقص های سنتی و پهلوانی،  سرود و شادمانی و پایکوبی و دست‌افشانی جشن آغاز می گردد. در میان این شور و غوغا، درفش کاویانی به اهتزاز در می‌آید.  درفش کاویانی تا چهل شبانه روز بر فراز بلخ زرتشت و مانی،  زیر آسمان سرزمین ‌های ایرانی تبار و در وسط خراسان بزرگ در اهتزار می ماند.  در این چهل روز هر کس کوشش می‌ کند تا با اندکی تکان دادن و بوسیدن آن، به نیایش برای میهن بپردازد.

* ای وطن آزاد و شاد و خرم زیباستی <><> عشق پاکت در دل هر کس دو بالا می‌شود *

      در این جشن نوروزی دسته ‌هایی از همه ایران شرقی ساز و سرود می نوازند،  بازیها و ورزشی های محلی همچون کشتی، بز کِشی، اسب دوانی، نیزه ‌پرانی، چوب ‌بازی، توپ‌ بازی، چوگان ‌بازی، شمشیر بازی، سنگ ‌پرانی، مسابقه انتخاب بهترین حیوانات و بسیاری بازی ‌های دیگر برگزار می ‌شود.  در این وقت کوچه‌ های مزارشریف مملو از دست‌ ساز ‌های هنرمندانی است،  که در طول زمستان بهترین آثار خود را برای فروش خوب آماده کرده اند.  همچنین انواع شیرینی ها و خوراکی ها را می فروشند،  مردمان بسیاری که از همه جا آمده اند،  بیشتر در چادر های مسافرتی خودشان اقامت دارند،  که در میان گلستان های طبیعی بر پا کرده اند.  این چهل روز شهر آکنده از لاله ‌ها و چراغانی است،  ترانه مشهور ملا ممد جان از هر کوی و برزن شنیده می ‌شود،  ملا ممد جان، محبوب ‌ترین و دوست ‌داشتنی‌ ترین ترانه نوروزی برای مردم است.  همچنین سرود میله نوروز از سرود های زیبای دیگریست که جوانان با جامه ‌های زر دوز و سلسله ‌دوز بطور دسته‌ جمعی می ‌سرایند.

      یکی از شعر های کوتاهی که مردم می خواندند،  متن کوتاه زیر است،  که حکایت از بازگشت مانوی هایی می باشد،  که در زمان ساسانیان به ترکستان پناهنده شده بودند.  این مانویان در دوره های اولیه اسلام دارای مکتب جدیدی شده بودند،  و رهبران دینی آنها سیاه می پوشیدند و پارچه سیاه نماد آنها بود.  همین ها بودند که مغستانی های دور جدید بوده و مغی یا مغولی گفته می شدند،  و در ایران شرقی پیروان بسیاری پیدا کردند،  برای اطلاع بیشتر به دروغ حمله مغول مراجعه شود.

* از ختلان آمدی <> با روی سیاه آمدی * * آواره باز آمدی <> خشک و نزار آمدی *

عکس پرچم ها و درفش های دوران سلسله هخامنشیان،  عکس شماره 2765 .

عکس پرچم و درفش های دوران حکومت اشکانیان و شاهنشاهی ساسانیان،  عکس شماره 2767 .

   پرچم ایران در دوران گذار ابتدای اسلام

    ایرانیان در دوره انقلاب انسانی گذر به اسلام،  مدت 200 سال از نمادها و پرچم های مختلف استفاده می کردند،  بزودی از آنها می نویسم.  ولی دو نفر از قهرمانان ملی ایران زمین،  ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین،  دارای پرچم خاص بودند.  ابومسلم پرچمی یک سره سیاه رنگ داشت،  و بابک سرخ‌ رنگ، به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه ‌جامگان و سرخ‌ جامگان می ‌خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویر پردازی و نگار گری را حرام می ‌دانستند، تا سال ‌های مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران، بر روی درفش‌ها تصویر نمی‌شد.

   پرسش از عموم:  آیا می توانید فلسفه این 200 سال را پیدا و بیان کنید؟.

   عکس دو پرچم:  پرچم سرخ جامگان،  رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین،  و پرچم سیاه جامگان، رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی،  عکس شماره 2771.

     عکس نشان شیر و خورشید متعلق به 2400 سال پیش،  سمت راست ایزدبانو آناهیتا، ایستاده بر روی یک شیر به همراه خورشید،  که نماد میترا ایزد مهر میباشد.  سمت چپ اردشیر،  پادشاه هخامنشی در حال نیایش به درگاه آناهیتا و طلب کمک و یاری از وی.  این نگاره در یکی از موزه های اروپا نگهداری میشود.

   نخستین تصویر بر روی پرچم ایران

      در سال ۳۵۵ خورشیدی (۹۷۶ میلادی) غزنویان، با شکست دادن سامانیان،  زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد،  نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یک‌سره سیاه بود،  زردوزی کنند.  سپس در سال ۴۱۰خورشیدی (۱۰۳۱ میلادی) سلطان مسعود غزنوی،  به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد،   نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود،  و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد؛  تا انقلاب اسلامی در سال (۱۹۷۹ میلادی).

عکس پرچم های تیموریان، سلجوقیان، غزنویان،  عکس شماره 2773 .

   افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر

      در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه‌ هایی زده شد، که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت شد.  در مورد علت استفاده از خورشید، دو دیدگاه وجود دارد:  یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد (اسد) هم بوده،  و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است،  به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر (برج اسد) با میانه تابستان نشان داده می‌شود.  نظریه دیگر بر تأثیر آیین مهرپرستی و میتراییسم در ایران دلالت،  و از آن حکایت دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آیین، ایرانیان کهن ترجیح دادند،  خورشید بر روی سکه‌ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.

   عکس کاشی با نقش شیر و خورشید،  ٦٦٥ هجری،  ١٢٦٧ میلادی،  ٢٠x٢٠ سانتیمتر، موزه لوور،  عکس شماره 2915. 

   پرچم در دوران صفویان

      در میان شاهان حکومت صفویان،  که حدود ۲۳۰ سال بر ایران حاکم بودند،  تنها شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند.  پرچم شاه اسماعیل یک‌ سره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت.  شاه تهماسب نیز چون خود زاده ماه فروردین (برج حمل) بود، دستور داد به جای شیر و خورشید،  تصویر گوسفند (نماد برج حمل) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه‌ها ترسیم کنند.  پرچم ایران در بقیه دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود،  و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می‌کردند.  البته موقعیت و طرز قرار گرفتن شیر،  در همه این پرچمها یکسان نبوده، شیر، گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده.  در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن،  به استناد سیاحت نامه ژان شاردن جهانگرد فرانسوی، استفاده او بیرق‌های نوک تیز و باریک، که بر روی آن آیه‌ای از قرآن و تصویر شمشیر دو سر حضرت علی (ع) یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده‌است.  به نظر می‌آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.

عکس پرچم های دوران صفویه،  عکس شماره 2775 .

   پرچم در عهد نادرشاه افشار

      نادر مردی خود ساخته بود،  و توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند.  سپاه او از سوی جنوب تا دهلی پایتخت کشور هندوستان،  از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد، و از شرق تا مرز کشور چین پیش روی کرد.  در همین دوره بود که تغییراتی در پرچم ملی و نظامی ایران به ‌وجود آمد،  درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می‌شد،  و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت،  اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ،  با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود،  و در درون دایره خورشید نوشته بود: «المک الله».  سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی پادشاه هند کشیده شده ‌است،  بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند،  که در گوشه بالایی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پایینی آن نواری سرخ دوخته شده‌ است.  شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است،  و درون دایره خورشید آن باز هم «المک الله» آمده ‌است.  بر این اساس می‌توان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر،  مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است.  زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم‌ های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.

عکس پرچم های دوران های افشاریه و زندیه،  عکس شماره 2777.

   دوره قاجارها، پرچم چهار گوشه

      دوران آغا محمد خان قاجار،  سر سلسله قاجار، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد،  یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه،  به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغا محمد خان به دلیل دشمنی که با نادر داشت،  سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت،  و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد.  دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود،  که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت،  با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود.  در عهد فتحعلی شاه قاجار،  ایران دارای پرچمی دوگانه شد،  یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته،  و خورشید بر پشت که پرتو های آن سراسر آن را پوشانده بود.  نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت، در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود.  در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد.  در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران «ابوالحسن خان شیرازی» به دربار تزار روس کشیده،  پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر،  پیشاپیش سفیر در حرکت است.  سالها بعد امیرکبیر از این ویژگی پرچم ‌های سه گانه دوره فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت.  برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه)،  تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد،  در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می ‌رفته ‌است،  که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی، و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی، و دومی درفش ملی و نظامی بود.

عکس پرچم های دوران پادشاهی قاجاریه،  عکس شماره 2779.

   امیرکبیر و پرچم ایران

       میرزا تقی خان امیرکبیر،  بزرگمرد تاریخ ایران دلبستگی ویژه‌ای به نادر شاه داشت و به همین سبب بود، که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌ کرد شرح زندگی نادر را بخواند.  امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت،  اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه)،  و سراسر زمینه پرچم سفید،  با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر،  در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ، به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود،  و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود،  بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.

   انقلاب مشروطیت و پرچم ایران

       پرچم شیر و خورشید ایران با تاج شاهنشاهی ایران، با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران، و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس،  نمایندگان مردم در مجلس‌ های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می‌پردازند.  در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود:  «الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است»،  کاملاً مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده‌اند.  زیرا اشاره‌ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها،  افقی یا عمودی بودن آنها،  و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد، به میان نیامده بود.  همچنین درباره وجود یا نبود، شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود.  به نظر می‌رسد بخشی از عجله نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده،  که استفاده از تصویر را حرام می ‌دانستند.  نمایندگان نو اندیش در توجیه رنگ های به کار رفته در پرچم به استدلال دینی متوسل شدند،  بدین ترتیب که می‌ گفتند رنگ سبز،  رنگ دلخواه پیامبر اسلام (ع) و رنگ دین است،  بنابراین پیشنهاد می ‌شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد.  در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد، که رنگ سفید رنگ مورد علاقه زرتشتیان است،  اقلیت دینی که هزاران سال در ایران،  به صلح و صفا زندگی کرده‌اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.  در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، به ویژه امام حسین (ع) و جان باختگان انقلاب مشروطیت، به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره شد.  وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجاب شده بودند، و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند، و موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت، در مرداد (سال ۱۲۸۵ هجری شمسی ۱۹۰۶ میلادی)،  به پیروزی رسید یعنی در برج اسد (شیر).  از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند، و اسدالله از القاب حضرت علی (ع) است،  بنابراین شیر هم نشانه مرداد است و هم نشانه امام اول شیعیان.  در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانه ماه مرداد به پیروزی رسید، و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است،  پیشنهاد شد خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنند، که این شیر و خورشید هم نشانه علی (ع) باشد، هم نشانه ماه مرداد و هم نشانه چهاردهم مرداد،  یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان،  و البته وقتی شیر را نشانه پیشوای امام اول (ع) بدانیم، لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز به دستش بدهیم.  بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی، در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد.  در سال ۱۳۳۶ منوچهر اقبال نخست وزیر وقت، به پیشنهاد هیاتی از نمایندگان وزارت خانه‌ های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش ‌نامه‌ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد.  بخش‌نامه دیگری در سال ۱۳۳۷ در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر و طی آن مقرر شد، طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضش باشد.


                   




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج یابی و آب

دفینه – گنج و یا بررسی های باستانشناسی سطح  بر اساس منابع آب ساخته شده باشد . چون آب وجود دارد ، جایی که آب هست زندگی و جایی که زندگی هست فرهنگ و مدنیت هم خواهد بود . جایی که مدنیت هست از آنها آثارهایی بجا خواهد ماند و از آثارها میتوانیم اطلاعات در مورد انسانها و رفتارهای اجتماعی و اقتصادی مردم بدست بیاوریم....

آب ماده ای بدون مزه و بدون بو است که برای تمام شکل های حیات لازم است .آب برای زندگی انسانها از اهمیت بالایی برخوردار است . به همین خصوص جایی که آب هست زندگی و جایی که زندگی هست فرهنگ و مدنیت هم خواهد بود . فرهنگ ها ومدنیت هایی که با بودن آب تشکیل می شوند از خود آثارهایی بجا خواهند گذاشت .همین آثارهای بجا مانده  به ما درباره چگونگی زندگی انسانها در آن دوران اطلاعات خواهد داد

مصالحی که برای ساخت یک بنا استفاده می شود حدود 2 – 3 برابر مصالح  برای ساخت آن بنا از آب استفاده می شود. در دوران باستان امکان حمل  خاک ، سنگ ، خشت و سایر مصالح به دوردست ها ممکن بود ولی حمل آب به این راحتی ها نبود به همین دلیل شهرک سازی ، سازه های مختلف ، کشاورزی و دامداری در مجاورت منابع آب قرار می گرفت

دفینه – گنج و یا بررسی های باستانشناسی سطح  بر اساس منابع آب ساخته شده باشد . چون آب وجود دارد ، جایی که آب هست زندگی و جایی که زندگی هست فرهنگ و مدنیت هم خواهد بود . جایی که مدنیت هست از آنها آثارهایی بجا خواهد ماند و از آثارها میتوانیم اطلاعات در مورد انسانها و رفتارهای اجتماعی و اقتصادی مردم بدست بیاوریم
مسئله مهم که مربوط به دفینه یابی می شود ، اشیاء مختلف استفاده شده و بجا مانده از آن دوران است

اگر آب نباشد ممکن نیست اولین استفاده شان آب بوده و یا  آثاری بجا مانده از منبع آب باید باشد ، در غیر این صورت آدرس اشتباه است و در جای اشتباهی توقف کرده ایم!




ارسال توسط گنج بزرگ
ارسال توسط گنج بزرگ

قبرها در گنج یابی

وجود قبرهای زیاد در تپه شمالی حصار نشان می‌دهد که بیشتر مردم برای دفن اجساد، مرده‌ها را در محلی خاص دفن می‌کردند . قبرهای خمره‌ای در این نوع قبور، مردگان را در خمره‌هایی قرار می‌دادند . بیشتر محققین معتقدند که نوع تدفین ارتباط نزدیکی با وضعیت جنین در داخل رحم مادر دارد؛ یعنی همان طور که انسان در رحم مادر قرار گرفته، پس از مرگ نیز به همان حالت به خاک سپرده می‌شود ...

قبرهای حفره‌ای ساده این نوع قبور به طرز خیلی ساده در داخل خاک کنده شده، دفن شده که دارای هیچگونه بافت معماری خاصی نیستند و فقط با خاکبرداری از زمین به شکل قبر در آمده اند . در این نوع قبور نخست حفره‌ای را که کمی یش از طول و عرض بدن انسان بوده می‌کندند و مرده را داخل حفرهٔ کنده شده قرار می‌دادند و روی آن را با تیرهای چوبی، شاخ و برگ درختان پوشانیده و سپس روی آن را خاک می ریختند . معمولاً خاک دستی ( خاک نوبت دوم ) را خاک رس بسیار نرم که با خاک زمین‌های اطراف قبر تفاوتی اساسی دارد، تشکیل می‌دهد . دربارهٔ جنسیت افراد به خاک سپرده شده در این قبور می‌توان اظهار داشت که در این قبور جنسیت‌های مختلف اعم از زن، مرد و کودک دفن شده اند . مردگان را در این قبور گاهی به پهلوی راست و گاهی به پهلوی چپ و گاهی به صورت چمباتمه خوابانیده اند . در تپه حصار III مردگان را در یک یا چند لباس پیچانیده اند که این از بقایای پارچه‌ها در قبرستان این تپه مشهود است . وجود قبرهای زیاد در تپه شمالی حصار نشان می‌دهد که بیشتر مردم برای دفن اجساد، مرده‌ها را در محلی خاص دفن می‌کردند . قبرهای خمره‌ای در این نوع قبور، مردگان را در خمره‌هایی قرار می‌دادند . بیشتر محققین معتقدند که نوع تدفین ارتباط نزدیکی با وضعیت جنین در داخل رحم مادر دارد؛ یعنی همان طور که انسان در رحم مادر قرار گرفته، پس از مرگ نیز به همان حالت به خاک سپرده می‌شود . این نوع تدفین گویای فلسفه ی مرگ و زندگی است؛ تولدی نو، بدین معنی که همین جسم با این اعتقاد زندگی جدید را شروع کرده است و حیات دوباره در جهان دیگر خواهد داشت . به همین منظور ابزارکاری که او به طور کلی که به هنگام حیات با آنها سروکار داشته قبور حفره‌ای با پوشش سنگی این قبور همانند قبور حفره‌ای ساده با خاکبرداری از زمین شکل گرفته و دارای بافت معماری خاصی نیستند و اندازهٔ آنها هم به قامت انسان که دفن می‌شود، بستگی دارد . در اطراف این قبور و روی آنها تخته سنگهایی قرار می‌دادند و مرده را به صورت چمباتمه و از پهلو به طرف جهات اصلی می خوابانیده اند . آنان با این کار می خواستند آرامگاهی نظیر خانه‌های جهان زندگان به مردگان بدهند . گاهی هم دیواره‌ها و با کف قبر را سنگ فرش می‌کردند که نشانهٔ فرد از مقام در اجتماع ( در زمان حیاتش ) بوده است . گاهی هم از این قبور به عنوان قبرهای خانوادگی استفاده می‌کردند به این ترتیب که گاهی مرده اول را با لایه‌ای از خاک می پوشانیدند و مرده دوم را قرار می‌دادند و گاهی هم وسایل درون گور و استخوانهای مرده اول در گوشه‌ای از قبر جمع کرده و مرده دوم را قرار می‌دادند .




ارسال توسط گنج بزرگ

گنج قبرهای باستانی

تاریخ ایران بسیار قدیمی و به پیش از تاریخ بشر می رسد . یکی از اماکن قدیمی و باستانی در ایران قبرستان ها است که همیشه مورد توجه باستان شناسان و نیز گنج یابان و حفاران دفینه بوده است . این قبور اعم از قبور مسلمانان ، گبری و یهودی و مسیحیان و... دارای ساختار و شکل متفاوت از خود هستند. در اینجا تصاویری ازقبرهای باستانی و قدمت دار آمده است:

http://www.axgig.com/images/83104247996061648101.jpg

 

http://www.axgig.com/images/04673696200903046063.jpg




ارسال توسط گنج بزرگ

قوانین و اصول اصلی گنج یابی و حفاری

یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتیدر جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفنمیکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجودمیباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزارکشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
....

خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حالمیخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوعدفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد ومدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلثبوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
دربسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگیبه پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسیمانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بیبضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمندنیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچچیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند وتازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایینیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری ازایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاریاز خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهایدیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتیدر جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفنمیکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجودمیباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزارکشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
در گذشته ماگورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی کهوبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. درهمینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری رامیشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست وحتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را ازاستخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
جنازههایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد وجنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
درهر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که بایدنتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیراست.
اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. دربسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آنچهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
درایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت استو میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبریهودیان دارای فلش است).a
و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروندو میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیداکرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که درش طابوت طلا یا نقره یاسنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کماینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردندو آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنیندزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه هاحتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازهاربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدوناموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.

در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد.
در گذشته درختانی که عمرطولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی که اموالگذاشته می شد درختی هم کاشته می شد که بعدها پیدا کردن جا راحت باشد.
درختانی که بیشتر برای اینکار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد.
بوته گز که در حدود شش هزار سال عمر میکند.
درخت سرو که در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.
درخت داغداغان که در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.
درخت آزاد که دو هزار سال عمر میکند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود.
درختچنار که حدود هفتصد سال عمر میکند و پس از آن هر سال یک بار خود کشی میکندو خود را میسوزاند تا از بین برود که این خود سوزی هم چندین سال طولمیکشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح که حدود نهصد سال قدمت دارد.
درخت نارون حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میکند.
گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.
تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.
تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامهاحمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامهمیرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خطشجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).
همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگیآنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردندموبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها بهامانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهانحفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.
به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.
گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی کهموبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند وچون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اندرموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی استکه به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.
گنج نامه ها اکثرا روی سنگاست و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم کهدرباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنجنامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست راداغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بیننمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست باخون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوبمیشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغیمیشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوسترو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جایمناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشکیا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوایکمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.
اکسیر را دانشمندان یونانی و دانشمندان ایرانی ساختند و نوعی دارو محسوب می شد که البته در دسترس کلیه مردم وجود نداشت.اکسیر بیشتر از گیاهان و گاهی اوقات چیزهائی از حیوانات هم به آن اضافه می شده است.
اکسیر به صورت دو قلو هستیعنی نر و ماده دارد و هر کدام به تنهائی به هیچ دردی نمی خورند و باید بافرمول دقیق با هم مخلوط شوند تا کارایی داشته باشند.
اکسیر اکثرا در شیشه هست ودرب آن با ساروج پلمپ گردیده است و اگر کسی آگاهی نداشته باشد و درب آن راباز کند ظرف چند دقیقه فاسد می شود. و کسی می تواند از آن استفاده کند کهعلم مصرف آن را داشته باشد.
هر نوع از اکسیر فقط برایدرمان امراض خود ساخته شده است و هیچکدام بدرد کاری جز فرمول خود نمیخورد. مثلا وقتی شما اکسیر دندان دارید و بعد از صد سال دندانهایتان ریختهاست می توانید با مصرف آن دوباره دندان در بیاورید و سالهای زیاد بادندانهای جدید زندگی کنید.
اکسیر اعظم بزرگترین یافتهدانشمندان آن زمان بود که با داشتن آن میتوان هیچ وقت به مرگ طبیعی یامریضی فکر نکرد چون با استفاده از آن انسان نه مریض میشود نه میمیرد.
افراد زیادی اکسیر اعظم راخوردند و عمری طولانی پیدا کردند مانند نمرود که ششصد سال عمر کرد و باعثمرگش نیز خودش شد وگرنه خیلی بیشتر از اینها عمر میکرد.
اینطور نیست که فکر کنیم هر کسی اکسیر دارد عمر جاودان میکند ، بلکه تا وقتی که اکسیر برای خوردن دارد مرگ به سراغش نمیآید.
بعضی وقتها میبینیم یامیشنویم که در یک دهات مردی یا زنی عمرش به صدو پنجاه سال رسید یا بیشتر.همه به اشتباه میگویند که چون در دهات و جای خوش آب و هوا هست و چیزهایطبیعی می خورد اینچنین عمری طولانی دارد ولی تا به حال کسی پرسیده است کهچرا بقیه اهالی آن دهات یک چنین عمری ندارند؟؟
دلیل عمر طولانی آن مرد خوبی آب و هوا یا خوردن چیزهای سالم و مقوی نیست.
این مرد نا خواسته و بدوناینکه خود بداند یکی از مواد تشکیل دهنده اکسیر را خورده است. شاید در کوهیا بیابان نوعی علف که حتی خود نفهمیده که این گیاه در میان ناهار یاعصرانه آن مرد بوده است. و به این صورت عمری طولانی یافته است.
مقدار اکسیر بسیار محدود استو تعداد انگشت شماری از دانشمندان قدیم موفق به ساخت آن شده اند. یکی ازاین دانشمندان بزرگ سندوس طبیب بود که در دربار اردشیر دراز دست خدمتمیکرد و روایت است که هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشیر در جاییبدون اینکه کسی او را بسناسد مشعول زندگی شد.
خیلی ها سعی کردند اکسیرتقلبی را در بازار های حفاری بفروش برسانند ولی بر عکس این که همه فکرمیکنند شناخت اکسیر تقلبی بسیار سخت است و می توانند از این را شیادی کنندو مردم را گول بزنند ، شناخت اکسیر اصل بسیار راحت است و اگر راهش را بلدباشی و کور هم باشی میتوانی تشخیص بدهی که این اصل است یا تقلبی.
بعضی ها می گویند که اگراکسیر وجود داشته باشد بعد از کشف آن می توان در آزمایشگاهای مجهز از رویآن ساخت و دیگر مرگ معنی ندارد. در صورتی که اینطور نیست ، همه ما میدانیمکه در طول زمان بسیاری از حیوانات و گیاهان که در گذشته وجود داشته انددرگر وجود ندارند و نسل آنها از بین رفته است. پس شاید بتوان اکسیر راتفکیک کرد و مواد تشکیل دهنده آن را شناخت که تازه این هم امکان ندارد ولیبفرض این که بشود باید دید آیا این گیاهان هنوز هم وجود خارجی دارند یا ازبین رفته اند
در زمانهای قدیم که چیزی بهنام بتون وجود نداشت ، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروجاستفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر میکنند که ساروج برای نگهداریعتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست.
ساروج برای پل سازی ، ساخت قلعه های محکم ، سد سازی ، و راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این مواری استفاده می شده است.
ساروج انواع مختلف دارد کهمحکمترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع میشود و بعد از آن ساروج سفید وساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروجها با موادی بنام سیلکس و بعضیبا سرب و مس ذوب شده درست می شدند. اینها استقامت ساروج و محکمی آن رابالا میبرد
در ساروجهایی که برای جلوگیریاز نفوذ آب ساخته میشد از پشم شتر و موی بز استفاده میشد که ساروج را برایجلوگیری از نفوذ آب مستحکم میکرد
تا چند سال پیش شصدو دو نوعساروج شناخته شده است که از این تعداد پنجاه و یک نوع آن بدون اموال (زیرخاکی) میباشد و از باقیمانده انواع ساروج همه دارای طلا نمیباشد. درحفاریهای انجام شده اکثرا از سه نوع ساروج بار طلا بیرون آمده است والباقی دارای نقره و مفرق و اجناس دیگر بوده اند.
کلیه ساروجها از مواد اصلی زیر درست شده اند.
شن و ماسه ، آهک و سفیده تخم مرغ
مواد دیگری هم به انواع ساروج اضافه میشد که در بالا نام بردیم.
طریقه خرد کردن هرکدام از اینساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد.برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتکهم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس واردکنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانندهمین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروعبه شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید.
برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شودیا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است.
از بین بردن ساروجهایی که بهصورت عمودی میباشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیستاول باید دور جایی را که میخواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن راکاملا آبندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
حالا که بحث ساروج را تمام کردیم چند خط هم در مورد سنگ برایتان بگویم.
سنگ را نیز اگر از نقطه ضعیفآن کار کنیم به راحتی شکسته میشود و میتوان سنگهای چند تنی را خرد کرد ولیاگر به پست سنگی خوردید که هم قطر داشت هم رگه نداشت که بتوان با قلم وچکش خردش کرد ، باید به روش زیر عمل کنیم.
چند سوراخ در یک امتداد و بهفاصله های مشخص در سنگ ایجاد میکنید و در داخل آنها موادی به نام کترامیریزیم (نوع ایرانی آن بهتر از نوع خارجی آن عمل میکند) و بعد با چوب سوراخها را کاملا از نفوذ هوا میپوشانیم و محکم میکنیم. از بست و چهارساعت تا چهل و هشت ساعت بعد کترا در داخل سوراخ حجم میگیرد و باعث ترک خوردن سنگ میشود و سنگ را خرد میکند.



ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و دفینه های ایران در فرانسه

ایران سرزمین گنج و دفینه های پرشمار است که این گنجینه های ارزشمند در دوره های مختلف استخراج و یا به تاراج رفت . زمانی فرانسویها تحت عنوان باستان شناس به ایران می آمدند و به کشفیات ارزشمندی دست یافتند . در هر حال آثار باستانی ایران در موزه لوور فرانسه بسیار فراوان است که نشان از شکون و عظمت باستانی ایران دارد:

ریتون های ایران باستان

کتیبه ای به خط میخی باستان

نقش انسان بالدار

مفرغ های لرستان




ارسال توسط گنج بزرگ

سنگ‌درمانی در ایران

در ایران معادن سنگ‌های گران‌بها به وفور وجود دارد. یاقوت در دل سنگ مرمر است ولی ما بدون توجه به این مسئله، مرمر را صادر می‌كنیم یا در نمای ساختمان استفاده می‌كنیم. گاهی در كارگاه‌های سنگ‌بری هنگام تراش سنگ مرمر تیغه دستگاه‌های برش قفل می‌شود، زیرا یاقوت دارای درجه سختی ۹ است و زیر تیغ سنگ‌بری آسیبی نمی‌بیند....

جوشاندن شیر در ظرف نقره كه در قدیم مرسوم بوده، در واقع یون مثبت فلز نقره را آزاد كرده و وارد شیر می‌كند و نگهداری كودك مبتلا به بیماری سرخك در اتاق قرمز رنگ نیز نشانه شناخت انرژی سنگ‌ها و طیف‌های نوری در زمان‌های قدیم است.

از زمان رواج گیاه‌درمانی و سنگ‌درمانی علمی در كشورهایی مانند چین و هند، ۲۰ درصد از آمار بیماری‌ها كاسته شده است و این روند ادامه دارد. این كه گسترش سنگ‌درمانی می‌تواند بیماری‌ها و تقاضای دارو در كشور را كاهش دهد، یك حقیقت است. اما باید در نظر داشت كه این طب بایست توسط متخصصان صورت گیرد. زیرا قرار دادن اشتباه یك سنگ در ناحیه یك چاكرای دیگر، به بدن آسیب وارد كرده و جریان انرژی هاله را دچار مشكلات جدی می‌كند.

در ایران معادن سنگ‌های گران‌بها به وفور وجود دارد. یاقوت در دل سنگ مرمر است ولی ما بدون توجه به این مسئله، مرمر را صادر می‌كنیم یا در نمای ساختمان استفاده می‌كنیم. گاهی در كارگاه‌های سنگ‌بری هنگام تراش سنگ مرمر تیغه دستگاه‌های برش قفل می‌شود، زیرا یاقوت دارای درجه سختی ۹ است و زیر تیغ سنگ‌بری آسیبی نمی‌بیند.

«نبیری» با اشاره به این كه دوربین «كرنلیان» در ایران هم استفاده می‌شود، می‌گوید: «هنگام مشاهده و بررسی تصویر هاله، وجود نقاط حفره‌‌ای شكل یا بیش از حد روشن، به ترتیب نشانه فقر یا ازدیاد انرژی است.» كلید اصلی درمان، كشف علت آن است. وقتی كسی بداند كه كدام چاكرای بدنش دچار مشكل است، با استفاده از سنگ مخصوص آن می‌تواند ضعف خود را حل كند.

اگر سنگ انرژی‌زا را درون یك ظرف آب‌نمك گذاشته، آن را به مدت پنج ساعت مقابل نور مستقیم آفتاب قرار دهید، نور خورشید انرژی سنگ را فعال می‌كند و همچنین نمك آب نیز نیروی منفی و آلودگی را از آن می‌زداید. اگر سنگ را چند ساعت دیگر در یك ظرف آب سالم نگهداری كنید، انرژی سنگ وارد آب می‌شود كه نوشیدن آن سرشار از انرژی مثبت و مؤثر است.




تاریخ: پنج شنبه 20 اسفند 1394برچسب:سنگ‌درمانی , ایران,
ارسال توسط گنج بزرگ

گنج و دفینه بزرگ ایران و هخامنشیان

داریوش با کاروان کوچکی از گنجهایش به اقامتگاه تابستانی خود در هگمتانه (شهر همدان کنونی) رفت. بنا به نگارش های باستانی “داریوش هخامنشی قبل از آن که بمیرد دستور داد که تمام طلاها، نقره ها و اشیای قیمتی دیگر را در نزدیکی شهر دفن کنند. وقتی که اسکندر اقامتگاه تابستانی را به تسخیر در آورد، هیچ اثری از گنج بر جای نمانده بود. اسکندر نیروهایش را وادار کرد هفته ها در اطراف شهر بدنبال گنج مدفون بگردند که جستجویی بی حاصل بود.”

این گنجینه که به گفته کارشناسان حدودا نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده، برای بازسازی ایران و جمع آوری لشکری انبوه توسط داریوش حمل می شده است... و اما اصل داستان ..

بزرگترین گنج گمشده ایران,گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان،داریوش سوم هخامنشی بزرگترین گنج گمشده ایران,گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان،داریوش سوم هخامنشی

 

بزرگترین گنج گمشده ایران,گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان،داریوش سوم هخامنشی,بزرگترین گنجینه مخفی شده ایران,گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان,بزرگترین گنج گمشده تاریخ ایران,گنجینه عظیم داریوش سوم هخامنشی,بزرگترین گنج و دفینه تاریخ تمام دوران ها,تصاویر و عکسهای گنج بزرگ پادشاه داریوش سوم هخامنشی

گنجینه پادشاه بزرگ ایرانیان، داریوش سوم هخامنشی که در سالهای ۳۸۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد می زیست، شاید بزرگترین گنج تمام دوران ها باشد. بخشی از این گنج را امپراتور مقدونیان، اسکندر (۲۳۲ – ۳۵۶ ق.م) زمانی که در سال های حدود (۳۳۴ ق.م) کشور پادشاهی ایران را تسخیر و گنجینه های شوش، ایسوس (شهری در کشور ترکیه کنونی)، دمشق و تخت جمشید را چپاول کرد به تاراج برد.

امپراتور فاتح تنها در تخت جمشید حدود ۹,۰۰۰ تالنت طلا و ۴۰,۰۰۰ تالنت نقره به غنیمت گرفت. هر تالنت با معیارهای امروزی حدود ۲٫۲۶ کیلوگرم بود، یعنی بیش از ۱۰۰۰ تن یا به حساب دیگر بیش از ۵۰ کاروان بزرگ از حیوانات بارکش که فقط غنیمت یکی از شهر های ایران را با خود حمل می کردند.

اما آمار نهایی شهر های ایران کمی تکان دهنده است. مورخ و وقایع نویس باستانی یونان، «دیودور» چنین نگاشته است که “اسکندر کبیر گنجهای حاصل از تمام گنج خانه های تسخیر شده ایران را بر بیش از ۳,۰۰۰ شتر بارکش و ۱۰,۰۰۰ جفت قاطر (بیش از ۲۳,۰۰۰ حیوان بارکش) سوار کرد و به کشور خود برد. اسکندر در آن زمان در ایران بدون احتساب بخشی از گنجینه ها که داریوش سوم به نقاط امن برده بود، ۷۵۰,۰۰۰ تالنت (حدود ۱۹,۶۵۰ تن) یعنی تقریبا ۹۸۰ کامیون باری ۲۰ تنی پر از طلا و نقره به غنیمت گرفت، البته بدون محاسبه سنگ ها، جواهرات و هزاران شی گران بهای دیگر!

بنا بر نگارش های باستانی، وقتی که او بعد ها با ارتش خود به مصر لشکر کشی کرد، دستور داد که سپرهای حفاظتی سربازانش را با نقره خالص آب کاری کنند که نشان از عظمت غارت لشگر مقدونی در ایران بود.

اما سرنوشت باقی گنجینه ها چه شد؟

داریوش با کاروان کوچکی از گنجهایش به اقامتگاه تابستانی خود در هگمتانه (شهر همدان کنونی) رفت. بنا به نگارش های باستانی “داریوش هخامنشی قبل از آن که بمیرد دستور داد که تمام طلاها، نقره ها و اشیای قیمتی دیگر را در نزدیکی شهر دفن کنند. وقتی که اسکندر اقامتگاه تابستانی را به تسخیر در آورد، هیچ اثری از گنج بر جای نمانده بود. اسکندر نیروهایش را وادار کرد هفته ها در اطراف شهر بدنبال گنج مدفون بگردند که جستجویی بی حاصل بود.”

این گنجینه که به گفته کارشناسان حدودا نصف دارایی خاندان هخامنشی بوده، برای بازسازی ایران و جمع آوری لشکری انبوه توسط داریوش حمل می شده است.

نزدیک به ۲۵۰ سال بعد، سردار رومی مارکوس لیزینیوس کراسوس (۵۳ – ۱۱۵ ق.م) به جستجوی این گنجینه طلا پرداخت و برای آن حتی با پارتها، یکی دیگر از اقوام آسیای صغیر جنگ کرد؛ پارتها در آن زمان سلسله پادشاهی جدیدی را در ایران بر پا کرده بودند (سلسله اشکانیان). سرداران رومی ژولیوس سزار ( ۴۴ – ۱۰۰ ق.م)، مارکوس آنتونیوس (۳۰ – ۸۳ ق.م) و همچنین امپراتور روم، نرون (۶۸ – ۳۷ میلادی) نیز، همگی بدون هیچگونه موفقیتی به جستجوی گنج افسانه ای داریوش پرداختند.

در سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی) شاه وقت ایران دستور کاوش این گنج را داد؛ یک هیئت آمریکایی با پیشرفته ترین تجهیزات حفاری و اکتشاف به کار پرداخت، اما نتوانست گنج را پیدا کند.

به این ترتیب: گنجینه طلای داریوش تا به امروز همچنان در مکانی به شعاع ۱۰۰ کیلومتر، در اطراف شهر همدان خفته است. گنجینه ای که معلوم نیست کی و کجا بیدار شود و جهانیان را محو عظمتش کند.




ارسال توسط گنج بزرگ

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 463 صفحه بعد